کتاب نبرد در سایه خبر زهرا پاکپور حاجی آقا + دانلود نمونه رایگان
با کد تخفیف OFF30 اولین کتاب الکترونیکی یا صوتی‌ات را با ۳۰٪ تخفیف از طاقچه دریافت کن.
تصویر جلد کتاب نبرد در سایه خبر

کتاب نبرد در سایه خبر

امتیازبدون نظر

معرفی کتاب نبرد در سایه خبر

کتاب نبرد در سایه خبر نوشته‌ی زهرا پاکپور حاجی‌آقا اثری است که به نقش رسانه‌ها در جنگ‌های امروز، به‌ویژه جنگ نرم، جنگ روانی و جنگ شناختی می‌پردازد و نشر آذرفر آن را منتشر کرده است. نویسنده از همان مقدمه توضیح داده است که چگونه رسانه از یک ابزار اطلاع‌رسانی ساده به «قوی‌ترین سلاح تاریخ بشر» تبدیل شده و حالا میدان اصلی نبرد از خاک و آسمان به ذهن و ادراک انسان‌ها منتقل شده است. در این کتاب مفاهیمی مانند جنگ سخت، نیمه‌سخت و نرم، جنگ رسانه‌ای، عملیات روانی، دیپلماسی دیجیتال، سواد رسانه‌ای جنگ، مرجعیت خبری در بحران، تکنیک‌های جنگ روانی و جنگ شناختی با مثال‌ها و نمونه‌های معاصر توضیح داده شده است. ساختار کتاب فصل‌بندی روشن و متعددی دارد؛ از «بشنو و باور نکن!» و «جنگ رسانه‌ای یا رسانه جنگ؟» تا «دیپلماسی دیجیتال»، «سواد رسانه‌ای جنگ»، «تکنیک‌های جنگ روانی»، «جنگ شناختی»، «مجروحان جنگ رسانه‌ای» و «سربازان جنگ رسانه‌ای». نویسنده در کنار بحث‌های نظری، به نمونه‌هایی مانند جنگ ۱۲ روزه ایران و رژیم صهیونیستی، جنگ‌های غزه، جنگ ویتنام و جنگ‌های جهانی نیز پرداخته است تا نشان دهد رسانه چگونه می‌تواند هم ابزار اطلاع‌رسانی و هم ابزار تحریف واقعیت باشد. نسخه‌ی الکترونیکی این اثر را می‌توانید از طاقچه خرید و دانلود کنید.

درباره کتاب نبرد در سایه خبر

کتاب نبرد در سایه خبر با تمرکز بر اندیشه و تحلیل‌های زهرا پاکپور حاجی‌آقا، تصویری مرحله‌به‌مرحله از تحول جنگ‌ها از میدان نظامی به میدان رسانه‌ای ارائه کرده است. نویسنده ابتدا انواع جنگ را به سه دسته‌ی جنگ سخت، نیمه‌سخت و نرم تقسیم کرده و نشان داده است که چگونه جنگ نرم با تکیه‌بر رسانه‌ها و ابزارهای فرهنگی می‌تواند بدون شلیک حتی یک گلوله، افکار عمومی، ارزش‌ها و رفتارهای یک جامعه را دگرگون کند. در ادامه، فصل‌هایی مانند «بشنو و باور نکن!» و «جنگ رسانه‌ای یا رسانه جنگ؟» به تفاوت میان پوشش خبری جنگ و استفاده از رسانه به‌عنوان ابزار جنگ می‌پردازند و توضیح می‌دهند که چگونه تصاویر، تیترها و روایت‌ها می‌توانند همدلی، ترس، انفعال یا مطالبه‌گری ایجاد کنند. در بخش‌هایی از کتاب نبرد در سایه خبر، نمونه‌هایی از جنگ‌های جهانی، جنگ ویتنام، جنگ‌های غزه و جنگ ۱۲ روزه میان ایران و رژیم صهیونیستی آورده شده است تا نشان داده شود که رسانه‌ها چگونه توانسته‌اند مسیر افکار عمومی و حتی تصمیمات سیاسی را تغییر دهند. نویسنده در این میان به نقش شبکه‌های اجتماعی، شهروندخبرنگاران، هشتگ‌ها و ویدیوهای کوتاه نیز پرداخته است. در نیمه‌ی دوم کتاب نبرد در سایه خبر، تمرکز از توصیف میدان نبرد رسانه‌ای به آموزش و تحلیل عمیق‌تر منتقل شده است. فصل‌هایی مانند «سواد رسانه‌ای جنگ»، «مرجعیت خبری و رسانه‌ای در بحران»، «نقش رسانه‌ها در مدیریت روانی جنگ»، «جنگ رسانه‌ای و سیاه‌نمایی» و «تعهد به هویت ملی در رسانه» به این سؤال پاسخ داده‌اند که در شرایط جنگی و بحرانی، چه نوع مصرف خبری و چه نوع تولید محتوایی می‌تواند به انسجام ملی، امید اجتماعی و امنیت روانی کمک کند. سپس نویسنده به‌صورت فهرست‌وار و تحلیلی، تکنیک‌های جنگ روانی مانند دو قطبی‌سازی، پاره‌حقیقت‌گویی، کانال انحراف، مقصرنمایی، تعمیم افراطی، واهمه‌افکنی، اهریمن‌سازی و ابهام‌آفرینی را شرح داده است. بخش‌های پایانی کتاب به مفهوم جنگ شناختی، مجروحان جنگ رسانه‌ای، سربازان جنگ رسانه‌ای و ضرورت «بال رسانه‌ای» در کنار «بال نظامی» اختصاص یافته است؛ جایی که نویسنده تلاش کرده است نشان دهد بدون شناخت هندسه‌ی جنگ رسانه‌ای، هر فرد می‌تواند ناخواسته به سرباز یا مجروح این نبرد تبدیل شود.

خلاصه کتاب نبرد در سایه خبر

نویسنده در نبرد در سایه خبر از این نقطه آغاز کرده است که جنگ امروز فقط در میدان نظامی رخ نمی‌دهد و سه سطح جنگ سخت، نیمه‌سخت و نرم را از هم تفکیک کرده است. جنگ سخت با ابزارهای نظامی و زور فیزیکی تعریف شده، جنگ نیمه‌سخت شامل ترور و کودتا است و جنگ نرم با ابزارهای رسانه‌ای و فرهنگی بر ذهن و ارزش‌های جامعه اثر می‌گذارد. در مثال‌هایی که آورده شده، نشان داده شده است که چگونه در جنگ نرم می‌توان بدون وقوع حادثه‌ی عینی، با تولید تصویر و خبر و بازنمایی هدفمند، حس ناامنی و بی‌ثباتی ایجاد کرد؛ درحالی‌که در جنگ سخت همان هدف با حمله‌ی فیزیکی دنبال می‌شود. در ادامه، کتاب به مخاطب نشان داده است که نباید هرآنچه در رسانه‌ها و شبکه‌های اجتماعی درباره‌ی جنگ دیده می‌شود را بی‌درنگ باور کند. فصل «بشنو و باور نکن!» توضیح داده است که رسانه محل نمایش آن چیزی است که «می‌خواهند دیده شود» نه لزوماً حقیقت کامل. نویسنده به تأثیر تصاویر جنگی بر همدلی، صلح‌طلبی، یا برعکس، بر بی‌حسی و فریب اشاره کرده و بر ضرورت اندیشیدن به منابع خبر، لایه‌های پنهان وقایع و واکنش‌های عاطفی تأکید کرده است. بخش «جنگ رسانه‌ای یا رسانه جنگ» تفاوت میان رسانه‌ای را که صرفاً وقایع جنگ را گزارش می‌کند با جنگ رسانه‌ای که در آن رسانه خود ابزار نبرد است، روشن کرده است. در این بخش، نقش رسانه در تقویت یا تضعیف روحیه‌ی ملی، شکل‌دهی افکار عمومی و حتی وادارکردن سیاستمداران به تصمیمات خاص بررسی شده است. سپس کتاب به «دیپلماسی دیجیتال» پرداخته است؛ مفهومی که استفاده از فناوری‌های دیجیتال و شبکه‌های اجتماعی برای پیشبرد منافع ملی، ساختن تصویر بین‌المللی و جلب حمایت جهانی را توضیح می‌دهد. نمونه‌ی استفاده از شبکه‌های اجتماعی در مسئله‌ی فلسطین و جنگ غزه، نشان داده است که چگونه ویدیوها، هشتگ‌ها و محتوای بصری می‌توانند روایت‌های رسمی را به چالش بکشند. در فصل «سواد رسانه‌ای جنگ»، شش بعد سواد رسانه‌ای در وضعیت جنگی مطرح شده است؛ از آشنایی با فناوری‌های رسانه‌ای و توانایی کار با پیام‌رسان‌ها تا مهارت ارزیابی انتقادی پیام‌ها و تشخیص اخبار غلط و گمراه‌کننده. نویسنده تفاوت میان اطلاعات اشتباهِ غیرعمدی و اخبار گمراه‌کننده‌ی عامدانه را توضیح داده و بر ضرورت صحت‌سنجی، مقایسه‌ی منابع و حتی حذف آگاهانه‌ی رسانه‌هایی که به تشویش اذهان و تضعیف روحیه‌ی عمومی دامن می‌زنند تأکید کرده است. در این بخش، به نقش شبکه‌های معاند و فیک‌نیوزها در جنگ رسانه‌ای علیه ایران نیز پرداخته شده است. کتاب سپس به مدیریت اخبار در زمان جنگ، نقش رسانه‌ها در مدیریت روانی جامعه، و خطر سیاه‌نمایی و بزرگ‌نمایی کاستی‌ها می‌پردازد. نویسنده توضیح داده است که چگونه شبکه‌های اجتماعی می‌توانند با سازماندهی اعتراض‌ها، ترویج سبک زندگی خاص، انتشار اخبار کذب و راهبری عملیات روانی، به تضعیف اعتماد عمومی، ایجاد یأس و تشدید شکاف‌های قومی و سیاسی کمک کنند. در مقابل، بر نقش رسانه‌های مسئول در تقویت انسجام ملی، برجسته‌سازی نمادهای مشترک، روایت پیروزی‌ها و جلوگیری از دو قطبی‌های مخرب تأکید شده است. در بخش «تکنیک‌های جنگ روانی»، مجموعه‌ای از شگردها معرفی شده است: دو قطبی‌سازی میان منافع ملی و برنامه‌های کلان، پاره‌حقیقت‌گویی با حذف بخش‌های مهم واقعیت، کانال انحراف برای منحرف‌کردن توجه از مسئولیت واقعی بازیگران، مقصرنمایی یک‌سویه، تعمیم افراطی ضعف‌های محدود به کل نظام، واهمه‌افکنی با تصویرسازی از آینده‌ای فاجعه‌بار، اهریمن‌سازی از کشورها یا سیاست‌ها، و ابهام‌آفرینی برای ایجاد فضای شایعه و ناامیدی. هر تکنیک با مثال‌هایی از پوشش رسانه‌ای پرونده هسته‌ای ایران، تحریم‌ها و مذاکرات توضیح داده شده است. در فصل «جنگ شناختی»، نویسنده یک گام جلوتر رفته و نشان داده است که هدف فقط تغییر محتوای فکر نیست، بلکه تغییر شیوه‌ی فکرکردن و تصمیم‌گرفتن است. جنگ شناختی ترکیبی از عملیات سایبری، اطلاعاتی، روانی و مهندسی اجتماعی معرفی شده که می‌تواند وحدت جامعه را تضعیف و اراده‌ی جمعی برای مقاومت را فرسوده کند. نمودار «نقشه راه کاربست جنگ شناختی در رسانه‌های نوین» نشان داده است که چگونه نفوذ، اعتمادزدایی، دست‌کاری قوه‌ی شناخت، تولید محتوای منفی، تحریف داده‌ها و تخریب سرمایه‌ی اجتماعی در کنار هم عمل می‌کنند. در پایان، کتاب از «مجروحان جنگ رسانه‌ای» و «سربازان جنگ رسانه‌ای» سخن گفته است. مجروحان کسانی معرفی شده‌اند که زیر بارش مداوم اخبار منفی، شایعات و مقایسه‌های تحقیرآمیز، به‌تدریج اعتماد و امید خود را از دست می‌دهند، اما خود را صرفاً «منتقد» می‌دانند. در مقابل، سربازان جنگ رسانه‌ای نویسندگان، خبرنگاران، عکاسان، تولیدکنندگان محتوا و طراحانی هستند که آگاهانه در این میدان عمل می‌کنند؛ گاهی در خدمت نظام سلطه و گاهی در خدمت جبهه‌ی مقاومت. نویسنده نتیجه گرفته است که در کنار «بال نظامی»، به «بال رسانه‌ای» نیاز است و بدون شناخت هندسه‌ی جنگ رسانه‌ای، هیچ جامعه‌ای نمی‌تواند از هویت و حقیقت خود دفاع کند.

چرا باید کتاب نبرد در سایه خبر را بخوانیم؟

نبرد در سایه خبر به‌جای پرداختن صرف به شعارهای کلی درباره‌ی «جنگ نرم»، ساختار و منطق این جنگ را از درون رسانه‌ها نشان داده است. این کتاب توضیح داده است که چگونه یک خبر، تصویر یا هشتگ می‌تواند بخشی از یک استراتژی بزرگ‌تر برای تغییر ادراک جمعی باشد و چرا بی‌توجهی به این لایه‌ی پنهان، هزینه‌هایی سنگین‌تر از شکست نظامی به‌همراه دارد. خواننده در خلال فصل‌ها با مفاهیمی مانند جنگ رسانه‌ای، دیپلماسی دیجیتال، سواد رسانه‌ای جنگ، جنگ شناختی و تکنیک‌های جنگ روانی آشنا می‌شود و می‌بیند که این مفاهیم چگونه در نمونه‌های عینی مانند جنگ‌های غزه، جنگ ۱۲ روزه ایران و رژیم صهیونیستی، پرونده‌ی هسته‌ای ایران و پوشش رسانه‌ای جنگ‌های جهانی بروز پیدا کرده‌اند. این کتاب همچنین تصویری از «مصرف خبری مسئولانه» ارائه کرده است؛ از تنظیم رژیم رسانه‌ای شخصی در روزهای بحران تا تشخیص اخبار غلط و گمراه‌کننده، حذف آگاهانه‌ی منابع مخرب، و توجه به روابط انسانی و آرام‌سازی خانواده در شرایط جنگی. بخش‌های مربوط به انسجام ملی، هویت اجتماعی و نقش نمادهای مشترک، نشان داده است که رسانه چگونه می‌تواند هم ابزار تفرقه و هم ابزار هم‌بستگی باشد. در کنار این‌ها، معرفی دقیق تکنیک‌های جنگ روانی و جنگ شناختی، به خواننده کمک می‌کند تا هنگام مواجهه با موج‌های خبری، دو قطبی‌ها، سیاه‌نمایی‌ها و روایت‌های یک‌سویه، آن‌ها را شناسایی کند و منفعلانه در خدمت آن‌ها قرار نگیرد. نبرد در سایه خبر در مجموع، تصویری نسبتاً جامع از میدان نبرد رسانه‌ای امروز ارائه کرده است و نشان داده است که آگاهی از این میدان، بخشی از امنیت فردی و جمعی به‌شمار می‌آید.

خواندن این کتاب را به چه کسانی پیشنهاد می‌کنیم؟

خواندن نبرد در سایه خبر به دانشجویان و علاقه‌مندان رشته‌های ارتباطات، علوم سیاسی، مطالعات رسانه و مطالعات امنیتی پیشنهاد می‌شود. همچنین به فعالان رسانه‌ای، خبرنگاران، ادمین‌های شبکه‌های اجتماعی و تولیدکنندگان محتوا که با اخبار جنگ، بحران و سیاست سروکار دارند توصیه می‌شود. این کتاب برای معلمان، مربیان و والدینی که دغدغه‌ی سواد رسانه‌ای نوجوانان و تأثیر شبکه‌های اجتماعی بر هویت ملی را دارند نیز می‌تواند مفید باشد. در نهایت، به کسانی پیشنهاد می‌شود که در مواجهه با موج اخبار جنگ، تحریم و بحران، به‌دنبال درکی عمیق‌تر از پشت‌صحنه‌ی روایت‌ها و عملیات روانی هستند.

نظری برای کتاب ثبت نشده است

حجم

۲٫۵ مگابایت

سال انتشار

۱۴۰۴

تعداد صفحه‌ها

۱۲۵ صفحه

حجم

۲٫۵ مگابایت

سال انتشار

۱۴۰۴

تعداد صفحه‌ها

۱۲۵ صفحه

قیمت:
۳۰,۰۰۰
۲۴,۰۰۰
۲۰%
تومان