اودون فون هوروات
بیوگرافی اودون فون هوروات
«اودون فون هوروات» (Ödön von Horváth) در ۹ دسامبر ۱۹۰۱ به دنیا آمد و در یک ژوئن ۱۹۳۸ میلادی درگذشت. او نمایشنامهنویس و رماننویسی اتریشی - مجار بود که به آلمانی مینوشت و با نام مستعار «اودون فون هوروات» شناخته میشد و یکی از نویسندگان برجسته و مورد تحسین نسل خود بود که پیش از مرگ ناگهانیاش موفقیتهای متعددی با نمایشنامههای اجتماعی و عاشقانهای همچون «شورش در کوته ۳۰۱۸» (۱۹۲۷)، «سلادک» (۱۹۲۹)، «شب ایتالیایی» (۱۹۳۰)، «رفت و برگشت» (۱۹۳۴) و «روز قیامت» (۱۹۳۷) کسب کرد. رمانهای معروف او شامل «شخصیت بیروح ابدی» (۱۹۳۰)، «فرزند زمان ما» (۱۹۳۸) و «جوانی بدون خدا» (۱۹۳۷) میشود. او فرزند یک دیپلمات اتریشی - مجار با ریشههای مجاری از اسلاوونیا بود. تحصیلات ابتدایی را در بوداپست گذراند و بعداً در مدرسهٔ «راکوچیانوم» به زبان مجاری تحصیل کرد. پس از آن در مدارس پریسبورگ و وین تحصیل کرد و آلمانی را بهعنوان زبان دوم آموخت. تحصیلات دانشگاهیاش را در دانشگاه لودویگ ماکسیمیلیان در مونیخ آغاز کرد، اما بدون دریافت مدرکْ دانشگاه را ترک کرد و به برلین رفت. پس از مدتی در سال ۱۹۳۳ به وین نقلمکان کرد و پس از الحاق اتریش به آلمان نازی در ۱۹۳۸ به پاریس مهاجرت کرد. در ژوئن ۱۹۳۸ در پی اصابت شاخهای که در طوفان از درختی در شانزهلیزه سقوط کرد، جان خود را از دست داد. او چند روز پیش از مرگ گفته بود که از نازیها ترسی ندارد، اما از خیابانها میترسد؛ چون ممکن است دشمن باشند و انسان را نابود کنند. آثار او عمدتاً به فرهنگ عامه، سیاست و تاریخ میپردازند و او بهویژه خطر ظهور فاشیسم در اروپا را هشدار داده است. رمان «جوانی بدون خدا» از دید یک معلم ناخرسند روایت شده که در برابر تبلیغات نژادپرستانه و نظامیگرایانهٔ نازیها که انسانیت شاگردانش را از بین میبرد، ناتوان است. عنوان انگلیسی رمان «فرزند زمان ما» الهامبخش «مایکل تیپت» برای ساخت «اوراتوریو» به همین نام در جنگ جهانی دوم بود. آثار مهم نمایشی او شامل «کتاب رقصها» (۱۹۲۰)، «قتل در خیابان موهرنگاسه» (۱۹۲۳)، «به چشمانداز زیبا» (۱۹۲۶)، «شورش در کوته ۳۰۱۸» (۱۹۲۷) و «سلادک» (۱۹۲۹) هستند؛ همچنین نمایشنامهٔ «ایمان، عشق، امید» (Glaube liebe hoffnung) با عنوان انگلیسی «Faith, love, hope» اثر او است.
