
کتاب مرکوز
معرفی کتاب مرکوز
کتاب مرکوز نوشتهی حسین منفرد با ویراستاری الههی گلشنی روایتی بلند از زندگی شخصی نویسنده است که نشر متخصصان آن را منتشر کرده است. این کتاب در قالب خاطرات و روایتهای پیدرپی، از آغاز سیسالگی و حس فروریختن دیوارهای درونی شروع میشود و به عقب و جلو در زمان میرود؛ از کودکی و مدرسه تا دانشگاه، عشق، آوارگی، کار، سفر، تصادف، تنهایی در شهرهای غریب و مواجهه با آدمهای ریز و درشت زندگی روزمره. نویسنده در این اثر از زاویهی دید اولشخص، با زبانی صریح و بیپرده، خودش را در مرکز میدان میگذارد؛ گاهی در نقش قربانی، گاهی مهاجم، گاهی تماشاگر و گاهی جنگجویی خسته که شمشیرش در غلاف زنگ زده است. مرکوز بیش از آنکه صرفاً ثبت چند خاطرهی پراکنده باشد، تلاشی است برای بیرونریختن انبوه حسها، خشمها، شرمها، لذتها و شکستهایی که در طول سالها در ذهن و بدن نویسنده انباشته شده است؛ نوعی نبشقبر آگاهانهی گذشته برای رسیدن به مرحلهی فراموشی و رهاکردن. نسخهی الکترونیکی این اثر را میتوانید از طاقچه خرید و دانلود کنید.
درباره کتاب مرکوز
کتاب مرکوز با محوریت زندگی حسین منفرد شکل گرفته و از همان صفحات آغازین با تصویر «آغاز سیسالگی» بهعنوان ضربهای سنگین به روح و روان راوی شروع میشود. نویسنده در مقدمه توضیح داده است که این متن قرار است «روان» و بیطرحریزی از ذهنش بیرون بریزد؛ مثل موجهایی که به ساحل میکوبند. ساختار کتاب بر پایهی فصلهایی است که او آنها را «غلاف» نامیده است؛ از غلاف فلزی و غلاف چوبی تا غلاف هجدهم و فصلهای میانی که هرکدام برههای از زندگی راوی را قاب میگیرند. در این فصلها، خواننده با طیفی از موقعیتها روبهرو میشود: از روزهای مدرسه و معلمی که با سیلی صبحگاهی بچهها را به کلاس میفرستد، تا سالهای دانشگاه در شهرهای مختلف، عشقهای نوجوانی و جوانی، درگیری با گشت و بازداشتگاه، آوارگی در پارک تنگتیکو، رفاقت با شاکرِ گندهلاتِ قهوهخانه، مسابقات برنامهنویسی، بیعدالتیهای دانشگاه، تصادف با موتور، کار در مغازهی تعمیرات، مهاجرتهای پیاپی بین شهرها و خانههای اجارهای عجیبوغریب. کتاب مرکوز در عین روایتبودن، مدام از دل خاطرهها بیرون میزند و به تأملهای کلیتر دربارهی صبر، حماقت، ریسک، حسادت، لذت، رنج، فراموشی و انتقام میرسد. در ادامهی کتاب مرکوز، فصلها بهتدریج از روایتهای صرفاً بیرونی فاصله میگیرند و به لایههای درونیتر ذهن راوی نزدیک میشوند. او از جنگهای اساطیری درونیاش میگوید؛ جایی که خودش را جنگجویی میبیند که بعداز نبردی طولانی، تنها بازماندهی میدان است و باید بنویسد «پساز جنگ چه میماند». در فصلهایی مثل غلاف چوبی، غلاف هجدهم و بخشهای مربوط به شهرکرد و زمستانهای استخوانسوز، تنهایی، فقر، فشار درس و کار، و درگیری با صاحبخانهها و سیستم اداری، بهصورت صحنههای زنده و گاه طنزآلود روایت شده است. نویسنده در جایجای متن، از استعارههایی مثل غلاف، شمشیر، توپ کودکان، دار زندگی، فولاد، کاتانا و اسب وحشی استفاده کرده است تا کشمکش دائمی میان میل به اوجگرفتن و زمینگیرشدن را نشان دهد. کتاب مرکوز در مجموع از چندین فصل و خردهفصل تشکیل شده که عناوینی مانند غلاف فلز، غلاف چوبی، غلاف هجدهم و بخشهایی دربارهی عشق در کازرون، زندگی دانشجویی در شهرکرد، کار در آموزشگاه و مغازه، و مواجهه با آدمهای مختلف را در خود جای داده است و تصویری پیوسته اما پرپیچوخم از زیست یک نسل در شهرهای مختلف ایران ارائه میدهد.
خلاصه کتاب مرکوز
هستهی اصلی مرکوز، روایت زندگی راوی از زاویهی دید خودش است؛ روایتی که از بحران سیسالگی شروع میشود، اما مدام به عقب برمیگردد تا ریشههای این بحران را در کودکی، نوجوانی و جوانی جستوجو کند. نویسنده در مقدمه توضیح داده است که مینویسد تا «همهچیز را از ذهنش تخلیه کند» و بعد وارد مرحلهی فراموشی شود؛ یعنی نوشتن برای او نوعی درمان و درعینحال نوعی تسویهحساب با گذشته است. او تأکید کرده است که اتفاقات زندگیاش خارقالعاده نیستند، اما از زاویهی کسی که در گود بوده، حس و فشار آنها شکل دیگری پیدا میکند. در فصلهای مختلف، راوی از چند محور اصلی حرف زده است: نخست، تجربهی مداوم سقوط و برخاستن؛ از سیلیهای معلم دبستان تا تحقیرهای دانشگاه، از شکستهای عشقی تا آوارگی در پارک و خوابیدن زیر آسمان باز، از تصادف با موتور تا فرار از دست پلیسراه با تاکسی فرسودهی پدر. دوم، کشمکش میان میل به قدرت، ثروت و موفقیت با وسوسهی رهاکردن همهچیز و درویششدن؛ او بارها از رویاهای بزرگش برای «قد کشیدن» و درعینحال از خستگی و دلزدگی سریعش بعداز رسیدن به خواستهها مینویسد و خودش را به کودکانی تشبیه کرده است که اسباببازی را بعداز چند ساعت رها میکنند. سوم، رابطه با دیگران: عشقهای نوجوانی و جوانی، رفاقت عمیق با سید روحالله، آشنایی با شاکرِ قهوهخانه، درگیری با صاحبخانههای مست و هوسران، مواجهه با سیستم آموزشی و اداری، و انتقامهای کوچک و بزرگ از کسانی که روزی به او آسیب زدهاند. در لایهی زیرین، کتاب به چند ایدهی محوری پرداخته است: اینکه حماقت و آزمونوخطا بخش جدانشدنی رشد انسان است؛ اینکه نیروهای منفی مثل حسادت و بخل اگر جهت داده شوند میتوانند به نیروی حرکت تبدیل شوند؛ اینکه صبر نیرویی نادیدهگرفتهشده است و «بهترین شکارچیان از نسل ایوب هستند»؛ و اینکه پیروزی واقعی نه در ایستادن بر خاک و نه در افتادن در گود، بلکه در لذتبردن از خود بازی و تماشای مسیر است. نویسنده در پایان برخی فصلها، از جنگهای درونیاش میان «من خوب» و «من بد» میگوید و شمشیری را تصویر میکند که سالها در غلاف مانده و زنگ زده است؛ استعارهای از توان و خشمی که مصرف نشده و حالا فقط در کلمات و خاطرات مجال بروز پیدا میکند.
چرا باید کتاب مرکوز را بخوانیم؟
مرکوز متنی است که در آن نویسنده خودش را بیپرده وسط میدان گذاشته است؛ با شکستها، حماقتها، خشمها، عشقها و لحظههای شرمندگی. این صراحت باعث شده است بسیاری از موقعیتهای کتاب آشنا و قابلهمذاتپنداری بهنظر برسد؛ از اضطراب امتحان و فشار خانواده برای دانشگاهرفتن تا آوارگی دانشجویی، درگیری با صاحبخانه، بیعدالتیهای آموزشی، عشقهای ناپخته و رفاقتهای عمیق. خواننده در خلال این خاطرات، با طیفی از تیپهای انسانی روبهرو میشود: معلمی که با سیلی نظم برقرار میکند، صاحبخانهای مست و خشن، گندهلاتی که در بزنگاه ناجی میشود، دانشجویی ساکت و متین که رفیق جان میشود، و رانندهای که سالها بعد در تاکسیاش اشک میریزد. این کتاب علاوهبر روایت، لایهای تأملی هم دارد؛ نویسنده مدام از دل تجربهها به پرسشهایی دربارهی صبر، ریسک، حماقت، حسادت، انتقام، فراموشی و معنای پیروزی میرسد. او نشان داده است که چگونه میتوان از دل نیروهای منفی، نیروی حرکت ساخت و چگونه میتوان با نوشتن، گذشته را از ذهن بیرون کشید تا سبکتر شد. برای کسانی که به دنبال متنی هستند که هم قصهی زندگی یک فرد را روایت کرده باشد و هم در خلال آن به احساسات و تناقضهای نسل جوان در شهرهای مختلف ایران بپردازد، مرکوز میتواند تجربهای نزدیک و قابللمس باشد.
خواندن این کتاب را به چه کسانی پیشنهاد میکنیم؟
خواندن مرکوز به کسانی پیشنهاد میشود که به روایتهای شخصی و خاطرهمحور از زندگی روزمره علاقه دارند؛ به دانشجویان و جوانانی که با دغدغههایی مثل انتخاب رشته، مهاجرت بین شهرها، کار همزمان با تحصیل، عشقهای پرتنش و درگیری با ساختارهای آموزشی و اداری دستوپنجه نرم میکنند؛ به کسانی که تجربهی آوارگی، تنهایی، خانهبهدوشی یا زندگی دانشجویی در شهر غریب داشتهاند؛ و به خوانندگانی که دوست دارند از خلال یک زندگی فردی، با فضای اجتماعی و عاطفی نسل متولد دههی ۶۰ و ۷۰ در شهرهایی مثل شیراز، کازرون، شهرکرد و بهبهان آشنا شوند.
حجم
۸۱۵٫۱ کیلوبایت
سال انتشار
۱۴۰۴
تعداد صفحهها
۱۸۴ صفحه
حجم
۸۱۵٫۱ کیلوبایت
سال انتشار
۱۴۰۴
تعداد صفحهها
۱۸۴ صفحه