دانلود رایگان کتاب آخرین شب دنیا ری برادبری

معرفی کتاب آخرین شب دنیا

«آخرین شب دنیا» داستان کوتاهی نوشته ری بردبری(۲۰۱۲-۱۹۲۰)، نویسنده و فیلمنامه‌نویس آمریکایی است. این کتاب از مجموعه مطالعه در وقت اضافه است. زمان تقریبی مطالعه: ۶ دقیقه

نظرات کاربران

عاشق کتاب
۱۳۹۷/۰۴/۱۳

قشنگ بود یاد این شعر از فاضل نظری افتادم: غمخوار من! به خانه ی غم ها خوش آمدی با من به «جمع» مردم تنها خوش آمدی بین جماعتی که مرا سنگ می زنند می بینمت... برای تماشا خوش آمدی راه نجاتم از شب گیسوی دوست

- بیشتر
دلارام رحمتیان
۱۳۹۶/۰۴/۰۴

داشتم فکر می‌کردم اگه بدونم آخرین شب دنیاست، من چی‌کار می‌کنم و چه‌طور حسی می‌تونه یاشه؛ دوست دارم مثل این خانواده باشم، مثل هر روز و هر شب دیگه‌ام، ظرف‌هام رو بشورم و شیر آبی رو که فراموش،کردم ببندم رو ببندم

- بیشتر
وحید
۱۳۹۶/۰۴/۱۱

راست گفته ما خیلی بد نبودیم، اما خیلی هم خوب نبودیم...

Mohammad Bagheri
۱۳۹۸/۰۳/۲۴

زیباست، اگر پایان دنیا هم باشه، اون رو در کنار کسی تجربه کنی که دوستش داری.

سیامک
۱۳۹۷/۱۲/۰۸

اگر بدون اینکه عنوان داستان رو در نظر بگیرید، داستان و بخونید یک اتفاق کاملا ساده و تکراری از یک خانواده چهار نفره رو بیان میکنه. ولی وقتی که میدونید عنوان داستان چی هست نگاهتون به داستان کاملا عوض میشه

- بیشتر
ali
۱۳۹۷/۰۹/۲۹

مرگ اندیشی موضوع جالبیه ولی یه چیز جالبی که داشت این بود که منتظر بودن تا مرگ برسه و شب آخر، به انتها برسه و نشون داد که این یه کاره عبثه و نکته مهم دیگه این بود که شب

- بیشتر
دانیال فرزانه ثابت
۱۳۹۶/۰۹/۱۰

بدانید و آگاه باشید که.... آیا هر شب زندگی تان، آخرین شبِ دنیا خواهد بود یا نه؟؟؟!!! تأمّل اش با خودتان...

Rezi#
۱۳۹۶/۰۴/۳۰

چه جالب بود،منظور ایشون اینه که ما همه ادم ها میدونیم ک یه روزی عمره ما به پایان میرسه،بد یا خوب یروزی میمیریم ولی بی توجهیم.روزاها با عادات خودمون میگذرونیم ولی به مرگ فکر نمیکنیم با اینکه از یک دقیقه

- بیشتر
mamali
۱۳۹۷/۰۵/۱۱

هیچ معنی و مفهموم تازه ای نداشت ... پایانش هم خیلی بی مزه بود ‌‌‌‌‌... من که اصلا نپسندیدم ...

fateme
۱۳۹۷/۰۱/۱۹

قشنگ بود. ذهن آدم رو میبره سمت این که اگر همین امشب آخرین شب باشه چی... خیلی موضوعات برامون بی اهمیت میشن و ارزش ها مهم میشن

بریده‌هایی از کتاب

در آخر، از خندیدن دست کشیدند و در تخت شب سرد خود دراز کشیدند و دست‌های هم را گرفتند و سرانشان را کنار هم گذاشتند. شوهر بعد از لحظه ای گفت: «شب بخیر». همسر گفت: «شب بخیر».
میرفندقی
ـ ما خیلیم بد نبودیم، بودیم؟ ـ نه، خیلیم خوب نبودیم. فکر می‌‌‌کنم مشکل همینه. ما بجر خودمون چیز زیادی نبودیم
min
همه‌ی اینا تموم می‌شن و یه صدایی گفت که تمومه؛
Parimah
اگه می‌دونستی امشب آخرین شب دنیاست چی کار می‌کردی؟ _ چی کار می‌کردم؟ جدی می‌گی؟ _ آره. جدی. _ نمی‌دونم. بهش فکر نکردم.
min
و اون گفت دیشب یه خوابی دیدم، و حتی قبل از اینکه خوابش رو بهم بگه من می‌‌‌دونستم خوابش چی بوده.
سیامک
خواب دیدم که همه‌ی اینا تموم می‌شن و یه صدایی گفت که تمومه؛
اقیانوس آرام
ـ ما خیلیم بد نبودیم، بودیم؟ ـ نه، خیلیم خوب نبودیم. فکر می‌‌‌کنم مشکل همینه. ما بجر خودمون چیز زیادی نبودیم وقتی قسمت بزرگی از دنیا مشغول بود چیزهای خیلی وحشتناکی باشه.
🌻mehrnaz
ـ ما خیلیم بد نبودیم، بودیم؟ ـ نه، خیلیم خوب نبودیم. فکر می‌‌‌کنم مشکل همینه. ما بجر خودمون چیز زیادی نبودیم
mahsan_salehi
ـ من خستم. ـ هممون خسته‌ایم.
اقیانوس آرام
مسئله‌ی سزاوار‌بودن نیست؛ مسئله اینه که شرایط خوب پیش نرفت.
mlml