
کتاب آقای دیوانه
معرفی کتاب آقای دیوانه
کتاب آقای دیوانه نوشتهی مهدی زارع (با نام مستعار م.آرام) مجموعهای از داستانهای کوتاه است که انتشارات سوره مهر آن را منتشر کرده است. این اثر با روایتی چندلایه و شخصیتهایی متنوع، به سراغ زندگی آدمهایی میرود که هرکدام درگیر دغدغهها، باورها و چالشهای خاص خود هستند. داستانها در بسترهای مختلف اجتماعی و فرهنگی شکل گرفتهاند و با نگاهی موشکافانه، لایههای پنهان روابط انسانی، اعتقادات، تردیدها و امیدها را کاوش میکنند. نویسنده با بهرهگیری از زبان بومی و فضاسازی ملموس، تجربههای زیسته و احساسات شخصیتها را بهگونهای روایت کرده که خواننده را به دل ماجراها میبرد. نسخهی الکترونیکی این اثر را میتوانید از طاقچه خرید و دانلود کنید.
درباره کتاب آقای دیوانه
کتاب آقای دیوانه مجموعهای از داستانهای کوتاه به قلم مهدی زارع است که هرکدام از زاویهای تازه به زندگی و باورهای مردم مینگرند. این کتاب با بهرهگیری از روایتهای متنوع، شخصیتهایی را به تصویر کشیده که درگیر مسائل روزمره، اعتقادات مذهبی، خرافات، روابط خانوادگی و کشمکشهای درونی هستند. داستانها در فضاهایی چون زیارتگاهها، روستاها و شهرهای کوچک میگذرند و نویسنده با نگاهی انتقادی و گاه طنزآمیز، به سراغ موضوعاتی چون امید، ناامیدی، معجزه، تردید و حقیقت میرود. ساختار کتاب به گونهای است که هر داستان، جهانی مستقل دارد اما در مجموع، دغدغههایی مشترک را بازتاب میدهد. مهدی زارع در این اثر تلاش کرده است با زبان و توصیفهای دقیق، فضای ذهنی و عاطفی شخصیتها را به تصویر بکشد و خواننده را با تجربههای انسانی متنوع روبهرو کند.
خلاصه داستان آقای دیوانه
کتاب آقای دیوانه با داستانهایی چون کوهی هفتم، عطر صنوبر زیر تازیانه سوز، قابیل، پنج نامه پشت پنجره، نهالی در برهوت و پنجتیر روسی، به سراغ روایتهایی میرود که هرکدام گوشهای از زندگی و ذهنیت آدمها را بازتاب میدهند. در داستان کوهی هفتم، شخصیتی نابینا با امید به شفا و وفای به عهد، هفت سال به زیارت میرود و در این مسیر، با خاطرات و حسرتهای گذشتهاش روبهرو میشود. عطر صنوبر زیر تازیانه سوز، ماجرای شکلگیری یک باور جمعی و خرافه در روستایی را روایت میکند که سنگی بزرگ و داستانی از معجزه، مردم را به دور خود جمع کرده و کشمکش میان عقل و خرافه را به تصویر میکشد. در قابیل، رابطهی دو برادر و سنگینی بار گناه و توبه، محور داستان است و نویسنده با نگاهی انسانی، به پیچیدگیهای احساس گناه و امید به بخشش میپردازد. پنج نامه پشت پنجره، روایت پسربچهای است که با زبان ساده و صمیمی، دغدغههایش را در قالب نامههایی به شاهچراغ مینویسد و از امید، ناامیدی و در نهایت، تجربهی معجزه و تغییر نگاهش به زندگی میگوید. نهالی در برهوت، گفتوگویی میان دو زن در قطار است که هرکدام با زخمها و رازهای خود، به سوی زیارت میروند و در دل این سفر، از تردید، پشیمانی و امید به شفاعت سخن میگویند. پنجتیر روسی، با محوریت خانوادهای که هر سال به زیارت میروند، خاطرات، رنجها و رازهای خانوادگی را مرور میکند و در دل روایت، به مسائلی چون عشق، خیانت، مرگ و بخشش میپردازد. دغدغهی اصلی کتاب، جستوجوی معنا، امید به معجزه، مواجهه با تردیدها و بازنگری در باورهاست؛ جایی که آدمها در بزنگاههای زندگی، میان عقل و احساس، ایمان و تردید، واماندهاند و هرکدام راهی برای رهایی یا پذیرش سرنوشت خود جستوجو میکنند.
چرا باید کتاب آقای دیوانه را بخوانیم؟
کتاب آقای دیوانه با روایتهایی چندوجهی و شخصیتهایی باورپذیر، به سراغ موضوعاتی میرود که در زندگی بسیاری از آدمها جاری است؛ از امید به معجزه و شفا تا تردید در باورها و مواجهه با خرافات. نویسنده با نگاهی موشکافانه، لایههای پنهان روابط انسانی و کشمکشهای درونی را کاوش کرده و تجربههایی ملموس و انسانی را پیش روی خواننده قرار داده است. این کتاب فرصتی برای تأمل دربارهی ایمان، تردید، بخشش، گناه و امید فراهم میکند و با زبان و فضاسازی خاص خود، خواننده را به دل موقعیتهایی میبرد که هم آشنا و هم غافلگیرکنندهاند. هر داستان، پنجرهای تازه به دنیای آدمهایی است که در جستوجوی معنا و رهاییاند و همین تنوع و عمق، کتاب را به اثری قابل توجه بدل کرده است.
خواندن این کتاب را به چه کسانی پیشنهاد میکنیم؟
خواندن این کتاب به کسانی پیشنهاد میشود که به روایتهای اجتماعی و انسانی علاقه دارند، دغدغههایی دربارهی ایمان، تردید، معجزه و روابط خانوادگی دارند یا دوست دارند با داستانهایی روبهرو شوند که لایههای پنهان زندگی و ذهنیت آدمها را کاوش میکند. همچنین به علاقهمندان به داستانهای کوتاه با فضای بومی و شخصیتپردازی دقیق توصیه میشود.
بخشی از کتاب آقای دیوانه
«کوهیِ هفتم آفتاب ظهر مرداد هم که باشد، اینجا گویی طلوع صبح آبان... لطیف و دلچسب. همهجا تاریک است، اما دلم روشن. بوی گلاب که به مشامم میخورد و صدای زوّار که توی گوشم میپیچد، گُر میگیرم. قلبم تُند بَنا میکند به تپیدن. هیجانزدهام و انگار دارم میروم سرِ یک قرار احساسیِ حسّاس! همیشه همینطور بوده، و هر بار حساستر از مرتبهٔ قبل. دست چپَم را دست راستِ ننه گرفتهام و دست راستم کورمالکورمال روی دیوارههای آینهکاری کشیده میشود. صدای سبحانالله یکی به گوشم میخورد. میدانم و حس میکنم که از درِ اوّل میگذرم. یکی دیگر با صدای نیمبلند زیارتنامهٔ آقا را میخواند. صدای همهمه که از دور میرسد، میدانم به درِ دوم رسیدهایم. بیاینکه بخواهم، پا تُند میکنم و ننه به دنبالم کشیده میشود: _ ننه جون، یواشتر. عجله نکن. به درگاهِ مرقَد میرسیم. چنان از قرارِ عهدِ گذاشتهمان هیجان دارم که دلم میخواهد دست ننه را وِل کنم و بدوَم داخل. قرارمان هفتمین بار و هفتمین سال بود، از آن روزِ تلخ و نحس.»
حجم
۱۲۷٫۷ کیلوبایت
سال انتشار
۱۴۰۴
تعداد صفحهها
۲۰۴ صفحه
حجم
۱۲۷٫۷ کیلوبایت
سال انتشار
۱۴۰۴
تعداد صفحهها
۲۰۴ صفحه