
کتاب ولی خانه من نیست
معرفی کتاب ولی خانه من نیست
کتاب ولی خانهی من نیست (مردمنگاری زیستفرهنگ اجارهنشینی در تهران) نوشتهی هانیه بنیهاشمی روایتی پژوهشی از زندگی مستأجران تهرانی است که نشر مردمنگار آن را منتشر کرده است. نویسنده با تکیهبر رویکرد مردمنگاری تفسیری، بهجای تمرکز صرف بر آمار و سیاستهای مسکن، به دل تجربههای زیستهی اجارهنشینان میرود و از خلال روایتها، گفتوگوها و دادههای میدانی، فرهنگ و معنای اجارهنشینی را در تهران امروز بازسازی میکند. متن کتاب از یکسو بر زمینهی اقتصادی و اجتماعی بحران مسکن، تورم، نابرابری و افزایش سهم هزینهی مسکن در سبد خانوار استوار است و از سوی دیگر به احساسات، ترسها، امیدها، شرمها، مقاومتها و شیوههای کنارآمدن مستأجران با این وضعیت میپردازد. در این اثر، اجارهنشینی فقط یک وضعیت حقوقی یا عددی نیست، بلکه بهعنوان زیستجهانی پر از تنش، جابهجاییهای اجباری، طردشدگیهای اجتماعی و شکلگیری خردهفرهنگهای خاص بررسی شده است. نویسنده با رجوع به ادبیات، سینما، نظریههای جامعهشناختی و مردمشناختی و نیز تاریخ تهران، نشان داده است که چگونه خانه، مالکیت، اجاره و بیخانمانی در حافظهی جمعی و در زندگی روزمرهی تهرانیها معنا پیدا کرده است. نسخهی الکترونیکی این اثر را میتوانید از طاقچه خرید و دانلود کنید.
درباره کتاب ولی خانه من نیست
کتاب ولی خانهی من نیست با تمرکز بر شهر تهران، اجارهنشینی را بهعنوان یک پدیدهی تاریخی، اجتماعی و فرهنگی دنبال میکند و آن را از سطح یک «مشکل فردی» به سطح یک مسئلهی ساختاری و ملی میبرد. هانیه بنیهاشمی در فصلهای آغازین، از بحران مسکن، تورم، افزایش سهم اجاره در سبد خانوار و رشد جمعیت مستأجران در ایران و بهویژه تهران سخن گفته است و نشان داده که چگونه از دهههای گذشته تا امروز، اجارهنشینی از یک مرحلهی موقت در مسیر خانهدارشدن، به وضعیتی طولانیمدت و ناگزیر برای بخش بزرگی از شهروندان تبدیل شده است. در همین بخشها، نویسنده با مرور تاریخ تهران، از طهران قاجاری و خانههای حیاطدار و اتاقهای اجارهای تا برجها و آپارتمانهای امروز، خطی از تحولات مسکن، قوانین موجر و مستأجر، سیاستهای دولتی و شوکهای قیمتی ترسیم کرده است. کتاب ولی خانهی من نیست در ادامه، با رجوع به ادبیات و سینما، ردّ اجارهنشینی را در رمانها، داستانها و فیلمها دنبال کرده و نشان داده است که چگونه فقر، تنگنای مسکن، بدهکاری به صاحبخانه و ترس از بیرونافتادن، در شخصیتها و روایتها حضور دارد. در بخشهای بعدی کتاب ولی خانهی من نیست، تمرکز از متنهای ادبی و هنری به میدان زندگی روزمرهی مستأجران تهرانی منتقل میشود. فصلهایی مانند «گفتوگو با مستأجران؛ گرفتاران بیداد سکونتی»، «اجارهنشینی در دنیای زنها و مجردها»، «مشکلات خانوادگی مستأجران»، «ارتباط و رفتوآمد با همسایهها»، «اجارهنشینی و اعتقادات دینی»، «سبک هزینهکرد مستأجران»، «تصویر اجارهنشینان از آینده»، «اهمیت مالکیت در نزد اجارهنشینان» و «مطالبهگری و اعتراض مستأجران» هرکدام بر بُعدی از این زیستفرهنگ نور میاندازند. نویسنده با استفاده از مصاحبهها در محلههای برخوردار و کمبرخوردار تهران، جداول مفصل پیوستها و نیز دادهکاوی شبکهی ایکس، شبکهای از مفاهیم و تجربهها را کنار هم میگذارد؛ از معیارهای انتخاب خانه و محله تا روایتهای زنانه از اجارهی مسکن و حتی نگاه یک صاحبخانه. در فصلهای نظری، بنیهاشمی به پژوهشهای ایرانی و جهانی دربارهی مسکن، نابرابری، سلامت، هویت مکانی، حاشیهنشینی و نظریههایی مانند فرهنگ و شخصیت، نیازهای مازلو، انسان حاشیهنشین پارک، نابرابری طبقاتی، فمنیسم، محرومیت نسبی، همبستگی اجتماعی دورکیم، اقتصاد سیاسی شهر کاستلز و دیدگاه پیتر مارکوزه دربارهی مسکن بهعنوان میدان کشمکش اقتصادی و سیاسی ارجاع داده است. ساختار کتاب شامل فصلهای تحلیلی، روایتهای میدانی، دادهکاوی مجازی و چند پیوست آماری و روایتی است که در کنار هم تصویری چندلایه از اجارهنشینی در تهران امروز میسازند.
خلاصه کتاب ولی خانه من نیست
کتاب ولی خانهی من نیست از مسئلهی مسکن و اجارهنشینی در تهران با یک حرکت رفتوبرگشتی میان آمار، تاریخ، نظریه و روایتهای زیسته سخن میگوید. نویسنده ابتدا نشان میدهد که چگونه تورم، نابرابری و سیاستهای ناکارآمد مسکن، تعداد اجارهنشینان را در ایران و تهران بهطور چشمگیری افزایش داده و سهم هزینهی مسکن را در سبد خانوار به سطحی رسانده است که دیگر فقط یک «هزینه» نیست، بلکه نیرویی است که سبک زندگی، مصرف، تفریح، آموزش، تغذیه و حتی رؤیاهای آینده را شکل میدهد. در این چارچوب، اجارهنشینی بهعنوان پدیدهای تعریف شده است که با جابهجاییهای اجباری، طردشدگی اجتماعی، احساس محرومیت نسبی، فرسایش هویت و فشار روانی گره خورده است. در ادامه، کتاب ولی خانهی من نیست با رجوع به ادبیات و سینما، نشان میدهد که تجربهی مستأجر بودن چگونه در حافظهی فرهنگی ثبت شده است؛ از اتاقهای تنگ و بدهکاری به صاحبخانه در رمانها تا خانههای در حال فروپاشی و آپارتمانهای پرتنش در فیلمها. سپس، متن وارد میدان تهران امروز میشود: مصاحبه با مستأجران در محلههای برخوردار و کمبرخوردار، روایتهای زنانه از اجارهنشینی، تجربهی مجردها، تنشهای خانوادگی ناشی از فشار اجاره، شکلگیری یا گسست روابط همسایگی، تأثیر باورهای دینی بر تحمل وضعیت، الگوهای هزینهکرد و صرفنظرکردن از نیازهای دیگر برای پرداخت اجاره، تصویر آینده و معنای «خانهدارشدن» در ذهن مستأجران. نویسنده در کنار این روایتها، به امکان و امتناع همبستگی و مطالبهگری مستأجران، نمونههای جهانی سازماندهی مستأجران، و دادهکاوی شبکهی ایکس دربارهی اجارهنشینی میپردازد تا نشان دهد چگونه خشم، شوخی، ناامیدی و اعتراض در فضای مجازی بازتاب پیدا میکند. در فصلهای نظری، اجارهنشینی در پیوند با مفاهیمی مانند انسان حاشیهنشین، فرهنگ طبقهی پایین، آنومی، همبستگی اجتماعی، اقتصاد سیاسی شهر و ایدهی مسکن بهعنوان حق و نه صرفاً کالای سرمایهای تحلیل شده است. در پیوستها نیز جداول دقیق ویژگیهای مصاحبهشوندگان، معیارهای انتخاب خانه و محله، تجربهی اسبابکشی، رابطه با صاحبخانه و املاکی، سبک هزینهکرد، تصویر آینده، ارزیابی خوب یا بدبودن اجارهنشینی و شکلهای اعتراض و مطالبهگری مستأجران آمده است تا تصویر کیفی کتاب با دادههای منظم تکمیل شود.
چرا باید کتاب ولی خانه من نیست را بخوانیم؟
کتاب ولی خانهی من نیست بهجای نگاهکردن به اجارهنشینی صرفاً بهعنوان یک مسئلهی اقتصادی، آن را بهعنوان تجربهای چندبعدی و عمیق در زندگی روزمرهی تهرانیها نشان میدهد. خواندن این اثر امکان میدهد که از پشت اعداد و نمودارها، به صدا و روایت کسانی نزدیک شویم که هر سال با دغدغهی تمدید قرارداد، افزایش اجاره، اسبابکشی و جابهجایی مدرسه و محل کار زندگی میکنند. این کتاب نشان داده است که اجارهنشینی چگونه بر روابط خانوادگی، احساس امنیت، هویت مکانی، برنامهریزی برای آینده، مصرف فرهنگی و حتی معنای «آبرومندی» و «آبرو» اثر میگذارد. از سوی دیگر، کتاب ولی خانهی من نیست پلی میان تجربهی زیسته و بحثهای نظری و سیاستی میسازد. خواننده در کنار روایتهای میدانی، با تاریخ قوانین موجر و مستأجر، سیر سیاستهای مسکن، نمونههای جهانی سازماندهی مستأجران و دیدگاه نظریهپردازانی روبهرو میشود که مسکن را نهفقط سرپناه، بلکه میدان نابرابری، قدرت، سرمایه و مقاومت میدانند. این ترکیب، امکان میدهد که اجارهنشینی در تهران امروز در پیوند با روندهای گستردهتر اقتصادی، اجتماعی و شهری فهم شود. برای کسانی که به شهر، مسکن، نابرابری، سیاستگذاری اجتماعی و زندگی روزمرهی طبقات مختلف علاقهمندند، این کتاب منبعی است که هم تصویر کلان ارائه کرده است و هم جزئیات ملموس و انسانی را پیش چشم میگذارد.
خواندن این کتاب را به چه کسانی پیشنهاد میکنیم؟
کتاب ولی خانهی من نیست به پژوهشگران و دانشجویان رشتههای جامعهشناسی، مردمشناسی، برنامهریزی شهری و مطالعات فرهنگی پیشنهاد میشود که بهدنبال نمونهای میدانی از مردمنگاری زندگی روزمره در تهراناند. همچنین به فعالان حوزهی مسکن، سیاستگذاران شهری، روزنامهنگاران اجتماعی و کنشگران مدنی که درگیر بحثهای مربوط به حق مسکن، اجارهنشینی و نابرابری شهری هستند توصیه میشود. این اثر برای مستأجران، بهویژه در تهران و کلانشهرها، میتواند آینهای باشد برای دیدن تجربهی خود در کنار تجربهی دیگران و برای مالکان و واسطههای بازار مسکن نیز فرصتی است تا سوی دیگر رابطهی اجاره را از نزدیکتر ببینند.
حجم
۱٫۸ مگابایت
سال انتشار
۱۴۰۴
تعداد صفحهها
۲۲۰ صفحه
حجم
۱٫۸ مگابایت
سال انتشار
۱۴۰۴
تعداد صفحهها
۲۲۰ صفحه