
کتاب چیزهای زیبا
معرفی کتاب چیزهای زیبا
کتاب چیزهای زیبا نوشتهی جنل براون داستانی پرکشش درباره طبقهی فوقثروتمند، شبکههای اجتماعی و کلاهبرداریهای ظریف است که زهرا غفاری آن را به فارسی ترجمه کرده و نشر ستاک آن را منتشر کرده است. در این کتاب، لسآنجلسِ درخشان و پرزرقوبرق، پسزمینهی ماجرای زنی است که از دل فقر و فرارهای مداوم، به دنیای دزدیهای لوکس و خانههای شیشهای هالیوود رسیده است. روایت، میان گذشته و حال او، رابطهاش با مادر بیمار و نامزد کلاهبردارش، و قربانیان ثروتمندشان در نوسان است. نسخهی الکترونیکی این اثر را میتوانید از طاقچه خرید و دانلود کنید.
درباره کتاب چیزهای زیبا
کتاب چیزهای زیبا داستان نینا راس است؛ زنی که در لسآنجلس زندگی میکند، مدرک تاریخ هنر دارد و در ظاهر دلال عتیقه است، اما در واقع همراه نامزدش لکلان، خانههای فوقثروتمندان را هدف سرقتهای حسابشده قرار داده است. جنل براون در این کتاب، از دل مهمانیهای شبانه، باشگاههای لوکس و عمارتهای شیشهای هالیوود، به شکاف عمیق میان زندگی «یکدرصدیها» و کسانی که در حاشیهی این ثروت نفس میکشند پرداخته است. کتاب چیزهای زیبا با مقدمهای دربارهی دریاچهی تاهو و جسدهایی که در عمق تاریک آن ناپدید میشوند آغاز میشود و بعد بهسرعت وارد صحنهای پرانرژی در یک باشگاه شبانه میشود؛ جایی که نینا در نقش «دختر خوشگذران لسآنجلسی» به یک بچهثروتمند روسی نزدیک میشود تا مقدمات سرقتی بزرگ را فراهم کند. در ادامه، روایت به خانهی کوچک نینا در اکو پارک، رابطهاش با همسایهها، و مهمتر از همه، به بیماری سرطان مادرش و هزینههای سرسامآور درمان او گسترش مییابد. کتاب چیزهای زیبا در فصلهای پیدرپی، همزمان چند خط داستانی را جلو میبرد: عملیاتهای دزدی و قوانین نینا برای انتخاب طعمهها، گذشتهی پر از فرار او و مادرش از شهری به شهر دیگر، و فشار مالی درمان سرطان که او را دوباره به سمت ریسکهای بزرگتر میکشاند. حضور پلیس مقابل خانه، رازهای ناگفتهی لکلان و مهارت مادری که خودش سابقهی کلاهبرداری دارد، تنش داستان را بیشتر میکند و نشان میدهد پشت «چیزهای زیبا»ی طبقهی ثروتمند، چه ترس و ناامنیای برای دیگران پنهان است.
خلاصه داستان چیزهای زیبا
کتاب چیزهای زیبا داستان زنی به نام نینا است که در ظاهر دلال عتیقه و صاحب مغازهای کوچک در هایلند پارک است، اما شغل اصلیاش طراحی و اجرای سرقت از خانههای فوقثروتمندان لسآنجلس است. او با رصد شبکههای اجتماعی، سبک زندگی طعمهها، اشیای لوکس و عادتهایشان را شناسایی میکند و همراه نامزدش لکلان، فقط آنقدر میدزدد که «جای خالیاش زیاد به چشم نیاید». در پسِ این زندگی پرریسک، انگیزهی اصلی نینا، پرداخت هزینههای سنگین درمان سرطان مادرش است؛ مادری که خودش سابقهی کلاهبرداری دارد و سالها نینا را از شهری به شهر دیگر کشانده است. بازگشت دوبارهی سرطان، بدهیهای درمان و سر و کله زدن پلیس، نینا را در موقعیتی قرار میدهد که باید میان ماندن کنار مادر، فرار و ادامهی این مسیر خطرناک یکی را انتخاب کند، درحالیکه گذشته و حالش بهتدریج روی هم آوار میشوند.
چرا باید کتاب چیزهای زیبا را بخوانیم؟
کتاب چیزهای زیبا تصویری تند و دقیق از دنیای اینفلوئنسرها، بچهثروتمندان و اقتصاد نمایش در شبکههای اجتماعی ارائه کرده است و همزمان از زاویهی یک کلاهبردار، اخلاق، نابرابری و بهای واقعی «چیزهای زیبا» را زیر سؤال برده است. ترکیب تعلیق جنایی، روابط خانوادگی پیچیده و جزئیات زندگی شهری، آن کتاب را به روایتی پرجزئیات و فکرانگیز تبدیل کرده است.
خواندن این کتاب را به چه کسانی پیشنهاد میکنیم؟
خواندن کتاب چیزهای زیبا به علاقهمندان داستانهای معاصر شهری، روایتهای پرتعلیق دربارهی سرقت و کلاهبرداری، و کسانی که به موضوع نابرابری اقتصادی، فرهنگ اینستاگرامی و روابط مادر–دختری حساساند پیشنهاد میشود. همچنین به کسانی که از فضاهای لسآنجلس و هالیوود لذت میبرند توصیه میشود.
بخشی از کتاب چیزهای زیبا
«هر خلافکاری سبک کاری خاصی دارد و سبک من این است: من زیرنظر میگیرم و صبر میکنم. به چیزهایی که مردم دارند و جاهایی که آن چیزها را نگه میدارند، دقت میکنم. کار آسانی است، چون خودشان نشانم میدهند. شبکههای اجتماعیشان مثل پنجرهای است که رو به دنیایشان باز میشود و التماسم میکنند که سرک بکشم و وسایلشان را ببینم. مثلاً همین الکسی پتروف را در اینستاگرام پیدا کردم... طبق معمول لابهلای عکسهای غریبهها میگشتم که چشمم به بوگاتی زرد رنگش خورد. روی کاپوت ماشین نشسته بود و با لبخند رضایتبخشش به من میگفت که در مورد خودش دقیقاً چه فکری میکرد. تا آخر همان هفته همهچیز را در موردش فهمیده بودم: اینکه دوستها و خانوادهاش چه کسانی بودند، دوست داشت کجاها خوش بگذراند، از کدام بوتیکها خرید کند، در کدام رستورانها غذا بخورد، در کدام باشگاهها عیش کند. همچنین بیاحترامیاش نسبت به زنها، نژادپرستی گاهوبیگاه و ذات دمدمیمزاجش را هم فهمیدم. همهٔ این چیزها به راحتی تگ خورده و هشتگ زده شده و با سند و مدرک موجود بود. من زیرنظر میگیرم و صبر میکنم و بعد وقتی موقعیت مناسب میرسد، دستبهکار میشوم. رسیدن به این آدمها سادهتر از چیزی است که فکرش را میکنید. آنها برنامهٔ زندگیشان را لحظهبهلحظه به دنیا اعلام میکنند. تنها کاری که باید بکنم، این است که خودم را سر راهشان بیندازم. وقتی چشم مردم به دخترهای قشنگ در لباسهای زیبا میافتد، دیگر بدون اینکه سؤال چندانی بپرسند، در را برایش باز میکنند و وقتی پایت به داخل میرسد، فقط باید منتظر زمان مناسب بمانی.»
حجم
۵۷۰٫۶ کیلوبایت
سال انتشار
۱۴۰۱
تعداد صفحهها
۴۸۴ صفحه
حجم
۵۷۰٫۶ کیلوبایت
سال انتشار
۱۴۰۱
تعداد صفحهها
۴۸۴ صفحه
نظرات کاربران
داستان جالبی بود مادری کلاه بردار که برای دخترش آینده ای درخشان می خواهد و ظاهرا برای آن هم تلاش کرده اما سرنوشت دختر با بیمار شدن مادر تغییر میکند شروع و ادامه داستان پر از کشش و غافلگیری بود