کتاب جراح دیوانه یورگن توروالد + دانلود نمونه رایگان
با کد تخفیف OFF30 اولین کتاب الکترونیکی یا صوتی‌ات را با ۳۰٪ تخفیف از طاقچه دریافت کن.
تصویر جلد کتاب جراح دیوانه

کتاب جراح دیوانه

دسته‌بندی:
امتیاز
۴.۳از ۳ رأیخواندن نظرات

معرفی کتاب جراح دیوانه

کتاب جراح دیوانه (The dismissal) نوشته یورگن توروالد، روایتی مفصل از زندگی و کارهای ارنست فردیناند زاوئِربروخ، جراح نامدار آلمانی است که نامش با جسورانه‌ترین عمل‌های جراحی قرن بیستم گره خورده است. نویسنده با تکیه‌بر گفت‌وگو با شاگردان، دستیاران و همکاران زاوئربروخ و نیز اسناد بیمارستانی، تصویری چندوجهی از او ارائه کرده؛ نابغه‌ای که در اوج مهارت به جنون ادواری و ضعف حافظه دچار شد و همین اختلال روانی، اتاق عمل را به صحنه‌ی تراژدی‌های عجیب بدل کرد. کتاب حاضر را نشر هرماس با ترجمه ذبیح‌الله منصوری منتشر کرده است. نسخه الکترونیکی این اثر را می‌توانید از طاقچه خرید و دانلود کنید.

درباره کتاب جراح دیوانه

کتاب جراح دیوانه با تمرکز بر زندگی و کارهای ارنست فردیناند زاوئربروخ، ترکیبی از زندگی‌نامه، تاریخ پزشکی و روایت‌های پرتنش از اتاق عمل است. یورگن توروالد در کتابش توضیح داده که زاوئربروخ هنگام نگارش کتاب دیگر زنده نبوده و به همین دلیل برای بازسازی زندگی و کار او به سراغ شاگردان، دستیاران، همکاران و پرونده‌های بیمارستانی رفته است؛ به‌ویژه بیمارستان شاریته در برلین شرقی. در فصل‌های آغازین، خواننده با چهره‌ای اسطوره‌ای روبه‌رو می‌شود: جراحی که نخستین عمل‌های موفق قلب، جراحی‌های ریه برای درمان سل، و پیوند مجدد دست و پا در جنگ جهانی اول را به‌عنوان ابتکارهای خود ثبت کرده است. کتاب جراح دیوانه در ادامه، از تصویر جراح نابغه فاصله می‌گیرد و به‌تدریج چهره‌ی مردی را نشان می‌دهد که در سال‌های پیری دچار ضعف حافظه و نوعی جنون ادواری می‌شود؛ اختلالی که به‌طور مستقیم بر تصمیم‌های او در اتاق عمل اثر می‌گذارد. توروالد همچنین با جزئیات دقیق، ماجراهایی مثل عمل مغز هنریش گریف و دستکاری ناخواسته‌ی غده‌ی هیپوفیز، ماجرای مرکز مخفی آشیانه‌ی عقاب برای پرورش نخبگان نازی و دستکاری قد افراد، عمل کلیه‌ی کارل و قطع غده‌ی سورنال و پیامدهای عجیب آن، و نیز جراحی گواتر لیلی هِلم، هنرپیشه‌ی سابق اوفا، و نابودی تدریجی بدن و چهره‌ی او را روایت کرده است. این کتاب به فرازونشیب‌های حرفه‌ای و شخصی زاوئربروخ، رابطه‌اش با قدرت سیاسی، اتهام‌ها، فقر سال‌های پایانی و سرانجام مرگ او می‌پردازد و در مجموع، تصویری می‌سازد که هم تحسین‌برانگیز است و هم هولناک.

خلاصه داستان جراح دیوانه

یورگن توروالد در این کتاب از یک‌سو به دنبال ثبت دستاوردهای شگفت‌انگیز ارنست فردیناند زاوئربروخ در جراحی است و از سوی دیگر، می‌خواهد نشان دهد که چگونه نبوغ پزشکی می‌تواند در برخورد با قدرت سیاسی، جنگ، پیری و اختلال روانی به منبع خطر بدل شود. در ابتدا نویسنده فهرستی از ابتکارهای زاوئربروخ ارائه کرده است: از نخستین استفاده‌ی موفق از کارد جراحی در قلب انسان و طراحی نوعی قلب مصنوعی ابتدایی برای حفظ جریان خون، تا درمان زخم معده با الکل بسیار سرد، عکسبرداری مستقیم از داخل معده با دوربین کوچک، ابداع جراحی مری سرطانی، پیوند مجدد دست و پا در جبهه‌های جنگ جهانی اول، جراحی ریه برای درمان سل و بیرون آوردن تومورهای سرطانی ریه و کبد. 

در ادامه توروالد با روایت عمل مغز هنریش گریف، هنرپیشه‌ی آلمانی، نشان داده است که چگونه زاوئربروخ هنگام خارج کردن تومور مغزی، بی‌آن‌که خودآگاه باشد، به غده‌ی هیپوفیز او دست می‌زند و عصب محرک آن را قطع می‌کند. نتیجه، افزایش شدید اشتها، رشد ناگهانی قد این بازیگر است. این اتفاق باعث می شود پای زاوئربروخ به مرکز مخفی آشیانه‌ی عقاب در کوهستان‌های باویر کشیده شود؛ جایی که نازی‌ها هزار مرد و زن جوان را به‌عنوان نمونه‌های ایده‌آل نژاد آریایی گرد آورده بودند تا با آموزش و حتی دستکاری در غده‌ی هیپوفیز، قد و ویژگی‌های بدنی آن‌ها را مطابق ایده‌آل نژادی خود تنظیم کنند.

در جایی دیگر کتاب جراج دیوانه، ماجرای جراحی کلیه‌ی کارل، لیدر حزب کمونیست را تعریف می‌کند که زاوئربروخ در حین عمل، علاوه‌بر خارج کردن سنگ کلیه، یکی از غدد سورنال او را نیز قطع می‌کند؛ اتفاقی که باعث می‌شود بدن کارل به تدریج تغییر رنگ دهد و او به مردی سیاه‌پوست بدل شود، در حالی که فقط سفیدی چشم‌ها و ناخن‌ها باقی مانده بود. این پدیده، پزشکان را از درمان بیمار غافل می‌کند و آن‌ها را به بحث درباره‌ی منشأ نژاد سیاه و نقش غدد باطنی در تغییر رنگ پوست می‌کشاند. در پسِ همه‌ی این روایت‌ها، ایده‌ی اصلی کتاب این است که نبوغ جراحی، وقتی با پیری، ضعف حافظه و بی‌توجهی به مرزهای اخلاقی همراه شود، می‌تواند از نجات جان انسان‌ها به آزمایش روی بدن آن‌ها و ایجاد فاجعه تغییر ماهیت دهد.

چرا باید کتاب جراح دیوانه را بخوانیم؟

این کتاب تصویری زنده از تاریخ پزشکی مدرن در آلمان ارائه کرده است؛ از جبهه‌های جنگ جهانی اول تا اتاق‌های عمل بدون آنتی‌بیوتیک. توضیحات مفصل درباره‌ی غدد باطنی، بیماری‌هایی مثل تب نفاسی و آدیسون، و نقش هورمون‌ها در قد، وزن، پیری و حتی رنگ پوست، این کتاب را برای کسانی که به بدن انسان و کارکردهای آن علاقه‌مند هستند جذاب کرده است. در کنار این‌ها، سبک روایت‌محور توروالد و ترجمه‌ی پرجزئیات منصوری باعث شده است که متن، هم اطلاعات علمی و تاریخی بدهد و هم حس تعلیق و درگیری عاطفی را حفظ کند.

خواندن این کتاب را به چه کسانی پیشنهاد می‌کنیم؟

جراح دیوانه به کسانی پیشنهاد می‌شود که به تاریخ پزشکی، جراحی و سرگذشت پزشکان مشهور علاقه‌مند هستند. همچنین دانشجویان و علاقه‌مندان رشته‌های پزشکی، پرستاری و علوم زیستی می‌توانند از روایت‌های این کتاب برای درک عمیق‌تر مفاهیم استفاده کنند. کسانی که به تاریخ آلمان، دوره‌ی نازی و سال‌های پس از جنگ علاقه دارند نیز در این کتاب با لایه‌ی دیگری از آن دوره روبه‌رو می‌شوند.

درباره ذبیح‌الله منصوری

ذبیح‌الله منصوری (۱۳۶۵–۱۲۷۸)، یکی از پرکارترین و در عین حال بحث‌برانگیزترین چهره‌های تاریخ مطبوعات و ترجمه‌ی ایران است که با خلق نثری عامه‌پسند، نقشی مهم در ترویج کتاب‌خوانی میان توده‌های مردم ایفا کرد. او که فعالیت حرفه‌ای خود را از دهه‌ی ۱۳۰۰ آغاز کرد، در طول بیش از شصت سال روزنامه‌نگاری، حدود ۱۲۰۰ عنوان کتاب و مقاله در نشریات معتبری چون اطلاعات، کیهان و خواندنی‌ها به چاپ رساند. شهرت منحصربه‌فرد منصوری بیش از هر چیز مدیون سبک خاص او در ترجمه‌ی اقتباسی است؛ روشی که در آن او با بسط تخیل‌آمیز روایت و افزودن جزئیات فراوان، آثاری همچون «سینوهه، پزشک مخصوص فرعون» و «خداوند الموت» را به مجلداتی قطور و بسیار پرفروش بدل کرد. گرچه منتقدانی چون رضا براهنی او را به دلیل عدم وفاداری به متن اصلی به چالش کشیده‌اند، اما بسیاری از صاحب‌نظران، منصوری را نویسنده‌ای توانا می‌دانند که با آثاری نظیر «خواجه‌ی تاجدار» و «امام حسین و ایران»، لذت مطالعه‌ی تاریخ و داستان را برای نسل‌های متمادی زنده نگه داشت. او با وجود شهرت فراوان، تا پایان عمر زندگی ساده‌ای داشت.  امروزه ذبیح‌الله منصوری در ادبیات ایران، نه به عنوان یک مترجم، بلکه بیشتر به عنوان یک داستان‌پرداز جریان‌ساز شناخته می‌شود.

بخشی از کتاب جراح دیوانه

«پیش از زاوئربروخ، سرطان مری (لولۀ گردن) بیماری بی‌درمان بود و به مرگ بیمار منجر می‌شد؛ اما زاوئربروخ عمل جراحی مری را ابداع و رواج داد. او قسمتی از مری را که مبتلا به سرطان بود بریده و جدا می‌کرد و سپس برای جلوگیری از ایجاد فضای خالی، دو قسمت بریده‌شده را به هم پیوند می‌داد. امروزه نیز جراحان کمتر دست به عمل جراحی مری می‌زنند، به‌طوری‌که سرطان لولۀ گردن هنوز هم بیماری تقریباً لاعلاجی است. علت این بیماری نجویدن درست غذا و بلعیدن غذاهای خشن و نوک‌تیز، از جمله نان برشته است. زاوئربروخ می‌گفت با اینکه نان برشته (تست) از نظر بهداشت دستگاه گوارش بر نان خمیر برتری دارد، من ترجیح می‌دهم نان خمیر بخورم تا در معرض خطر ابتلا به سرطان مری قرار نگیرم. 

یکی دیگر از شاهکارهای جراحی زاوئربروخ این بود که در جنگ جهانی اول، بارها دست یا پایی را که به‌کلی از بدن جدا شده بود، دوباره به بدن پیوند زد و این پیوند با موفقیت همراه بود. سربازی که دست یا پایش را از دست داده بود، عضو ازدست‌رفته را دوباره به دست می‌آورد و تا پایان عمر مانند افراد عادی از آن استفاده می‌کرد.»

حجم

۰

سال انتشار

۱۴۰۴

تعداد صفحه‌ها

۲۰۸ صفحه

حجم

۰

سال انتشار

۱۴۰۴

تعداد صفحه‌ها

۲۰۸ صفحه