با کد تخفیف Salam اولین کتاب الکترونیکی یا صوتی‌ات را با ۵۰٪ تخفیف از طاقچه دریافت کن.
کتاب شبنم اثر سید محمدعلی نجفیoff

کتاب شبنم

نویسنده:سید محمدعلی نجفیانتشارات:انتشارات شمس الشموسسال انتشار:۱۳۹۱تعداد صفحه‌ها:۱۳۷ صفحهدسته‌بندی:امتیاز:
۴.۱از ۸ رأیخواندن نظرات

سال انتشار۱۳۹۱

تعداد صفحه‌ها۱۳۷ صفحه

دسته‌بندی

معرفی کتاب شبنم

«شبنم» منتخبی از بیانات مرحوم سید محمدعلی نجفی(ره)(۱۳۷۱-۱۳۲۶) عالم و عارف اسلامی، در موضوعات توحید، ولایت و اخلاق است که با ابیاتی از مثنوی معنوی مولانا همراه است. در بخشی از کتاب می‌خوانیم: انبیا (ع) مؤمنین را به بالا توجه می‌دادند، به اینکه شما با همدیگر یکی هستید، از یک ریشه‌اید. اوصیا هم این کار را می‌کردند. مؤمن از مؤمن وقتی قهر می‌کند که این اتحاد فراموش شود وگرنه مگر کسی از خودش قهر می‌کند؟ اسماء و صفات الهی با هم متفاوت است و مظاهرش هم متغایر. هر گلی از مؤمنین یک بویی دارد اما همۀ این‌ها در حقیقتِ بالاتر، یک اسم بوده، اسم جامع! یک حقیقت است با جلوه‌های بی‌نهایت اما در این عالم کثرات، اسماء تجزیه شده‌اند. یک رنگ بوده، تجزیه شده و شده هفتادهزار رنگ، بی‌نهایت رنگ. صورت انگورها اخوان بود چون فشردی شیرۀ‌ واحد شود هرکس مظهر یکی از اسماء الهی است مثلاً یکی مظهر عفو و یکی مظهر قهار است. کسانی که بتوانند به اسم جامع «الله» برسند و رنگ‌های عارضی را کنار گذارند، مُتحابّون فی‌الله می‌شوند. درحالی‌که اختلاف‌نظر دارند اختلافاتشان را به اسمِ الله حل می‌کنند، نهایت محبت را هم به یکدیگر دارند. رسیدن به این مرحله سخت است. انسان خیلی باید خودش را لِه کند تا به این یگانگی برسد! اتحاد یار با یاران خوش است پای معنی گیر صورت سرکش است‌ صورت سرکش گدازان کن به رنج تا ببینی زیر او وحدت چو گنج‌

نظرات کاربران

کاربر ۹۰۳۵۶۸
۱۴۰۰/۰۴/۲۹

خوش بختانه جذبم کرد😍 حتی در طراحی جلد هم خیلی دقت شده و واقعا جذاب هست

دانش‌پژوه
۱۳۹۹/۰۸/۲۸

سلام و تشکر

نازبانو
۱۳۹۸/۰۵/۲۰

متأسفانه جذبم نکرد..

بریده‌هایی از کتاب
مشاهده همه (۳۳)
«فاطمه (س) فاطمه نامیده شد چون مردم از شناخت او بریده شدند.» کم هستند کسانی که به این حرم راه پیدا کرده باشند.
mb
اگر دنبال حضرت مهدی (عج) می‌گردی و می‌خواهی پیدایش کنی، انانیت مانع توست. تا تو با من باشی ای مردۀ وطن پس ز لیلی دور ماند جان من
mb
«آنان که آبخورشان را پاک کردی و به خواسته‌هایشان رسانیدی و به دادن آنچه جویایش بودند کامروایشان ساختی و حاجت‌هایشان را از فضل خویش بر آوردی و دل‌هایشان را سرشار از دوستی خویش کردی و از آب زلال معرفتت سیرابشان کردی پس به وسیلۀ تو به لذت مناجاتت نائل شدند و از ناحیۀ تو بالاترین مقاصدشان را به دست آوردند.»
کاربر ۲۰۶۱۲۸۰
به امام وجه‌الله گفته می‌شود چون هرکس که می‌خواهد با خدا حرف بزند باید روی دلش را به سمت ائمه برگرداند. اگر کسی بخواهد با شما صحبت کند به کجا نگاه می‌کند؟ به دست شما نگاه می‌کند؟ نه! به وجه شما نگاه می‌کند. حالا با روح شما صحبت می‌کند. صورت چیزی نیست، فقط نمایندۀ روح است. «أینَ‌ وَجهُ‌ اللهِ‌ الَّذی‌ إلَیهِ یتَوَجَّهُ الأولِیاء» یعنی اولیاء خدا وقتی که می‌خواهند با خدا تماس بگیرند، با امام تماس می‌گیرند. ذات بی‌چون درخور دیدار نیست واندر آن فرگاه کس را بار نیست رو فرو خوان ثم وجه‌الله را تا نپویی بی‌چراغ این راه را‌
mb
همۀ ما شکست‌پذیریم، هم مؤمن، هم کافر اما مؤمن وقتی که می‌شکند به خدا بر می‌گردد ولی کافر وقتی می‌شکند به نابودی و عدم بر می‌گردد
mb
اسماء الهی در عالم ذات با هم تخالف و حتی جدایی ندارند، یک حقیقت است. مانند خود انسان! شما یک حقیقت هستید؛ گاهی متکلم هستید، گاهی سامع، گاهی بصیر، در عین حال نفس شما وحدت دارد. گرچه فرد است او اثر دارد هزار این یکی را نام شاید بی‌شمار آن یکی شخص تو را باشد پدر در حق شخصی دگر باشد پسر... درگذر از نام و بنگر در صفات تا صفاتت ره نماید سوی ذات
mb
دستور خدا و قرآن است که قدری از خودتان کم کنید، از ظواهرتان کم کنید، این حجاب‌ها و پوست‌های ظاهر را کم کنید تا ببینید که حقیقت وجودتان چیست. خودتان را نشناختید که خدا را نشناختید. خودتان را نشناختید که ولیِ خدا را نشناختید و الا کسی که معرفت نفس پیدا کند همین‌جا درون جان خودش او را می‌بیند.
mb
حقیقت ولایت با همۀ موجودات هست، تمام موجودات مثل آینه‌ای برای انعکاس ولایت هستند، او را نمایش می‌دهند منتها هر موجودی به استعداد و اندازۀ خودش نمایش‌دهندۀ او است. خلق را چون آب دان صاف و زلال اندر آن تابان صفات ذوالجلال
mb
خیلی‌ها درست نفهمیدند که به ذات الهی نمی‌شود احاطۀ علمی پیدا کرد. به ما امر کرده‌اند که: «لا تتفکروا فی ذات‌الله» ، فکر نکنید که کنه ذات خدا چیست! چیستی به چیزی تعلق می‌گیرد که وصف داشته باشد. اگر کسی در مورد خدا دنبال چیستی گشت، معلوم می‌شود اصلاً دنبال خدا نبوده است و فرق خدا با موجودات را نفهمیده است.
mb
«سُبحانَک ما أضیقَ‌ الطُّرُقَ‌ عَلَی مَن لَم تَکن دَلِیلَهُ، وَ ما أوضَحَ الحَقَّ عِندَ مَن هَدَیتَهُ سَبیلَه‌» «مولای من چقدر تنگ است راه‌ها برای کسی که تو دلیل راهش نباشی و چقدر حق واضح است برای کسی که تو راهنمای او باشی.» انسان سالک این عبارت امام (ع) را در خودش می‌بیند. هرچقدر سلوکش قوی‌تر باشد، این حرف را بهتر می‌فهمد.
mb