
کتاب در جستجوی هویج و عجیب ترین گوجه فرنگی جهان
معرفی کتاب در جستجوی هویج و عجیب ترین گوجه فرنگی جهان
کتاب الکترونیکی در جستجوی هویج و عجیب ترین گوجه فرنگی جهان نوشتۀ باران جعفری سحری است و انتشارات حامیان آن را منتشر کرده است. کتاب در جستجوی هویج و عجیب ترین گوجه فرنگی جهان، شامل ۲ داستان کودکانه میشود که از زبان نویسندۀ این کتاب که خود کودک است نوشته شده است.
درباره کتاب در جستجوی هویج و عجیب ترین گوجه فرنگی جهان
کتاب در جستجوی هویج و عجیب ترین گوجه فرنگی جهان ویژگی جالبی دارد که آن را از دیگر کتابهای کودکان متمایز کرده، نویسندۀ این کتاب خود یک کودک است. باران جعفری سحری متولد ۱۳۹۳ است و از ۳سالگی به داستانسرایی رو آورده و بدون اینکه شخصی به او بیاموزد به صورت بداهه به گفتن داستانهایی میپرداخته است. این اولین کتاب باران است و کتابهای دیگری نیز در دست چاپ دارد.
قصه یکی از میراث کهن جامعهٔ بشری است که در هر شرایط و روزگار، به نسلها منتقل میشود. قصه، علیرغم پیدایش رسانههای دیداری، شنیداری و تصویری، نهتنها ارزش و جایگاه خود را حفظ نموده، بلکه به کمک آنها نیز آمده است. بهطوریکه بسیاری از رسانههای فوق، بدون قصه، امکان ادامهٔ حیات ندارند. در همهٔ جوامع، بخش مهمی از تعلیم و تربیت کودکان به عهدهٔ قصه است. هرچه استفاده از داستانهای مناسب برای کودکان بیشتر باشد، تأثیر آنها در فرایند یادگیری و یاددهی افزونتر خواهد بود و دستیابی به اهداف، بهتر و سهلتر میشود.
قصهگویی، روشی مؤثر در آموزش مفاهیم پیچیده است. قصه، کودکان را به گشتوگذار در فضای فرهنگ بومی و قومی کشور برمیانگیزاند و آنان را با شیوههای زندگی و تفکرات اجتماعی مردم سرزمینشان آشنا میکند. همان طور که بازی، مقدمات آشنایی با طبیعت و محیط طبیعی را برای کودکان فراهم میآورد، قصه نیز برای او مقدمات فهم ارزشهای اخلاقی را فراهم میکند. از این رو، فرهنگهای اقوام و ملل از زمانهای بسیار قدیم به افسانه توسل جستهاند.
خواندن کتاب در جستجوی هویج و عجیب ترین گوجه فرنگی جهان را به چه کسانی پیشنهاد میکنیم
این کتاب برای کودکان گروه سنی ب مناسب است.
بخشی از کتاب در جستجوی هویج و عجیب ترین گوجه فرنگی جهان
«من موجودی تپل و دوست داشتنی هستم؛ یک همستر کوچولو که در قفس زندگی میکنم و کنارم یک ظرف آب و یک ظرف غذاست. توی ظرف غذایم هویج صددرصد پیدا خواهم کرد. اسم من کاکاست و چشمهایم زرد و پوستم کرم متمایل به طلایی. صاحب من اسمش لونی هست. او از کتاب و کارتون و همستر؛ یعنس خودم، خیلی خوشش میآید. مادر لونی خیلی پرحرف است. آنقدر پرحرف که سر آدم درد میگیرد....»
