ترجمه ی زیاد خوبی نبود. اما خود داستان خوب و قابل تامل بود.
داستان درمورد ورشکستگی کشوری است که حتی بخاطر نفس کشیدن مردم هم میخواهد از آنها مالیات بگیرد..
Rshkia
۱۳۹۸/۰۵/۰۴
داستانی مملو از شعار و کلیشه که شاید برای یک رمان حداقل ۲۰۰ صفحه ای کار خوبی میشد اما اینقدر همه چیز شتاب زده و سریع اتفاق افتاد که خواننده فقط یک سری شعار دید بدون هیچ علت و معلولی
- بیشتر
🌷
۱۳۹۷/۱۱/۲۷
به نظرم ترجمه خیلی خوب نبود . اما داستان خوب بو د . یاد قضیه فروش خاک کشورمون افتادم امیدوارم داستان فروش خاک از جزایر جنوبی کشورمان دروغ باشد . .
بنظرم بیشتر مشکل این کشور در این داستان خود مسئولین
- بیشتر
Anita Moghaddam💙💙
۱۳۹۹/۰۲/۱۵
غم انگیز اما پرمعنی تا حدودی سیاسی
برای گروه سنی د توصیه میکنم💙
MSadra
۱۳۹۹/۰۱/۳۱
نگاه و ایده جالب و نارسایی در انتقال اون ایده و نگاه
ضعف بیشتر تو ترسیم فضاست که خواننده نمی تونه باهاش ارتباط بگیره
fae
۱۳۹۸/۱۲/۲۹
از لحاظ نگاهش به سیاست های اقتصادی و مدیریتش قشنگ بود داستانش ولی از لحاظ پایان بندی و حتی جمله بندی کتاب مشکل داشت
" بِـیلـی! "
۱۴۰۲/۰۷/۲۸
🎻✨️___ مطالعه نسخه الکترونیکی ___✨️🎻
داستان مفهومی و زیبا بود🥹🫧
همونطور که بقیه هم توضیح دادند؛ داستان درباره ی کشور فقیری بود که روز به روز زندگی در اون سخت تر میشد. درحدی که مردم در پارک ها چادر
توی این مملکتِ لعنتی هیچ کس نیست که یک فکر بکری برای نجات ما از این مخمصه بکنه؟
نویسندهکوچك.
کارمندان دولتی که ناگهان نمیتوانستند حتی ماهی یک بار به شهرهای بزرگ دنیا سفر کنند دچار رنجی ناگفتنی شدند!
⚽️ kaka ⚽️
گرسنگی و فقر دیگر پنهان کردنی نبود
نویسندهکوچك.
دریای فقر که شهرها و روستاها را غرق میکرد با افزایش تعداد مرسدس بنزها، بی ـ ام ـ وها و کل الفبای نامهای تجاری ماشینهای نو و پر زرق و برق در تضاد بود.
علی
آدم بدون اخبار آدم نیست، چون نمیداند در جاهای دیگر چیزها حتی از اینجا هم بدتر هستند.
حــق پرســت
آه... کاش ما فقط میتوانستیم باران را صادر کنیم».
Ghazal..
پول آب را بالا میبرند، اما آب به ما نمیدهند با اینکه هر روز داره باران میآد، از آن بدتر، ما را برای مصرف زیاد آبِ پارسال بدهکار کردهاند، حال آنکه آن وقت هم آب توی لولهها نبود
Mohammad Bagheri
رئیس جمهوری که کمی پیش از انتخابات در میان لبخندهای دنداننما، با تفاخر خود را به خاطر تحصیل در دانشگاه و کسب دکترای اقتصاد، لایق و صاحب فضائل عقلانی کافی و بهترین کاندیدای مقام معرفی کرده بود، پرسید: «توی این مملکتِ لعنتی هیچ کس نیست که یک فکر بکری برای نجات ما از این مخمصه بکنه؟»
ف_حسنپوردکان
«توی این مملکتِ لعنتی هیچ کس نیست که یک فکر بکری برای نجات ما از این مخمصه بکنه؟»
جو مارچ
رئیس جمهور برای مردم پیام فرستاد: «کشوری به او رسیده بود که تا مغز استخوان مقروض بود، نمیتوانست اعتبار کسب کند و دیگر قادر نبود بهره بپردازد، یا وامهایش را به مرور زمان قسطی پس بدهد. باید کارمندان دولت را مرخص میکرد، عملیات دولتی را متوقف میساخت، از خدمات دولتی میکاست، ادارات را میبست و پاهایش را در برابر ملیتهای دیگر باز میکرد.
نظرات کاربران
بزخی جملات کتاب ها نفس رو در سینه ادم حبس میکند
چقدر احوالات این کتاب به حال ما نزدیک است😟😟
ترجمه ی زیاد خوبی نبود. اما خود داستان خوب و قابل تامل بود. داستان درمورد ورشکستگی کشوری است که حتی بخاطر نفس کشیدن مردم هم میخواهد از آنها مالیات بگیرد..
داستانی مملو از شعار و کلیشه که شاید برای یک رمان حداقل ۲۰۰ صفحه ای کار خوبی میشد اما اینقدر همه چیز شتاب زده و سریع اتفاق افتاد که خواننده فقط یک سری شعار دید بدون هیچ علت و معلولی
به نظرم ترجمه خیلی خوب نبود . اما داستان خوب بو د . یاد قضیه فروش خاک کشورمون افتادم امیدوارم داستان فروش خاک از جزایر جنوبی کشورمان دروغ باشد . . بنظرم بیشتر مشکل این کشور در این داستان خود مسئولین
غم انگیز اما پرمعنی تا حدودی سیاسی برای گروه سنی د توصیه میکنم💙
نگاه و ایده جالب و نارسایی در انتقال اون ایده و نگاه ضعف بیشتر تو ترسیم فضاست که خواننده نمی تونه باهاش ارتباط بگیره
از لحاظ نگاهش به سیاست های اقتصادی و مدیریتش قشنگ بود داستانش ولی از لحاظ پایان بندی و حتی جمله بندی کتاب مشکل داشت
🎻✨️___ مطالعه نسخه الکترونیکی ___✨️🎻 داستان مفهومی و زیبا بود🥹🫧 همونطور که بقیه هم توضیح دادند؛ داستان درباره ی کشور فقیری بود که روز به روز زندگی در اون سخت تر میشد. درحدی که مردم در پارک ها چادر
قابل تامل بود ...