کتاب ما قاتل های خطرناکی شدیم معصومه «سوسن» عابدین + دانلود نمونه رایگان
با کد تخفیف OFF30 اولین کتاب الکترونیکی یا صوتی‌ات را با ۳۰٪ تخفیف از طاقچه دریافت کن.
تصویر جلد کتاب ما قاتل های خطرناکی شدیم

کتاب ما قاتل های خطرناکی شدیم

انتشارات:سنجاق
دسته‌بندی:
امتیاز
۳.۰از ۵ رأیخواندن نظرات

معرفی کتاب ما قاتل های خطرناکی شدیم

کتاب ما قاتل های خطرناکی شدیم نوشته معصومه (سوسن) عابدین رمانی ایرانی درباره‌ی یک خانواده، ذهن آشفته، عشق فرسوده و خشمی است که به‌تدریج شکل هیولا به خود می‌گیرد. نشر سنجاق این کتاب را به‌صورت الکترونیکی منتشر کرده است. رمان حاضر نسخه‌ای است که کاملاً بر تجربه‌ی خواندن در قالب کتاب الکترونیکی تکیه دارد؛ متنی پر از صحنه‌های طولانی، گفت‌وگوهای درونی و رفت‌وآمدهای مداوم میان گذشته و حال. این اثر با فصل‌هایی که نامشان از جهان سیگار و عطر می‌آید، مثل «سیگار اول»، «کام اول»، «پاف اول» و… پیش می‌رود و هر بار لایه‌ای تازه از گذشته و حال شخصیت‌ها را آشکار می‌کند؛ جایی که عشق، رنج، حسادت، احساس گناه و میل به نابودی در هم تنیده است. نسخه‌ی الکترونیکی این اثر را می‌توانید از طاقچه خرید و دانلود کنید.

درباره کتاب ما قاتل های خطرناکی شدیم

کتاب ما قاتل های خطرناکی شدیم با تمرکز بر زندگی مینا، عماد، مهسا و مادرشان، تصویری از یک خانواده‌ی طبقه‌ی متوسطِ شهری نشان می‌دهد که ریشه‌های اشرافی و اصل و نسب برایشان هنوز مهم است، اما سال‌هاست زیر فشار اشتباه‌های مالی، روابط پیچیده و نقش‌های فرسوده‌ی خانوادگی خم شده‌اند. رمان حاضر در چند بخش بلند و پیوسته پیش می‌رود که هرکدام با عناوینی مثل «سیگار اول»، «کام اول»، «کام دوم»، «کام سوم»، «کام چهارم»، «پاف اول» و «پاف دوم» از هم جدا شده‌اند. یکی از شخصیت‌های این کتاب عماد نام دارد.

عماد مردی است که از پشت فرمان ماشین در طالقان، با سیگار و طوفان و خاطرات، به عقب برمی‌گردد و سیر آشنایی، عشق، ازدواج و تغییرات مینا را مرور می‌کند. او دختر پرحرف و مهربانی بود که همه دوستش داشتند، سپس تبدیل شد به زنی که فلسفه و عرفان و مدیتیشن و صداهای نادیده، او را به مرزهای تازه‌ای از آگاهی و آشفتگی برد. در کنار این‌ها، شخصیت‌هایی مثل خانم فخاری، محمود، مهتاب و باباجلال، هرکدام با نگاه و قضاوت خود، لایه‌ای تازه به تصویر این خانواده و تنش‌های پنهان آن اضافه کرده‌اند.

گفتنی است که بخش‌هایی از این رمان ایرانی از زاویه‌‌دید غیرانسانی نیز روایت شده است.

خلاصه داستان ما قاتل های خطرناکی شدیم

هشدار: این پاراگراف بخش‌هایی از داستان را فاش می‌کند!

رمان بر محور ذهن و زندگی مینا ساخته شده است؛ زنی که سال‌ها نقش دختر خوب، همسر فداکار، مادر مهربان و معلم محبوب را بازی کرده و حالا زیر بار همین نقش‌ها همراه با بحران‌های مالی خانواده و روابط پیچیده با مادر و خواهرش، در حال فروپاشی است.

چرا باید کتاب ما قاتل های خطرناکی شدیم را بخوانیم؟

رمان ما قاتل های خطرناکی شدیم از زاویه‌ای متفاوت به موضوعاتی پرداخته است که در بسیاری از زندگی‌های امروز با آن‌ها مواجهیم؛ موضوعاتی مانند فرسودگی نقش‌های خانوادگی، فشارهای پنهان بر دختر خوب خانواده، رابطه‌ی پیچیده‌ی خواهرها و مرز باریک میان حساسیت، آگاهی و فروپاشی روانی. نویسنده، پرسش‌هایی درباره‌ی بخشش، مسئولیت، صداقت، تظاهر و معنای خوب‌بودن را نیز مطرح کرده است؛ پرسش‌هایی که از دل گفت‌وگوهای درونی شخصیت مینا با خودش، با هیولا و با آموزه‌های فلسفی بیرون می‌آید. خواندن این رمان می‌تواند برای کسانی که به روایت‌های شخصیت‌محور، مونولوگ‌های طولانی و کاوش در ذهن و روان آدم‌ها علاقه دارند، تجربه‌ای درگیرکننده باشد. اثر حاضر با رفت‌وآمدهای زمانی، صحنه‌های طولانی و جزئی‌نگری در احساسات و واکنش‌ها، امکان هم‌نشینی طولانی با شخصیت‌ها را فراهم کرده است.

خواندن این کتاب را به چه کسانی پیشنهاد می‌کنیم؟

کتاب ما قاتل های خطرناکی شدیم به کسانی پیشنهاد می‌شود که به ادبیات داستانی معاصر ایران و قالب رمان با درون‌مایه‌های روان‌شناسانه، روابط خانوادگی پیچیده، موضوعاتی مثل خواهر/ برادری، مادر/ دختری و فرسودگی نقش‌های سنتی علاقه دارند. همچنین این کتاب به مخاطبانی پیشنهاد شده است که از زاویه‌دیدهای نامعمول و راویان غیرانسانی لذت می‌برند و حوصله‌ی همراهی با متن‌های بلند و پر از جزئیات را دارند.

بخشی از کتاب ما قاتل های خطرناکی شدیم

«آب شدن، له شدن، پودر شدن و انگاری مثل روح شدن تنها بخشی از احساساتِ این لحظه‌اش است. خراب و بی‌وزن به سمت اتاق خواب مهسا می‌رود. در خانهٔ خانم آجودانی بزرگ، جنب و جوش بی‌وقفه‌ای موج می‌زند. همه درحال انجام کاری هستند. قرار است ساعت یازده عاقد بیاید. از خانوادهٔ خانم آجودانی فقط دو خواهر و تنها برادرش دعوت شده بودند، آنهم بدون بچه. این دستور قاطع مهسا بود. می‌خواست مراسم ساده برگزار شود و زودتر قال قضیه کنده شود. خاله‌ها در اطراف خانم آجودانی پرسه می‌زدند. خانم آجودانی باید خودش غذا را می‌پخت. مثل تمام مهمانی‌ها. باید همه، هنرنمایی او را می‌دیدند و تعریف می‌کردند. هیچ چیز برایش راضی‌کننده‌تر از این تمجیدها نبود. به همین خاطر نمی‌گذاشت کسی به دیگ‌های غذایش نزدیک شود. دو سه کارگر مشغول جابه‌جاکردن وسایل و شستن میوه‌ها و تمیز کردن حیاط و بقیه جاها بودند. عماد و باربد هم در رفت و آمد و بردن و آوردن وسایل مختلف. بوی خورشت فسنجان خانه را پرکرده بود. یکی از مهمترین اصول خانم آجودانی بزرگ این بود که همزمان با انجام کارش، بر سر دیگران غرولند هم بکند.»

نظرات کاربران

کاربر 2659548
۱۴۰۴/۱۲/۲۵

درود این کتاب را من خواندم و بسیار زیبا نثر روان و خوب بوده پیشنهاد من کتاب مجموعه داستان سوسن عابدین هم حتما بخوانید و لذتش را ببرید😍😍😍😍😍😍😍

حجم

۱۲۵٫۲ کیلوبایت

سال انتشار

۱۴۰۴

تعداد صفحه‌ها

۱۰۶ صفحه

حجم

۱۲۵٫۲ کیلوبایت

سال انتشار

۱۴۰۴

تعداد صفحه‌ها

۱۰۶ صفحه

قیمت:
۲۶,۰۰۰
تومان