
کتاب رانده شده
معرفی کتاب رانده شده
کتاب راندهشده نوشتهی پگاه خدادی اثری است که خانه فرهنگ و هنر مان آن را منتشر کرده است و در مجموعهی «داستان ایرانی: فانتزی» جای میگیرد. این کتاب با تکیهبر فضایی اسطورهای و حماسی، داستانی را روایت کرده است که در مرز میان دو سرزمین خیالی، میان زمستانی بیپایان و آتشی رازآلود، شکل میگیرد. در مرکز روایت، شخصیتهایی مانند آیرین، فرود، فرهانه، آرون و نیسن قرار دارند که هرکدام درگیر نبردی بیرونی با دیوها و زمستان و نبردی درونی با ترس، خشم، وفاداری و میل به فرار هستند. راندهشده جهانی را تصویر کرده است که در آن جادو، دیوها، ایزدان، مرزهای سیاسی و باورهای کهن درهم تنیده شدهاند و سرنوشت آدمها زیر سایهی تصمیمهای دشوار و انتخابهای پرهزینه شکل میگیرد. متن کتاب با تمرکز بر صحنههای پرتنش، مبارزه، گفتوگوهای شخصیتمحور و توصیفهای دقیق از شهر تورا، درهها، برجهای نگهبانی و میدانهای نبرد، خواننده را وارد جهانی میکند که هم غریب است و هم آشنا. نسخهی الکترونیکی این اثر را میتوانید از طاقچه خرید و دانلود کنید.
درباره کتاب رانده شده
کتاب راندهشده داستانی فانتزی است که پگاه خدادی در آن جهانی خیالی را ساخته است؛ جهانی که در آن سرزمین تورا زیر زمستانی طولانی و بیامان گرفتار شده و دیوها از کوهها و درهها به شهرها و اردوگاهها هجوم میآورند. در سوی دیگر، سرزمین خوآنیرا و شهر آریانا قرار دارد که بهواسطهی برج سپید و آتش ایزد آتش از گزند این زمستان درامان مانده است. در این میان، مرز میان دو سرزمین به نقطهای حساس و خونین تبدیل شده است؛ جایی که مرزداران تورا مأمورند هرکس را که بخواهد از رودخانهی یخزده عبور کند و به سرزمین «دشمن» پناه ببرد، با تیر بزنند. در چنین فضایی، آیرین که از خوآنیرا آمده و نگهبان آتش است، خود را به مرزداران تسلیم میکند و بهعنوان زندانی به حضور فرود، پادشاه تورا، برده میشود. او ادعا میکند اطلاعاتی از خوآنیرا دارد و جادویش میتواند در جنگ با دیوها به کار تورا بیاید. راندهشده در فصلهای پیدرپی و بخشهای شمارهدار مانند «بخش یکم» و صحنههایی چون «چراغی بر کُنج خلوتنشینی» و توصیف شهر آکسوس، خندق مبارزه، خانهی فرهانه و درهی میان کوهها، بهتدریج ابعاد این جهان را گسترش داده است. کتاب راندهشده در ادامهی روایت، همزمان چند خط داستانی را پیش میبرد: خط آیرین که برای اثبات خود و بهدستآوردن پناه و حمایت، ناچار است در خندقی پر از جمعیت، با خرسی زخمی و خشمگین بجنگد و در این نبرد، هم مهارت جنگی و هم جادوی آتش درونش را آشکار کند؛ خط زندگی در شهر آکسوس و خانهی فرهانه، خواهر فرود، که با سه فرزندش زیر آسمان ساکن شدهاند و باید با زمستان، دیوها و کمبود غذا کنار بیایند؛ و خط آرون و دوستش نیسن که در حاشیهی شهر و درهی میان کوهها بهدنبال میوه، ریشه و شکار میگردند و همزمان از مهاجرت به آریانا، نفرت از مرزداران و معامله با جادوگران حرف میزنند. کتاب راندهشده در این میان، به گذشتهی شهر، حملهی گرگهای دیوصفت، تصمیم پادشاه برای تیراندازی به مهاجران، و شکلگیری برجهای نگهبانی هم پرداخته است. این کتاب با ترکیب صحنههای اکشن، توصیفهای محیطی، گفتوگوهای تند و گاه طعنهآمیز، و لایههایی از اسطوره و آیین، جهانی فانتزی را شکل داده است که در آن «وحشی بودن» معنایی نزدیک به آزادی و رهایی پیدا میکند و مرز میان قهرمان، خائن، جادوگر و قربانی چندان روشن نیست.
خلاصه داستان رانده شده
آیرین، نگهبان آتش و جنگجویی از خوآنیرا، در آغاز داستان از رودخانهی یخزده عبور میکند و خود را به مرزداران تورا تسلیم میکند. او هویت واقعیاش را پنهان میکند و فقط میگوید سربازی فراری است که از خوآنیرا بیزار شده و اطلاعاتی دارد که برای پادشاه تورا مفید است. آیرین سلاحهایش را تحویل میدهد و زندانی میشود، اما در ذهنش نقشه دارد که با افشای حقیقت و نشاندادن جادویش، اعتماد فرود، پادشاه تورا، را جلب کند. در اقامتگاه نیمهتاریک فرود، در میان سرهای شکارشدهی حیوانات و سربازانی که دست به سلاح دارند، آیرین از نفرتش نسبت به خوآنیرا و تواناییاش در جنگ با دیوها میگوید و تلاش میکند نشان دهد حضورش برای تورا ضروری است. فرود برای آزمودن او، آیرین را به خندقی میبرد که در محوطهی باز شهر آکسوس ساختهاند؛ گودالی محصور با تیرهای چوبی نوکتیز که مردم شهر دور آن جمع شدهاند تا مبارزهای خونین تماشا کنند. در خندق، خرسی زخمی و خشمگین در رفتوآمد است. فرود به آیرین میگوید اگر میتواند با دیوها بجنگد، باید بتواند این خرس را شکست دهد و در صورت پیروزی، اجازهی ماندن در تورا را خواهد داشت. آیرین با تبر و شمشیر کوتاهی که به او میدهند، به خندق میپرد و در نبردی طولانی، خشن و پرجزئیات، با ترکیبی از مهارت بدنی، بیپروایی و جادوی آتش درونش، خرس را از پا درمیآورد؛ تا جایی که قلب تپندهی حیوان را از سینهاش بیرون میکشد، آن را شعلهور میکند و جلوی پای فرود میاندازد تا نشان دهد «آتش را نمیتوان در قفس نگه داشت» و او را نباید دستکم گرفت. پس از این نبرد، آیرین زخمی، کوفته و خونآلود است. ارژنگ، فرماندهی ارشد، او را در کوچههای کجوکولهی شهر آکسوس به خانهای میبرد که صاحبش زنی درشتهیکل و قوی به نام فرهانه است. کمکم روشن میشود فرهانه خواهر فرود است و قرار است آیرین مدتی در خانهی او بماند. فرهانه با لحنی محکم و بیتعارف، مرزهای همزیستی را برای آیرین مشخص میکند: او مهمان نیست، باید کارهای خودش را خودش انجام دهد و اگر دردسر درست کند، تحویل برادرش داده میشود. در صحنهای پرتنش، فرهانه زخمهای آیرین را با چاقوی داغ و بخیه درمان میکند و متوجه میشود آیرین از درد نمیگریزد، بلکه آن را به آتش درونیاش پیوند میزند و از آن نیرو میگیرد. گفتوگوی آنها دربارهی «وحشی بودن» و «آزاد بودن» نشان میدهد که ارزشها و نگاه مردم تورا با خوآنیرا تفاوت دارد. کمی بعد، سه فرزند فرهانه وارد خانه میشوند: کهیلا، کودک شیرخوار؛ دختری خجالتی با موهای بسیار پرپشت؛ و آرون، پسری سرکش با زخمهای قدیمی روی صورت که با نگاهش آیرین را میسنجد. آیرین از بچهها خوشش نمیآید و از اینکه باید در کنار آنها زندگی کند معذب است، اما میفهمد مادرشان بهشدت مراقب امنیتشان است. در خطی دیگر از داستان، روایت به آرون و دوست بزرگترش نیسن میپردازد. آنها صبح زود از شهر بیرون میزنند، سوار بر اسبی پیر اما وفادار، بهسوی درهای میان دو کوه میروند تا میوه، ریشه و شاید شکار پیدا کنند. در مسیر، از مرزداران، برجهای نگهبانی، مهاجرت به آریانا و معاملهی نیسن با جادوگری که در ازای خون او راه عبور از رودخانه را نشان میدهد، حرف میزنند. در خلال این گفتوگوها، گذشتهی شهر آکسوس، حملهی گرگهای دیوصفت، کشتهشدن خانوادهی نیسن، و فرمان پادشاه برای تیراندازی به مهاجران بازگو میشود و تصویر کاملتری از جهانی که آیرین به آن پناه آورده شکل میگیرد.
چرا باید کتاب رانده شده را بخوانیم؟
راندهشده جهانی فانتزی را تصویر کرده است که در آن زمستانی بیپایان، دیوها، ایزدان، جادو و مرزهای سیاسی در کنار هم قرار گرفتهاند و همین ترکیب، فضایی پرتنش و پرجزئیات ساخته است. این کتاب نبردهای بیرونی با دیوها و حیوانات و نبردهای درونی با ترس، خشم، احساس گناه و میل به فرار را کنار هم نشان داده است؛ از مبارزهی آیرین با خرس در خندق و نمایش جادوی آتش درونش تا کشمکش آرون و نیسن با تصمیم مهاجرت، نفرت از مرزداران و معامله با جادوگران. در این میان، روابط میان شخصیتها ـ مثل گفتوگوهای تند و صریح آیرین و فرهانه، یا طعنهها و بحثهای آرون و نیسن ـ لایهای انسانی و ملموس به فضای اسطورهای داستان داده است. این کتاب برای کسانی که به دنبال داستانی پرصحنه، پرکشمکش و سرشار از تصویرهای روشن از شهرها، درهها، برجهای نگهبانی و میدانهای نبرد هستند، تجربهای متفاوت فراهم کرده است. راندهشده در کنار صحنههای اکشن و جادویی، به موضوعهایی مانند معنای «وحشی بودن» و «آزاد بودن»، بهای امنیت، مرز میان خیانت و نجات، و تأثیر تصمیمهای حاکمان بر زندگی مردم عادی پرداخته است. حضور شخصیتهایی با پیشینهها و انگیزههای متفاوت ـ از پادشاهی محتاط و محاسبهگر تا زنی که هم مادر است و هم درمانگر و هم خواهر پادشاه، و نوجوانانی که میان ماندن و رفتن مرددند ـ باعث شده است خواننده با طیف متنوعی از نگاهها روبهرو شود و فقط در یک خط قهرمانمحور باقی نماند.
خواندن این کتاب را به چه کسانی پیشنهاد میکنیم؟
خواندن راندهشده به کسانی پیشنهاد میشود که به داستانهای فانتزی با جهانسازی گسترده، جادو، دیوها و نبردهای حماسی علاقه دارند. همچنین به کسانی پیشنهاد میشود که از روایتهایی دربارهی مرز، مهاجرت، زمستان طولانی، و کشمکش میان وفاداری و بقا خوششان میآید و دنبال داستانی هستند که در کنار صحنههای مبارزه، به روابط خانوادگی و گفتوگوهای شخصیتمحور هم پرداخته باشد.
حجم
۱٫۷ مگابایت
سال انتشار
۱۴۰۲
تعداد صفحهها
۲۵۶ صفحه
حجم
۱٫۷ مگابایت
سال انتشار
۱۴۰۲
تعداد صفحهها
۲۵۶ صفحه