«خارج از خط» مجموعه داستان کوتاهی نوشته محمود راجی، نویسنده معاصر ایرانی است.
در بخشی از داستان «خارج از خط» از این مجموعه میخوانیم:
نگاهی گذرا و بدون دقت به راننده و مسافرش میکنم. به هیچ چیز خاصی توجهی ندارم. بدون قصد و هدف، ماشینها و آدمها را از نظر میگذرانم، ولی گوشم به مشاجرهی لفظی بین آن دو جلب میشود. وقتی نگاهم دوباره به آنها برمیگردد، متوجه میشوم با آن که به شدت با هم مشاجره میکنند، ولی نگاهشان به سمت من است. دختر همراه مسافر هم ضمن آن که گریه میکند، مرا میپاید... به آنها نزدیک میشوم.
راننده با پرخاش میگوید: غلط میکنی پول نداشتی این همه راه مرا کشاندی و آوردی.
خانم مسافر، ضمن گریهای شدید، میگوید: شما فرض کن برادر من، پدر من هستی. چرا باعث آبروی خواهرت میشوی.
راننده میگوید: چه برادری، چه خواهری، چه کشکی! اگر همهی مسافرهایم، خواهر و برادرم باشند که بچههایم از گرسنگی میمیرند.
مسافر: حالا یکی که هزارتا نمیشود.
راننده (ادا در میآورد) : حالا یکی، خواهر، که هزارتا نمیشود. تو بیا کرایهی مرا دو برابر بده.
با آنکه ضمن مشاجرهی لفظی همدیگر را خطاب میکنند، ولی همدیگر را نگاه نمیکنند. بیشتر نگاهشان به من است، گویی دارند با من حرف میزنند. شاید از من میخواهند که مداخله کنم و دعوا را تمام کنم... در همین فکرم که مسافر کاملاً رو میکند به من و میگوید:
ـ حاجی آقا، شما چیزی به این برادر بگویید...
قبل از این که من چیزی بپرسم یا چیزی بگویم، راننده علت مشاجره را توضیح میدهد و خانم مسافر هم از او میخواهد که از کرایهاش صرفنظر کند.
میپرسم: کرایهی این خانم چهقدر میشود؟
راننده: سه هزارتا.
برای تجربهای بهتر در دانلود کتاب خارج از خط و خواندن آن، اپلیکیشن طاقچه را بهصورت رایگان نصب کنید. در اپلیکیشن میتوانید مطالعهی خود را شخصیسازی کنید و لذت خواندن و شنیدن کتابها را همیشه و همهجا تجربه کنید. علاوهبر دسترسی آسان، امکان خرید هزاران کتاب صوتی و الکترونیکی با تخفیفهای ویژه و بهترین قیمت هم فراهم است.
نظر شما دربارهٔ این کتاب
نظرات کاربران
اسمش که قشنگه. وسوسه شدم بخونم