
کتاب دختری که ماه را نوشید!
معرفی کتاب دختری که ماه را نوشید!
کتاب دختری که ماه را نوشید نوشته کلی بارن هیل و ترجمه لیلا چگینی، داستانی فانتزی و خیالانگیز است که برای نوجوانان و علاقهمندان به دنیای جادو و افسانهها نوشته شده است. این کتاب که توسط انتشارات نیک فرجام منتشر شده، با روایتی چندلایه، قصهی شهری را بازگو میکند که هر سال کودکی را بهعنوان قربانی به جنگلی اسرارآمیز میفرستد؛ جایی که جادوگری مرموز زندگی میکند، اما حقیقت پشت این سنت، چیزی فراتر از باورهای مردم شهر است. شخصیتهای اصلی داستان، از جادوگر مهربان گرفته تا هیولای مرداب و اژدهای کوچک، هرکدام دنیای خاص خود را دارند و در کنار هم ماجرایی پر از رمزوراز و احساسات انسانی را رقم میزنند. نسخهی الکترونیکی این اثر را میتوانید از طاقچه خرید و دانلود کنید.
درباره کتاب دختری که ماه را نوشید!
کتاب دختری که ماه را نوشید اثری از کلی بارن هیل است که با ترجمهی لیلا چگینی منتشر شده و در ژانر فانتزی نوجوانان قرار میگیرد. داستان در سرزمینی خیالی به نام پروتکتریت رخ میدهد؛ جایی که مردمش سالهاست با ترس و اندوه زندگی میکنند و هر سال کودکی را به جنگل میفرستند تا جادوگر آن را ببرد. روایت کتاب از چند زاویه پیش میرود: از نگاه مردم شهر، بزرگان قدرتطلب، جادوگر پیر و مهربان به نام زان، هیولای مرداب و اژدهای کوچکی به نام فیریان.
ساختار کتاب حاضر بهگونهای است که همزمان با روایت ماجرای اصلی، به زندگی و دغدغههای شخصیتهای فرعی نیز پرداخته شده است. فضای داستان پر از عناصر جادویی، موجودات عجیب و روابط انسانی است که در دل افسانهها و باورهای غلط شکل گرفتهاند. کتاب با نگاهی انتقادی به سنتها و قدرت، سعی دارد مفاهیمی چون شجاعت، حقیقتجویی و عشق را در قالب داستانی پرکشش و خیالانگیز به تصویر بکشد.
خلاصه داستان دختری که ماه را نوشید!
هشدار: این پاراگراف بخشهایی از داستان را فاش میکند!
داستان دختری که ماه را نوشید! با معرفی شهری آغاز میشود که مردمش هر سال یک کودک را بهعنوان قربانی به جنگل میفرستند تا جادوگر مرموز آن را ببرد. این سنت تلخ، ریشه در ترس و اندوهی دارد که بزرگان شهر برای حفظ قدرت خود در دل مردم کاشتهاند، اما حقیقت این است که جادوگر جنگل، زان، پیرزنی مهربان است که هر سال کودکان رهاشده را نجات میدهد و آنها را به شهرهای آزاد میبرد تا زندگی بهتری داشته باشند.
در یکی از این سالها، دختری با ماهگرفتگی روی پیشانی به نام لونا، بهاشتباه نور ماه را مینوشد و قدرت جادویی عظیمی در وجودش بیدار میشود. زان که از این اتفاق شوکه شده، تصمیم میگیرد لونا را نزد خود نگه دارد و او را مانند نوهاش بزرگ کند. در کنار زان، هیولای مرداب به نام گلرک و اژدهای کوچک فیریان نیز حضور دارند و هرکدام رابطهای خاص با لونا برقرار میکنند.
همزمان آنتین، نوجوانی از خانوادهی بزرگان شهر، با تردیدها و پرسشهایی دربارهی سنتهای شهر و سرنوشت کودکان قربانی دستوپنجه نرم میکند. داستان با روایت زندگی لونا، رشد قدرت جادوییاش و تلاش زان برای محافظت از او، بهتدریج پرده از رازهای شهر و حقیقت جادوگر برمیدارد. در این مسیر، مفاهیمی چون فریب، شجاعت، عشق و امید به زیبایی در هم تنیده میشوند و شخصیتها با انتخابهای دشوار روبهرو میشوند.
چرا باید کتاب دختری که ماه را نوشید! را بخوانیم؟
کتاب دختری که ماه را نوشید! با فضاسازی خیالانگیز و شخصیتپردازی متفاوت، تجربهای تازه از داستانهای فانتزی نوجوانان ارائه میدهد. این کتاب نهتنها به ماجرای جادو و افسانه میپردازد، بلکه لایههایی از نقد اجتماعی، پرسش از سنتهای بیپایه و اهمیت حقیقتجویی را در دل روایت خود جای داده است. روایت چندصدایی و حضور شخصیتهایی با دیدگاههای متضاد، باعث میشود خواننده با دنیایی پیچیده و چندوجهی روبهرو شود؛ همچنین رابطهی میان لونا و زان و چالشهای بزرگکردن کودکی با قدرت جادویی، بهگونهای روایت شده که همدلی و کنجکاوی را برمیانگیزد. این کتاب برای کسانی که بهدنبال داستانی فراتر از کلیشههای معمول هستند و دوست دارند در دنیایی پر از رمز و راز غرق شوند، انتخابی جذاب است.
خواندن این کتاب را به چه کسانی پیشنهاد میکنیم؟
خواندن کتاب دختری که ماه را نوشید! به نوجوانان، علاقهمندان به داستانهای فانتزی، کسانی که به موضوعات جادو، افسانه و نقد سنتهای اجتماعی علاقه دارند و همچنین افرادی که بهدنبال داستانهایی با شخصیتهای چندلایه و روایتهای غیرخطی هستند، پیشنهاد میشود.
بخشی از کتاب دختری که ماه را نوشید!
«آن روز صبح، گرلاند رئیس اعظم، با صبر و حوصله به کارهایش رسیدگی کرد. روز قربانی سالی یکبار بود و او دلش میخواست در میان مردمی که به سمت خانهی نفرین شده میرفتند و با اندوه بازمیگشتند، بهترین خودش را به نمایش بگذارد. رؤسای دیگر را هم تشویق میکرد همین کار را بکنند. برایش مهم بود در نظر دیگران خوب دیده شود. با دقت روی گونههای پر از چین و چروکش را رژگونه مالید و خط چشم بهنی روی چشمهایش کشید. توی آینه نگاهی به دندانهایش انداخت که جرم یا باقی ماندهی غذا روی آنها نباشد. آینهاش را خیلی دوست داشت. آینهاش در شهر پروتکتریت تک بود. برای گرلاند هیچ چیزی لذتبخشتر از این نبود که وسیلهای فقط مال خودش باشد. دلش میخواست منحصربهفرد باشد. رئیس اعظم داراییهای زیادی داشت که در پروتکتریت بیهمتا بودند. این یکی از امتیازات شغلیاش بود.»
حجم
۱٫۵ مگابایت
سال انتشار
۱۴۰۲
تعداد صفحهها
۲۳۲ صفحه
حجم
۱٫۵ مگابایت
سال انتشار
۱۴۰۲
تعداد صفحهها
۲۳۲ صفحه