با کد تخفیف Salam اولین کتابتان را با ۵۰٪ تخفیف از طاقچه دریافت کنید.
سگ ولگرد

دانلود و خرید کتاب سگ ولگرد

۴٫۱ از ۱۶۱ نظر
۴٫۱ از ۱۶۱ نظر

برای خرید و دانلود  کتاب سگ ولگرد  نوشته  صادق هدایت  و خواندن و شنیدن هزاران کتاب الکترونیکی و صوتی دیگر،  اپلیکیشن طاقچه  را رایگان نصب کنید.

معرفی کتاب سگ ولگرد

«سگ ولگرد» مجموعه‌ای از داستان‌های کوتاه نوشته صادق هدایت(۱۳۳۰-۱۲۸۱) داستان‌نویس معاصر ایرانی است. سبک نو و خاص هدایت در نوشتن داستان‌های کوتاه، او را الگوی نویسندگان بعد از خود کرده است. داستان‌های کوتاه این مجموعه شامل «سگ ولگرد»، «دن ژوان کرج»، «بن‌بست»، «کانیا»، «تخت ابونصر»، «تجلی»، «تاریک‌خانه» و «میهن‌پرست» است. در بخشی از داستان سگ ولگرد می‌خوانیم: «تمام قوای خودش را جمع کرده بود و جست‌وخیزهایی از روی ناامیدی برمی‌داشت. اما اتومبیل از او تندتر می‌رفت. ـ او اشتباه کرده بود. علاوه بر اینکه به دو اتومبیل نمی‌رسید، ناتوان و شکسته شده بود. دلش ضعف می‌رفت و یک‌‌مرتبه حس کرد که اعضایش از اراده‌ی او خارج شده و قادر به کمترین حرکت نیست. تمام کوشش او بیهوده بود. اصلاً نمی‌دانست چرا دویده، نمی‌دانست به کجا می‌رود، ‌نه راه پس داشت و نه راه پیش. ایستاد. له‌له می‌زد، زبان از دهنش بیرون آمده بود. جلوی چشم‌هایش تاریک شده بود. با سر خمیده، به زحمت خودش را از کنار جاده کشید و رفت در یک جوی کنار کشتزار، شکمش را روی ماسه‌ی داغ و نمناک گذاشت، و با میل غریزی خودش که هیچ وقت گول نمی‌خورد، حس کرد که دیگر از اینجا نمی‌تواند تکان بخورد. سرش گیج می‌رفت، افکار و احساساتش محو و تیره شده بود، درد شدیدی در شکمش حس می‌کرد و در چشم‌هایش روشنایی ناخوشی می‌درخشید. در میان تشنج و پیچ و تاب، دست‌ها و پاهایش کم‌کم بی‌حس می‌شد، عرق سردی تمام تنش را فرا گرفت. یک ‌نوع خنگی ملایم و مکیفی بود... نزدیک غروب سه کلاغ گرسنه بالای سر پات پرواز می‌کردند، چون بوی پات را از دور شنیده بودند. یکی از آن‌ها با احتیاط آمد نزدیک او نشست، به دقت نگاه کرد، همین که مطمئن شد هنوز کاملاً نمرده است، دوباره پرید. این سه کلاغ برای درآوردن دو چشم میش پات آمده بودند»

نظرات کاربران

مشاهده همه نظرات (۸۰)
It's me :):
۱۳۹۷/۰۵/۱۱

استادی دارم که همیشه میگن نویسنده تموم چیزی که تو یه عمر زندگی تجربه کرده میاره تو کتابش و تو هر کتابی که بخونی مثل اینه که عمر اون نویسنده رو به عمر خودت اضافه کردی. هدایت به یه جای

- بیشتر
نه شرقی نه غربی انسانی
۱۳۹۶/۰۶/۱۷

اگر چه صادق خان در سال های آخر زندگیش از نظر مالی کارش به ریاضت کشیده بود ولی اگر پول می خواست می توانست خیلی راحت به دست بیاورد. اگر دنبال مقام هم می رفت از خیلی از آدم های

- بیشتر
پریا
۱۳۹۹/۰۶/۱۷

داستان های صادق هدایت هر کدام به تنهایی تاکید بر خرافه قدیمیها یا سیاست و دیکتاتوری و فاشیسم که در ان زمان چیره بر مردم بوده میگه خرافه نجاست سگ موت کاذب کتاب برای افرادی خوبه که از بعد اسلام

- بیشتر
نوروزی
۱۳۹۷/۰۵/۰۹

همیشه پیش خودم میگفتم مشکل بعضیا با صادق هدایت چیه!!! الان که این کتاب رو خوندن یه چیزایی برام روشن شد! سراسر غم و غصه ,نا امیدی ناتوانی عجز یه جوری امید به زندگی رو از روح آدم میگیره و آدم

- بیشتر
کتابنخون طاقچه
۱۳۹۶/۱۲/۱۱

نبوغ ادبی دریک روح پوچ وخسته

mohammad
۱۳۹۷/۰۶/۲۷

به نظر من با توجه به کتابایی که از ایشون خوندم و البته همین کتاب باید بگم که صادق هدایت شخصیتی به شدت متفکر داشته و به همه چیز دید پرسگرایانه داشته و تعجبی هم نداره که برای افرادی که

- بیشتر
اسماعیل دشمیر
۱۳۹۸/۰۱/۱۱

ایکاش برخی اینقدر در پذیرش افکار منفی و بیمار صادق هدایت عجله نکنند و خود را به روشنفکر مآبی نزنند...

farez
۱۳۹۶/۱۲/۲۲

فقط داستان سگ ولگرد جالب بود...نمیتونم با صادق هدایت ارتباط برقرار کنم. هر چند بوف کورش رو بخاطر مسخ کافکا دوس داشتم....

نه شرقی، نه غربی، انسانی
۱۳۹۶/۰۳/۰۷

همه محض رضای خدا او را می‌زدند و به ‌نظرشان خیلی طبیعی بود سگ نجسی را که مذهب نفرین کرده و هفتا جان دارد برای ثواب بچزانند ... سگ ولگرد صادق جان هدایت

?
۱۳۹۸/۱۲/۲۷

تا الان سه تا از کتابای هدایت و ترجمه مسخ رو خوندم. همشون خواندنی بودند. داستان سید نصرالله و شریف خیلی خوب بودند. قلم روانی داشت و آدم گیج نمیشد.

بریده‌هایی از کتاب
مشاهده همه بریده‌ها (۷۷)
«اگر سخن زر است، سکوت گوهر است و در صورت اجبار و یا برای استفاده دیگران، حرف را باید هفت مرتبه در دهان مزه مزه کرد و بعد به زبان آورد».
•🐉CRZ🐉•
«اگر سخن زر است، سکوت گوهر است و در صورت اجبار و یا برای استفاده دیگران، حرف را باید هفت مرتبه در دهان مزه مزه کرد و بعد به زبان آورد».
mjp
”تا بدان‌جا رسید دانش من که بدانم همی که نادانم!“
•🐉CRZ🐉•
سیدنصرالله این جمله را سر مشق خویش قرار داده بود که: «اگر سخن زر است، سکوت گوهر است و در صورت اجبار و یا برای استفاده دیگران، حرف را باید هفت مرتبه در دهان مزه مزه کرد و بعد به زبان آورد».
مجتبی
همه محض رضای خدا او را می‌زدند و به نظرشان خیلی طبیعی بود سگ نجسی را، که مذهب نفرین کرده و هفتاد جان دارد، برای ثواب بچزانند.
mhsnkhkbz
«بسیار سفر باید، تا پخته شود خامی!» و یک نوع خودپسندی فلسفی حس کرد
SIR_SARAB
ﻓﺮﺩﺍ ﺻﺒﺢ ﺳﺮ ﺳﺎﻋﺖ نُه ﺣﺴﻦ ﺑﺎ ﻣﻌﺸﻮﻗﻪﺍﺵ ﺁﻣﺪﻧﺪ. ﺧﺎﻧﻢ ﻣﺜﻞ ﻧﺎﺯﻧﻴﻦ ﺻﻨﻢ ﺗﻮی ﻛﺘﺎﺏ ﺑﻮﺩ: ﻻﻏﺮ، ﻛﻮﺗﺎﻩ مژه‌‌‌های سیاه‌کرده، ﻟﺐ ﻭ ﻧﺎﺧﻦ‌ﻫﺎی ﺳﺮﺥ ﺩﺍﺷﺖ. ﻟﺒﺎﺳﺶ ﺍﺯ ﺭﻭی ﺁﺧﺮﻳﻦ ﻣﺪ ﭘﺎﺭﻳﺲ ﺑﻮﺩ ﻭ ﻳﻚ ﺍﻧﮕﺸﺘﺮ ﺑﺮﻟﻴﺎﻥ به دستش می‌درخشید ﻭ ﻣﺜﻞ اینکه ﺧﻮﺩﺵ ﺭﺍ ﺑﺮﺍی ﻣﻬﻤﺎﻧﻲ ﺷﺐﻧﺸﻴﻨﻲ ﺁﺭﺍﺳﺘﻪ ﺑﻮﺩ. همین که ﺧﺎﻧﻢ ﺍﺗﻮﻣﺒﻴﻞ ﻓﺮﺩ ﻛﻬﻨﻪ ﺭﺍ ﺩﻳﺪ وحشت کرد و گفت: «ﻣﻦ به خیالم اتومبیل ﺷﺨﺼﻴﺲ. ﻣﻦ ﺗﺎ ﺣﺎﻻ ﺑﺎ ﺍﺗﻮﻣﺒﻴﻞ ﻛﺮﺍﻳﻪ ﺳﻔﺮ ﻧﻜﺮﺩﻩ ﺑﻮﺩﻡ».
مجتبی
با یک امید موهوم زنده بود! به امید عشق موهومی سال‌ها در قبر انتظار خورشید را کشیده بود؟.
پوران
او همه‌ی این علما و فضلا را بزرگ کرده بود و خوب می‌شناخت. به‌فرنگ‌رفته‌ها و متجددین و قدیمی‌ها همه سر و ته یک کرباس بودند، فقط عناوین آن‌ها فرق می‌کرد. پیشتر می‌رفتند نجف حجت‌الاسلام می‌شدند و حالا می‌رفتند فرنگ با عنوان دکتری برمی‌گشتند و کارشان عوام‌فریبی و همه‌ی حواسشان توی شکم و زیر شکمشان بود. همه به فکر خانه سه طبقه و اتومبیل و مأموریت به خارجه بودند.
زهره
به نظر می‌آمد نگاه‌های دردناک پر از التماس او را کسی نمی‌دید و نمی‌فهمید!
Sajad Khorasani

اطلاعات تکمیلی

دسته‌بندی
تعداد صفحات۲۶۳ صفحه
نوع فایلEPUB
شابکundefined
تعداد صفحات۲۶۳صفحه
نوع فایلEPUB