
کتاب هرمنوتیک دینی و فلسفه علوم انسانی
معرفی کتاب هرمنوتیک دینی و فلسفه علوم انسانی
کتاب هرمنوتیک دینی و فلسفه علوم انسانی نوشته مالک شجاعی جشوقانی، با تمرکز بر آرای مرتضی مطهری، به بررسی نسبت میان هرمنوتیک دینی و فلسفهی علوم انسانی میپردازد و تلاش میکند با رویکردی تحلیلی و تطبیقی، جایگاه و نقش هرمنوتیک در فهم متون دینی و تأثیر آن بر مباحث علوم انسانی را روشن کند. پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی این پژوهش را منتشر کرده است. نسخه الکترونیکی این اثر را میتوانید از طاقچه خرید و دانلود کنید.
درباره کتاب هرمنوتیک دینی و فلسفه علوم انسانی
کتاب هرمنوتیک دینی و فلسفه علوم انسانی با تمرکز بر آرای مرتضی مطهری، به بررسی پیوند میان تفسیر متون دینی و فلسفهی علوم انسانی میپردازد. مالک شجاعی جشوقانی در این اثر، ابتدا خاستگاه و سیر تحول هرمنوتیک، بهویژه در سنت غربی و اسلامی، را بررسی کرده و سپس جایگاه هرمنوتیک دینی را در مواجهه با مسائل فلسفی و علوم انسانی تشریح میکند. کتاب با نگاهی تطبیقی، جریانهای مختلف تفسیر قرآن و رویکردهای متنوع به فهم متن مقدس را تحلیل کرده و تفاوتها و شباهتهای هرمنوتیک کلاسیک و مدرن را برجسته میسازد. در ادامه، به فلسفهی علوم انسانی و چالشهای آن در بستر فرهنگ اسلامیایرانی پرداخته شده و نقش اندیشمندانی چون مطهری در طرح مباحث نوین دربارهی نسبت دین و علوم انسانی مورد توجه قرار گرفته است. کتاب ابتدا مبانی نظری هرمنوتیک و فلسفهی علوم انسانی را شرح میدهد و سپس با مطالعهی موردی آرای مطهری، امکانها و محدودیتهای هرمنوتیک دینی در مواجهه با علوم انسانی مدرن را بررسی میکند. این اثر برای کسانی که به مباحث فلسفهی دین، تفسیر متون مقدس و امکان بومیسازی علوم انسانی علاقهمندند، تصویری جامع و تحلیلی ارائه میدهد.
خلاصه کتاب هرمنوتیک دینی و فلسفه علوم انسانی
کتاب هرمنوتیک دینی و فلسفه علوم انسانی در سه فصل اصلی سامان یافته است: فصل نخست به خاستگاه، چیستی و تطورات هرمنوتیک میپردازد و ضمن مرور تاریخچهی این سنت فلسفی، تفاوتهای رویکرد هرمنوتیکی با روشهای تجربی را برجسته میسازد. در این بخش، نویسنده به نقش هرمنوتیک در تفسیر متون مقدس، بهویژه قرآن، اشاره کرده و جریانهای مختلف تفسیر قرآن در اندیشه معاصر را معرفی میکند؛ از تفسیر عقلگرایانه و علمی تا رویکردهای ادبی و تاریخی. همچنین، دیدگاههای اندیشمندانی چون علامه طباطبایی و مطهری دربارهی روششناسی تفسیر قرآن و نقد رویکردهای سنتی و مدرن بررسی شده است. فصل دوم به فلسفهی علوم انسانی اختصاص دارد و مفاهیم بنیادین این حوزه را از منظر فلسفی و تاریخی تحلیل میکند. شجاعی جشوقانی چهار سرچشمه فلسفیپارادایمی علوم انسانی را معرفی میکند و به چالشهای اومانیسم و ضد اومانیسم، امکان فلسفهی علوم انسانی غیراروپامحور و رویکردهای مختلف به علم در جهان اسلام میپردازد. در این بخش، رویکرد هرمنوتیک دینی به بنیادهای فلسفی علوم انسانی به عنوان یکی از مسیرهای مهم بررسی شده است. در فصل سوم، آرای مطهری دربارهی هرمنوتیک دینی و نسبت آن با فلسفهی علوم انسانی بهصورت تحلیلی و انتقادی بررسی میشود. این فصل به طرح کلام جدید، نقد بنیادهای فلسفیالهیاتی غرب، امکان همگرایی علم و دین، و نقش انسانشناسی فلسفی در شکلگیری هرمنوتیک دینی علوم انسانی پرداخته است. نظریهی فطرت و امکان طرح فلسفهی علوم انسانی از افق هرمنوتیک دینی از دیگر محورهای این فصل است. در پایان، نویسنده با جمعبندی مباحث، امکانات و چالشهای پیشروی هرمنوتیک دینی در مواجهه با علوم انسانی مدرن را تحلیل میکند.
چرا باید کتاب هرمنوتیک دینی و فلسفه علوم انسانی را بخوانیم؟
ویژگی این اثر، پرداختن به جریانهای مختلف تفسیر قرآن و نقد رویکردهای سنتی و مدرن در فهم متون مقدس است. همچنین، با معرفی سرچشمههای فلسفی علوم انسانی و تحلیل چالشهای بومیسازی این علوم در بستر فرهنگ اسلامیایرانی، زمینهای برای گفتوگوی میان سنت و تجدد فراهم میآورد. مطالعهی این کتاب به درک عمیقتر مبانی نظری هرمنوتیک، فلسفهی دین و امکانهای نوین در علوم انسانی کمک میکند.
خواندن این کتاب را به چه کسانی پیشنهاد میکنیم؟
خواندن هرمنوتیک دینی و فلسفه علوم انسانی به پژوهشگران و دانشجویان فلسفه، علوم انسانی، مطالعات دینی و الهیات پیشنهاد میشود. همچنین برای کسانی که دغدغهی نسبت دین و علم، تفسیر متون مقدس یا بومیسازی علوم انسانی را دارند، این اثر میتواند مفید باشد.
بخشی از کتاب هرمنوتیک دینی و فلسفه علوم انسانی
«پنج مشخصۀ اصلی، هرمنوتیک را از روشهای تجربی متمایز میکند: ۱- هدف اصلی هرمنوتیک، به عکس علوم تجربی، نه تبیین بلکه فهم است. ۲- تفاوت دوم هرمنوتیک با علوم تجربی در این است که غالباً علوم تجربی به مسئلۀ علیت میپردازند و تلاش میکنند تا رویدادهای خاص را تحت قوانین عام قرار دهند؛ در حالی که هرمنوتیک، به عکس، علاقهمند به فهم معناست. ۳- علوم تجربی نسبت به موضوع مورد مطالعهاش بیرونی است؛ دانشمند همواره خارج از ابژۀ تحقیق قرار دارد، میخواهد این ابژه سطح زمین، سلول یا نوترون باشد. در مقابل، متخصصان هرمنوتیک درون فرهنگ و تاریخ انسانی جای دارند. در نتیجه، غالباً متوجه وجوه درونی تجربۀ آدمی هستند؛ برای مثال ممکن است به این بپردازند که ناپلئون بودن چه حسی دارد یا مردم چه افکار سیاسیای در دوران رنسانس داشتهاند. ۴- دانشمندان علوم تجربی از روشهای بیرونیِ مشاهده و آزمایش برای کسب دانش استفاده میکنند؛ اما اهل هرمنوتیک خواهان دسترسی به تجربۀ درونی و فهم معنای ذاتیِ فرهنگی دیگر از درون آن هستند. و اینکه علوم تجربی در آینده به دنبال دانش میگردند، در حالی که هرمنوتیک، به عکس، غالباً بر پایۀ گذشته ساخته میشود.»
حجم
۱٫۵ مگابایت
سال انتشار
۱۴۰۳
تعداد صفحهها
۲۰۴ صفحه
حجم
۱٫۵ مگابایت
سال انتشار
۱۴۰۳
تعداد صفحهها
۲۰۴ صفحه