
کتاب ذهن حواس جمع
معرفی کتاب ذهن حواس جمع
کتاب ذهن حواس جمع (چطور افسار زندگی خود را به دست بگیرید؟!) نوشتهی نیر ایال و با ترجمهی مرضیه کریمی توسط نشر هرماس منتشر شده است. نویسنده که پیشتر با کتاب قلاب در حوزهی طراحی عادتهای کاربری شناخته شده بود این بار از زاویهی دیگری به همان جهان نگاه کرده است؛ از جهان شرکتها و محصولاتی که برای جلب توجه طراحی شدهاند به زندگی روزمرهی افرادی میآید که زیر فشار همین طراحیها حواسپرت و از برنامهی خود دور شدهاند. در مقدمهی کتاب نویسنده از تجربهی شخصی خود با حواسپرتی، رابطهاش با دخترش و تلاشهای ناموفقش برای «سمزدایی دیجیتال» میگوید و نشان میدهد که مشکل را فقط نمیتوان به گردن فناوری انداخت. ساختار کتاب چندبخشی است و از توضیح سازوکار حواسپرتی و محرکهای درونی شروع میشود و به برنامهریزی زمانی، مدیریت محیط، قراردادهای پیشینی با خود و دیگران و درنهایت حواسجمعکردن محل کار، فرزندان و روابط عاطفی میرسد. ذهن حواس جمع با مثالهای متعدد، روایتهای واقعی و ارجاع به پژوهشهای روانشناسی، مدلی چهارمرحلهای برای کنترل توجه و تبدیل ارزشها به زمان ارائه کرده است. نسخهی الکترونیکی این اثر را میتوانید از طاقچه خرید و دانلود کنید.
درباره کتاب ذهن حواس جمع
کتاب ذهن حواس جمع نوشتهی نیر ایال از همان ابتدا با یک دوگانهی آشنا شروع میشود: حواسجمعی در برابر حواسپرتی. نویسنده با تکیهبر تجربهی کاریاش در شرکتهای فناوری و تدریس در استنفورد توضیح داده است که همان اصول روانشناسی که برای جذابکردن بازیهای ویدئویی و شبکههای اجتماعی استفاده شدهاند میتوانند زندگی روزمره را هم تسخیر کنند. در مقدمه، داستان کتاب قبلی او یعنی قلاب و استقبال شرکتهای بزرگ از آن روایت شده و بعد به «نقطهی تاریک» ماجرا میرسد؛ جایی که محصولاتی که قرار بود مفید باشند به منبع دائمی حواسپرتی تبدیل میشوند. در فصل ۱ با عنوان «ابرقدرت شما چیست؟» نویسنده از صحنهای ساده اما تعیینکننده در بازی با دخترش شروع میکند و نشان میدهد چگونه یک نگاه به تلفن همراه میتواند لحظهای مهم را از بین ببرد. فصل ۲ با عنوان «حواس جمع بودن» مرز میان رفتارهایی را که ما را به خواستههای حقیقیمان نزدیک میکند و رفتارهایی را که از آن دور میکند روشن کرده است و مفاهیم «محرکهای درونی» و «محرکهای بیرونی» را معرفی میکند. در ادامه، کتاب ذهن حواس جمع در بخش اول خود روی «تسلط به محرکهای داخلی» تمرکز کرده است. فصلهای ۳ تا ۸ به این میپردازند که واقعا چه چیزی به انسان انگیزه میدهد، چرا مدیریت زمان در اصل مدیریت رنج است، چگونه باید با حواسپرتیهای درونی روبهرو شد و چطور میتوان محرکها، وظایف و خلقوخو را جور دیگری دید. مثالهایی مانند اعتیاد زویی چانس به یک گامشمار، پژوهشهای مربوط به شوک الکتریکی در لحظات بیحوصلگی، نظریهی «تخلیهی نفس» و نقدهای جدید آن، و تکنیکهایی مثل «برگ روی جریان آب» یا «موجسواری روی امیال» در همین بخش آمده است. در بخش دوم، کتاب ذهن حواس جمع به سراغ زمانبندی میرود و در فصل ۹ با عنوان «ارزشهای خود را به زمان تبدیل کنید» سه حوزهی اصلی زندگی یعنی خود، روابط و کار را معرفی میکند و نشان میدهد بدون برنامهی زمانی مشخص، تشخیص حواسپرتی از فعالیت هدفمند ممکن نیست. فهرست کتاب نشان میدهد که در بخشهای بعدی، نویسنده به تعیین زمان برای حواسجمعی، کنترل محرکهای خارجی (ایمیل، جلسات، شبکههای اجتماعی، گوشی هوشمند، دسکتاپ، فیدهای خبری)، بستن «پیمانها» برای مهار حواسپرتی و درنهایت حواسجمعکردن محل کار، تربیت فرزندان حواسجمع و ساختن روابط عاطفی متمرکز پرداخته است. این ساختار چندبخشی باعث شده مسیر کتاب از درون فرد شروع شود، به زمان و محیط برسد و در پایان به سطح خانواده، کار و دوستیها گسترش پیدا کند.
خلاصه کتاب ذهن حواس جمع
نویسنده در ذهن حواس جمع از این نقطه شروع میکند که حواسپرتی فقط نتیجهی اعلانها و اپلیکیشنها نیست، بلکه از درون انسان آغاز میشود. او میان «حواسجمعی» بهعنوان رفتاری که ما را به خواستههای حقیقیمان نزدیک میکند و «حواسپرتی» بهعنوان رفتاری که ما را از آن دور میکند تمایز میگذارد و توضیح میدهد که هر دو تحتتأثیر محرکهای درونی (احساس گرسنگی، بیحوصلگی، اضطراب، تنهایی) و محرکهای بیرونی (اعلانها، افراد، محیط) شکل میگیرند. پیام اصلی کتاب این است که برای کنترل توجه باید اول با ناراحتیهای درونی روبهرو شد و بعد زمان و محیط را بر اساس ارزشها بازطراحی کرد. در بخش اول، نویسنده نشان میدهد که انگیزهی اصلی رفتار انسان نه جستوجوی لذت، بلکه فرار از ناراحتی است. او با مثالهایی از اعتیاد به گامشمار، اینترنتگردی، کار افراطی یا شبکههای اجتماعی توضیح میدهد که حواسپرتی اغلب راهی برای نادیدهگرفتن استرس، ترس، بلاتکلیفی یا دردهای حلنشده است. فصل «مدیریت زمان، مدیریت رنج است» چهار عامل روانشناختی را که رضایت را موقتی و انسان را مستعد حواسپرتی میکند شرح میدهد: بیحوصلگی، سوگیری منفی، نشخوار فکری و سازگاری لذتجویانه. سپس با تکیهبر درمان مبتنیبر پذیرش و تعهد، چهار گام برای مواجهه با محرکهای درونی پیشنهاد میشود: شناسایی احساس قبل از حواسپرتی، نامگذاری آن، ثبت موقعیت و کاوش کنجکاوانهی احساس. تکنیکهایی مانند تصور «برگ روی جریان آب»، «قانون ده دقیقه» و «موجسواری روی امیال» کمک میکند فرد بهجای سرکوب میل، آن را مشاهده کند تا شدت آن کاهش یابد. در ادامه، کتاب به بازتعریف کار و خلقوخو میپردازد. با الهام از ایدههای ایان بوگوست، پیشنهاد میشود کارهای دشوار بهجای شیرینسازی سطحی، بهعنوان نوعی «بازی» دیده شوند؛ یعنی با افزودن چالش، محدودیت و کنجکاوی، خودِ کار به میدان بازی تبدیل شود. نویسنده همچنین باور رایج «تخلیهی نفس» را نقد میکند و با ارجاع به پژوهشهای جدید نشان میدهد اینکه فرد فکر کند ارادهاش محدود است، خودبهخود احتمال تسلیمشدن او را بالا میبرد. در مقابل، نگاه به اراده و خلقوخو بهعنوان حالتی متغیر و نه منبعی تمامشدنی، همراه با خوددلسوزی و تغییر گفتوگوی درونی، توان مقاومت در برابر حواسپرتی را افزایش میدهد. بخش دوم کتاب بر زمانبندی متمرکز است. نویسنده سه حوزهی اصلی زندگی را «خود»، «روابط» و «کار» مینامد و توضیح میدهد که ارزشها فقط زمانی واقعی میشوند که در تقویم جا داشته باشند. او نشان میدهد فهرست کارهای انجامدادنی بدون برنامهی زمانی، اغلب به جابهجایی بیپایان کارها منجر میشود و راهحل را «مشخصکردن محدودهی زمانی» و تعیین «قصد اجرا» برای هر بخش از روز میداند. در این نگاه، هر فعالیتی که در زمان ازپیشتعیینشدهی خود انجام شود، حتی استراحت یا تماشای سریال، حواسجمعی است و هر کاری که جای فعالیت برنامهریزیشده را بگیرد، حواسپرتی محسوب میشود. در فصلهای بعدی که در فهرست آمدهاند، این منطق به کنترل ایمیل، جلسات، شبکههای اجتماعی، گوشی، دسکتاپ، مقالههای آنلاین و فیدهای خبری تعمیم داده شده و سپس بهصورت «پیمانهای مبتنیبر تلاش، هزینهی مالی و هویت» برای بستن راه بازگشت حواسپرتی صورتبندی شده است. در پایان نیز همین چهارچوب به محل کار، تربیت کودکان و روابط عاطفی منتقل میشود تا حواسجمعی از سطح فردی فراتر برود.
چرا باید کتاب ذهن حواس جمع را بخوانیم؟
ذهن حواس جمع مجموعهای از شعارهای کلی دربارهی تمرکز نیست، بلکه از دل تجربهی نویسنده در طراحی محصول و سالها کار با مدیران و پژوهشهای روانشناسی، مدلی عملی برای کنترل توجه ارائه کرده است. نقطهی تمایز آن این است که حواسپرتی را فقط به فناوری نسبت نمیدهد و ریشهی آن را در ناراحتیهای درونی، ساختار زمان و محیط جستوجو میکند. خواننده در این کتاب با مفاهیمی مانند محرکهای درونی و بیرونی، تفاوت علت اصلی و علت فرعی در حواسپرتی، نقش بیحوصلگی و نشخوار فکری، و تأثیر طرز فکر دربارهی اراده آشنا میشود و همزمان تکنیکهایی مشخص برای مواجهه با امیال، بازتعریف کار، برنامهریزی هفتگی و بستن پیمان با خود به دست میآورد. این اثر بهجای توصیهی حذف کامل فناوری، نشان میدهد چگونه میتوان از همان سازوکارهایی که محصولات را اعتیادآور میکنند برای متمرکزماندن روی کار، رابطه و مراقبت از خود استفاده کرد. ساختار چندبخشی کتاب کمک میکند خواننده ابتدا در سطح فردی با حواسپرتی درونی کنار بیاید، سپس زمان و محیط خود را بازطراحی کند و درنهایت این تغییر را به محل کار، فرزندان و روابط نزدیک گسترش دهد. برای کسانی که بارها فهرست کار نوشتهاند، اپلیکیشن بهرهوری عوض کردهاند یا «سمزدایی دیجیتال» را امتحان کردهاند و نتیجهی پایداری نگرفتهاند، این کتاب زاویهی دیگری پیشنهاد کرده است: شروع از رنج، ارزشها و گفتوگوی درونی، نه از ابزار و تنظیمات گوشی.
خواندن این کتاب را به چه کسانی پیشنهاد میکنیم؟
خواندن ذهن حواس جمع به کسانی پیشنهاد میشود که احساس میکنند زمانشان در شبکههای اجتماعی، ایمیل، جلسات و کارهای پراکنده گم میشود و میخواهند رابطهی خود را با حواسپرتی بازتعریف کنند. به دانشجویان، فریلنسرها و افرادی که کار فکری عمیق انجام میدهند و تمرکز طولانی برایشان حیاتی است، به والدینی که نگران الگوی استفاده از فناوری در خانه هستند، و به مدیران و اعضای تیمهایی که میخواهند فرهنگ کاری کمحواسپرتتری بسازند نیز میتوان این کتاب را پیشنهاد کرد.
حجم
۲٫۲ مگابایت
سال انتشار
۱۴۰۴
تعداد صفحهها
۲۰۸ صفحه
حجم
۲٫۲ مگابایت
سال انتشار
۱۴۰۴
تعداد صفحهها
۲۰۸ صفحه