
کتاب عمر انسان در عصر امروزی
معرفی کتاب عمر انسان در عصر امروزی
کتاب عمر انسان در عصر امروزی نوشتهی تام کرکوود با ترجمهی آوین رسولی اثری است که به پرسشهای بنیادین دربارهی پیری، طول عمر و دگرگونی جمعیت انسان میپردازد. نویسنده که سالها در حوزهی زیستشناسی پیری و طب سالمندی پژوهش کرده است در این کتاب تلاش کرده تصویری روشن از این موضوع ارائه کند که چرا انسانها پیر میشوند، چه چیزی طول عمر را تعیین میکند و چگونه جهان امروز با «انقلاب طول عمر» روبهرو شده است. نشر راوشید آن را منتشر کرده است. در مقدمه و فصلهای آغازین، کتاب از تجربههای میدانی نویسنده در آفریقا و شهر ناورونگو شروع میشود؛ جایی که مرگ، بیماریهای عفونی و فقر هنوز حضوری پررنگ دارند و در عین حال احترام به سالمندان بخشی از بافت اجتماعی است. سپس متن به مقایسهی این جهان با جوامع صنعتی میپردازد که در آنها امید به زندگی افزایش یافته، اما آشنایی روزمره با مرگ کاهش پیدا کرده است. کتاب عمر انسان در عصر امروزی با ترکیب روایتهای شخصی، مثالهای جمعیتشناختی، آمار تاریخی و توضیحهای زیستی، خواننده را قدمبهقدم از سطح تجربهی روزمرهی پیری به لایههای عمیقتر علمی و فلسفی آن میبرد. نسخهی الکترونیکی این اثر را میتوانید از طاقچه خرید و دانلود کنید.
درباره کتاب عمر انسان در عصر امروزی
کتاب عمر انسان در عصر امروزی با روایت تجربهی تام کرکوود در ناورونگو، منطقهای فقیر در شمال غنا، آغاز میشود؛ جایی که «فصل خاکسپاری» بخشی عادی از زندگی است و مرگ کودکان، بیماریهای عفونی و فقر غذایی هر روز دیده میشود. نویسنده از همین نقطهی دورافتاده، بحثی گسترده دربارهی پیری انسان و تغییرات جمعیتی جهان امروز را باز میکند. او نشان میدهد چگونه در جوامع صنعتی، امید به زندگی بهطور چشمگیری افزایش یافته و در عین حال تماس مستقیم با مرگ کاهش پیدا کرده است. در ادامه، کتاب عمر انسان در عصر امروزی با مقایسهی آمار مرگومیر در انگلستان و ولز در دههی ۱۸۸۰ و دههی ۱۹۹۰ نشان میدهد که چگونه الگوی بیماریها از عفونتها و بیماریهای حاد به بیماریهای قلبیعروقی، سرطان و اختلالات مرتبط با کهنسالی تغییر کرده است. در فصلهای بعدی، کتاب عمر انسان در عصر امروزی به سراغ نگرشهای فرهنگی و روانی نسبت به پیری میرود؛ از تقدیرگرایی که پیری را «فرسودگی طبیعی و اجتنابناپذیر» میبیند تا سنگرایی که افراد کهنسال را صرفاً بهخاطر سنشان کمارزشتر تلقی میکند. نویسنده با مثالهایی از بیمارستانها، خانههای سالمندان، خانوادهها و حتی یک تمرین ذهنی دربارهی نجات مسافران یک قایق در حال غرقشدن، نشان میدهد چگونه سن در قضاوتهای اخلاقی و تصمیمهای مرگ و زندگی دخالت داده میشود. سپس کتاب وارد بحثهای دقیقتری میشود: تفاوت «سن تقویمی» و «سن زیستی»، دشواری تعریف علمی پیری، مرز مبهم بین «پیری طبیعی» و بیماریهایی مانند فشار خون بالا، پوکیاستخوان و آلزایمر، و نقش طبقهبندی بیماریها در جلب توجه علمی و اجتماعی. در بخشهایی از کتاب به مطالعات طولی مانند مطالعهی بالتیمور دربارهی کهنسالی، مفهوم «نشانگرهای زیستی» پیری و تلاش برای اندازهگیری سرعت پیرشدن افراد پرداخته شده است. ساختار کتاب شامل فصلهایی با عناوینی مانند «فصل خاکسپاری»، «نگرشها به کهنسالی»، «در یک اسم چی نهفته است؟»، «چرا پیری اتفاق میافتد؟»، «چرا زنها بیشتر از مردان عمر میکنند؟»، «کمتر بخور بیشتر زندگی کن؟»، «ماهیت غیرضروری کهنسالی» و بخشهایی دربارهی رکوردهای طول عمر و حداکثر طول عمر انسان است. متن از مثالهای روزمره، دادههای جمعیتشناختی، توضیحهای زیستشناختی و بحثهای فلسفی کنار هم استفاده کرده است تا تصویری چندوجهی از پیری و عمر انسان ارائه کند.
خلاصه کتاب عمر انسان در عصر امروزی
کتاب عمر انسان در عصر امروزی بر پایهی یک پرسش محوری بنا شده است: چرا انسان پیر میشود و آیا پیری سرنوشتی «ضروری» است یا پیامد شرایطی تاریخی و زیستی که میتوان آن را بهتر فهمید و تا حدی تغییر داد؟ نویسنده ابتدا با توصیف ناورونگو و «فصل خاکسپاری» نشان میدهد که در بسیاری از نقاط جهان، مرگ زودرس و بیماریهای عفونی هنوز واقعیتی روزمره است، در حالی که در جوامع صنعتی، مرگ بیشتر به سنین بالا منتقل شده و با بیماریهای مزمن و کهنسالی گره خورده است. او با مقایسهی آمار بقا در انگلستان و ولز در دو دورهی تاریخی، توضیح میدهد که چگونه امید به زندگی در بدو تولد تقریباً دو برابر شده، اما «سرعت پیری» در سنین بالا چندان تغییر نکرده است؛ تفاوت اصلی در کاهش مرگومیر در کودکی و بزرگسالی زودرس است. در ادامه، کتاب به نقد دو نگرش رایج میپردازد: تقدیرگرایی که پیری را فرسودگی اجتنابناپذیر میداند و سنگرایی که افراد کهنسال را بهطور سیستماتیک کماهمیتتر میبیند. کرکوود نشان میدهد چگونه این دو نگرش هم در رفتار روزمره با سالمندان و هم در نظریههای علمی قدیمی دربارهی «ژن مرگ» و «غریزهی مرگ» بازتاب پیدا کردهاند. او تأکید میکند که پیری نه نتیجهی یک برنامهی ژنتیکی برای کشتن ما، بلکه پیامد تکامل در جهانی است که در آن، بیشتر انسانها پیش از رسیدن به سنین بالا میمردند و بنابراین حفاظت بلندمدت از بدن اولویت کمی داشته است. کتاب سپس به تمایز بین «پیری طبیعی» و بیماریهای وابسته به سن میپردازد و نشان میدهد چگونه طبقهبندی یک وضعیت بهعنوان «بیماری» (مثل آلزایمر) میتواند توجه علمی، بودجهی پژوهشی و همدردی اجتماعی را تغییر دهد. در بخشهای علمیتر، نویسنده به مطالعات طولی مانند مطالعهی بالتیمور اشاره کرده است که نشان میدهند افراد بهشدت متفاوت پیر میشوند و بسیاری از شاخصهای فیزیولوژیک با افزایش سن الگوهای متنوعی دارند. بحث نشانگرهای زیستی پیری، دشواری اندازهگیری «سن زیستی» و محدودیتهای آزمایشهایی که وعدهی تعیین دقیق سرعت پیری را میدهند، از دیگر محورهای کتاب است. در فصلهای بعدی که در متن حاضر بخشهایی از آنها دیده میشود، کتاب به سؤالاتی مانند «چرا برخی گونهها بیشتر عمر میکنند؟»، «چرا زنان بیشتر از مردان عمر میکنند؟»، «آیا محدودیت کالری میتواند طول عمر را افزایش دهد؟» و «آیا کهنسالی از نظر زیستی واقعاً غیرضروری است؟» میپردازد و در کنار آن، پیامدهای پزشکی، اقتصادی و اخلاقی افزایش جمعیت سالمندان را بررسی کرده است.
چرا باید کتاب عمر انسان در عصر امروزی را بخوانیم؟
کتاب عمر انسان در عصر امروزی تصویری چندبعدی از پیری ارائه میکند که هم تجربهی فردی و خانوادگی را دربرمیگیرد و هم تحولات بزرگ جمعیتی و زیستی را. متن از یکسو با روایتهای عینی از ناورونگو، بیمارستانها، خانههای سالمندان و موقعیتهای روزمرهای مثل گفتوگو با کودکان دربارهی مرگ، پیری را از سطح آمار و نظریه به زندگی روزمره برمیگرداند. از سوی دیگر، با استفاده از دادههای دقیق مرگومیر، مقایسهی تاریخی، مثالهای اپیدمیولوژیک و توضیحهای زیستشناختی، نشان میدهد که پشت این تجربهها چه روندهای عمیقتری در جریان است. این کتاب به خواننده کمک میکند بفهمد چرا امروز در بسیاری از کشورها «خاکستریشدن جمعیت» به مسئلهای مرکزی تبدیل شده است، چه نسبتی بین افزایش طول عمر و کیفیت زندگی وجود دارد و چرا ترس از پیری و مرگ در جوامعی که کمتر با مرگ روزمره روبهرو هستند، شدت گرفته است. نویسنده با نقد تقدیرگرایی و سنگرایی، نگاه رایج به سالمندان را به چالش کشیده است و نشان میدهد که بسیاری از محدودیتهایی که به سن نسبت داده میشود، در واقع قابل تغییر یا دستکم قابل بازاندیشی است. در عین حال، کتاب از سطح شعار فراتر میرود و به بحثهای فنیتری مانند تعریف علمی پیری، مرز بین پیری و بیماری، مفهوم سن زیستی و نشانگرهای زیستی میپردازد؛ بدون آنکه از خواننده انتظار پیشزمینهی تخصصی داشته باشد. برای کسانی که با سالمندان کار میکنند، در سیاستگذاری اجتماعی نقش دارند یا صرفاً میخواهند بفهمند بدن و جامعهشان در مسیر پیری چه مسیری را طی میکند، این اثر امکان میدهد پرسشهای خود را دقیقتر صورتبندی کنند و نسبت به آیندهی «عمر طولانیتر» دیدی آگاهانهتر پیدا کنند.
خواندن این کتاب را به چه کسانی پیشنهاد میکنیم؟
خواندن عمر انسان در عصر امروزی به کسانی پیشنهاد میشود که به موضوع پیری، طول عمر و تغییرات جمعیتی علاقهمند هستند؛ به دانشجویان و پژوهشگران رشتههایی مانند پزشکی، پرستاری، سالمندشناسی، زیستشناسی، روانشناسی و علوم اجتماعی؛ به افرادی که در مراکز مراقبت از سالمندان یا در نظام سلامت با افراد کهنسال سروکار دارند؛ و به کسانی که در سیاستگذاری اجتماعی، برنامهریزی شهری یا اقتصاد رفاه با مسئلهی جمعیت سالمندان روبهرو هستند. همچنین برای خوانندگانی که میخواهند درک عمیقتری از پیری خود و اطرافیانشان پیدا کنند و سؤالاتی مانند «چرا پیر میشویم؟» و «آیا میتوان بهتر پیر شد؟» برایشان جدی است، این کتاب میتواند منبعی مفصل و روشنگر باشد.
حجم
۲٫۱ مگابایت
سال انتشار
۱۴۰۴
تعداد صفحهها
۱۳۷ صفحه
حجم
۲٫۱ مگابایت
سال انتشار
۱۴۰۴
تعداد صفحهها
۱۳۷ صفحه