
کتاب شیاطین و قدیسین
معرفی کتاب شیاطین و قدیسین
کتاب شیاطین و قدیسین نوشتهی ژان باتیست آندره آ با ترجمهی مینا پروانه روایتی است از یتیمی، موسیقی و عشق که نشر راوشید آن را منتشر کرده است. این کتاب داستان جوزف، پسری نوجوان از حومهی پاریس را دنبال میکند که در شانزدهسالگی در یک سانحهی هوایی همهچیزش را از دست میدهد: پدر، مادر و خواهرش. او که پیش از آن در رفاه و نظم سختگیرانهی خانوادهاش زندگی میکرده و زیر نظر استادی سختگیر پیانو میآموخته، ناگهان به جهان یتیمان و پرورشگاهها پرتاب میشود؛ جهانی که در آن طبقهبندی تازهای از «فرشتهها»، «یتیمان پلیسها»، «یتیمان ثروتمندان» و «بچههای معمولی» شکل گرفته است. جوزف سر از پرورشگاه دورافتادهای در کوههای پیرنه به نام کانفین درمیآورد؛ جایی که زیر سایهی کشیش سناک و راهبهها، انضباط، ترس، تنبیه و دعا در هم تنیده شده است. روایت کتاب میان اکنونِ جوزفِ شصتونهساله که در ایستگاههای قطار و فرودگاهها فقط بتهوون مینوازد و گذشتهی او در کانفین رفتوبرگشت میکند و بهتدریج پیوند میان آن پیانیست خیابانی و نوجوان یتیم را آشکار میسازد. نسخهی الکترونیکی این اثر را میتوانید از طاقچه خرید و دانلود کنید.
درباره کتاب شیاطین و قدیسین
کتاب شیاطین و قدیسین داستانی است که ژان باتیست آندره آ در آن زندگی جوزف را در دو خط زمانی موازی روایت کرده است: اکنونِ مردی شصتونهساله که در فرودگاه اورلی، فرودگاه شارل دوگل و ایستگاه قطار لیون پشت پیانوهای عمومی مینشیند و فقط بتهوون مینوازد و گذشتهی نوجوانیاش که با سقوط یک هواپیمای کاراول و مرگ خانوادهاش از هم میپاشد. او در کودکی زیر دست استادی به نام روتنبرگ فقط سوناتهای بتهوون را تمرین میکرده و همین موسیقی بعدها به ریتم درونی زندگیاش بدل میشود؛ تا جایی که لحظهی سقوط هواپیما را با شنیدن موومان دوم سونات شمارهی ۸ به یاد میآورد. پس از سانحه، جوزف با جهان تازهای روبهرو میشود: ادارهی بهزیستی، مراکز موقت، خانوادههای سرپرست و در نهایت پرورشگاه کانفین در دل کوهستان. آنجا سلسلهمراتب عجیبی میان یتیمان شکل گرفته است؛ از «یتیمان پلیسها» و «یتیمان ثروتمندان» تا «یتیمان معمولی» مثل خود او. در این فضا، شخصیتهایی مانند مومو، پسری کمحرف با الاغ عروسکیاش، سوزیکس با صورت کوچک و گوشهای بزرگ، و پسری که زیر تخت میخوابد (سمور) کنار جوزف قرار میگیرند و هرکدام بخشی از تصویر جمعی کودکانِ «بیسایه» را میسازند. کتاب شیاطین و قدیسین در ادامه، فضای بسته و سخت کانفین را با جزئیات نشان میدهد: برنامهی روزانهی دقیق با بیدارباش، نیایش صبحگاهی، کلاسها، کارهای اجباری، دعاهای شبانه و حتی اطلاعیهی اردوهای تابستانی ورکور که برای بچهها به رؤیایی دوردست شبیه است. در مرکز این نظام، کشیش سناک قرار دارد؛ مردی با چهرهای آراسته و نگاهی سرد که هم مفسر مزمورهای کتاب مقدس است و هم طراح تنبیههایی مثل «شنل شاش» برای بچههایی مانند سوزیکس. در کنار او ناظمی که بچهها به او لقب قورباغه دادهاند، اتینِ تدارکاتچی و رشیدِ معلم ورزش، چرخدندههای دنیای کانفین هستند. در همین محیط است که جوزف با رزه آشنا میشود و همراه او و دیگر یتیمها برای «زندگیهای دیگر» نقشه میکشد؛ زندگیهایی که قرار است آنها را از این درهی بسته بیرون ببرد. در بخشهایی از کتاب، راوی از دل خاطرات کانفین بیرون میآید و به امروز بازمیگردد؛ جایی که جو، نام کوتاهشدهی جوزف، در گفتوگوهای کوتاه با مسافران، پیشنهاد اجرا در سالنهای مجلل، پول و شهرت را رد میکند و ترجیح میدهد در فاصلهی میان حرکت قطار ۱۹:۰۳ و رسیدن قطار ۱۹:۰۴، روی سکو بخوابد و فردا دوباره پشت پیانوی عمومی بنشیند. این رفتوبرگشتها، تصویر مردی را کامل میکند که بیماری لاعلاجش «یتیمی» است و هنوز با کودک درونیاش در کانفین گفتوگو میکند.
خلاصه داستان شیاطین و قدیسین
داستان از اکنون آغاز میشود؛ جایی که راوی خود را جو معرفی میکند، پیانیستی سالخورده که در گذرگاههای عمومی مینوازد. او به مسافران میگوید فقط بتهوون اجرا میکند و پیشنهادهای اجرا در مهمانیها، سالنها و حتی قراردادهای «استعدادیابی» را با لبخند رد میکند. جو توضیح میدهد که به پول و مدال نیازی ندارد و هر پیانویی که بخواهد در ایستگاهها و فرودگاهها در اختیارش است. در همین گفتوگوهاست که اشاره میکند دیگر جوان نیست و لحظهی دقیق پایان جوانیاش را به یاد دارد: ساعت ۱۸:۱۴ روز دوم مه، زمانی که هواپیمای حامل خانوادهاش در فرودگاه لو بورژه فرود میآید، روی باند مینشیند و ناگهان به توپ آتشینی کامل و گرد تبدیل میشود. او این تصویر را چنان واضح به خاطر دارد که هنوز هم شکل آن توپ آتش را در دستانش حس میکند. پس از این سانحه، جوزف با واقعیت یتیمشدن روبهرو میشود؛ تماس سرد خانم فورنیه، مادر بهترین دوستش هانری، که او را به خانه راه نمیدهد، رفتوآمد میان مراکز اضطراری و خانوادههای موقت و آشنایی با «ملت بزرگ تنهایان»: یتیمان واقعی، یتیمان جعلی، بچههای والدین معتاد یا الکلی و طبقهبندی درونی آنها. در نهایت او را همراه پسری به نام مومو، با چمدان چرمی و الاغ عروسکیاش، با قطار و سپس خودروی ژاندارمها به پرورشگاه کانفین در دل کوهستان میبرند؛ شبی طوفانی که همزمان با قدمگذاشتن نیل آرمسترانگ روی ماه است. جوزف در ذهنش با آرمسترانگ و مایکل کالینز همراه میشود و بعدها در تخت شمارهی ۵۴، تنهایی خودش را با تنهایی کالینز در مدار ماه مقایسه میکند. در کانفین، او با نظم آهنین و فضای سرد صومعهمانند روبهرو میشود: بیدارباش با سوت، دویدن بهسوی دستشویی برای رسیدن به آب گرم، لباسهای یکشکل، صبحانهی نان خشک در سوپ شکلاتی و قهوهی رقیق، کلاسهای زیر طاقهای نمور، کارهای روزمرهی اجباری و دعاهای جمعی. کشیش سناک با صدای آرام و نگاه برندهاش بر همهچیز مسلط است؛ از تفسیر مزمور ۶۸ و معرفی خدا بهعنوان «پدر یتیمان» تا انتخاب بچهها برای خواندن کلام مقدس و محرومکردن آنها از غذا. ناظم ملقب به قورباغه، تنبیههایی مثل «شنل شاش» را اجرا میکند؛ سوزیکسِ کوچک را با ملحفهی خیس دور تنش در حیاط میدواند تا «عبرت بگیرد». جوزف که تازهوارد است، برای پذیرفتهشدن در جمع، حتی روی کفشهای مومو تف میاندازد و به او میگوید «برو گمشو»؛ رفتاری که بلافاصله با حملهی صرع مومو و انتقالش به درمانگاه همراه میشود و احساس گناه تازهای در دل جوزف میکارد. در کنار این خشونتها، کتاب بر قدرت خیال و دوستی هم مکث میکند. بچهها در حیاط دربارهی فیلم مری پاپینز حرف میزنند، از اردوی رؤیایی ورکور میگویند که هر سال فقط عدهی کمی پذیرفته میشوند و در ذهنشان برای آینده طرح میریزند. جوزف شبها روی تخت ۵۴، در سکوتی که هر سی دقیقه با صدای «بوم» مرموزی شکسته میشود، با مایکل کالینز حرف میزند و از او پاسخ میخواهد. در ادامهی داستان، آشنایی او با رزه و نقشهکشیدن برای «زندگیهای دیگر» در برابر زندگی تحمیلی کانفین، به محور امید و عشق تبدیل میشود و پیوندی میان نوجوان یتیم و پیانیست سالخوردهی امروز برقرار میکند؛ مردی که هنوز فقط بتهوون مینوازد و در میان مسافران بیتفاوت، چشمبهراه کسی است که شاید روزی از قطاری پیاده شود.
چرا باید کتاب شیاطین و قدیسین را بخوانیم؟
شیاطین و قدیسین از دل روایت یک زندگی شخصی، تصویری گسترده از یتیمی، نهادهای مراقبتی و سازوکارهای قدرت در محیطهای بسته ارائه کرده است. این کتاب نشان میدهد چگونه یک سانحهی ناگهانی میتواند نوجوانی مرفه و «نرمال» را به حاشیهی جامعه پرتاب کند و او را در سلسلهمراتب نانوشتهی یتیمان قرار دهد؛ جایی که حتی نوع شغل والدین از پسِ مرگ، جایگاه فرزند را تعیین میکند. در این میان، موسیقی بتهوون به نخ نامرئیای تبدیل شده که گذشته و حال جوزف را به هم وصل میکند؛ از کلاسهای سختگیرانهی روتنبرگ تا پیانوهای عمومی ایستگاهها. این کتاب همچنین تجربهی زیستهی کودکان در پرورشگاه کانفین را با جزئیات ملموس نشان داده است: از برنامهی روزانه و تنبیهها تا شوخیها، اتحادها و خیانتهای کوچک میان بچهها. شخصیتهایی مانند مومو، سوزیکس، سمور و رزه، هرکدام وجهی از واکنش انسانِ کوچک به خشونت ساختاری را نمایان میکنند؛ یکی در سکوت و لبخند، دیگری در شوخی و پرحرفی، و دیگری در پناهبردن به خیال. در کنار اینها، لایهی تأملبرانگیز دیگری هم وجود دارد: مقایسهی تنهایی جوزف با تنهایی مایکل کالینز در مدار ماه و این پرسش که «قهرمان واقعی» کیست؛ کسی که روی ماه قدم میگذارد یا کسی که در سکوت، بار بازگرداندن دیگران را به دوش میکشد. خواندن این کتاب فرصتی است برای همراهشدن با صدای یک راوی که همزمان کودکِ ترسیدهی تخت ۵۴ و مردِ پیانیستِ ایستگاههاست و از خلال این دو صدا، به پرسشهای عمیقتری دربارهی گناه، رنج، امید و امکان رهایی نزدیک میشود.
خواندن این کتاب را به چه کسانی پیشنهاد میکنیم؟
به کسانی پیشنهاد میشود که به داستانهای شخصیتمحور دربارهی کودکی سخت، پرورشگاهها و تأثیر آن بر بزرگسالی علاقهمند هستند؛ به خوانندگانی که دوست دارند پیوند میان موسیقی، حافظه و هویت را در قالب یک روایت بلند دنبال کنند؛ و به کسانی که کنجکاوند تجربهی زیستهی یتیمان و سازوکارهای قدرت در نهادهای مذهبی و مراقبتی را از زاویهی نگاه یک راوی حساس و دقیق ببینند.
حجم
۱٫۴ مگابایت
سال انتشار
۱۴۰۴
تعداد صفحهها
۱۵۴ صفحه
حجم
۱٫۴ مگابایت
سال انتشار
۱۴۰۴
تعداد صفحهها
۱۵۴ صفحه