با کد تخفیف Salam اولین کتابتان را با ۵۰٪ تخفیف از طاقچه دریافت کنید.
انار بانو و پسرهایش

دانلود و خرید کتاب انار بانو و پسرهایش

۴٫۲ از ۲۲۵ نظر
۴٫۲ از ۲۲۵ نظر

برای خرید و دانلود  کتاب انار بانو و پسرهایش  نوشته  گلی  ترقی  و خواندن و شنیدن هزاران کتاب الکترونیکی و صوتی دیگر،  اپلیکیشن طاقچه  را رایگان نصب کنید.

معرفی کتاب انار بانو و پسرهایش

«انار بانو و پسرهایش» داستان کوتاهی نوشته گلی ترقی(-۱۳۱۸)، نویسنده معاصر ایرانی است.
Ebrahimi
۱۳۹۷/۰۷/۱۵

دیشب همسرم ازم پرسید که چقدر دخترمون رو دوست داری؟ گفتم اونقدر که بعد از مرگم ،روحم رو سرگردان کنه! (شنیده بودم اگه کسی تعلق خاطری در این دنیا داشته باشه به آرامش نمیرسه و روحش سرگردان میشه) انار بانو

- بیشتر
Omid r kh
۱۳۹۸/۰۹/۰۳

این متن را من روی مجموعه داستان جایی دیگر نوشته‌ام که انار بانو جزیی از آن داستان هاست، حالا در نبود آن کتاب در طاقچه، نظرم را همین جا مینویسم. . . انگار گلی ترقی پروژه ای فمنیستی را با این کتاب شروع

- بیشتر
shfame
۱۳۹۷/۱۱/۱۹

چقدر غم انگیز بود و چقدر نویسنده ملموس و زیبا این مادر پیر رو به تصویر کشیده بود .عشق مادر بی قید و شرط ترین عشقه

Nino
۱۳۹۸/۱۱/۲۷

دوسش داشتم⁦❤️⁩یعنی اناربانو خورشت بادمجون اش رو بار گذاشت؟!🤔

AmirHossein[AHS]
۱۳۹۹/۰۵/۰۶

جالبه،خوندنش خالی از لطف نیست. داستان پردازی نویسنده قابل ستایش...

⚽️ kaka ⚽️
۱۳۹۷/۱۱/۲۰

از معدود داستانایی که نصف جذابیتش به پایان بازش بود.... درواقع به سردرگمی راوی ته قصه دوست داشتنی بود واقعا

Ghazal..
۱۳۹۷/۱۱/۲۶

انار بانو حقش نبود 😞😭

somayeh
۱۳۹۷/۱۱/۲۷

الهی انار بانو... چقدر تلخ بود. چقدر دلم گرفت

☺ میلاد
۱۳۹۶/۰۶/۲۷

لعنتییی! چقدر غم داشت توش

الی
۱۳۹۹/۰۳/۱۶

داستانی کوتاه و ملموس با پایانی تکان دهنده ... دلم برای تمام پدر مادرهای مثل اناربانو سوخت پیرزن پیرمردهایی که به عشق بچه هاشون از تعلقاتشون میگذرن و آواره میشن

بریده‌هایی از کتاب
مشاهده همه بریده‌ها (۵۹)
جوان یک موجود خری‌ست که فقط حرف خودش را می‌زند.
؟
به مجنون گفتند: لیلی شکل شغال است. گفت: الهی قربان شکل مثل شغالش بروم. عاشق این جوری‌ست.
Ftm-shkoi
جوان یک موجود خری‌ست که فقط حرف خودش را می‌زند.
•🐉𝐶𝑅𝑍🐉•
جوان یک موجود خری‌ست که فقط حرف خودش را می‌زند
Yasin Yarahmadi
و خلاصه این که گور پدر این سرگردانی و این رفت و برگشت‌های ابدی
⊙—⊙
هر کس بوی خودش را دارد. سگ و گربه‌ها بوی بد می‌دهند، اما دلشان پاک است. مرغ‌ها بوی گند می‌دهند، اما زبان بسته و معصوم‌اند.
Yasin Yarahmadi
من زیر درخت انار بزرگ شده‌ام. بابا ننه که نداشتم. به جای شیر مادرم بهم آب انار دادند. شاخه‌ی درخت را می‌کشیدم پایین. انار آبلمبو را میک می‌زدم. خیال می‌کردم پستان مادرم است. مردم گفتند انارک، این درخت مادر توست. درخت عشق است. کنارش هم یک درخت چنار بود. گفتند این هم پدر توست. ما شدیم صاحب پدر و مادر. رفتیم شناسنامه بگیریم، یارو گفت: اسمت چیه؟ گفتم: انارک. گفت: اسم بابات چیه؟ گفتم: چنارک. گفت: برو گم شو، مگر تو از درخت زاده شدی؟ گفتم: بله!»
Ftm-shkoi
گفتند سوئد بادمجان نیست. چند کیلو با خودم آورده‌ام. کاش شما هم می‌آمدید به سوئد. همین امشب می‌خواهم خورشت بادمجان درست کنم. بعد هم خورشت فسنجان. هر شب یک جور غذای ایرانی برای این پسرهای نامهربان درست می‌کنم تا هوای یزد به سرشان بزند. سوئد کدام جهنم دره‌ای‌ست؟ سهیلا خانم گفت که آب توی دهان یخ می‌زند. اشک توی چشم مثل خرده شیشه می‌شود. آدم را در جا کور می‌کند. گفتم: ای خدا، نکند بچه‌هام کور شده باشند؟ خدا می‌داند این مدت چی خورده‌اند.
سیّد جواد
همه‌اش می‌خواستند بروند شهر. بروند تهران. بروند یک جای دیگر. کجا؟ خودشان هم نمی‌دانستند. ما که جوان بودیم یک جا بیشتر نمی‌شناختیم. یزد برایمان اول و آخر دنیا بود». اول و آخر دنیا!
Afsoungar💜
وسط راهرو، همان‌جا که از هم جدا شدیم. روی زمین نشسته و کیف دستی‌اش را در بغل گرفته است. مسافرها باعجله از کنار او می‌گذرند. چشمش از دور به من می‌افتد و از خوشحالی جیغ می‌کشد
آسو:))) سهمیه