
کتاب داستان های کوتاه از نویسندگان آمریکا
معرفی کتاب داستان های کوتاه از نویسندگان آمریکا
کتاب داستان های کوتاه از نویسندگان آمریکا، با گردآوری و ترجمه حسن شهباز، مجموعهای از ۱۴ داستان کوتاه برجسته از نویسندگان مطرح آمریکایی است. این اثر توسط انتشارات امیرکبیر منتشر شده و با هدف آشنایی خوانندگان فارسیزبان با نمونههایی از سبکها و مکاتب ادبی مختلف آمریکا تهیه شده است. نویسندگان این مجموعه از چهرههای شناختهشده ـ اُ. هنری، ویلیام سارویان، ناتانیل هاتورن، استیفن کرین، سارا جیوئت و دیگران ـ هستند و هریک با داستانی شاخص در این کتاب حضور دارند. حسن شهباز با انتخاب و ترجمهی این داستانها تلاش کرده تصویری متنوع از فضای ادبیات داستانی آمریکا ارائه کند و آثار نویسندگانی را گرد آورد که هرکدام بهنوعی بر ادبیات معاصر آمریکا تأثیر گذاشتهاند. نسخهی الکترونیکی این اثر را میتوانید از طاقچه خرید و دانلود کنید.
درباره کتاب داستان های کوتاه از نویسندگان آمریکا
کتاب داستان های کوتاه از نویسندگان آمریکا، با ترجمه و گردآوری حسن شهباز، مجموعهای است که ۱۴ داستان کوتاه از نویسندگان مختلف آمریکایی را در بر میگیرد. این کتاب با هدف معرفی نمونههایی از سبکها و مکاتب گوناگون ادبیات داستانی آمریکا تهیه شده و نویسندگان آن از دورههای مختلف، پیش از جنگ جهانی اول تا دهههای بعد، انتخاب شدهاند. برخی از این نویسندگان مانند اُ. هنری، ویلا کاتر، استیفن کرین و ناتانیل هاتورن از چهرههای کلاسیک و تأثیرگذار ادبیات آمریکا به شمار میروند و برخی دیگر نمایندهی نسلهای بعدی هستند که هرکدام تجربههای زیستهی متفاوتی داشتهاند.
ساختار کتاب داستان های کوتاه از نویسندگان آمریکا بهگونهای است که هر داستان با مقدمهای کوتاه دربارهی نویسنده و جایگاه اثر در کارنامهی او همراه شده است. این مجموعه هم به معرفی آثار شاخص نویسندگان بزرگ میپردازد، هم تلاش میکند با انتخاب داستانهایی که مورد توجه استادان ادبشناس آمریکایی قرار گرفتهاند، تصویری از تنوع ادبی و فرهنگی این کشور ارائه کند. حسن شهباز در مقدمهی کتاب به این نکته اشاره کرده که هدفش از گردآوری این مجموعه ارائهی نمونههایی از مکاتب مختلف ادبی و آشنایی خواننده با فضای فکری و اجتماعی نویسندگان آمریکایی بوده است.
خلاصه کتاب داستان های کوتاه از نویسندگان آمریکا
این کتاب مجموعهای از داستانهای کوتاه است که هرکدام جهانی متفاوت از زندگی، امید، بحران، عشق و آرزو را به تصویر میکشند. داستان پایان بحران، نوشتهی ماری بولته، زندگی خانوادهای آمریکایی را در دوران رکود اقتصادی دههی ۱۹۳۰ روایت میکند و از زاویهی دید کودکان خانواده، تأثیرات بحران مالی بر روابط و احساسات اعضای خانواده را نشان میدهد. در این داستان، تلاش کودکان برای کمک به پدر بیکارشان و بازگرداندن شادی به خانه با نگاهی انسانی و صمیمی روایت شده است. داستان دختر چوپان از ویلیام سارویان، با الهام از افسانههای ایرانی، اهمیت یادگیری هنر و مهارت را در زندگی برجسته میکند و از طریق روایت مادربزرگ، به نقش کار و خلاقیت در سرنوشت انسان میپردازد. داستان ارمغان موبد، اثر اُ. هنری، با روایتی لطیف و احساسی، داستان زوجی را بازگو میکند که برای خوشحالکردن یکدیگر در شب کریسمس، از بزرگترین داراییهای خود میگذرند و در نهایت درمییابند که ارزش عشق و فداکاری فراتر از مادیات است.
در داستان آخرین برگ از اُ. هنری، امید و ناامیدی در بستر بیماری و فقر به تصویر کشیده میشود و نقش هنر و ایثار در نجات جان انسانها برجسته میشود. داستان مهمان شهرتطلب، نوشتهی ناتانیل هاتورن، با فضایی فلسفی و تأملبرانگیز، به موضوع آرزوی جاودانگی و شهرت میپردازد. هر داستان این مجموعه، با زبانی ساده و ملموس، گوشههایی از زندگی و فرهنگ آمریکایی را به نمایش میگذارد و دغدغههای انسانی مشترک را در قالب موقعیتهای گوناگون بررسی میکند.
چرا باید کتاب داستان های کوتاه از نویسندگان آمریکا را بخوانیم؟
این کتاب با گردآوری داستانهایی از نویسندگان مختلف و شناختهشدهی آمریکا، فرصتی فراهم میکند تا خواننده با سبکها، فضاها و دغدغههای مختلف ادبیات داستانی این کشور آشنا شود. هر داستان زاویهی دید تازهای به مسائل انسانی، اجتماعی و فرهنگی ارائه میدهد و از خلال روایتهای کوتاه، تصویری از زندگی آمریکایی در دورهها و شرایط گوناگون ترسیم میکند. این کتاب هم برای علاقهمندان به داستان کوتاه و هم برای کسانی که به شناخت فرهنگ و جامعهی آمریکا علاقه دارند، منبعی ارزشمند است.
خواندن کتاب داستان های کوتاه از نویسندگان آمریکا را به چه کسانی پیشنهاد میکنیم؟
خواندن این کتاب به علاقهمندان به داستان کوتاه، دانشجویان و پژوهشگران ادبیات، کسانی که به شناخت فرهنگ و جامعهی آمریکا علاقه دارند و افرادی که بهدنبال روایتهای متنوع و چندصدا از زندگی انسانها هستند، پیشنهاد میشود.
درباره حسن شهباز
حسن شهباز (۲۳ اسفند ۱۲۹۹ ـ ۱۷ اردیبهشت ۱۳۸۵) از چهرههای اثرگذار فرهنگ معاصر ایران بود که در حوزههای ترجمه، روزنامهنگاری، نقد ادبی و برنامهسازی فرهنگی حضوری پررنگ و ماندگار داشت. او در طول چند دهه فعالیت، بیش از ۳۰ اثر مهم از ادبیات اروپا و آمریکا را به فارسی برگرداند و با نثری روان و خوشخوان، نسل گستردهای از مخاطبان ایرانی را با ادبیات کلاسیک و مدرن جهان آشنا کرد. معرفی کتابهایی چون بربادرفته، ربهکا، به کجا میروی و سرزمین بیحاصل جایگاه او را در تاریخ ترجمهی ادبی ایران تثبیت کرد. شهباز همزمان با ترجمه، مقالات و جستارهای متعددی در زمینهی نقد و تاریخ ادبی نوشت و سهم مهمی در گسترش گفتوگوی فرهنگی داشت.
او در بابلِ مازندران زاده شد و در خانوادهای پرورش یافت که با چند زبان و فرهنگ آشنا بود. پدرش، حسین شهبازیان، سالهایی از عمر خود را در باکو گذرانده بود و بهدلیل تسلط بر زبان روسی در بانک استقراضی روس در ایران کار کرده بود. تعطیلی این بانکْ خانواده را ناچار به کوچ به اصفهان کرد و همین جابهجاییها تجربههای متنوعی از زیست فرهنگی و اجتماعی را در اختیار حسن شهباز گذاشت. تحصیل در کالج استوارت مموریال و سپس اقامت چندساله در اراک، همزمان با زندانیشدن پدر، از دورههای مهم زندگی او بود. در همین سالها زبان انگلیسی را بهطور جدی آموخت و بخشی از آموزش خود را نزد محمد خزائلی ادامه داد. پس از دریافت دیپلم، به تهران آمد و بهتدریج وارد فضای مطبوعاتی و فرهنگی پایتخت شد.
از اوایل دههی ۱۳۲۰، نوشتن و ترجمه به فعالیت اصلی او بدل شد. شهباز با روزنامهها و مجلات همکاری میکرد و همزمان برای شرکتهای خارجی فعال در ایران بهعنوان مترجم کار میکرد. اندکی بعد سردبیری نشریهی وابسته به سفارت پاکستان را بر عهده گرفت و سپس به مرکز فرهنگی و خبری سفارت آمریکا پیوست. او مدتی هم در بخش فارسی صدای آمریکا فعالیت داشت و با تشویق و حمایت لطفعلی صورتگر، تحصیلات دانشگاهی خود را در رشتهی زبان و ادبیات انگلیسی در دانشگاه تهران به پایان رساند.
در کنار این فعالیتها، شهباز حضوری مؤثر در رادیو تهران داشت و با ساخت برنامههای ادبی و فرهنگی، به چهرهای شناختهشده در میان مخاطبان رادیو بدل شد. او بعدها با پیوستن به سازمان تلویزیون ملی ایران در دورهی مدیریت رضا قطبی، بهعنوان نمایندهی این سازمان در نشستها و کنفرانسهای بینالمللی رادیو و تلویزیون آسیا و اقیانوسیه شرکت کرد.
پس از انقلاب ۱۳۵۷، شهباز ناچار به ترک ایران شد و به زندگی خود در ایالات متحده ادامه داد. اقامت او در لسآنجلس سرآغاز یکی از مهمترین فعالیتهای فرهنگیاش بود: انتشار فصلنامهی رهآورد. این نشریه از سال ۱۳۶۱ منتشر شد و بهتدریج به تریبونی معتبر برای پرداختن به فرهنگ، تاریخ، ادب و تجربهی زیستهی ایرانیان بدل شد. رهآورد آگاهانه از سیاست روزمره فاصله گرفت و با تمرکز بر خاطرات، گفتوگوها و مقالات تحلیلی، به روشنشدن لایههای کمتردیدهشدهی تاریخ معاصر ایران، بهویژه دوران پهلوی، کمک کرد. انتشار صدها مقاله و خاطره این نشریه را به یکی از منابع مهم تاریخ شفاهی ایرانیان مهاجر تبدیل کرد. شهباز خود چندین مقاله در آن نوشت و تا سالهای پایانی عمر نقشی محوری در هدایت فکری آن داشت.
در سالهای اقامت در آمریکا، او به تدریس ادبیات فارسی در دانشگاه کالیفرنیا، لسآنجلس پرداخت و خانهاش به محل رفتوآمد شاعران، نویسندگان، موسیقیدانان و اندیشمندان ایرانی تبدیل شد. حافظهی کمنظیر او در حفظ اشعار کلاسیک فارسی، بهویژه آثار حافظ و سعدی، زبانزد دوستانش بود و همین ویژگی سبب میشد در آیینهای فرهنگی و اجتماعی، از جشن تا سوگواری، بهعنوان سخنران یا مجری حضور یابد. بهپاس خدمات فرهنگیاش، دکترای افتخاری یکی از دانشگاههای کالیفرنیا به او اعطا شد.
شهباز سرانجام در ۱۷ اردیبهشت ۱۳۸۵، پس از یک عمل جراحی، در لسآنجلس درگذشت. پس از مرگش، بنا به خواست خودش، مدیریت و سردبیری رهآورد به همسرش، شعله شمسِ شهباز، سپرده شد تا این پروژهی فرهنگی ادامه یابد. بسیاری از اهل فرهنگ، از جمله ایرج پزشکزاد، از او بهعنوان انسانی فرهنگدوست، خوشسخن و عمیقاً دلبسته به شعر فارسی یاد کردهاند. کارنامهی حسن شهباز تصویری از روشنفکری فرهنگی به دست میدهد که عمر خود را صرف پیونددادن زبان فارسی با ادبیات و اندیشهی جهانی کرد و اثری ماندگار در حافظهی فرهنگی ایرانیان بر جای گذاشت.
بخشی از کتاب داستان های کوتاه از نویسندگان آمریکا
«آن روز و چند روز دیگر سپری شد، ولی اوضاع ما ساعت به ساعت بدتر و وخیمتر شد. پدرم صبحها بعد از ناشتایی، به طرف رادیو میرفت و روزنامه را به دست میگرفت و روی همان صندلی راحتی، ساکت و عبوس مینشست. اوایل کار درست نمیفهمیدم که کدام قسمت از مطالب روزنامه را با این همه دقت میخواند، بعد فهمیدیم که توجه پدرمان فقط به ستون مظنههای سهام و اخبار اقتصادی است. بعد از اینکه خواندن روزنامه تمام میشد، رادیو را با صدای بلند باز میکرد و به آن قسمت از برنامه که نرخ سهام را میگفت گوش میداد. این وضع ادامه داشت تا وقتی که ما از مدرسه برمیگشتیم. تازه آن موقع هم به قدری توجهش به رادیو و روزنامه بود که حتی جواب سلام ما را هم نمیداد. در این اواخر کار به جایی رسیده بود که آگی هم با اینکه محبوب بابا بود و پدر او را خیلی دوست میداشت، نمیتوانست بداخلاقیاش را تحمل کند و تا میتوانست، از رفتن پیش او و نشستن روی زانوی او خودداری میکرد.»
حجم
۷۰۱٫۳ کیلوبایت
سال انتشار
۱۴۰۲
تعداد صفحهها
۳۲۷ صفحه
حجم
۷۰۱٫۳ کیلوبایت
سال انتشار
۱۴۰۲
تعداد صفحهها
۳۲۷ صفحه