با کد تخفیف Salam اولین کتابتان را با ۵۰٪ تخفیف از طاقچه دریافت کنید.
بادبادک

دانلود و خرید کتاب بادبادک

۴٫۲ از ۵ نظر
۴٫۲ از ۵ نظر

برای خرید و دانلود  کتاب بادبادک  نوشته  مجید لطفعلیان  و خواندن و شنیدن هزاران کتاب الکترونیکی و صوتی دیگر،  اپلیکیشن طاقچه  را رایگان نصب کنید.

دانلود و خواندن کتاب در اپلیکیشن طاقچهدرباره طاقچه بی‌نهایت

معرفی کتاب بادبادک

«بادبادک» مجموعه شعری از مجید لطفعلیان(-۱۳۴۷)، شاعر معاصر ایرانی است. در یکی از سروده‌های نو این کتاب به نام «خوش می‌رقصی» می‌خوانیم: «بادبادک تو چه خوش می‌رقصی فارغ از دار و ندار تن تو کاغذ یک لا و نحیف کمرت ساق حصیر و کمان تو ز چوب جگنی نازک و سست و به‌دنبال تو دنباله‌ای از ناداری و دگر هیچ از این دور زمان آنچه تنها تو بدین قافله پیوند زده‌ست ریسمانی‌ست که بس بی‌جان است و تو باز سرخوش و بی‌غم و خندان همه جا می‌رقصی بادبادک تو چه خوش می‌رقصی فارغ از دار و ندار»

نظرات کاربران

مشاهده همه نظرات (۳)
....
۱۳۹۷/۰۶/۲۵

سال ها رفت و تو در خاطره ام برجایی سال ها رفت و چو ابر حادثه نقش ببست روی دیوار زمان لیک چون ابر به عمری کوتاه نقش رنگ ها بباخت‌ گاه آن حادثه ها شیرین بود یا که گاهی غمناک گاه چون ابر چکید اشک از عمق حوادث

- بیشتر
md
۱۳۹۹/۱۰/۱۰

من این کتابو بارهاااااا خوندم . خیلی فوق العاده است. در عین سادگی خیلی زیبا سروده شده و حسی عالی به ادم دست میده .

سیّد جواد
۱۳۹۷/۰۴/۲۳

کتاب چهل و سوم برنامه مطالعه از طرح کتابخانه همگانی چی بگم ؟ از کی بگم ؟ آخه غم یکی دو تا نیست !!!!! ۱۱ بریده به اشتراک گذاشتم برای دوستان

بریده‌هایی از کتاب
مشاهده همه بریده‌ها (۱۶)
دل آدم خوبه بچگونه باشه، یعنی زود تنگ بشه، زود بخنده، زود راضی بشه، زود به نهایت خوشی برسه و وقتی هم که گریه می‌کنه واقعاً از ته دل اشک بریزه.
💝Grandmother ali
گاه دنیا نیست بر وفق مراد و صبوری باید تا که خورشید برآید ز افق بار دگر
سیّد جواد
چه کنم تا غمت آرام شود؟
سیّد جواد
گاه دنیا نیست بر وفق مراد
سیّد جواد
صبر کن فرصت پرواز رسد
سیّد جواد
گاه چون بید تنم می‌لرزد
سیّد جواد
بادبادک تو در آن بالاها فارغ از دغدغه‌ها می‌‌رقصی بی هیاهو و صدا نه شلوغی چنین شهر کثیف نه به نامردمی مردم این شهر اسیری نه شنیدی نه که دیدی چه پلشتی بزند موج در این شهر شلوغ خوش به احوال تو با فاصله‌ات دور بینی همه این شهر و دیار رفت و آمد زد و بند و تمنای دو روزی که ندارد سامان دائماً حرف و حدیث دائماً چهره‌ی یک مرد حریص خوش به احوال تو با فاصله‌ات فارغ از دغدغه‌ها می‌‌رقصی
سیّد جواد
وای از عطر تنت که مرا خاطره‌ها بسیار است
سیّد جواد
سال‌ها رفت و تو در خاطره‌ام برجایی
سیّد جواد
سلام، زیبای رقصنده در آسمان! خوبی؟ من که دیگه مثل اون سال‌ها نیستم، دیگه بزرگ شدم، یعنی خیلی هم بزرگ نشدما، ولی رفتم قاطی آدم بزرگا. خوب چکارش می‌شد کرد؟ دست من که نیست، ولی باور کن دلم هنوز بچه‌اس و پیش تو گیره. کاش آدم بزرگا همه‌شون دلشون هنوز بچه بود و تو یه جای عالم بچگی گیر بود؛ اونوقت چه دنیای قشنگی می‌شد. ولی حیف! خیلی‌هاشون دلشون گیر پول و پست و چشم‌وهم‌چشمی و حسودی و روکم‌کنی و این چیزاست. البته خودمونیم! اون حس حسودی و روکم‌کنی رو از بچگی دارن‌ها! یعنی نه اینکه بچگی همه‌اش خوب باشه، منظورم اینه که دل آدم خوبه بچگونه باشه، یعنی زود تنگ بشه، زود بخنده، زود راضی بشه، زود به نهایت خوشی برسه و وقتی هم که گریه می‌کنه واقعاً از ته دل اشک بریزه. بادبادک! به یاد تو این کتاب تقدیم به تو
سیّد جواد

اطلاعات تکمیلی

دسته‌بندی
تعداد صفحات۶۲ صفحه
قیمت نسخه چاپی۷,۰۰۰ تومان
نوع فایلEPUB
تاریخ انتشار۱۳۹۴/۰۸/۰۱
شابک۹۷۸-۶۰۰-۷۴۲۶-۲۳-۴
تعداد صفحات۶۲صفحه
قیمت نسخه چاپی۷,۰۰۰تومان
نوع فایلEPUB
تاریخ انتشار۱۳۹۴/۰۸/۰۱
شابک۹۷۸-۶۰۰-۷۴۲۶-۲۳-۴