کتاب ماه که پایین می آید نادیا هاشمی + دانلود نمونه رایگان
با کد تخفیف OFF30 اولین کتاب الکترونیکی یا صوتی‌ات را با ۳۰٪ تخفیف از طاقچه دریافت کن.
تصویر جلد کتاب ماه که پایین می آید

کتاب ماه که پایین می آید

نویسنده:نادیا هاشمی
انتشارات:نشر هیرمند
امتیازبدون نظر

معرفی کتاب ماه که پایین می آید

کتاب الکترونیکی «ماه که پایین می‌آید» نوشتهٔ نادیا هاشمی و با ترجمهٔ مهسا خراسانی، توسط نشر هیرمند منتشر شده است. این اثر در دستهٔ رمان‌های معاصر قرار می‌گیرد و داستانی خانوادگی را در بستر تحولات اجتماعی و سیاسی افغانستان روایت می‌کند. محوریت داستان بر زندگی خانواده‌ای افغان است که درگیر جنگ، مهاجرت و تلاش برای بقا هستند. نسخه‌ی الکترونیکی این اثر را می‌توانید از طاقچه خرید و دانلود کنید.

درباره کتاب ماه که پایین می آید

«ماه که پایین می‌آید» رمانی است که با نگاهی به تاریخ معاصر افغانستان، زندگی یک خانواده را در بستر تحولات اجتماعی و سیاسی این کشور به تصویر کشیده است. نادیا هاشمی، نویسندهٔ کتاب، با الهام از واقعیت‌های تلخ و شیرین زندگی مردم افغانستان، داستانی چندلایه و پرجزئیات را روایت کرده است. این رمان در قالب داستان بلند و با تمرکز بر شخصیت‌پردازی عمیق، به روایت سرگذشت فریبا و خانواده‌اش می‌پردازد؛ خانواده‌ای که در کابلِ جنگ‌زده، میان امید و ناامیدی، عشق و ترس، و سنت و تغییر، دست‌وپنجه نرم می‌کنند. ساختار کتاب به گونه‌ای است که روایت را از زاویهٔ دید شخصیت‌های مختلف دنبال می‌کند و با بازگشت به گذشته و پیشروی در زمان، تصویری چندبعدی از زندگی، مهاجرت، و جست‌وجوی هویت ارائه می‌دهد. فضای داستان، هم‌زمان با روایت فردی، بازتابی از وضعیت اجتماعی و فرهنگی افغانستان در دهه‌های اخیر است و خواننده را با چالش‌های زنان، خانواده و جامعهٔ افغان آشنا می‌کند.

خلاصه داستان ماه که پایین می آید

هشدار: این پاراگراف بخش‌هایی از داستان را فاش می‌کند! داستان «ماه که پایین می‌آید» با روایت زندگی فریبا آغاز می‌شود؛ دختری که در کودکی مادرش را از دست می‌دهد و در خانواده‌ای پرجمعیت و سنتی در کابل بزرگ می‌شود. فریبا از همان ابتدا با احساس فقدان و گناهی که اطرافیان به او نسبت می‌دهند، روبه‌رو است. پدرش پس از مرگ همسر، دوباره ازدواج می‌کند و فریبا و برادرش اسد، زیر سایهٔ نامادری بزرگ می‌شوند. فریبا در کودکی مسئولیت‌های زیادی را به دوش می‌کشد و از رفتن به مدرسه بازمی‌ماند، اما با پافشاری و تلاش، سرانجام موفق می‌شود تحصیل را آغاز کند و به تدریج جایگاه خود را در خانواده و جامعه پیدا کند. در کنار روایت زندگی خانوادگی، داستان به تحولات سیاسی افغانستان، جنگ، حضور طالبان و تأثیر آن بر زندگی زنان و خانواده‌ها می‌پردازد. با شدت‌گرفتن ناامنی و محدودیت‌ها، خانوادهٔ فریبا ناچار به مهاجرت و ترک وطن می‌شود. روایت کتاب، فرازونشیب‌های زندگی، امیدها و ترس‌ها، و تلاش برای حفظ پیوندهای خانوادگی را در دل بحران‌های اجتماعی و سیاسی به تصویر می‌کشد، بی‌آنکه پایان داستان را افشا کند.

چرا باید کتاب ماه که پایین می آید را بخوانیم؟

این کتاب با روایت زندگی یک خانوادهٔ افغان، تصویری ملموس از تأثیر جنگ، مهاجرت و سنت‌های اجتماعی بر سرنوشت افراد ارائه می‌دهد. «ماه که پایین می‌آید» نه‌تنها به مسائل زنان و خانواده در جامعهٔ افغانستان می‌پردازد، بلکه دغدغه‌های جهانی مانند جست‌وجوی هویت، امید به آینده و مقاومت در برابر ناملایمات را نیز بازتاب می‌دهد. خواندن این رمان فرصتی است برای آشنایی با فرهنگ، باورها و چالش‌های مردم افغانستان از زاویه‌ای انسانی و نزدیک، و درک بهتر از تجربه‌های مهاجرت و پایداری در شرایط دشوار.

خواندن این کتاب را به چه کسانی پیشنهاد می‌کنیم؟

این کتاب برای علاقه‌مندان به رمان‌های اجتماعی، داستان‌های خانوادگی و روایت‌هایی با محوریت زنان و مهاجرت مناسب است. همچنین کسانی که دغدغهٔ شناخت فرهنگ و تاریخ معاصر افغانستان را دارند یا به دنبال درک عمیق‌تری از تأثیر جنگ و مهاجرت بر زندگی انسان‌ها هستند، می‌توانند از مطالعهٔ این اثر بهره‌مند شوند.

بخشی از کتاب ماه که پایین می آید

«سرنوشت من، در روز تولدم با خون ممهور شد. هنگامی که برای ورود به این دنیای رنگارنگ تقلا می‌کردم، مادرم از حضور در آن صرف‌نظر کرد و رفتنش باعث شد من هرگز دختر حقیقی کسی نباشم و قابله با بریدن بند ناف مادرم را از هر گونه تعهد در قبال من آزاد کرد. همچنان که پوست بدنم گلگون می‌شد، جسم او رنگ می‌باخت و وقتی شروع به گریستن کردم نفس‌های او به شماره افتاد. مرا تمیز کردند، در پتویی پیچیدند و نزد پدرم بردند که دیگر به یمن وجود من بیوه شده بود. پدرم به زانو افتاد و رنگ از صورتش پرید. بعدها خودش برایم تعریف کرد که سه روز طول کشید تا جرات کند مرا که همسرش را از او گرفته بودم، در آغوش بگیرد. ای کاش نمی‌توانستم افکارش را بخوانم؛ ولی متأسفانه می‌توانستم. تقریباً مطمئنم که اگر حق انتخاب داشت، بدون شک مادرم را به من ترجیح می‌داد. پدرم نهایت تلاشش را می‌کرد، ولی اصولاً برای چنین کاری ساخته نشده بود. هم آن روزها هم حالا مشکل است بشود جانبش را گرفت. پدر جان فرزند وزیری بود که در منطقه نفوذ بسیار داشت. مردم شهر برای مشاوره، میانجی‌گری و گرفتن وام نزد پدربزرگم می‌رفتند. پدر بزرگم، بوبا جان مردی آرام، مصمم و دانا بود. خیلی راحت تصمیم می‌گرفت و وقتی اختلاف عقیده‌ای بروز می‌کرد، خودش را نمی‌باخت. شاید حق همیشه با او نبود، ولی با چنان اعتمادی صحبت می‌کرد که مردم حق را به او می‌دادند.»

نظری برای کتاب ثبت نشده است

حجم

۱٫۸ مگابایت

سال انتشار

۱۳۹۶

تعداد صفحه‌ها

۵۰۴ صفحه

حجم

۱٫۸ مگابایت

سال انتشار

۱۳۹۶

تعداد صفحه‌ها

۵۰۴ صفحه

قیمت:
۷۰,۰۰۰
تومان