کتاب هرگز تسلیم نشدم هیرو اونودا + دانلود نمونه رایگان
با کد تخفیف OFF30 اولین کتاب الکترونیکی یا صوتی‌ات را با ۳۰٪ تخفیف از طاقچه دریافت کن.
تصویر جلد کتاب هرگز تسلیم نشدم

کتاب هرگز تسلیم نشدم

معرفی کتاب هرگز تسلیم نشدم

کتاب هرگز تسلیم نشدم (No surrender) نوشته هیرو اونودا، روایتی شخصی از زندگی و تجربیات و خاطرات یکی از عجیب‌ترین و بحث‌برانگیزترین سربازان ژاپنی در قرن بیستم است؛ سرگذشت سربازی که پس از پایان رسمی جنگ جهانی دوم، نزدیک به سه دهه در جزیره‌ای دورافتاده در فیلیپین به مبارزه ادامه داد و حاضر نشد تسلیم شود. مهتاب واشقانی فراهانی این بیوگرافی را برای انتشارات آرمان رشد ترجمه کرده است. نسخه الکترونیکی این اثر را می‌توانید از طاقچه خرید و دانلود کنید.

درباره کتاب هرگز تسلیم نشدم

کتاب هرگز تسلیم نشدم با قلم هیرو اونودا، داستانی واقعی و مستند از زندگی یک افسر ارتش ژاپن را روایت می‌کند که به‌ دلیل باور عمیق به وظیفه و شرافت نظامی، سی سال پس از پایان جنگ جهانی دوم همچنان در جزیره‌ی لوبانگ فیلیپین به مبارزه ادامه داد. کتاب خاطرات و روایات و مشاهدات شخصی اونودا است و با جزئیات دقیق، مراحل مختلف زندگی او از دوران کودکی، آموزش‌های نظامی، اعزام به جبهه و سال‌های طولانی زندگی چریکی در جنگل را بازگو می‌کند. روایت، با توصیف فضای اجتماعی و نظامی ژاپن پیش از جنگ آغاز می‌شود و سپس به ماجراهای پرتنش و گاه تراژیک حضور اونودا در جزیره می‌پردازد. در بخش‌هایی از کتاب، به تلاش‌های خانواده، دولت ژاپن و حتی افراد داوطلب برای یافتن و بازگرداندن اونودا اشاره شده است. این اثر، نه‌تنها سرگذشت‌نامه‌ای فردی، بلکه بازتابی از ارزش‌ها، آموزش‌ها و باورهای نسلی از ژاپنی‌هاست که در بستر جنگ و شکست شکل گرفتند. نویسنده با صداقت و جزئی‌نگری، فراز و نشیب‌های روانی، تردیدها، امیدها و ناامیدی‌های خود را در طول این سال‌ها به تصویر کشیده است.

خلاصه کتاب هرگز تسلیم نشدم

کتاب هرگز تسلیم نشدم، خاطرات هیرو اونودا است که سرنوشتش با یکی از عجیب‌ترین فصل‌های تاریخ نظامی گره خورده است. اونودا در خانواده‌ای پرجمعیت و با تربیت سخت‌گیرانه بزرگ شد و از نوجوانی به ورزش‌های رزمی و نظم ارتش علاقه‌مند بود. پس از ورود به ارتش ژاپن و گذراندن دوره‌های ویژه‌ی آموزش چریکی و عملیات محرمانه، به جزیره‌ی لوبانگ در فیلیپین اعزام شد تا فرماندهی گروهی کوچک را در عملیات چریکی بر عهده بگیرد. در حالی که جنگ جهانی دوم به پایان رسیده بود، اونودا و چند نفر از همراهانش به‌ دلیل قطع ارتباط با فرماندهی و باور به ادامه‌ی مقاومت، سال‌ها در جنگل‌های لوبانگ به زندگی چریکی ادامه دادند. آن‌ها با کمبود غذا، بیماری، حملات نیروهای محلی و فشار روانی ناشی از انزوا دست‌وپنجه نرم کردند. پیام‌های تسلیم و پایان جنگ را باور نکردند و هر نشانه‌ای را به‌ عنوان فریب دشمن تلقی کردند. با گذشت زمان، تعداد همراهان اونودا کاهش یافت تا سرانجام تنها ماند. در دهه‌ی هفتاد میلادی، پس از تلاش‌های فراوان دولت ژاپن و خانواده‌اش، سرانجام با حضور یکی از فرماندهان سابقش و دریافت دستور مستقیم، اونودا حاضر شد سلاح خود را زمین بگذارد و از جنگل خارج شود. کتاب، در کنار روایت ماجراهای پرتنش و گاه تلخ، به دغدغه‌های ذهنی، وفاداری به وظیفه، مفهوم شرافت و معنای زندگی در شرایطی غیرعادی می‌پردازد. اونودا در پایان، از خود می‌پرسد که تمام این سال‌ها برای چه جنگیده است و چه چیزی او را به ادامه‌ی این مسیر واداشته است.

چرا باید کتاب هرگز تسلیم نشدم را بخوانیم؟

خواننده با مطالعه‌ی این اثر، با چالش‌های تصمیم‌گیری در شرایط بحرانی، تأثیر آموزش‌های نظامی بر ذهنیت فرد و پیامدهای روانی انزوا و مقاومت طولانی‌مدت آشنا می‌شود. کتاب فرصتی برای درک بهتر فضای اجتماعی و فرهنگی ژاپن در میانه‌ی قرن بیستم فراهم می‌کند و نشان می‌دهد چگونه باورها و ارزش‌ها می‌توانند سرنوشت فرد را به مسیری غیرمنتظره سوق دهند.

خواندن این کتاب را به چه کسانی پیشنهاد می‌کنیم؟

خواندن این کتاب به علاقه‌مندان به تاریخ معاصر و مطالعات جنگ، دوستداران بیوگرافی‌ها و ادبیات شرق، و کسانی که به موضوعات مربوط به روان‌شناسی علاقه دارند، پیشنهاد می‌شود.

بخشی از کتاب هرگز تسلیم نشدم

«بین بوته‌ها پنهان شدم و منتظر فرصتی برای عبور بودم. نزدیک ظهر نهم مارس ۱۹۷۴ بود و در شیبی دو ساعت مانده به موقعیت واکایاما قرار داشتم. برنامه‌ام این بود تا عصر که هنوز چشم چشم را می‌دید صبر کنم و بعد به سرعت با مانور تک‌نفره خودم را به آن موقعیت برسانم. نور زیاد خطرناک بود، اما اگر خیلی هم تاریک می‌شد مطمئن نبودم کسی را که می‌بینم واقعاً سرگرد یوشیمی تانیگوچی باشد. گذشته از این اگر مجبور می‌شدم فرار کنم، آخر گرگ و میش بهترین زمان بود.

درست بعد از ساعت ۲ بعد از ظهر با احتیاط از مخفیگاهم بیرون خزیدم و از رودخانۀ بالای واکایاما گذشتم. از نخلستان مسیر رودخانه پیش رفتم و خیلی زود به منطقه‌ای رسیدم که جزیره‌نشینان درختانش را برای ساخت و ساز بریده بودند. در تاریک‌روشنی ایستادم و منطقه را برانداز کردم. هیچ‌کس را آن اطراف ندیدم. به گمانم کارگران تعطیل کرده بودند اما محض احتیاط پیش از بیرون رفتن از پناهگاه، خودم را با چوب و برگ‌های خشک استتار کردم.»

نظری برای کتاب ثبت نشده است

حجم

۲٫۵ مگابایت

سال انتشار

۱۴۰۴

تعداد صفحه‌ها

۲۴۸ صفحه

حجم

۲٫۵ مگابایت

سال انتشار

۱۴۰۴

تعداد صفحه‌ها

۲۴۸ صفحه

قیمت:
۱۸۲,۰۰۰
تومان