
کتاب نوآوری نامتوازن
معرفی کتاب نوآوری نامتوازن
کتاب نوآوری نامتوازن با عنوان اصلی Uneven innovation: the work of smart cities نوشته جنیفر کلارک و ترجمه کرامت اله زیاری، مریم ابراهیم پور، ابوالفضل منصوری اطمینان و مریم بایرامی توسط نشر یافته منتشر شده است. این اثر به بررسی پروژههای شهرهای هوشمند و پیامدهای اقتصادی، اجتماعی و فناورانهی آنها پرداخته و در دستهی کتابهای تخصصی حوزهی برنامهریزی شهری و نوآوری قرار میگیرد. نسخهی الکترونیکی این اثر را میتوانید از طاقچه خرید و دانلود کنید.
درباره کتاب نوآوری نامتوازن
کتاب نوآوری نامتوازن (دستاورد شهرهای هوشمند) اثری پژوهشی و تحلیلی در حوزهی برنامهریزی شهری و فناوری است که به بررسی روندها و پیامدهای پروژههای شهرهای هوشمند میپردازد. جنیفر کلارک، نویسندهی کتاب، باتکیهبر تجربهی خود در مرکز نوآوری شهری مؤسسهی فناوری جورجیا، پروژههای متعددی را در زمینهی شهرهای هوشمند بررسی کرده و چارچوبی انتقادی برای تحلیل این پروژهها ارائه داده است.
این کتاب در قالب اثری تخصصی و دانشگاهی نوشته شده و ساختار آن بر پایهی فصلهایی است که هریک به جنبهای از شهرهای هوشمند، از تاریخچه و بازارسازی تا کارآفرینی شهری و مشارکت شهروندی، میپردازد. اثر حاضر نهتنها به فناوری و نوآوری در شهرها توجه دارد، بلکه پیامدهای اجتماعی، اقتصادی و سیاستگذاری این روندها را نیز واکاوی میکند. کتاب نوآوری نامتوازن با رویکردی چندرشتهای، به موضوعاتی چون توسعهی نامتوازن، نقش دادهها، بازارهای نوظهور و چالشهای حکمرانی در شهرهای هوشمند میپردازد و تلاش میکند تصویری جامع از فرصتها و تهدیدهای این پروژهها ارائه دهد.
خلاصه کتاب نوآوری نامتوازن
کتاب نوآوری نامتوازن به بررسی پروژههای شهرهای هوشمند بهعنوان پدیدهای نوظهور در عرصهی برنامهریزی شهری و توسعهی اقتصادی میپردازد. نویسنده با تحلیل روندهای تاریخی و معاصر، نشان میدهد که چگونه شهرهای هوشمند، بهجای رفع نابرابریها، اغلب به بازتولید یا حتی تشدید توسعهی نامتوازن در شهرها و مناطق منجر میشوند. در این اثر، پنج فرض کلیدی مطرح شده است: نوآوری شهری اغلب به نوآوری نامتوازن میانجامد و پروژههای شهرهای هوشمند نیز از این قاعده مستثنا نیستند.
بخش فناوری برای کاهش ریسک و دریافت یارانه، به شهرها نیاز دارد و از نوآوری نامتوازن بهره میبرد. سیاستگذاری سریع و شبکههای نوآوری شهری، بدون ارزیابی کافی، به گسترش پروژههای شهرهای هوشمند کمک میکنند. این پروژهها انعطافپذیری نیروی کار را افزایش داده و مرزهای سنتی کار و مصرفکننده را کمرنگ میکنند. دادهها بهعنوان محصول اصلی این پروژهها مطرح هستند و مدلهای درآمدی جدیدی حول آنها شکل میگیرد.
کتاب حاضر تأکید دارد که پروژههای شهرهای هوشمند، بیش از آنکه پروژههایی برای خدمت به شهروندان باشند، در خدمت بازار و صنعت فناوری قرار دارند. نویسنده با بررسی نمونههای مختلف، نشان میدهد که چگونه شهرها به بستر آزمایش فناوریهای جدید تبدیل میشوند و این روند، پیامدهایی چون خصوصیسازی، مقرراتزدایی و افزایش نابرابری را به دنبال دارد. در نهایت، کتاب نوآوری نامتوازن پیشنهادهایی برای سیاستگذاری و طراحی مدلهای مشارکتی و عادلانهتر در پروژههای شهرهای هوشمند ارائه میدهد و بر ضرورت توجه به تفاوتهای محلی و نقش دادهها در حکمرانی شهری تأکید میکند.
چرا باید کتاب نوآوری نامتوازن را بخوانیم؟
این کتاب با رویکردی انتقادی و تحلیلی، به یکی از مهمترین روندهای معاصر در حوزهی شهرسازی و فناوری میپردازد و تصویری چندلایه از پروژههای شهرهای هوشمند ارائه میدهد. خواننده با مطالعهی این اثر، با پیچیدگیهای اقتصادی، اجتماعی و سیاسی شهرهای هوشمند آشنا میشود و میتواند پیامدهای مثبت و منفی این پروژهها را درک کند. کتاب نوآوری نامتوازن ابزار مفیدی برای تحلیل انتقادی سیاستهای شهری و فناوریهای نوین فراهم میکند و به مخاطب کمک میکند تا فراتر از تبلیغات رایج، به ابعاد پنهان و چالشهای واقعی این پروژهها بیندیشد.
خواندن این کتاب را به چه کسانی پیشنهاد میکنیم؟
مطالعهی این کتاب برای دانشجویان و پژوهشگران حوزهی برنامهریزی شهری، جغرافیای اقتصادی، جامعهشناسی شهری و سیاستگذاری عمومی مفید است؛ همچنین این اثر به مدیران شهری، فعالان حوزهی فناوری و علاقهمندان به آیندهی شهرها و تأثیر فناوری بر زندگی شهری، توصیه میشود.
بخشی از کتاب نوآوری نامتوازن
«پروژه شهرهای هوشمند به دو دلیل مهم این مانع لفظی را از میان برداشته است: ۱- نبود یک ضدروایت موجه برای گسترش نوآوریهای شهری؛ ۲- انعطافپذیری مفهومی در پروژه شهرهای هوشمند، که باعث میشود تأثیر آن عمده و اجرای آن تکراری و روبهرشد باشد؛ یعنی نوعی پروژه چندتکه (گسسته) باشند، نه مداخلات فیزیکی در محیط انسانساخت. دیگر اینکه تعریف شهرهای هوشمند دشوار است. تقریباً تمام مباحث مربوط به شهرهای هوشمند با تلاش برای تعریف این اصطلاح، یا با اذعان به اینکه ارائه هیچ تعریفی ممکن یا ضروری نیست، آغاز میشود. «مفهوم فازی» حاصل تداعیکننده نقد کلاسیک آن مارکوزن از چنین اصطلاحاتی در زمینه تحقیقات توسعه و سیاستگذاری است. مارکوزن معتقد بود چنین اصطلاحاتی نقش عوامل خاص و فرآیندهای قابلشناسایی را مبهم میکند، و در نتیجه تحلیلها و نتیجهگیریهای ثانویهای حاصل میشود که فاقد دقت و ارتباط با سیاستگذاریها هستند.»
حجم
۸٫۸ مگابایت
سال انتشار
۱۴۰۴
تعداد صفحهها
۲۱۱ صفحه
حجم
۸٫۸ مگابایت
سال انتشار
۱۴۰۴
تعداد صفحهها
۲۱۱ صفحه