
کتاب دالاهو
معرفی کتاب دالاهو
کتاب دالاهو نوشتهی افسانهی جعفرپور ابنوی مجموعهای از چند داستان کوتاه فارسی است که نشر ناران آن را منتشر کرده است. نویسنده در این اثر سراغ موقعیتهایی رفته است که در آنها آدمهای معمولی در تنگنای فقر، اعتیاد، خشونت، تبعیض، بیعدالتی و انتخابهای سخت قرار گرفتهاند و باید میان ماندن، جنگیدن یا تسلیمشدن یکی را انتخاب کنند. فضای داستانها بیشتر در شهرها و روستاهای امروز ایران میگذرد و از خانوادههای کارگری و روستایی تا طبقهی متوسط شهری را دربرمیگیرد. در مقدمهی کتاب تأکید شده که هریک از داستانها براساس ماجراهای واقعی نوشته شده و تنها نام شخصیتها تغییر کرده است؛ همین نکته به روایتها حالوهوایی مستندگونه و نزدیک به تجربهی زیسته میدهد. در داستانها میتوان ردّ موضوعاتی مثل پیامدهای شکنجه و زندان سیاسی، قاچاق عتیقه، خشونت جنسی، فشارهای اقتصادی، مهاجرت، رهاکردن نوزاد، خریدوفروش جرم و قربانیشدن زنان و کودکان را دید. زبان اثر ساده و مستقیم است و نویسنده کوشیده است با تکیه بر جزئیات روزمره، روابط خانوادگی و گفتوگوهای زندهی شخصیتها، فضای ملموسی از زندگی معاصر بسازد. نسخهی الکترونیکی این اثر را میتوانید از طاقچه خرید و دانلود کنید.
درباره کتاب دالاهو
کتاب دالاهو مجموعهای از داستانهای کوتاه افسانهی جعفرپور ابنوی است که در چند بخش مستقل اما همخانواده از نظر مضمون و فضا شکل گرفته است. در فهرست کتاب، داستانهایی مانند دالاهو، عشق نافرجام، حاکفشی، اشک و خون، سبیل قیطانی، غریق و بلدا و مش ماشاءالله دیده میشود. هر داستان جهانی جداگانه دارد اما همگی در یک بستر اجتماعی مشترک حرکت میکنند: ایران امروز با همهی تناقضها، فشارها و امیدهایش. نویسنده در مقدمهی کتاب دالاهو توضیح داده است که این روایتها براساس واقعیت نوشته شدهاند و او تنها نامها را عوض کرده است؛ همین تأکید، خواندن داستانها را به نوعی مواجهه با خاطرات و اعترافهای ناگفتهی آدمها تبدیل میکند. در متنها میتوان حضور روستاهای کوهستانی، شهرهای کوچک، محلههای کارگری و آپارتمانهای طبقهی متوسط را دید؛ جایی که شخصیتها میان سنت و مدرنیته، فقر و آبروداری، عشق و قضاوت دیگران، قانون و بیقانونی سرگرداناند. در برخی داستانها ردّ مستقیم تاریخ سیاسی و اجتماعی نیز دیده میشود؛ مثل اشاره به ساواک، زندان قصر، پخش اعلامیه و شکنجهی زندانیان. در ادامهی کتاب دالاهو، هر داستان زاویهی تازهای از این جهان را نشان میدهد. در عشق نافرجام، رادیو، دعانویس و مسئلهی ناباروری، زندگی زوجی روستایی را شکل میدهد و یک خبر کوتاه رادیویی همهچیز را زیر سؤال میبرد. در جاکفشی، کشمکش میان رؤیای استقلال اقتصادی و نگاه سنتی به نقش زن در خانه، در قالب گفتوگوی یک زوج شهری روایت شده است. اشک و خون از زبان خانوادهای درگیر اعتیاد، فقر و پیشنهادهای آلودهی یک باند قاچاق انسان پیش میرود و زندان را بهعنوان صحنهای برای معاملهی جان و شرافت نشان میدهد. سبیل قیطانی به سراغ پدری میرود که برای شیرخشک فرزندش دست به دزدی زده و ناگهان در معاملهای پنهان، حامل جرم یک کیلو تریاک میشود. غریق، روایت مردی است که سالها پیش از وطن گریخته، در غربت درس خوانده و استاد دانشگاه شده و حالا در بازگشت، گذشتهی تلخ کودکی، کشتی تفریحی غرقشده و سالهای غارنشینی پس از طوفان را مرور میکند. در بلدا و مش ماشاءالله، زوجی سالخورده در شب یلدا نوزادی را که در کارتن رها شده پیدا میکنند و میان قانون، فقر و آرزوی قدیمی داشتن دختر، تصمیمی تازه میگیرند. این تنوع موقعیتها در کنار تکرار مضمونهایی مثل فداکاری، خشونت، فساد و امید، از آن کتاب مجموعهای میسازد که بیشتر بر تجربهی زیسته و احساسات مستقیم تکیه کرده است تا بر پیچیدگیهای فرمی.
خلاصه داستان دالاهو
داستانهای کتاب دالاهو حول چند محور اصلی میچرخند: خشونت ساختاری، فقر، تبعیض جنسیتی، اعتیاد، مهاجرت و تلاش برای حفظ کرامت انسانی در میانهی این فشارها. در داستان دالاهو، دختر جوانی که شغل و زندگی شهریاش را رها کرده برای مراقبت از پدر جانباز و مادرش به روستا بازگشته است. پدر، سیروان، سالها پیش بهخاطر مبارزه سیاسی، شکنجه و زندان ساواک را تحمل کرده و اکنون پس از سقوط در کوهستان، زمینگیر است. دالاهو علاوهبر پرستاری از پدر و مادر، مسئول زمینهای کشاورزی و گوسفندان هم هست. او در کوهستان با کژال، دختر کدخدا، روبهرو میشود که پس از تعرض اژدر، مردی از اهالی روستا که با قاچاقچیان عتیقه همدست است، در آستانهی خودکشی است. کژال ماجرای کشف تونل عتیقهها، خیانت اژدر و تعرض او را تعریف میکند. دالاهو میان خشم برای انتقام و ترس از پیامدهای قانونی و اجتماعی گیر میماند. درنهایت قاچاقچیان عتیقه با اطلاعرسانی او دستگیر میشوند و خودش هم اژدر را بهجای کشتن، بهشدت مجروح و تحقیر میکند تا «زجرکش» شود. سپس از کژال خواستگاری میکند، کارگاه تولید چرم کفش در روستا راه میاندازد، کژال مدرسه را توسعه میدهد و سیروان بهتدریج دوباره روی پا میایستد. این داستان از دل خشونت و خیانت، به سمت بازسازی جمعی و همبستگی روستایی حرکت کرده است. در عشق نافرجام، ستار و ماهطلعت پس از سالها ناباروری با معرفی زنی به دعانویسی مراجعه کردهاند که برای بارداری زنان دعا مینویسد. آنها حالا دختری به نام سوگل دارند و زندگیشان را هدیهی آن شیخ میدانند. در شبی معمولی، هنگام گوشدادن به رادیو، خبری پخش میشود که دعانویسی شیاد با خوراندن داروی بیهوشی به زنان متقاضی بارداری به آنها تعرض میکرده و یکی از همدستانش از او فیلم گرفته است. این خبر، شالودهی باورهای ماهطلعت و تصویرش از معجزه و مادرشدن را تهدید میکند و ستار را در موقعیتی قرار میدهد که باید میان سکوت، انکار یا روبهروشدن با حقیقت یکی را انتخاب کند. در جاکفشی، مهتاب که سالها با حمایت مالی همسرش بهنام کلاس نقاشی رفته، حالا در یک مسابقهی کشوری نفر اول شده و تابلویش را ده میلیون تومان فروخته است. او رؤیای تأسیس آموزشگاه، استخدام معلم و بهبود وضعیت اقتصادی خانواده را در سر دارد. اما بهنام با این استدلال که «اجازه داده» تا او کلاس برود، حالا با کار بیرونازخانهاش مخالفت میکند و نقش زن را به خانهداری و نقاشی برای خانواده محدود میداند. کشمکش اصلی داستان، جدال میان رؤیای استقلال و کنترل مردانه است. پایان داستان با جابهجایی پنهانی تابلو و امضای مهتاب روی دیوار خانه، نشان میدهد که مقاومت او شکل دیگری به خود گرفته است. اشک و خون، زندگی سودی، هوشنگ، پسرشان برزو و دخترشان بهار را روایت میکند. هوشنگ که زمانی وضع مالی خوبی داشته، پس از ورشکستگی و خیانت شریکش به اعتیاد پناه برده و حالا باری بر دوش خانواده است. سودی با شستن سبزی و کار در خانهی دیگران خرج خانه را درمیآورد. هوشنگ برای «نجات» خانواده پیشنهاد کاری در عسلویه را مطرح میکند اما بعدتر در زندان میبینیم که بهخاطر نقشش در شبکهی قاچاق دختران جوان به کشورهای عربی، به ده سال حبس محکوم شده است. او در ملاقات با واسطهی باند، میان پولی که برای خانوادهاش میرسد و نفرت از کاری که کرده، درگیر است و درعینحال با بیماری و سرفههای خونی دستوپنجه نرم میکند. در سبیل قیطانی، جلال برای خرید شیرخشک دخترش پول را خرج مواد کرده و در ناچاری از داروخانه دزدی کرده است. در راهرو دادگستری، مردی با سبیل قیطانی به نام غلوم بندری سراغش میآید و پیشنهاد میدهد در ازای تأمین خرج خانواده و پول توجیبی زندان، جرم حمل یک کیلو تریاک را هم بهعهده بگیرد. جلال که زیر فشار فقر و شرم است، میپذیرد و به پانزده سال حبس محکوم میشود. همسرش زری در راهرو با شنیدن این خبر فرو میریزد اما جلال او را قانع میکند که «بیرون که بودم هم فرقی نداشت» و حالا دستکم پولی به خانه میرسد. غریق، از زبان مردی روایت میشود که در کودکی پدرش را از دست داده، با مادرش از ارث خانوادگی دور مانده و در فقر بزرگ شده است. او در نوجوانی بدون اطلاع مادر مهاجرت کرده، در رستورانها کار کرده، با کمک پیرمردی هموطن درس خوانده و استاد دانشگاه شده است. در سفری دریایی با همسر باردارش، کشتی تفریحی در طوفانی سهمگین غرق میشود. آنها همراه دهها مسافر دیگر روزها روی قایقهای نجات سرگردان میمانند، به جزیرهای ناشناخته میرسند و سه سال در غارها و جنگل زندگی میکنند تا سرانجام کشتی نجات میرسد. همسرش هنگام زایمان میمیرد و نوزادشان در همان جزیره به دنیا میآید. سالها بعد، راوی در هواپیما درحال بازگشت به وطن است و درحالیکه هیچکس در مقصد منتظرش نیست، میان حس غربت، گناه و امید معلق مانده است. در بلدا و مش ماشاءالله، زوجی سالخورده در آستانهی شب یلدا درگیر خرید هندوانه و سبزی قرمه برای مهمانی خواهر زن هستند. ماشاءالله در راه بازگشت، کارتن نوزادی را میبیند که ماشین از رویش رد شده است. بچه سالم مانده و آنها او را به خانه میبرند. بحث میان تحویلدادن نوزاد به پلیس و بهزیستی یا نگهداشتنش بالا میگیرد. این زوج که سالها آرزوی دختر داشتهاند و تازه با قرض و وام صاحب خانهای کوچک شدهاند، درنهایت نوزاد را نگه میدارند و نامش را بلدا میگذارند؛ هدیهای که فال حافظ شب یلدا هم آن را تأیید کرده است. در این داستان، مهربانی و همدلی خانوادگی در برابر بیمسئولیتی و خشونت اجتماعی قرار گرفته است.
چرا باید کتاب دالاهو را بخوانیم؟
کتاب دالاهو برای کسانی که به روایتهای نزدیک به زندگی روزمره و تجربههای واقعی علاقهمند هستند، تصویری چندوجهی از جامعهی امروز ایران ترسیم کرده است. هر داستان از زاویهای تازه به مسئلههایی مثل فقر، اعتیاد، خشونت خانگی، تعرض جنسی، قاچاق عتیقه و انسان، مهاجرت، ناباروری، نقش جنسیتی و تضاد نسلها نزدیک میشود و نشان میدهد این موضوعات چگونه در جزئیترین لحظههای زندگی خانوادگی اثر میگذارند. در این کتاب، قهرمانها اغلب آدمهای معمولیاند: دختر روستایی که برای پدر جانبازش از شهر به روستا برمیگردد، زنی که میان رؤیای نقاششدن و خواست همسرش گیر کرده، مردی که برای شیرخشک فرزندش دزدی میکند، زوجی که نوزادی را در کارتن وسط کوچه پیدا میکنند یا مهاجری که پس از سالها غربت به وطن برمیگردد. این انتخاب، امکان همذاتپنداری را بالا میبرد و خواندن داستانها را به نوعی دیدن و بازخوانی زندگی اطراف تبدیل میکند. از سوی دیگر، کتاب دالاهو نشان میدهد خشونت و بیعدالتی فقط در سطح کلان سیاسی یا اقتصادی رخ نمیدهد، بلکه در تصمیمهای کوچک روزمره، در سکوتها، در معاملهی جرم، در رهاکردن نوزاد، در نادیدهگرفتن رؤیای یک زن یا در پذیرش پیشنهاد یک باند قاچاق هم حضور دارد. درعینحال، در بسیاری از داستانها رگههایی از مقاومت، همبستگی و بازسازی دیده میشود؛ از کارگاه چرمدوزی دالاهو در روستا تا تصمیم مش ماشاءالله و اعظم برای نگهداشتن بلدا. این ترکیب تلخی و امید، کتاب را به متنی تبدیل کرده است که هم درد را نشان میدهد و هم امکان تغییر را از یاد نمیبرد. خواندن این مجموعه برای کسانی که به دنبال شناخت حسیتر و جزئیتر از وضعیت اجتماعی و عاطفی آدمها در طبقات مختلف جامعه هستند، میتواند تجربهای قابلتوجه باشد؛ بهویژه چون نویسنده تأکید کرده است که داستانها براساس ماجراهای واقعی شکل گرفتهاند و این حس «واقعیبودن» در لحن و جزئیات روایتها هم دیده میشود.
خواندن این کتاب را به چه کسانی پیشنهاد میکنیم؟
کتاب دالاهو به کسانی پیشنهاد میشود که به داستانهای کوتاه اجتماعی علاقهمند هستند و دوست دارند از خلال روایتهای شخصی، با مسئلههایی مثل فقر، اعتیاد، خشونت خانگی، مهاجرت، ناباروری و تبعیض جنسیتی روبهرو شوند. این مجموعه برای خوانندگان جوان و بزرگسال که به فضاهای روستایی و شهری معاصر، روابط خانوادگی و کشمکشهای اخلاقی حساساند، مناسب است. همچنین به دانشجویان و علاقهمندان مطالعات اجتماعی و فرهنگی که میخواهند نمونههایی از بازتاب مسائل روز در داستان فارسی ببینند، میتوان این کتاب را پیشنهاد کرد.
حجم
۴۰۵٫۷ کیلوبایت
سال انتشار
۱۴۰۲
تعداد صفحهها
۷۷ صفحه
حجم
۴۰۵٫۷ کیلوبایت
سال انتشار
۱۴۰۲
تعداد صفحهها
۷۷ صفحه