
کتاب فراتر از فراموشی
معرفی کتاب فراتر از فراموشی
کتاب فراتر از فراموشی (Du plus loin de l’oubli) نوشته پاتریک مودیانو، روایتی از زندگی، خاطره و هویت در پاریس دهههای گذشته است و با نگاهی موشکافانه به روابط انسانی، سرگشتگی و جستوجوی معنا در میان پسکوچههای این شهر میپردازد. شخصیتهای اصلی داستان، در فضایی مهآلود و پرابهام، میان گذشته و حال سرگرداناند و تلاش میکنند جایگاه خود را در جهانی بیثبات بیابند. نشر آیدین این رمان را با ترجمه مرضیه بلیغی و آسو رحیمی منتشر کرده است. نسخه الکترونیکی این اثر را میتوانید از طاقچه خرید و دانلود کنید.
درباره کتاب فراتر از فراموشی
کتاب فراتر از فراموشی اثری از پاتریک مودیانو، داستانی را روایت میکند که در پاریس میگذرد و فضای آن سرشار از حس تعلیق، خاطره و جستوجوی هویت است. شخصیت اصلی، جوانی است که با دو نفر به نامهای ژاکلین و ژرار وانبور آشنا میشود و بهتدریج وارد دنیای پیچیده و مبهم آنها میگردد. روایت با زبانی موجز و توصیفهای دقیق، زندگی روزمره، روابط انسانی و حس بیقراری را به تصویر میکشد. روایت کتاب مبتنی بر خاطرات و بازگشت به گذشته است و در آن، مرز میان واقعیت و خیال بارها محو میشود. مودیانو در این اثر، دغدغههای همیشگی خود دربارهی فراموشی، هویت و تأثیر گذشته بر اکنون را دنبال کرده است. فضای داستان، اغلب در کافهها، هتلها و خیابانهای پاریس شکل میگیرد و شخصیتها در جستوجوی معنایی برای زندگی خود هستند. این کتاب با نگاهی انسانی و جزئینگر، تجربهی زیستن در سایهی خاطرات و امید به رهایی را به تصویر میکشد.
خلاصه داستان فراتر از فراموشی
هشدار: این پاراگراف بخشهایی از داستان را فاش میکند!
داستان فراتر از فراموشی از جایی آغاز میشود که راوی جوان با زوجی به نام ژاکلین و ژرار وانبور آشنا میشود. این آشنایی در یکی از خیابانهای پاریس شکل میگیرد و بهتدریج راوی را وارد زندگی پررمزوراز آنها میکند. ژاکلین و وانبور، در هتلی کوچک اقامت دارند و زندگیشان میان سفرهای کوتاه به شهرهای ساحلی و بازگشت به پاریس در نوسان است. راوی که خود دانشجویی بیهدف و فروشندهی کتابهای دستدوم است، به واسطهی این دو نفر با دنیایی از بیثباتی، امیدهای مبهم و آرزوی فرار از گذشته روبهرو میگردد. در طول روایت، رابطهی میان این سه نفر پیچیدهتر میشود. ژاکلین شخصیتی مرموز و آسیبپذیر دارد و وانبور نیز مردی است که میان تلاش برای بقا و میل به رهایی در نوسان است. سپس شخصیتی به نام کارتو، که دندانپزشکی میانسال است، به این مثلث اضافه میشود و فضای داستان را پرتنشتر میکند. ژاکلین و وانبور رؤیای مهاجرت به مایورکا را در سر دارند و راوی نیز در این رؤیا شریک میشود، اما تردیدها و بیاعتمادیها، آنها را در چرخهای از انتظار و بلاتکلیفی نگه میدارد. مودیانو با توصیف دقیق فضاها، حس سرما، مه و خیابانهای پاریس، نوعی بیزمانی و تعلیق را به داستان میبخشد. شخصیتها در جستوجوی هویت و معنای زندگی، میان خاطرات و امید به آینده سرگرداناند. روایت، با نگاهی تلخ و در عین حال انسانی، از ناتوانی در گسستن از گذشته و میل به فراموشی سخن میگوید.
چرا باید کتاب فراتر از فراموشی را بخوانیم؟
این کتاب برای کسانی که به داستانهایی با لحن آرام، شخصیتپردازی عمیق و دغدغههای انسانی علاقه دارند، فرصتی است تا با لایههای پنهان روابط و احساسات انسانی روبهرو شوند. مودیانو با پرداختن به موضوعاتی چون فراموشی، بیثباتی و امید، مخاطب را به تأمل دربارهی معنای زندگی و نقش گذشته در شکلگیری اکنون دعوت کرده است. خواندن این اثر، تجربهای متفاوت از مواجهه با ادبیات معاصر فرانسه و نگاهی تازه به مفهوم خاطره و هویت ارائه میدهد.
خواندن این کتاب را به چه کسانی پیشنهاد میکنیم؟
کتاب فراتر از فراموشی را به علاقهمندان ادبیات فرانسه، دوستداران داستانهای روانشناختی و کسانی که دغدغهی هویت، خاطره و روابط انسانی دارند پیشنهاد میکنیم.
درباره پاتریک مودیانو
پاتریک مودیانو (Patrick Modiano) (متولد ۱۹۴۵)، نویسنده و فیلمنامهنویس برجستهی فرانسوی و برندهی جایزه نوبل ادبیات در سال ۲۰۱۴، از مهمترین چهرههای ادبیات مدرن است که با نثری موجز و فضاسازیهای معماگونه به کاوش در حافظه، هویت و گذشته میپردازد. او که با رمان ستایششدهی «خیابان بوتیکهای تاریک» جایگاه خود را تثبیت کرد، با تمرکز بر پاریسِ اشغالشده و آدمهای گمگشته، سبکی منحصربهفرد در روایت خلق کرده است. کتابهای دیگر او همچون «در کافهی جوانی گمشده»، «خاطرات خفته»، و «تا در محله گم نشوی» نیز با استقبال فراوان روبهرو شده است. آثار مودیانو که اغلب در مرز میان واقعیت و رؤیا گام برمیدارند، مخاطب را به سفری در هزارتوهای زمان و خاطرات فراموششده میبرند و به همین دلیل او را استادِ بازآفرینیِ ایهام و تعلیق در ادبیات معاصر میدانند.
بخشی از کتاب فراتر از فراموشی
«دقیقاً در میدان سنت-میشل، اواخر بعد از ظهر میان موجی از مردم که گویی در دهان مترو فرو میرفتند و یا آنهایی که در جهت مخالف در بلوار بالا میرفتند، با آنها برخورد کرده بودم. آنها از من آدرس یک ادارهی پست در همان نزدیکیها را پرسیده بودند. ترسیده بودم که آدرس دادنم برای آنها گیجکننده باشد چون من هرگز نتوانسته بودم کوتاهترین مسیر از یک نقطه تا نقطهی دیگر را نشان دهم؛ بنابراین ترجیح داده بودم خودم آنها را تا باجهی پست واقع در خیابان ادان راهنمایی کنم. در طول مسیر، او به یک کافه رفته و سه عدد تمبر خریده بود و بر روی پاکت چسبانده بود و من فقط فرصت این را پیدا کردم تا کلمه مایورکا را بخوانم. او نامه را داخل یکی از صندوقها انداخته بود بیآنکه نگاه کند صندوقی است که کلمهی "خارج از کشور-پست هوایی" بر روی آن نوشته شده است. به سمت میدان سنت-میشل برگشته بودیم. از اینکه دید چند کتاب دستم بود نگران شده بود چونکه سنگین بود.»
حجم
۸۹۶٫۴ کیلوبایت
سال انتشار
۱۳۹۷
تعداد صفحهها
۱۵۲ صفحه
حجم
۸۹۶٫۴ کیلوبایت
سال انتشار
۱۳۹۷
تعداد صفحهها
۱۵۲ صفحه