
کتاب بر سفره داعش
معرفی کتاب بر سفره داعش
کتاب بر سفرهی داعش نوشتهی زهراء عبدالله با ترجمهی مریم نادری و ویراستاری نرگس جودکی روایتی داستانی از تجربهی زنان ایزدی در چنگال داعش است؛ روایتی که از دل یک زندگی عادی در روستاهای سنجار آغاز میشود و بهتدریج به اسارت، کوچ اجباری و خشونت سازمانیافته میرسد. نویسنده که رمان را ابتدا به عربی و با نام علی مائدة داعش نوشته است، با تکیهبر جزئیات روزمره، آیینها، باورها و مناسبات عاطفی، فضای زندگی ایزدیها را پیش چشم میآورد و بعد نشان میدهد چگونه این جهان آرام زیر هجوم داعش فرو میپاشد. مترجم در مقدمه توضیح داده است که این متن را در ادامهی پایاننامهی دانشگاهی خود دربارهی همین رمان برگزیده و در برخی موارد، جملاتی را که با عرف جامعه ناسازگار بوده حذف کرده است. انتشارات ناران آن را منتشر کرده است و متن فارسی علاوهبر روایت اصلی، شامل پاورقیهایی برای توضیح اصطلاحات و مفاهیم دینی و فرهنگی ایزدیها است. بر سفرهی داعش از خلال داستان یوفا، خانوادهاش و دیگر زنان روستا، به جنایتها، اسارتها، جداییها و تلاش برای زندهماندن در زندانها و بازارهای بردهفروشی داعش میپردازد و درعینحال عشق، خاطره و ایمان را هم در دل این تاریکی دنبال میکند. نسخهی الکترونیکی این اثر را میتوانید از طاقچه خرید و دانلود کنید.
درباره کتاب بر سفره داعش
کتاب بر سفرهی داعش داستانی است که زهراء عبدالله، نویسندهی سوری–لبنانی، آن را بر محور زندگی دختری ایزدی بهنام یوفا بنا کرده است؛ دختری که در روستاهای سنجار، میان آیینهای لالش، رقص سماع، طبقات دینی ایزدی و عشق پنهانیاش به سیروان زندگی میکند و ناگهان با هجوم داعش، انفجار موشکها و فریادهای «اللّهاکبر» از خانه، خانواده و عشقش جدا میشود. روایت از جشن چلهی تابستان و زیارت معبد لالش آغاز میشود، از جزئیات آیینها، طبقات دینی، پارچههای رنگی مقبرهی شیخ عدی، نذرها و آرزوها میگوید و بعد بهیکباره به صحنهی فرار بهسوی کوه، محاصرهی روستا، ایستوبازرسی داعش و جداسازی مردان و زنان میرسد. در ادامه، زنان و کودکان در مدرسهای در تلعفر زندانی میشوند، مردان از خانوادهها جدا میشوند، زنان مسن تیرباران میشوند و پسران بالای شش سال برای «شیربچگان خلافت» شدن از مادرانشان جدا میشوند. کتاب بر سفرهی داعش در فصلهای متعددی پیش میرود که هرکدام بخشی از این فروپاشی و اسارت را دنبال میکند؛ از «مدرسهی شکوفههای تلعفر» که به زندان زنان تبدیل شده تا «زندان بادوش – موصل» که در آن دختران مانند «غنیمت خلافت» شمارهگذاری، معاینه و برای «ازدواج» با جنگجویان آماده میشوند. در فصلهایی دیگر، خواننده با شخصیتهایی مثل خاله کوری، اممراد، تالیا، لیلاف، ام خنساء و ابوجنید روبهرو میشود؛ هرکدام نمایندهی نوعی واکنش به خشونتاند: مقاومت، دعا، شوخطبعی تلخ، فروپاشی یا همدستی. کتاب بر سفرهی داعش در فصلهای بعدی، زندگی در زیرزمینهای نمور، تقسیمبندی زنان براساس سن و وضعیت تأهل، بازجوییهای جنسی، حمام اجباری، لباسهای زیر تحقیرآمیز و سازوکار خریدوفروش زنان را نشان میدهد و همزمان با فلاشبکهایی به گذشته، رابطهی یوفا و سیروان، خاطرات داروخانه، باغهای انجیر سنجار و کشمکش او میان فرار عاشقانه و وفاداری به خانواده را بازمیسازد. این کتاب در مجموع با فصلهای پیدرپی و صحنههای طولانی، از لحظهی حملهی داعش تا استقرار کامل نظام اسارت و بردگی جنسی را دنبال کرده است و در هر بخش، هم از بیرونِ خشونت (ساختار داعش، فرماندهان، زندانها) و هم از درونِ روانی قربانیان (ترس، رؤیا، احساس گناه، حسرت «کاش با تو فرار میکردم») تصویر میدهد.
خلاصه داستان بر سفره داعش
هشدار: این پاراگراف بخشهایی از داستان را فاش میکند! داستان بر سفرهی داعش با تصویری آیینی و سرشار از رنگ و صدا آغاز میشود: رقص سماع در معبد لالش، طواف روحانیون ایزدی دور شعلهی آتش، پارچههای رنگی مقبرهی شیخ عدی، نذرها و آرزوها، و نگاههای یوفا که در میان جمعیت بهدنبال چشمان سیروان میگردد؛ جوانی از طبقهی دینی دیگر که عشقش بهخاطر نظام طبقاتی ایزدی ممنوع است. در همان روز عید، درحالیکه خانوادهی یوفا قربانی کرده و خانه را برای مهمانها مرتب میکند، انفجار موشکها و فریادهای «اللّهاکبر» سکوت روستا را میشکند. پدر خانواده فریاد میزند «دارن میان» و همه بهسوی کوه فرار میکنند، اما در خروجی روستا، خودروهای داعش راه را میبندند. مردان از وانت پایین کشیده میشوند، ابوخالدِ همسایه که حالا عضو داعش است، به پدر یوفا میگوید اگر مسلمان نشوند کشته میشوند و زنان و کودکان را بهعنوان «غنیمت» میبرند. زنان در مدرسهای در تلعفر زندانی میشوند؛ کلاس دهم «الف» به اتاق حبس دویست زن تبدیل میشود. حلقهی ازدواج یوفا که هدیهی سیروان است از انگشتش کنده میشود، موبایلها، طلاها و هویتها از آنها گرفته میشود. شب، در سکوتی شبیه «گونیهای گندم» روی زمین، زنان میان امید بازگشت به خانه و ترس از آینده معلقاند. فردا، مردان داعش با فرماندهای که او را «شاهزاده» مینامند، وارد میشوند؛ از زنان میخواهند مسلمان شوند و وعدهی «ازدواج با مجاهدان» میدهند. خاله کوری مقاومت میکند و میگوید «بر دین خود میمونیم تا بمیریم». زنان مسن را بیرون میکشند و در حیاط مدرسه تیرباران میکنند. سپس در زمینبازی مدرسه، زنان را براساس سن جدا میکنند، پسران بالای شش سال – ازجمله شفان، برادر ششسالهی یوفا – را در دایرهای قرمز جمع میکنند تا به «شیربچگان خلافت» تبدیل شوند و مادران را با ضرب و شتم از آنها جدا میکنند. یوفا همراه گروهی از دختران جوان سوار اتوبوسهایی میشود که رویشان تابلو «حج» نصب شده است. در راه، کنار باغ انجیر و سیب توقف میکنند تا «قضای حاجت» کنند و چند انجیر بچینند؛ صحنهای که با خاطرات باغ انجیر پدر و جعبههای چوبی بازار در ذهن یوفا گره میخورد. مقصد، زندان بادوش در موصل است؛ جایی که دختران مانند «کالاهای تازه رسیده» ردیف میشوند، مدیر زندان آنها را وارسی میکند و یکی از دختران بلوند بهنام شیرین همان ابتدا جدا و ناپدید میشود. گروه یوفا به زیرزمینی نمور و تنگ منتقل میشود؛ تشکهای کثیف، سینک چکهدار، بوی تعفن و پنجرهای کوچک تنها نشانههای جهان بیروناند. شبها با خاطرات سیروان، داروخانهی روستا، پیامک «خرگوش من» و حسرتِ نرفتن به قرار فرار، میگذرد. روز بعد، ام خنساء، مسئول گردان زنان داعش، همراه ابوجنید وارد سلول میشود. او با جلیقهی انفجاریاش سکوت را تحمیل میکند، از لیلاف میخواهد ترجمه کند و بازجویی جنسی را آغاز میکند: نام، سن، باکرگی، تاریخ آخرین قاعدگی، تعداد رابطه با شوهر برای زنان متأهل. سپس برای هر دختر شمارهای روی کاغذ میچسبانند، شامپو، تیغ، نواربهداشتی و لباسهای زیر پرزرقوبرق توزیع میکنند و دستور میدهند حمام کنند و آماده شوند. ابوجنید با نگاه شهوتبارش یوفا را «برای ابو کفاح» کنار میگذارد. دوش آب سرد، دردی که میگرن قدیمی یوفا را شعلهور میکند و حس اینکه «هرکدام جسد خود را میشوید» مقدمهی ورود به مرحلهی بعدی اسارت است؛ مرحلهای که در ادامهی رمان، با تقسیمبندی زنان، خریدوفروش، جابهجایی میان خانهها و تلاشهای پراکنده برای حفظ کرامت و هویت دینی و عاطفی دنبال میشود، بیآنکه سرنوشت نهایی یوفا و دیگران در این خلاصه فاش شود.
چرا باید کتاب بر سفره داعش را بخوانیم؟
بر سفرهی داعش از دل تجربهی زنان ایزدی، تصویری نزدیک و ملموس از آنچه در پسِ خبرهای کوتاه و تیترهای رسانهای دربارهی داعش پنهان مانده، ارائه میدهد؛ تصویری که نه از زاویهی فرماندهان و سیاستمداران، بلکه از چشم دختری جوان، خانوادهدوست و عاشق نقاشی روایت شده است. این زاویهی دید باعث شده خشونت، کوچ اجباری، جدایی از خانواده، اسارت جنسی و شستوشوی مغزی کودکان، نه بهعنوان مفاهیم کلی، بلکه بهصورت تجربههای جزئی و روزمره دیده شود؛ از لحظهی کندهشدن حلقهی ازدواج از انگشت یوفا تا جداشدن شفان در دایرهی قرمز زمینبازی. این کتاب برای شناخت جهان ایزدیها نیز اهمیت دارد. در خلال داستان، آیینها، طبقات دینی، معبد لالش، ملکطاووس، چلهی تابستان و حتی غذاهایی مثل میرا و نان تنور معرفی شدهاند و پاورقیها توضیحاتی دربارهی اصطلاحات و باورها دادهاند. به این ترتیب، خواننده با فرهنگی آشنا میشود که در روایتهای عمومی از جنگ با داعش معمولاً در حاشیه مانده است. از سوی دیگر، بر سفرهی داعش نشان میدهد چگونه خشونت ایدئولوژیک، بدن و زندگی زنان را به میدان اصلی سلطه تبدیل میکند؛ از شمارهگذاری و معاینهی تحقیرآمیز تا توزیع لباسهای زیر و «ازدواج» اجباری. در کنار این، رمان به لایههای روانی قربانیان هم پرداخته است: احساس گناه یوفا بابت نرفتن با سیروان، تلاش او برای زندهنگهداشتن خاطرات خانه و باغ انجیر، نقش رؤیاها در تحمل زندان و شکستن یا نشکستن ایمان. این ترکیبِ خشونت بیرونی و کشمکش درونی، خواندن کتاب را برای کسانی که به فهم عمیقتری از جنگ، افراطگرایی و مقاومت انسانی علاقهمندند، معنادار میکند. درنهایت، بر سفرهی داعش بهخاطر زبان تصویری و صحنهپردازیهایش، امکان همحسی با شخصیتها را فراهم کرده است؛ همحسیای که میتواند نگاه به پدیدههایی مثل «اسارت»، «نسلکشی» و «بردگی جنسی» را از سطح قضاوتهای کلی به سطح تجربهی انسانی و فردی منتقل کند.
خواندن این کتاب را به چه کسانی پیشنهاد میکنیم؟
خواندن بر سفرهی داعش به کسانی پیشنهاد میشود که به رمانهای واقعیتمحور دربارهی جنگ، خشونت و زندگی در مناطق درگیر علاقهمندند؛ به پژوهشگران و دانشجویان حوزههای مطالعات خاورمیانه، مطالعات زنان، مطالعات جنگ و افراطگرایی که بهدنبال روایتهای میدانی و انسانی از تجربهی داعش هستند؛ به کسانی که میخواهند با فرهنگ و آیینهای ایزدیها آشنا شوند؛ و به خوانندگانی که در پی درک روانی و عاطفی اسارت، کوچ اجباری و فروپاشی خانواده در بستر جنگاند، نهفقط دانستن آمار و گزارشهای رسمی.
حجم
۹۲۸٫۱ کیلوبایت
سال انتشار
۱۴۰۳
تعداد صفحهها
۱۴۷ صفحه
حجم
۹۲۸٫۱ کیلوبایت
سال انتشار
۱۴۰۳
تعداد صفحهها
۱۴۷ صفحه