
کتاب دولت، فساد و فرصت های اجتماعی
معرفی کتاب دولت، فساد و فرصت های اجتماعی
کتاب دولت، فساد و فرصتهای اجتماعی نوشتهی حسین راغفر و گروهی از نویسندگان و مترجمان برجستهی علوم اجتماعی و اقتصاد سیاسی است که نشر نقشونگار آن را منتشر کرده است. این کتاب مجموعهای از مقالات و فصلهای منتخب از متفکران مختلف جهان است که حسین راغفر آنها را برگزیده، ترجمه کرده و در قالب یک مجموعهی منسجم کنار هم نشانده است. متن کتاب از استیوارت هال، رابرت کاکس، نوام چامسکی، ایمانوئل والرشتین، منسر اولسن، داگلاس نورث، ژوزف استیگلیتز، امارتیا سن، جین درز، میشل فوکو، سوزان رز آکرمن، گروهی از اقتصاددانان روسی و آمریکایی، پائولو فریره و مجید رهنما فصلهایی را گرد آورده است. محور مشترک این نوشتهها بررسی نقش دولت در توسعهی اقتصادی و اجتماعی، نسبت آن با بازار، ساختار قدرت، فساد و مفهوم «فرصتهای اجتماعی» است. کتاب در ۱۵ فصل اصلی و یک نمایه تنظیم شده و از تحلیلهای تاریخی نظم جهانی و گفتمان «غرب و بقیه» شروع میکند و تا بحثهای معاصر دربارهی فساد، سیاستگذاری اقتصادی، آموزش رهاییبخش و نقد ایدئولوژی توسعه ادامه مییابد. در مقدمهی مفصل کتاب، حسین راغفر این مقالات را در زمینهی تجربهی ایران، سیاستهای تعدیل ساختاری و پیامدهای فقر، نابرابری و بحرانهای اجتماعی قرار داده است. نسخهی الکترونیکی این اثر را میتوانید از طاقچه خرید و دانلود کنید.
درباره کتاب دولت، فساد و فرصت های اجتماعی
کتاب دولت، فساد و فرصتهای اجتماعی با مقدمهی تحلیلی حسین راغفر آغاز میشود و از همان ابتدا جایگاه خود را در دل بحثهای اقتصاد سیاسی توسعه روشن میکند. در این مقدمه، نویسنده با تکیهبر تجربهی ایران پس از اجرای سیاستهای تعدیل ساختاری از سال ۱۳۶۹، پیوند میان فقر، نابرابری، فروپاشی شاخصهای رفاه و گسترش آسیبهای اجتماعی را با نوع خاصی از سیاستگذاری اقتصادی توضیح داده است. او نشان میدهد که چگونه فاصلهی عمیقی بین برخی تحلیلهای «کارشناسی» رسمی و واقعیت زندگی روزمرهی مردم شکل گرفته و چرا بدون درنظرگرفتن ساختار قدرت در سطوح ملی و جهانی، تحلیل اقتصادی به توجیه مسائل توجیهناپذیر تبدیل میشود. در ادامه، کتاب دولت، فساد و فرصتهای اجتماعی در چهار فصل نخست، با تکیهبر نوشتههای استیوارت هال، رابرت کاکس، نوام چامسکی و ایمانوئل والرشتین، به سراغ تاریخ طولانی شکلگیری نظم جهانی مدرن و گفتمان «غرب و بقیه» میرود. این فصلها از قرن شانزدهم تا امروز، توسعهیافتگی غرب و عقبماندگی دیگر مناطق را در پیوند با استعمار، گفتمانهای فرهنگی، نهادهای بینالمللی و سلسلهمراتب قدرت بررسی کردهاند و نشان دادهاند که چگونه «غرب» همزمان یک واقعیت تاریخی و یک مفهوم ایدئولوژیک است. در ادامهی کتاب دولت، فساد و فرصتهای اجتماعی، تمرکز از سطح نظم جهانی به سطح نهادها، دولت و سیاستگذاری اقتصادی منتقل میشود. فصول پنجم و ششم با نوشتههای منسر اولسن و داگلاس نورث به رابطهی استبداد، مردمسالاری و توسعه، و نیز به شناخت فرایند تحول اقتصادی و نقش اعتقادات و نهادها میپردازند. فصل هفتم با متن ژوزف استیگلیتز نقش دولت در اقتصاد، ناتوانیهای بازار و امکان جمعشدن عدالت و کارآیی را بررسی کرده است. فصول هشتم و نهم که از کتاب «هند: توسعه اقتصادی و فرصتهای اجتماعی» امارتیا سن و جین درز انتخاب شدهاند، مفهوم «قابلیتهای انسانی» و «فرصتهای اجتماعی» را بهعنوان هستهی معنای توسعه مطرح میکنند و تجربهی هند و چین را در این چارچوب مقایسه میکنند. سپس دو متن کوتاه از میشل فوکو دربارهی انقلاب اسلامی ایران، فصل مفصل خلاصهشدهای از کتاب فساد و دولت سوزان رز آکرمن، بیانیهی مشترک اقتصاددانان روسی و آمریکایی دربارهی سیاست اقتصادی روسیه، گفتوگو با پائولو فریره دربارهی آموزش رهاییبخش و در پایان فصل «به سوی مابعد توسعه» از مجید رهنما قرار گرفته است. این چینش، کتاب را به سفری از سطح گفتمان جهانی تا جزئیات سیاستگذاری، فساد، آموزش و نقد ایدئولوژی توسعه تبدیل کرده است.
خلاصه کتاب دولت، فساد و فرصت های اجتماعی
مقدمهی حسین راغفر در دولت، فساد و فرصتهای اجتماعی نقطهی ورود به دغدغهی اصلی کتاب است: نقش دولت در توسعهی اقتصادی و اجتماعی و نسبت آن با بازار، قدرت و فساد. او با مثال سیاستهای تعدیل ساختاری در ایران نشان میدهد که چگونه تصمیمهای اقتصادی، وقتی در چارچوب روابط قدرت و منافع گروههای مسلط فهم نشوند، به فقر گسترده، نابرابری، فرسایش رفاه و رشد آسیبهای اجتماعی منجر میشوند؛ درحالیکه آمار رسمی میکوشد تصویری معکوس ارائه کند. از اینجا، کتاب بهدنبال آن است که با استفاده از نوشتههای متفکران مختلف، این پیوند میان اقتصاد، سیاست و ساختار قدرت را روشن کند. در فصلهای آغازین، استیوارت هال، رابرت کاکس، نوام چامسکی و ایمانوئل والرشتین نشان دادهاند که «غرب» چگونه در نسبت با «بقیه» ساخته شده است؛ چگونه استعمار، گفتمان «غرب و بقیه»، نهادهای بینالمللی و نظم نئولیبرال، توسعهیافتگی یکسو و عقبماندگی سوی دیگر را به دو روی یک سکه تبدیل کردهاند. سپس منسر اولسن و داگلاس نورث بحث را به سطح نهادها و رژیمهای سیاسی میآورند: اولسن تفاوت انگیزههای حاکمان مستبد و مردمسالار در تأمین کالاهای عمومی و احترام به حقوق مالکیت را تحلیل کرده است و نورث نشان میدهد که چگونه اعتقادات، نهادها و سیاستها در چرخهای دائمی یکدیگر را شکل میدهند و چرا پیشبینی بلندمدت در جهانی سرشار از نااطمینانی ممکن نیست. استیگلیتز در فصل نقش دولت را در کنار بازار بازتعریف کرده است؛ از شکستهای بازار، اهمیت زیرساختهای نهادی و امکان پیوند عدالت و رشد سخن گفته و تجربهی برخی کشورهای شرق آسیا را مثال آورده است. سن و درز در دو فصل بعدی، توسعه را بهعنوان گسترش «قابلیتها» و «فرصتهای اجتماعی» توضیح دادهاند و نشان دادهاند که آموزش، بهداشت و تغذیهی کافی چگونه شرط مشارکت گسترده در رشد اقتصادی است. در بخشهای پایانی، فوکو با نگاهی انتقادی به انقلاب و دولت در ایران، سوزان رز آکرمن با تحلیل سازوکارهای فساد و اصلاحات ممکن، اقتصاددانان روسی و آمریکایی با پیشنهادهای سیاستی برای روسیه، پائولو فریره با نقد نظام آموزشی در خدمت قدرت و مجید رهنما با نقد ایدئولوژی توسعه و طرح «نظم جمالشناختی» بهعنوان بدیلی مبتنی بر احترام به تفاوتهای فرهنگی، هرکدام وجهی از رابطهی دولت، فساد، قدرت و توسعه را باز میکنند.
چرا باید کتاب دولت، فساد و فرصت های اجتماعی را بخوانیم؟
دولت، فساد و فرصتهای اجتماعی مجموعهای است که خواننده را از سطح بحثهای کلی دربارهی «توسعه» به لایههای عمیقتری از قدرت، گفتمان و نهادها میبرد. این کتاب امکان مقایسهی دیدگاههای متفکرانی را فراهم کرده است که از سنتهای فکری متفاوت میآیند؛ از چپ انتقادی تا اقتصاد نهادگرا و نئوکینزی و نظریهپردازان مابعد توسعه. چنین تنوعی کمک میکند تصویر یکسویهای از نقش دولت یا بازار شکل نگیرد و مسئلهی توسعه در بستری چندبعدی دیده شود. این کتاب همچنین پلی میان نظریه و تجربه میسازد. مقدمهی حسین راغفر و انتخاب فصلهایی دربارهی هند، چین، روسیه و ایران، امکان آن را فراهم کرده است که مفاهیم انتزاعی مانند «گفتمان غرب و بقیه»، «قابلیتهای انسانی»، «شکست بازار»، «فساد ساختاری» و «مابعد توسعه» در زمینههای عینی و تاریخی دیده شوند. برای کسانی که به فهم ریشههای فقر، نابرابری، فساد اداری و بحرانهای اجتماعی در جوامع در حال توسعه علاقهمند هستند، این کتاب نشان میدهد که چگونه سیاستهای اقتصادی، ساختارهای نهادی، نظام آموزشی و گفتمانهای مسلط جهانی در کنار هم این وضعیت را میسازند. خواندن آن کتاب فرصتی است برای بازاندیشی در این پرسش که توسعه به چه معناست، دولت چه نقشی میتواند یا باید داشته باشد و «فرصتهای اجتماعی» چگونه به شاخص اصلی قضاوت دربارهی پیشرفت تبدیل میشوند.
خواندن این کتاب را به چه کسانی پیشنهاد میکنیم؟
خواندن دولت، فساد و فرصتهای اجتماعی به دانشجویان و پژوهشگران اقتصاد، علوم سیاسی، جامعهشناسی و مطالعات توسعه پیشنهاد میشود که به دنبال درک پیوند میان دولت، بازار، قدرت و فساد هستند. همچنین به سیاستگذاران، مدیران بخش عمومی و فعالان مدنی که با مسائل فقر، نابرابری، اصلاحات نهادی و برنامههای توسعه سروکار دارند توصیه میشود. کسانی که به نقد نئولیبرالیسم، فهم تجربهی ایران در تعدیل ساختاری و مقایسهی مسیرهای توسعه در کشورهایی مانند هند، چین و روسیه علاقهمند هستند نیز از این کتاب بهره خواهند برد.
حجم
۲٫۹ مگابایت
سال انتشار
۱۴۰۰
تعداد صفحهها
۴۰۰ صفحه
حجم
۲٫۹ مگابایت
سال انتشار
۱۴۰۰
تعداد صفحهها
۴۰۰ صفحه