
کتاب سیاست خشونت جمعی در خاورمیانه
معرفی کتاب سیاست خشونت جمعی در خاورمیانه
کتاب سیاست خشونت جمعی در خاورمیانه (The Politics of Mass Violence in the Middle East) نوشتهی لورا رابسون، اثری پژوهشی در حوزهی علوم اجتماعی است که تلاش میکند ریشهها و روندهای تاریخی خشونت جمعی در منطقهی خاورمیانه را بررسیکند. این کتاب با رویکردی تحلیلی، تحولات سیاسی، اجتماعی و اقتصادی منطقه را از اواخر دوران عثمانی تا آغاز قرن بیستویکم دنبال کرده و نقش قدرتهای استعماری و دولتهای منطقهای را در شکلگیری و استمرار خشونت جمعی واکاوی میکند. نشر شیرازه کتاب ما این کتاب را با ترجمه عسگر قهرمانپور منتشر کرده است. نسخه الکترونیکی این اثر را میتوانید از طاقچه خرید و دانلود کنید.
درباره کتاب سیاست خشونت جمعی در خاورمیانه
سیاست خشونت جمعی در خاورمیانه، نوشتهی لورا رابسون، اثری است که با نگاهی تاریخی و تحلیلی، به بررسی چگونگی تبدیل خشونت جمعی به ابزاری بنیادین در ساختار دولت و اقتدار سیاسی خاورمیانه میپردازد. رابسون با عبور از رویکردهای رایج در مطالعات نسلکشی و مردمشناسی، سه دورهی تاریخی را بهعنوان بسترهای اصلی شکلگیری این پدیده معرفی کرده است: دورهی زوال امپراتوری عثمانی، سلطهی استعماری انگلستان و فرانسه، و دولتهای پسااستعماری. کتاب با استناد به اسناد تاریخی و تحلیل روندهای اجتماعی، نشان میدهد که چگونه سیاستهای طرد، پاکسازی قومی، اقلیتسازی و سرزمینیکردن جمعیتها، بهتدریج خشونت را در قلب سیاست و دولتسازی منطقه نهادینه کردهاند. ساختار کتاب شامل فصلهایی است که هر کدام به برههای از تاریخ منطقه، از اواخر قرن نوزدهم تا آغاز قرن بیستویکم، اختصاص یافتهاند و تحولات عراق، سوریه، فلسطین، لبنان و دیگر نقاط کلیدی را در بستر تحولات جهانی و منطقهای بررسی میکنند. لورا رابسون در این اثر، با پرهیز از روایتهای ملیگرایانه یا تکبعدی، تلاش کرده تصویری کلی و پیوسته از روندهای خشونتآمیز و سیاستهای هویتی در خاورمیانه ارائه دهد.
خلاصه کتاب سیاست خشونت جمعی در خاورمیانه
کتاب سیاست خشونت جمعی در خاورمیانه این پرسش را مطرح میکند که چگونه خشونت جمعی به عنصر اصلی اقتدار سیاسی و دولتسازی در خاورمیانه تبدیل شد. لورا رابسون با رد تبیینهای صرفاً فرهنگی یا مردمشناسانه، روند تاریخی این پدیده را در سه دورهی متوالی دنبال میکند:
دورهی نخست با تضعیف امپراتوری عثمانی و ظهور شیوههای حکمرانی مبتنی بر طرد و پاکسازی قومی آغاز میشود. در این دوره، سیاستهای نظامیگری و حذف جمعیتهای ناهمگون، به عنوان راهحل بحرانهای سیاسی و اجتماعی مطرح میشوند. پدیدههایی مانند اقلیتسازی و سرزمینیکردن جمعیتها، بهتدریج ساختارهای اجتماعی منطقه را دگرگون میکنند.
در دورهی دوم، سلطهی استعماری انگلستان و فرانسه، با بهرهگیری از روشهای قهری و حمایت از گروههای قومی و مذهبی خاص، خشونت جمعی را به ابزاری برای کنترل منابع و جمعیتها بدل میکند. سیاستهای تقسیم و حکومت، جابهجایی جمعیتی و تحمیل فرقهگرایی، زمینهساز تثبیت خشونت در ساختار دولتهای منطقه میشوند.
دورهی سوم، دولتهای پسااستعماری را دربرمیگیرد که در مواجهه با مداخلات خارجی و رقابت ابرقدرتها، خشونت را به شیوهی اصلی حکمرانی و حفظ اقتدار تبدیل میکنند. فروش گستردهی تسلیحات، حمایت از رژیمهای اقتدارگرا و تشویق به سرکوب داخلی، چرخش خشونت را در منطقه تداوم میبخشد.
در سراسر کتاب، نویسنده نشان میدهد که خشونت جمعی نه نتیجهی اجتنابناپذیر ویژگیهای فرهنگی یا مذهبی، بلکه محصول ساختارهای مدرن دولتسازی، سیاستهای استعماری و رقابتهای بینالمللی است. این روندها، خاورمیانه را به منطقهای بدل کردهاند که در آن، مرزهای سیاسی و هویتی با زور و حذف تعریف میشوند و خشونت به بخشی از زندگی روزمره بدل شده است.
چرا باید کتاب سیاست خشونت جمعی در خاورمیانه را بخوانیم؟
این کتاب با رویکردی متفاوت نسبت به مطالعات رایج دربارهی خشونت در خاورمیانه، به جای تمرکز بر عوامل فرهنگی یا مذهبی، ساختارهای سیاسی و تاریخی را محور تحلیل قرار داده است. خواننده با مطالعهی این اثر، با روندهای پیچیدهای آشنا میشود که خشونت جمعی را به ابزار اصلی دولتسازی و کنترل سیاسی در منطقه تبدیل کردهاند. کتاب، با بررسی نمونههای تاریخی از عثمانی تا دولتهای معاصر، نشان میدهد که چگونه سیاستهای قدرتهای خارجی و دولتهای منطقهای، زمینهساز تداوم بحرانها و خشونتهای جمعی شدهاند.
خواندن این کتاب را به چه کسانی پیشنهاد میکنیم؟
خواندن این اثر پژوهشی به پژوهشگران علوم اجتماعی، تاریخپژوهان، دانشجویان روابط بینالملل، فعالان حوزهی سیاست و کسانی که دغدغهی فهم ریشههای خشونت، بحرانهای هویتی و سیاستهای دولتسازی در خاورمیانه را دارند، پیشنهاد میشود.
بخشی از کتاب سیاست خشونت جمعی در خاورمیانه
«دولت عثمانی که در بخش اعظم جهان عرب سلطه و قدرت زیادی داشت، مدتها نمایندۀ یکی از پهناورترین و قدرتمندترین امپراتوریهای جهان بود؛ اما در اواسط سدۀ نوزدهم خود را به طور فزایندهای در محاصره دید. این امپراتوری که به مدت دو قرن ولو آهسته و پیوسته حکومت میکرد در حال نحیف شدن بود. اکنون حکومت عثمانی با از دست دادن ناگهانی و چشمگیر اراضی به دلیل جنبشهای ملیگرای الحاقگرا در بالکان و همچنین دستدرازیهای بزرگ اقتصادی اروپای غربی به استانهای شرقی عربی و چالشهای ارضی مستمر از سوی رقیب امپراتوری قدیمی خود، روسیه، مواجه شد. بحث دربارۀ تجزیه دولت عثمانی در محافل دیپلماتیک اروپای غربی رو به گسترش بود؛ بدهی امپراتوری در حال افزایش بود و مصر از دست رفته بود. باید کاری انجام میشد.
از نظر بسیاری از استراتژیستهای عثمانی که قصد نجات امپراتوری را داشتند، پاسخ همان اصلاحات سیاسی عمدهای بود که به دولت امپراتوری کنترل متمرکز قوی نه تنها بر کلانشهرها بلکه بر استانهای آن نیز میداد. تغییرات در سراسر امپراتوری بهزودی آغاز شد؛ تغییراتی که اتباع عثمانی را به عنوان شهروند ملی بازتعریف کرد. وفاداری جدید به دولت و مدرنیزه کردن و تقویت ارتش به عنوان امر ضروری مطرح شد و همۀ اینها در خدمت اعطای توانایی بیشتر به دولت عثمانی برای رویارویی با رقبای اروپایی خود و در اختیار گرفتن کنترل محکمتر دولت بر منابع، زمينها و مردم در داخل مرزهای آن قرار گرفت»
حجم
۲٫۰ مگابایت
سال انتشار
۱۴۰۳
تعداد صفحهها
۳۶۰ صفحه
حجم
۲٫۰ مگابایت
سال انتشار
۱۴۰۳
تعداد صفحهها
۳۶۰ صفحه