
معرفی کتاب و ما باران را فروختیم
«و ما باران را فروختیم» نوشته کارمن نارانجو، از مجموعه مطالعه در وقت اضافه است.
زمان تقریبی مطالعه: ۱۲ دقیقه
برای تجربهای بهتر در دانلود کتاب و ما باران را فروختیم و خواندن آن، اپلیکیشن طاقچه را بهصورت رایگان نصب کنید. در اپلیکیشن میتوانید مطالعهی خود را شخصیسازی کنید و لذت خواندن و شنیدن کتابها را همیشه و همهجا تجربه کنید. علاوهبر دسترسی آسان، امکان خرید هزاران کتاب صوتی و الکترونیکی با تخفیفهای ویژه و بهترین قیمت هم فراهم است.
مشخصات کتاب الکترونیکی
| نام کتاب | و ما باران را فروختیم |
|---|---|
| موضوع | داستان کوتاه، داستان خارجی |
| نویسنده | کارمن نارانجو |
| مترجم | فریده شبانفر |
| انتشارات | خانه داستان چوک |
| فرمت کتاب | EPUB |
| حجم فایل کتاب | ۰.۱۴ مگابایت |
| تعداد صفحهها | ۱۰ صفحه |
| قیمت کتاب | رایگان |
| برچسب | مجموعه مطالعه در وقت اضافه، زمان مطالعه ۱۰ تا ۲۰ دقیقه |

نظر شما دربارهٔ این کتاب
نظرات کاربران
بزخی جملات کتاب ها نفس رو در سینه ادم حبس میکند
چقدر احوالات این کتاب به حال ما نزدیک است😟😟
ترجمه ی زیاد خوبی نبود. اما خود داستان خوب و قابل تامل بود. داستان درمورد ورشکستگی کشوری است که حتی بخاطر نفس کشیدن مردم هم میخواهد از آنها مالیات بگیرد..
داستانی مملو از شعار و کلیشه که شاید برای یک رمان حداقل ۲۰۰ صفحه ای کار خوبی میشد اما اینقدر همه چیز شتاب زده و سریع اتفاق افتاد که خواننده فقط یک سری شعار دید بدون هیچ علت و معلولی...بیشتر
به نظرم ترجمه خیلی خوب نبود . اما داستان خوب بو د . یاد قضیه فروش خاک کشورمون افتادم امیدوارم داستان فروش خاک از جزایر جنوبی کشورمان دروغ باشد . . بنظرم بیشتر مشکل این کشور در این داستان خود مسئولین...بیشتر
غم انگیز اما پرمعنی تا حدودی سیاسی برای گروه سنی د توصیه میکنم💙
نگاه و ایده جالب و نارسایی در انتقال اون ایده و نگاه ضعف بیشتر تو ترسیم فضاست که خواننده نمی تونه باهاش ارتباط بگیره
از لحاظ نگاهش به سیاست های اقتصادی و مدیریتش قشنگ بود داستانش ولی از لحاظ پایان بندی و حتی جمله بندی کتاب مشکل داشت
🎻✨️___ مطالعه نسخه الکترونیکی ___✨️🎻 داستان مفهومی و زیبا بود🥹🫧 همونطور که بقیه هم توضیح دادند؛ داستان درباره ی کشور فقیری بود که روز به روز زندگی در اون سخت تر میشد. درحدی که مردم در پارک ها چادر...بیشتر
قابل تامل بود ...
داستان کوتاه و عجیبی داره، سنگین، دردناک و آزار دهنده مثل یک سیلی... خوندنش بیشتر از آرامش گرفتن باعث دلشوره همراه تفکر میشه..با همه این اوصاف، خوندنش برای همه مناسب نیست.
سرنوشت ملتی رو بخونید که باهم یکی نشدند و چشم امید به دست حاکمیت دوختند.
"و ما باران را فروختیم" حقیقتی از وجود زشت و سیاه دولت و سیاست کشور ها داره...شادی های موقتی که با فروش سرمایه های یک کشور بدست میاد و سرمایه هایی که سالهای سال وجودش گرما بخش زندگی مردم بوده با...بیشتر
اضن متن روان ای نداشت و چیزی نفهمیدم:/
داستانش خیلی به حالو احوال ایران نزدیک بود ولی با داستانش ارتباط نگرفتم