معرفی و دانلود کتاب حتّی باد در خدمت عاشقان است + خلاصه رایگان
با کد تخفیف OFF30 اولین کتاب الکترونیکی یا صوتی‌ات را با ۳۰٪ تخفیف از طاقچه دریافت کن.
تصویر جلد کتاب حتّی باد در خدمت عاشقان استsubscriptionAvailable

کتاب حتّی باد در خدمت عاشقان است

نوع کتاب
۳.۰ امتیاز(از ۱ رأی)
پدیدآورندگان: 
اسماعیل همتی

اشتراک بی‌نهایت چیست؟

٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy

معرفی کتاب حتّی باد در خدمت عاشقان است

«حتّی باد در خدمت عاشقان است» گزیده اشعار اسماعیل همتی (-۱۳۳۴) شاعر معاصر است: پنداشتم که اینهمه قارقار از کلاغان است. جارچیان، غروب و تخطئۀ آواز را جار می‌زنند و دریغا قناریانی نیز در زیردست‌ِ کلاغان با چشمهای بیم‌زده قارقار می‌کنند. چه ساده‌دل است چنار اگر قُلِنج بشکند.

برای تجربه‌ای بهتر در دانلود کتاب حتّی باد در خدمت عاشقان است و خواندن آن، اپلیکیشن طاقچه را به‌صورت رایگان نصب کنید. در اپلیکیشن می‌توانید مطالعه‌ی خود را شخصی‌سازی کنید و لذت خواندن و شنیدن کتاب‌ها را همیشه و همه‌جا تجربه کنید. علاوه‌بر دسترسی آسان، امکان خرید هزاران کتاب صوتی و الکترونیکی با تخفیف‌های ویژه و بهترین قیمت هم فراهم است.

مشخصات کتاب الکترونیکی

نام کتابحتّی باد در خدمت عاشقان است
موضوعشعر نو، شعر معاصر
نویسندهاسماعیل همتی
انتشاراتانتشارات کتاب سمنگان
سال انتشار نسخه فیزیکی۱۳۶۷/۰۲/۲۶
فرمت کتابEPUB
حجم فایل کتاب۱.۲۳ مگابایت
تعداد صفحه‌ها۵۵ صفحه
قیمت کتاب۲۰۰۰ تومان

نظر شما دربارهٔ این کتاب

به این کتاب چه امتیازی می‌دهید؟

۱
۲
۳
۴
۵

نظرات کاربران

سیّد جواد
۱۳۹۷/۰۶/۱۷

کتاب صد و پنجاه و پنجم برنامه مطالعه از طرح کتابخانه همگانی ، در هنگام مطالعه کتاب احساس کردم بعضی از شعرها تکراری است و در کتب دیگر این شاعر قبلا خوانده بودم !!! مثل سیم خاردار و گاو و گوسفندان...بیشتر

۰

بریده‌هایی از کتاب

مادربزرگ💝
۸
از سادگی خودم کوچه هنوز پر از دلتنگی‌ست. ما دو همکلاسی بودیم، هردو رفوزه در کلاس هشتم؛ اما پدرِ همکلاسی‌ام یک «هدیه» از مغازه‌اش برای معلم تعارف برد، و او قبول شد. یادش به‌خیر چه روزگار ارزانی! هنوز کوچه پر از دلتنگی‌ست و من پر از پرسش از معلم کلاس هشتم.
ترمه🍁
۸
پهلوانان زنجیرهای گسسته را بر بازوان خویش می‌بندند و عاشقان زنجیرهای بسته به پاهای زندگی را می‌گسلند. پس، خوشا باز هم عاشقی.
مادربزرگ💝
۷
عزم‌ِ آن دارم که از دستهایم دو درخت‌ِ تناور بسازم پُرشاخ و برگ؛ پرنده‌های آوازخوان به آشیانه نیازمندند. شاید زمانی فرا برسد که شهر کویری‌ام هر صبح با صدای خوشتری از خواب برخیزد. آه که اگر تگرگی نمی‌بارید در هر زمستان‌ِ کشورم بی‌شک اینک بر شانۀ هر شاخه‌ای گُلی و بر کاکل‌ِ هر برگ بلبلی می‌خواند. فروردین ۶۵
Ali
۵
از چهل دالان می‌گذرند کلمات در دهان‌مان تا بگوییم به رفیقی دوستت داریم ای رفیق! در گرانی‌ِ مِهریم و ای دریغ!