با کد تخفیف Salam اولین کتابتان را با ۵۰٪ تخفیف از طاقچه دریافت کنید.
کتاب ماهی‌های مرده برنمی‌گردند اثر فرامرز نجدی

دانلود و خرید کتاب ماهی‌های مرده برنمی‌گردند

۵٫۰ از ۱ نظر
۵٫۰ از ۱ نظر

برای خرید و دانلود  کتاب ماهی‌های مرده برنمی‌گردند  نوشته  فرامرز نجدی  و خواندن و شنیدن هزاران کتاب الکترونیکی و صوتی دیگر،  اپلیکیشن طاقچه  را رایگان نصب کنید.

دانلود و خواندن کتاب در اپلیکیشن طاقچهدرباره طاقچه بی‌نهایت

معرفی کتاب ماهی‌های مرده برنمی‌گردند

«ماهی‌های مرده برنمی‌گردند» نوشته فرامرز نجدی(-۱۳۲۲)، نویسنده معاصر ایرانی است. این کتاب ۱۶ داستان کوتاه از این نویسنده را در خود دارد. در بخشی از داستان «ماهی‌های مرده برنمی‌گردند» از این کتاب می‌خوانیم: خاله پرسید چند سالته؟ معصومه جا خورد، انتظار این سؤال را در نوبت‌های بعدی، یعنی بعد از پرسیدن ‌اسم و نوع ‌گرفتاری ‌و چند سؤال ‌دیگر داشت، ‌ ولی باز با خجالت‌ گفت ‌۱۹ سال. چشمان زهرا کمی تیرهای سقف را شمرد، بعد از روی امروز و دیروز و این سال‌ها پرید و رفت روی‌ شاخسارهای‌ گذشته‌های‌ دور. در دلش‌ حساب ‌کرد تقریباً چهل‌سال ‌پیش ‌من ‌هم به ‌همین ‌جوانی ‌بودم. بعد سعی‌ کرد به‌ خودش‌ بیاید و زیاد به گذشته فکر نکند. زیرا می‌دانست که این بار هم، این باز، قبل از احساس خستگی در بال‌هایش و حتی قبل از تمام شدن جاذبه‌های دردناک درک نمناکی ابرها در پرهایش از پرواز دست کشیده و به آشیان برخواهد گشت. باید این دفعه که فکرش آرام گرفت چنان پروبالش را ببندد که تا مدت‌ها نتواند پرواز کند؛ مخصوصاً به مناطق ممنوعه‌ی مغز، آن‌جایی که هربار برمی‌گردد پرهایش خون‌آلود خاطراتی است که مدت‌ها به زحمت در لابه‌لای شیارهای گمنام مغزدفنشان‌ کرده ‌است. بعد آهی ‌بلند کشید و به زمان حال برگشت و چشم‌های متعجب معصومه را دید ولی به روی خودش نیاورد. گفت حالا از خودت بگو. معصومه تعریف کرد که شوهرش (رضا) برای خدمت سربازی به ژاندارمری شهر منتقل شده تا بعد خدا چه خواهد. واین که در شهر کسی را ندارند و بازهم این که تمام چشم امیدشان را به اسم خاله دوخته‌اند. معصومه آن‌قدر ساده و صمیمی حرف زد که آخرش خودش به گریه افتاد. نمی‌دانست چطور به این سرعت مجذوب و مرعوب این زن شده است. خاله زهرا گفت این که گریه ندارد همه اول زندگی گرفتارند.

نظرات کاربران

مشاهده همه نظرات (۱)
Alireza
۱۳۹۷/۰۷/۳۰

یه کتاب کم حجم با داستان های قشنگی که خیلی زیبا بیان شدن مخصوصا داستان اخرش بی گناهان

بریده‌هایی از کتاب
مشاهده همه بریده‌ها (۱)
چشمانم را بستم و در دلم گفتم بد نیست گاهی از خودمان بپرسیم، ما در چه مقطعی از عمر، کمترین فاصله را با خوشبختی داشته‌ایم؟ بعد آرام خوابیدم.
Alireza

اطلاعات تکمیلی

دسته‌بندی
تعداد صفحات۹۵ صفحه
قیمت نسخه چاپی۳,۰۰۰ تومان
نوع فایلEPUB
تاریخ انتشار۱۳۹۱/۰۹/۰۱
شابک۹۷۸-۹۶۴-۵۹۶۵-۸۱-۳‬
تعداد صفحات۹۵صفحه
قیمت نسخه چاپی۳,۰۰۰تومان
نوع فایلEPUB
تاریخ انتشار۱۳۹۱/۰۹/۰۱
شابک۹۷۸-۹۶۴-۵۹۶۵-۸۱-۳‬