دانلود و خرید کتاب افسانه دورانتاش رستا محمدی
با کد تخفیف OFF30 اولین کتاب الکترونیکی یا صوتی‌ات را با ۳۰٪ تخفیف از طاقچه دریافت کن.
تصویر جلد کتاب افسانه دورانتاش

کتاب افسانه دورانتاش

نویسنده:رستا محمدی
انتشارات:سنجاق
دسته‌بندی:
امتیاز:
۴.۷از ۱۳ رأیخواندن نظرات

معرفی کتاب افسانه دورانتاش

کتاب افسانه دورانتاش نوشتهٔ رستا محمدی است. نشر سنجاق این رمان فارسی را به‌صورت الکترونیک منتشر کرده است.

درباره کتاب افسانه دورانتاش

کتاب افسانه دورانتاش رمانی ایرانی است که در ۲۴ فصل نگاشته شده است. داستان این رمان در سرزمینی به نام «افشان‌شهر» می‌گذرد. مردم در سرزمین در صلح زندگی‌ می‌کنند، اما رازی بزرگ در دل این سرزمین بود. اهالی افشان‌شهر، به شکلی عجیب بخشی از حافظه‌شان را از دست داده بودند و فقط خاطراتِ ده سال اخیرشان را به یاد داشتند. با این که آن‌ها نام و نشانشان را می‌دانستند و یکدیگر را خوب می‌شناختند، اما هیچ‌کس، خاطره‌ای از گذشته‌های دور نداشت و حتی قصهٔ شبانهٔ مادربزرگ‌ها نیز به همین ده سال محدود می‌شد. چه ماجراهایی پیش روی مردمان این سرزمین است؟ راز این سرزمین زیبا اما عجیب چیست؟ این رمان فارسی را بخوانید تا بدانید.

نشر سنجاق زیرمجموعهٔ «طاقچه» برای ناشر- مؤلفان است. نشر سنجاق از صفر تا صد انتشار کتاب کنار مؤلفان و مترجمان است و آن‌ها را با ارائهٔ باکیفیت تمام خدمات لازم، پشتیبانی و همراهی می‌کند. این نشر سفارش انتشار کتاب و اثر در هر حوزه‌ای (داستان و رمان، کتاب‌های علمی، کتاب شعر، تبدیل پایان‌نامه به کتاب و…) را می‌پذیرد. کتاب‌ها با این انتشارات، منتشر می‌شوند، می‌توانند به‌دست میلیون‌ها مخاطب برسند و نویسنده می‌تواند با فروش کتابش درآمدی ماهانه کسب کند. این انتشارات برای افرادی است که می‌خواهند کتاب جدیدی منتشر کنند و برای افرادی است که پیش از این، کتابی منتشر کرده‌اند و اکنون می‌خواهند نسخهٔ الکترونیکی آن را منتشر کنند.

خواندن کتاب افسانه دورانتاش را به چه کسانی پیشنهاد می‌کنیم

این کتاب را به دوستداران ادبیات داستانی فارسی و علاقه‌مندان به قالب رمان پیشنهاد می‌کنیم.

بخشی از کتاب افسانه دورانتاش

«و با خیالی آسوده بر ریشهٔ تنومند درخت نشست و به دهانهٔ معبد که در میانهٔ کوه نور بنا شده بود نگاه کرد. ادامهٔ مسیر، سخت و طولانی به‌نظر می‌رسید و او داشت به کوهپیمایی دشواری که پیش رو داشت می‌اندیشید. اما ناگهان ریشهٔ درخت لرزید و ابریشم تعادلش را ازدست داد. ولی پاردیک دستش را گرفت و اجازه نداد بیفتد. ریشه دوباره تکان خورد و یک آن از زمین جدا شد. ابریشم دست و پایش را محکم دور ریشه قلاب کرد و چشمش را بست. ریشهٔ درخت داشت مانند یک پیچک به دور خودش می‌پیچید و با صدای توفنده‌ای به سمت بالا رشد می‌کرد. ابریشم از ترس جیغ می‌کشید درحالی که پاردیک با خوشحالی سوت می‌زد و با هیجان قهقهه! چند لحظه بعد شدت تکان‌ها کمتر و کمتر شد تا اینکه ابریشم صدای پاردیک را در گوشش شنید که به آرامی‌گفت: اگه ممکنه ریشه رو رها کن تا برگرده سر جای خودش.

آن‌ها به مقصد رسیده بودند. پاردیک و استاد آرتاخه روبه‌روی ابریشم ایستاده بودند و او مثل یک دختربچهٔ ترسو هنوز به درخت چسبیده بود و داشت فریاد می‌زد. او خجالت‌زده ریشه را رها کرد و آن چوب متحرک به آرامی‌از آن‌ها دور شد.

از لبهٔ پرتگاه معبد می‌شد تمام دورانتاش را تماشا کرد، همه جا رنگی و زیبا بود.

معبد سنگی دورانتاش در دل الماس‌های کوه نور بنا شده بود، معبدی عظیم با ستون‌های بلند و سنگفرشی از مرواریدهای سفید و براق. در محوطهٔ جلوی معبد، افرادی با حالت مراقبه نشسته بودند و کمی‌آن طرف‌تر عده‌ای مشغول آموزش هنرهای رزمی.

هنگام ورود به معبد باید از مقابل دو ستون پهن و تعدادی مجسمهٔ سنگی عبور می‌کردند. پاردیک در مقابل آن‌ها کمی‌مکث کرد و با افتخار یکی از آن مجسمه‌های سنگی را برانداز کرد. گوش‌های مثلثی شکل و نقش برجستهٔ پرهای کوچک روی بازوی مجسمه نشان دهندهٔ نژاد روسان بود! درست شبیه پاردیک! استاد آرتاخه که متوجه نگاه کنجکاوانهٔ ابریشم شده بود گفت: مجسمه‌های یادبود، خاطرهٔ قهرمانانمون رو زنده نگه می‌دارن. این‌ها مجسمهٔ قهرمانانی هستن که در نبرد باستان جونشون رو برای دورانتاش فدا کردن و متأسفانه گوهرشون به دورانتاش برنگشت! حیف شد که کوه نور از دانش و تجربهٔ چنین افرادی بی‌نصیب موند.»

کاربر 9129228
۱۴۰۳/۱۲/۰۵

عالی داستان جذاب

mj
۱۴۰۳/۱۲/۰۵

واااای این کتاب عالیه. خیلی داستانش جذابه. آدمو میبره به یه دنیای خیالی با حال هوای اساطیر ایرانی. یه شخصیت باحال داره به اسم دانوج عاشقشم. در کل داستانش یه چیزی بین هری پاتر و ارباب حلقه هاست.

bienaime
۱۴۰۳/۱۲/۱۳

دورانتاش خیلی داستان جذابیه😍هر چقدر بیشتر میخونی جذابتر میشه، خیلی ساده و روان نوشته شده و مشخصه که یک نویسنده قوی اونو نگارش کرده که هم شخصیت ها خیلی جذاب و جالب هستن، هم نگارش دلچسبی داره و هم به

- بیشتر
کاربر 9358861
۱۴۰۳/۱۲/۱۳

خیلی داستانش خفن بود.هر لحظه داستان آدمو غافلگیر میکنه. حتما بخونید

s12345
۱۴۰۳/۱۲/۲۱

کتاب جذابی بود و من واقعا لذت بردم. امیدوارم نسخه ی صوتیش هم ساخته بشه

fatima6087
۱۴۰۳/۱۲/۱۹

کاش این. کتاب صوتی بشه من وقت مطالعه ندارم فقط میتونم گوش بدم🥹

سارا
۱۴۰۳/۱۲/۰۵

بسیار عالی و منحصر به فرد بود ادبیات بسیار قوی و داستان بسیار جذابی بود

داتیس
۱۴۰۳/۱۲/۲۳

خوب بود ولی مهیج نبود.

«ابریشم! رؤیاهایت را بباف، از آرزوهایت دست برندار، همیشه به پرواز فکر کن، شاید این جسم پیله‌ات باشد، تو به پروانه شدن نزدیکی.»
بهار
«هرگاه یک تکه ابر در آسمان دیدی که شبیه به چیزی بود، بی‌شک آن ابر، روح یک انسان وارسته است! انسان‌های بزرگ هیچ‌گاه تمام نمی‌شوند، حتی پس از مرگ هم بیهوده نخواهند بود، آسمان روح آنها را در آغوش می‌گیرد. سپس از بارش هر ابر، یک درخت جان می‌گیرد.»
Neda🤍
«هرگاه یک تکه ابر در آسمان دیدی که شبیه به چیزی بود، بی‌شک آن ابر، روح یک انسان وارسته است! انسان‌های بزرگ هیچ‌گاه تمام نمی‌شوند، حتی پس از مرگ هم بیهوده نخواهند بود، آسمان روح آنها را در آغوش می‌گیرد. سپس از بارش هر ابر، یک درخت جان می‌گیرد.»
ایزدمهر
انسان‌های بزرگ هیچ‌گاه تمام نمی‌شوند، حتی پس از مرگ هم بیهوده نخواهند بود، آسمان روح آنها را در آغوش می‌گیرد. سپس از بارش هر ابر، یک درخت جان می‌گیرد.
کاربر ۵۶۸۴۰۴۰
هرگز از موهبتی که داری خجالت نکش!
Neda🤍
هم‌زمان با تولد هر انسان، یک بافنده هم متولد میشه. وقتی شما انسان‌ها خواسته‌ای توی دلتون داشته باشین و مدام بهش فکر کنین، اینجا قالیچه‌ای از رؤیاتون بافته میشه! زمانی که قالیچه به انتها برسه، با آخرین گره، اون رؤیا هم به حقیقت تبدیل میشه! البته به شرط اینکه خودتون دست از تلاش برندارین.
Neda🤍
«ابریشم! رؤیاهایت را بباف، از آرزوهایت دست برندار، همیشه به پرواز فکر کن، شاید این جسم پیله‌ات باشد، تو به پروانه شدن نزدیکی
Neda🤍
آدم‌هایی که بیشتر می‌دونن، کمتر حرف می‌زنن!
raha
«هرگاه یک تکه ابر در آسمان دیدی که شبیه به چیزی بود، بی‌شک آن ابر، روح یک انسان وارسته است! انسان‌های بزرگ هیچ‌گاه تمام نمی‌شوند، حتی پس از مرگ هم بیهوده نخواهند بود، آسمان روح آنها را در آغوش می‌گیرد. سپس از بارش هر ابر، یک درخت جان می‌گیرد.»
بهار
- درحال حاضر دنیای واقعی خیلی با اینجا فرق داره؛ اینجا همه چیز عالیه، اینجا هیچ بدی و ناپاکی وجود نداره. سپس با لحنی جدی، آرام در گوش ابریشم گفت: فقط توی دنیای خیالیه که انسان‌ها به هم آسیب نمی‌زنن!
بهار

حجم

۱٫۴ مگابایت

سال انتشار

۱۴۰۳

تعداد صفحه‌ها

۳۸۹ صفحه

حجم

۱٫۴ مگابایت

سال انتشار

۱۴۰۳

تعداد صفحه‌ها

۳۸۹ صفحه

قیمت:
۹۸,۰۰۰
تومان