معرفی و دانلود کتاب یادگاران: کتاب باقری + خلاصه رایگان
تصویر جلد کتاب یادگاران: کتاب باقری

کتاب یادگاران: کتاب باقری

نوع کتاب
۴.۰(از ۶ امتیاز)
پدیدآورندگان: 
فرزانه مردی
٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy

معرفی کتاب یادگاران: کتاب باقری

از مقدمه کتاب: وقتی که آمد کسی فکر نمی‌کرد طفل ضعیف امروز روزگار فردا را از آن خود خواهد کرد. تجزیه و تحلیلش از همه چیز جامع بود. خوب گوش می‌کرد، می‌خواند و می‌نوشت؛ و حرف آخر را می‌زد.

کودکی کرد؛ جوانی، پدری، و همسری. کمی دام‌پروری خواند. دانش‌جوی ممتاز حقوق دانشگاه تهران بود. روزنامه‌نگاری کرد و جنگید. طبل جنگ که کوبیده شد، بی‌هیچ ادعایی سنگ زیر آسیای جنگ شد؛ تا با مردان روزگارش سایه‌های وحشت را به روشنایی آرامش دور کنند. زمانه مردان شجاع می‌خواست. درایت و جسارت باقری روزگار سخت جنگ را برای یارانش آسان می‌کرد، برای آنانی که هم‌قدم و هم‌نفسش شدند. مهرش دل‌نشین بود؛ قوت کار و قهرش همه لطف. اندیشه‌ی رزم را در ذهن‌های زین‌الدین، خرازی، باکری، همت و... هم او جاری کرد. در شناسایی‌ها همراهشان شد؛ گفت، شنید و نشانشان داد و رفت.

برای تجربه‌ای بهتر در دانلود کتاب یادگاران: کتاب باقری و خواندن آن، اپلیکیشن طاقچه را به‌صورت رایگان نصب کنید. در اپلیکیشن می‌توانید مطالعه‌ی خود را شخصی‌سازی کنید و لذت خواندن و شنیدن کتاب‌ها را همیشه و همه‌جا تجربه کنید. علاوه‌بر دسترسی آسان، امکان خرید هزاران کتاب صوتی و الکترونیکی با تخفیف‌های ویژه و بهترین قیمت هم فراهم است.

مشخصات کتاب الکترونیکی

نام کتاب:یادگاران: کتاب باقری
موضوع:دفاع مقدس
نویسنده:فرزانه مردی
انتشارات:انتشارات روایت فتح
سال انتشار نسخه فیزیکی:۱۳۸۹/۰۸/۲۴
فرمت کتاب:EPUB
حجم فایل کتاب:۰.۵۲ مگابایت
شابک:۹۷۸۶۰۰۵۱۸۲۱۱۸
تعداد صفحه‌ها:۱۰۱ صفحه
قیمت کتاب:۳۵۰۰۰ تومان
برچسب:جنگ تحمیلی، مجموعه کتاب باز

نظر شما دربارهٔ این کتاب

به این کتاب چه امتیازی می‌دهید؟

۱
۲
۳
۴
۵

نظرات کاربران

ارغوان
توصیه می‌کنم.
۱۳۹۹/۰۳/۱۳

کتاب کوچک و سبک و تاثیرگذار... میتوانست وسیع تر و جامع تر باشد اما همین هم غنیمت است از دست ندهید!

۰
javad
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۲/۰۲/۱۵

عالی بود مفید و مختصر صلی الله علیک یا شهید

۰

بریده‌هایی از کتاب

Snake
۱
امام صادق اشاره می‌کرد، اصحابش می‌رفتند توی تنور داغ. بسیجی‌ها هم این‌جوری‌اند. منطقه‌ی دشمنه، تاریکه، سی کیلومتر پیاده‌روی داره، با همه‌ی موانع. اما بسیجی‌ها می‌رن. هرجا حرف بسیجی‌ها بود، می‌گفت «این‌ها پدیده‌ی جدید خلقتند.»
Snake
۱
دیشب رفته بودند شناسایی. امشب می‌گفتند «دیگه نمی‌ریم. فرمان‌ده گردان گفته یه شب برید، اونم برا این‌که شبِ حمله گردان رو ببرید.» سرشان داد کشید «پس‌فردا عملیات داریم. حرف گردان و تیپ نیست، حرف اسلامه. شما شرعآ مسئولید. امشب هم خلاف کردید نرفتید. برید واقعآ استغفار کنید. حالا پاشید زودتر راه بیافتید، به بچه‌ها برسید!»
Snake
۰
نوشتن یادداشت روزانه را اجباری کرده بود. می‌گفت «بنویسید چه کارهایی برای گردان، تیپ، واحد و قسمتتون کردید. اگه بنویسید، نفر بعدی که می‌آد می‌دونه چه خبره. اون‌موقع بهتر می‌تونه تصمیم بگیره.»
Snake
۰
فرمان‌ده یکی از لشکرهای ارتش بود. طرح‌های حسن را که می‌دید، می‌گفت «این باقری انگار چند سال دانش‌کده‌ی افسری بوده. طرح‌هاش کلاسیکه. حرف نداره.»
Snake
۰
مقدمات عملیات فتح‌المبین را می‌چید. از بس ضعیف شده بود زود از حال می‌رفت. سرُم که می‌زدند، کمی جان می‌گرفت و پا می‌شد. کمی بعد دوباره از حال می‌رفت، روز از نو روزی از نو.