
کتاب موقتی ها و ایمان، عشق، امید
معرفی کتاب موقتی ها و ایمان، عشق، امید
کتاب موقتی ها و ایمان، عشق، امید نوشتهٔ «اودون فون هوروات» و «الیاس کانتی» با ترجمهٔ «بهروز قنبر حسینی»، توسط نشر قطره در سال ۱۴۰۴ منتشر شده است. دو نمایشنامهٔ حاضر در این کتاب، با نگاهی متفاوت به مفاهیمی همچون سرنوشت، مرگ، هویت و ساختار اجتماعی پرداختهاند. نویسندهها با خلق جهانی خیالی، قواعدی تازه برای زندگی و مرگ انسانها وضع کرده و از خلال دیالوگهای شخصیتها، پرسشهایی بنیادین دربارهٔ معنای زندگی و آزادی فردی مطرح کردهاند. نسخهٔ الکترونیکی این اثر را میتوانید از طاقچه خرید و دانلود کنید.
درباره کتاب موقتی ها و ایمان، عشق، امید اثر اودون فون هوروات و الیاس کانتی
کتاب «موقتیها و ایمان، عشق، امید» دو نمایشنامهٔ معاصر و آلمانی را در بر گرفته است. نمایشنامهٔ نخست که «موقتیها» (Hochzeit) نام دارد و با عنوان انگلیسی «Wedding» شناخته میشود، نوشتهٔ «الیاس کانتی» است. نمایشنامهٔ دیگر با عنوان «ایمان، عشق، امید» (Glaube liebe hoffnung) با عنوان انگلیسی «Faith, love, hope» نگاشتهٔ «اودون فون هوروات» است. اثر اخیر یکی از مهمترین و شناختهشدهترین نمایشنامههای «هوروات» است که به خاطر نقد اجتماعی و نگاه تیزبینانهاش بسیار مورد توجه منتقدان و مخاطبان قرار گرفته است.
نمایشنامهٔ «موقتیها» شخصیتهایی مانند «پنجاه»، «زن جوان»، «زن»، «مرد» و «پسربچه» دارد. این نمایشنامه در دو قسمت نوشته شده است. عنوان برخی از صحنههای این متن نمایشی عبارت است از «پنجاه و دوستش»، «پنجاه و زنی که فرزندش را به خاک میسپارد»، «پنجاه را در برابر مردم قرار دادهاند»، «مردهای جوان» و «مجری نظم و پنجاه». «الیاس کانتی» در سال ۱۹۳۲ میلادی این طنز اخلاقی را نوشت. آدمها در این اثر در یک خانهٔ بزرگ هوسبازی و حرص و آز خود را بروز میدهند، جشن عروسی از کنترل خارج میشود، زن جوان بیصبرانه منتظر مرگ مادربزرگش است تا ارث خانه را به دست آورد و پزشکی نزدیک به ۸۰سالگی بهطرز دیوانهواری بهدنبال زنان است. مجازات این همه فساد در پایان اثر از راه میرسد؛ زمینلرزهای خانه را به ویرانهای تبدیل میکند. همه میمیرند. برخی از مخاطبانْ این نمایشنامه را پیشنمایشی از دیکتاتوری نازیها یا امروزه بهعنوان هشداری در برابر پوپولیستهای راستگرا دانستهاند. این اثر در برنامهٔ تئاتر آلمان و همچنین جشنوارهها حضور یافته است تا جامعهای ضعیف، فاسد و بیارزش را که در حال سقوط بهسوی نابودی است، نشان دهد.
شخصیتهای نمایشنامهٔ «ایمان، عشق، امید» عبارتند از «الیزابت»، پاسبانی به نام «الفونس»، مدیر و معاون و نگهبان انستیتوی کالبدشکافی، خانم و آقای قاضی، «خانم پرانتل»، حسابدار، «ماریا»، «یواخیم»، رئیسپلیس و چند پلیس دیگر. این متن نمایشی که از پنج تابلو تشکیل شده، شما را با «الیزابت» آشنا و همراه میکند. او ممکن است بیکار شود؛ زیرا مجوز کسب ندارد، اما آنچه میتواند به آن تکیه کند، خودش است. الیزابت میخواهد بعد از مرگْ بدنش را به مؤسسهٔ آناتومی برای آزمایشهای علمی بفروشد. او امیدوار است بلافاصله ۱۵۰ مارک دریافت کند. این پول برای گرفتن مجوز کسب کافی خواهد بود. با آن میتواند کسبوکار خودش را راهاندازی کند و دوباره کار کند و وقتی شغل داشته باشد، درهای دنیا دوباره به رویش باز خواهد شد. پایان این اثر چه خواهد شد؟
چرا باید کتاب موقتی ها و ایمان، عشق، امید را بخوانیم؟
این دو نمایشنامه فرصتی فراهم میکنند تا خواننده از زاویهای تازه به مفاهیمی همچون سرنوشت، امید، مرگ، سرنوشت، شغل و آزادی نگاه کند. نمایشنامهٔ «موقتیها» با زبان نمادین و ساختار اپیزودیک، به نقد باورهای جمعی و عادتهای فکری میپردازد و نشان میدهد چگونه قطعیت و پیشبینیپذیری میتواند به همان اندازه که آرامش میآورد، اضطراب و بیمعنایی ایجاد کند. مواجههٔ شخصیتها با محدودیتهای زمانی و تلاش برای یافتن معنا در جهانی که همهچیز از پیش تعیین شده، بستری برای تأمل دربارهٔ ارزش زندگی، عشق و امید فراهم میآورد.
خواندن این کتاب را به چه کسانی پیشنهاد میکنیم؟
مطالعهٔ این دو نمایشنامه به دوستداران ادبیات نمایشی قرن ۲۰ آلمان پیشنهاد میشود؛ همچنین به علاقهمندان به آثار فلسفی و اجتماعی و افرادی که دغدغههایی دربارهٔ سرنوشت، معنای زندگی، مرگ و آزادی فردی دارند.
درباره اودون فون هوروات
«اودون فون هوروات» (Ödön von Horváth) در ۹ دسامبر ۱۹۰۱ به دنیا آمد و در یک ژوئن ۱۹۳۸ میلادی درگذشت. او نمایشنامهنویس و رماننویسی اتریشی - مجار بود که به آلمانی مینوشت و با نام مستعار «اودون فون هوروات» شناخته میشد و یکی از نویسندگان برجسته و مورد تحسین نسل خود بود که پیش از مرگ ناگهانیاش موفقیتهای متعددی با نمایشنامههای اجتماعی و عاشقانهای همچون «شورش در کوته ۳۰۱۸» (۱۹۲۷)، «سلادک» (۱۹۲۹)، «شب ایتالیایی» (۱۹۳۰)، «رفت و برگشت» (۱۹۳۴) و «روز قیامت» (۱۹۳۷) کسب کرد. رمانهای معروف او شامل «شخصیت بیروح ابدی» (۱۹۳۰)، «فرزند زمان ما» (۱۹۳۸) و «جوانی بدون خدا» (۱۹۳۷) میشود. او فرزند یک دیپلمات اتریشی - مجار با ریشههای مجاری از اسلاوونیا بود. تحصیلات ابتدایی را در بوداپست گذراند و بعداً در مدرسهٔ «راکوچیانوم» به زبان مجاری تحصیل کرد. پس از آن در مدارس پریسبورگ و وین تحصیل کرد و آلمانی را بهعنوان زبان دوم آموخت. تحصیلات دانشگاهیاش را در دانشگاه لودویگ ماکسیمیلیان در مونیخ آغاز کرد، اما بدون دریافت مدرکْ دانشگاه را ترک کرد و به برلین رفت. پس از مدتی در سال ۱۹۳۳ به وین نقلمکان کرد و پس از الحاق اتریش به آلمان نازی در ۱۹۳۸ به پاریس مهاجرت کرد. در ژوئن ۱۹۳۸ در پی اصابت شاخهای که در طوفان از درختی در شانزهلیزه سقوط کرد، جان خود را از دست داد. او چند روز پیش از مرگ گفته بود که از نازیها ترسی ندارد، اما از خیابانها میترسد؛ چون ممکن است دشمن باشند و انسان را نابود کنند. آثار او عمدتاً به فرهنگ عامه، سیاست و تاریخ میپردازند و او بهویژه خطر ظهور فاشیسم در اروپا را هشدار داده است. رمان «جوانی بدون خدا» از دید یک معلم ناخرسند روایت شده که در برابر تبلیغات نژادپرستانه و نظامیگرایانهٔ نازیها که انسانیت شاگردانش را از بین میبرد، ناتوان است. عنوان انگلیسی رمان «فرزند زمان ما» الهامبخش «مایکل تیپت» برای ساخت «اوراتوریو» به همین نام در جنگ جهانی دوم بود. آثار مهم نمایشی او شامل «کتاب رقصها» (۱۹۲۰)، «قتل در خیابان موهرنگاسه» (۱۹۲۳)، «به چشمانداز زیبا» (۱۹۲۶)، «شورش در کوته ۳۰۱۸» (۱۹۲۷) و «سلادک» (۱۹۲۹) هستند؛ همچنین نمایشنامهٔ «ایمان، عشق، امید» (Glaube liebe hoffnung) با عنوان انگلیسی «Faith, love, hope» اثر او است.
درباره الیاس کانتی
«الیاس کانتی» (Elias Canetti) [کانهتی] رماننویسی بلغاری - بریتانیایی بود که در ۲۵ ژوئیهٔ ۱۹۰۵ به دنیا آمد و در ۱۴ اوت ۱۹۹۴ درگذشت. او که در سال ۱۹۸۱ میلادی برندهٔ جایزهٔ نوبل ادبی شد، از خانوادهای یهودی با زبان اسپانیایی قرن پانزدهم بود. خانوادهاش هنگامی که او شش سال داشت به منچستر انگلستان مهاجرت کردند و پدرش با کمک کتابهای «سفرهای گالیور» و «رابینسون کروزوئه» الیاس را با زبان انگلیسی آشنا کرد. پس از فوت پدر در سال ۱۹۱۳، کانهتی و مادرش مجبور به ترک انگلستان شدند و در اتریش سکنی گزیدند. دوران جنگ جهانی اول را در وین و زوریخ گذراند. در سال ۱۹۲۸ دکترای شیمی خود را از دانشگاه وین دریافت کرد، اما تمام عمرش را به نوشتن اختصاص داد و هرگز به کار علمی نپرداخت. پس از الحاق اتریش به آلمان نازی در ۱۹۳۸، به انگلستان بازگشت و تا پایان عمر در آنجا زندگی کرد. او در نوشتن آثارش از روشهای معمول نویسندگان پیش از خود و همعصران مانند فرانتس کافکا، روبرت موزیل و روبرت والزر پیروی نکرد و از پایانبندیهای متداول داستانکها و داستانهای کوتاه دوری جست. او سبکی نوآورانه داشت که بر توصیف دقیق و گاهی سرد و مهآلود استوار بود و از طنز تلخ، عناصر گروتسک، اغراقهای خاص و همانندسازیهای غیرمعمول بهره میبرد. کتاب «شاهد گوشی» از آثار برجستهاش است که با نوآوری در عناوین شخصیتها و سبک بیان، ایدههای تازهای به خواننده ارائه میدهد و نشان میدهد میتوان بدون تکیه بر داستانپردازی سنتی، بهشیوهای نو قلم زد و نگاهی متفاوت به خواننده داشت. پیش از انتشار «شاهد گوشی» بسیاری از خوانندگان آلمانی، الیاس کانهتی را بهعنوان طنزنویسی چیرهدست و بازیگوش بهدرستی نمیشناختند. او در این اثر، روش توصیفی خود را بر پایهٔ آموزههای فیلسوف یونانی عهد عتیق، «تئوفراست» پیریزی کرد. کانهتی خود از فرانتس کافکا بهعنوان «بزرگترین درونکاو قدرت» و از «کارل کرواس» بهعنوان «طنزپرداز بزرگ روزگار خود» یاد میکند و آنها را استادان خود میدانست. نمایشنامهٔ «موقتیها» (Hochzeit) با عنوان انگلیسی «Wedding» اثر او است.
این کتاب یا نویسنده چه جوایز و افتخاراتی کسب کرده است؟
«الیاس کانتی» بهعنوان نویسندهای برجسته در سال ۱۹۸۱ جایزهٔ نوبل ادبیات را از آن خود کرد. این جایزه بهخاطر تألیفاتی با بینشی وسیع، انبوه از ایده و فکر و قدرتی هنرمندانه، به او داده شد.
نظر افراد یا مجلههای مشهور درباره این کتاب چیست؟
نمایشنامهٔ «موقتیها» (Hochzeit) اثر «الیاس کانتی» نقدهای متعددی دریافت کرده که اغلب بر عمق نمادین و موضوعات فلسفی آن تأکید دارند. منتقدان برجسته این نمایشنامه را اثری میدانند که به بررسی روابط انسانی، اجتماع و هویت میپردازد و از ساختار نمادین و زبان شاعرانه برای بیان تعارضهای وجودی بهره میبرد. برخی نقدها به پیچیدگی و گاه دشواری فهم نمایشنامه اشاره کردهاند، اما این ویژگی را نشانهای از عمق اندیشه و پرداخت هنری آن دانستهاند. مجلات ادبی معتبر به تمجید از شیوهٔ بیان این نویسنده پرداخته و او را نویسندهای فراتر از زمان خود توصیف کردهاند که با نمایشنامهٔ «موقتیها» توانسته پرسشهای بنیادینی را دربارهٔ انسان و جامعه مطرح کند.
منتقدان معمولاً به زبان ساده و درعینحال عمیق نمایشنامهٔ «ایمان، عشق، امید» اشاره میکنند که با بیانی نمادین، شرایط انسان معاصر را درگیر بحرانهای اجتماعی و اخلاقی میکند. مجلهها و منتقدان برجسته به این نکته توجه کردهاند که «اودون فون هوروات» در این اثر با بهتصویرکشیدن زندگی یک زن گرفتار در فشارهای اقتصادی و اجتماعی، به نقد نظامهای سرکوبگر و وضعیت نابرابریهای طبقاتی پرداخته است. از نظر منتقدان، نمایشنامهٔ «ایمان، عشق، امید» اثری است که با سادگی روایت و زبان نمادین، موضوعات پیچیدهای مانند آزادی، سرنوشت و امید را بازتاب میدهد و به مخاطب این امکان را میدهد که به تأمل در زندگی مدرن و جایگاه انسان در آن بپردازد.
بخشی از کتاب موقتی ها و ایمان، عشق، امید
«مردان جوان
جوان اول: امروز چی کار کنیم؟
جوان دوم: چی کار کنیم؟ همون کاری که هر روز میکنیم، مثل همیشه.
جوان اول: و اونوقت هر روز چی کار میکنیم؟
جوان دوم: حدس بزن.
جوان اول: منظورت چیه؟
جوان دوم: هیچی!
جوان اول: آره، هیچ کار. مثل همیشه هیچ کار.
جوان دوم: همیشه هیچی.
جوان اول: و همیشه هم همون هیچ کار رو میکنیم.
جوان دوم: زندگی همینه دیگه!»
*
«الیزابت: (دستهگلی را بو میکند.) یعنی چند روز بوی این گلها میمونه؟ الان پنج روزه. اما اصلاً فکرش رو نمیکردم این گلهای زیبای پاییزی رو برام بخری.
الفونس: همون موقع که دیدمشون، به خودم گفتم باید برات بخرم.
الیزابت: بههرحال فکرش رو نمیکردم.
الفونس: یعنی فکر کردی یه پاسبان دنبال پوله و فقط میگرده یه آدم پولدار پیدا کنه؟ زنی که با من باشه برام خیلی ارزشمنده، درحالیکه فکر میکنم خودم برای اون زن ارزشی ندارم. حالا برام یه بوس میفرستی؟
الیزابت: بله!
الفونس: قهوه حاضر شد؟
الیزابت: همینالان میآرم.
الفونس: (رادیو را روشن میکند، صدای موسیقی نظامی میآید.) چه پرشور، چه زیبا!
الیزابت: الفونس، دیروز یه اپرای زیبا رو پخش کرد. آیدا!
الفونس: تو دیروز اصلاً دلت برام تنگ نشد؟
الیزابت: آخ، الفونس!»
حجم
۹۰٫۵ کیلوبایت
سال انتشار
۱۴۰۴
تعداد صفحهها
۱۷۰ صفحه
حجم
۹۰٫۵ کیلوبایت
سال انتشار
۱۴۰۴
تعداد صفحهها
۱۷۰ صفحه