
کتاب دختر بید
معرفی کتاب دختر بید
کتاب دختر بید نوشته افشین معشوری توسط نشر یانا منتشر شده است. این رمان فارسی، روایتی از زندگی، مهاجرت، خاطرات و پیوندهای خانوادگی را در بستری از واقعیتهای اجتماعی و تاریخی ایران معاصر روایت میکند. داستان با محوریت شخصیتهایی از یک خانوادهی ایرانی، بهویژه زنان، شکل میگیرد و با نگاهی به گذشته و حال، فرازونشیبهای زندگی آنها را به تصویر میکشد. نسخهی الکترونیکی این اثر را میتوانید از طاقچه خرید و دانلود کنید.
درباره کتاب دختر بید
کتاب دختر بید، اثری داستانی است که در قالب رمان نوشته شده و روایت آن در بستر چند دهه از تاریخ معاصر ایران و مهاجرت ایرانیان به خارج از کشور شکل میگیرد. افشین معشوری در این کتاب، با تمرکز بر زندگی یک خانوادهی ایرانی، بهویژه زنان آن، به بازخوانی خاطرات، دلبستگیها، رنجها و امیدهایشان میپردازد. روایت کتاب از روستاهای خراسان آغاز میشود و تا شهرهای بزرگ ایران و سپس مهاجرت به اروپا امتداد مییابد.
ساختار رمان مبتنیبر روایت اولشخص است و با بازگشتهای زمانی، خاطرات کودکی، نوجوانی، جوانی و بزرگسالی شخصیتها را به هم پیوند میزند. در این میان، مهاجرت، فراق، مرگ عزیزان و تلاش برای ساختن هویت جدید در سرزمین بیگانه، از دغدغههای اصلی کتاب به شمار میآید. کتاب دختر بید اثر افشین معشوری با نگاهی واقعگرایانه، زندگی روزمره، روابط خانوادگی و تأثیرات اجتماعی و سیاسی بر سرنوشت شخصیتها را بازتاب میدهد و درعینحال، پیوند عمیق با فرهنگ و سنتهای ایرانی را حفظ میکند.
خلاصه داستان دختر بید
هشدار: این پاراگراف بخشهایی از داستان را فاش میکند!
داستان دختر بید با روایتی از کودکی و نوجوانی شخصیت اصلی در روستای بید آغاز میشود؛ جایی که خانوادهای ساده و صمیمی با مشکلات معیشتی و اجتماعی دستوپنجه نرم میکنند. مادر خانواده، زنی رنجدیده و مقاوم، خاطرات تلخوشیرین زندگیاش را برای دخترش بازگو میکند؛ از تولد فرزندان، مهاجرت اجباری به شهر خوسف بهدلیل کمآبی و سختیهای زندگی روستایی تا تلاش برای ساختن خانه و آیندهای بهتر. در ادامه، روایت به سالهای نوجوانی و جوانی دختر خانواده میرسد؛ ورود به مدرسه، دوستی با همسایهها، و تجربههای نخستین عشق و ازدواج. مهاجرت به شهرهای بزرگتر، ورود به دانشگاه و مواجهه با تفاوتهای طبقاتی و فرهنگی، بخش دیگری از زندگی شخصیت اصلی را شکل میدهد.
ازدواجهای نافرجام، جدایی و تلاش برای استقلال، او را به مسیرهای تازهای میکشاند. در بخشهایی از رمان، مهاجرت به اروپا و زندگی در آلمان به تصویر کشیده میشود؛ جایی که شخصیت اصلی با چالشهای غربت، زبان بیگانه، کار در آسایشگاه سالمندان و تنهایی روبهرو میشود. بازگشت به خاطرات گذشته، دیدار با دوستان و آشنایان قدیمی و مرور فقدانها و دلتنگیها، لایههای عمیقتری از شخصیتها را آشکار میکند. در این میان، مرگ عزیزان، جداییهای ناخواسته و تلاش برای یافتن معنای زندگی در سرزمین جدید، محور اصلی روایت را تشکیل میدهد. کتاب با نگاهی به پیوندهای خانوادگی، نقش زنان در خانواده و جامعه و تأثیر مهاجرت بر هویت فردی و جمعی، تصویری ملموس از زندگی ایرانیان در گذر زمان ارائه میدهد.
چرا باید کتاب دختر بید را بخوانیم؟
کتاب دختر بید با روایت صادقانه و جزئینگر خود، تصویری از زندگی زنان و خانوادههای ایرانی در بستر تغییرات اجتماعی، مهاجرت و دگرگونیهای تاریخی ارائه میدهد. این کتاب، تجربههای زیستهی شخصیتها را با جزئیات و احساسات عمیق به تصویر میکشد و خواننده را با دغدغههای مهاجرت، فراق، مرگ عزیزان و تلاش برای بازسازی هویت در سرزمین بیگانه همراه میکند. روایت چندلایه و پیوند گذشته و حال، فرصتی برای تأمل دربارهی ریشهها، خانواده و معنای خانه فراهم میآورد؛ همچنین کتاب به نقش زنان در حفظ پیوندهای خانوادگی و عبور از بحرانها توجه ویژهای دارد و تجربههای فردی را در بستر تحولات جمعی بازتاب میدهد.
خواندن این کتاب را به چه کسانی پیشنهاد میکنیم؟
این رمان برای علاقهمندان به داستانهای اجتماعی، روایتهای خانوادگی و تجربههای مهاجرت مناسب است. کسانی که دغدغهی هویت، ریشهها و نقش زنان در خانواده و جامعه را دارند یا تجربهی دوری از وطن و غربت را لمس کردهاند، میتوانند با کتاب دختر بید ارتباط برقرار کنند؛ همچنین مخاطبانی که به روایتهای واقعگرایانه و چندنسلی علاقه دارند، از خواندن این کتاب بهره خواهند برد.
بخشی از کتاب دختر بید
«مادرم میگفت: «ننه، پیش از تو یه پسر به دنیا آوردم. بارداری و زایمان سختی داشتم. مامای محلی که بچه رُ گرفت، گفت ناف بچه دور گردنش پیچ خورده و پیش از دنیا اومدن مرده، اینم بخت تو بوده! بخت من نبود مادر؛ بخت من نبود، بید امکانات نداشت. بابات جوون بود و زنداری بلد نبود. تقصیری هم نداشت. صبح تا شب یا توی دق داشت نمک جمع میکرد و یا فصل کشاورزی به باغ رسیدگی میکرد. اصلا اون وقتها برای مردها اُف داشت لیلی به لالای زنهاشان بذارن.» گفته بودم: «خب بعدش چی ننه؟! بعد چی شد؟» گفته بود: « تو رُ که حامله شدم، آقات دیگه عیار کار اومده بود دستِش؛ شب زودتر میاومد خونه و گاهی هم توی کارای خونه کمک حال من بود.» ننه چطور شد از دِه اومدین شهر؟»
حجم
۸۵۱٫۱ کیلوبایت
سال انتشار
۱۴۰۴
تعداد صفحهها
۱۵۴ صفحه
حجم
۸۵۱٫۱ کیلوبایت
سال انتشار
۱۴۰۴
تعداد صفحهها
۱۵۴ صفحه