معرفی و دانلود رایگان کتاب بهشت زیر پای من
با کد تخفیف OFF30 اولین کتاب الکترونیکی یا صوتی‌ات را با ۳۰٪ تخفیف از طاقچه دریافت کن.
تصویر جلد کتاب بهشت زیر پای من
off

کتاب بهشت زیر پای من

نوع کتاب
۳.۶ امتیاز(از ۱۵۸ رأی)
پدیدآورندگان: 
محمدرضا حنیفه
انتشارات: 
انتشارات آرنا

معرفی کتاب بهشت زیر پای من

 کتاب بهشت زیر پای من نوشتهٔ محمدرضا حنیفه در انتشارات آرنا چاپ شده است.

درباره کتاب بهشت زیر پای من                                       

رمان «بهشت زیر پای من» که براساس ادبیات واقع‌گرایانه به رشتهٔ تحریر در آمده، نگاهی اجتماعی به تضاد بین فرهنگ حاکم بر جامعه با فرهنگ کار و تولید دارد. نویسنده تلاش می‌کند در قالب یک داستان عاشقانه و کنکاش در زندگی یک صنعتگر، این تضاد فرهنگی و موانعی که یک جامعهٔ غیر‌صنعتی و دلال مآبانه در راه تولید و فرهنگ کار و تلاش ایجاد می‌کند را واکاوی نماید.

«نیما» شخصیت اصلی داستان با آموزش و الگوگیری از فرهنگ کار و تولید آسیای شرقی به‌ویژه ژاپن، قصد دارد یک تنه کشتی به گل نشستهٔ صنعت را به آب بازگرداند و به احیای فرهنگ کار و تلاش، بپردازد. اما در این راه با تضادی آشکار و مقاومت جامعه مواجه می‌گردد.

چالش نیما زمانی به اوج می‌رسد که در نیل به هدفش، از حمایت و همراهی خانواده و حتی نزدیک‌ترین دوستان هم نااُمید می‌گردد. بدین‌جهت در زندگی شخصی با مشکلات عدیده‌ای دست به گریبان می‌شود.

بهشت زیر پای من، داستان مردی است که از شغلش شخصیت گرفته و زندگی و بنیاد خانواده‌اش را بر این چهارچوب استوار می‌کند. اما همسر و شریک زندگی‌اش اصلی‌ترین مانع در دستیابی او به خواسته‌هایش است.

کتاب بهشت زیر پای من را به چه کسانی پیشنهاد می‌کنیم

این کتاب به علاقه‌مندان به رمان‌های ایرانی پیشنهاد می‌شود.

بخشی از کتاب بهشت زیر پای من

«کف دست راستمان را محکم به‌هم کوبیدیم و به‌طرف خانه حرکت کردیم. مجتمعی که در آن زندگی می‌کردیم، در یکی از محله‌های شمال تهران قرار داشت. ورودی خیابان ما، بوستانی زیبا و نسبتاً بزرگ بود که مکانی مناسب برای ورزش همگانی و تفرج اهالی محل به حساب می‌آمد. در پارک خانم‌ها پیاده‌روی می‌کردند و پیرمردان بازنشسته به شوخی و خنده و تعریف خاطرات و ماجراجویی‌های عنفوان جوانی می‌پرداختند. وقتی از کنار این بوستان می‌گذشتم، توقف کوتاهی می‌کردم و آینده خودم را متصور می‌شدم. چون شمارش معکوس من با بیش از بیست سال سابقهٔ کار صنعتی آغاز شده بود. یاد مثال همیشگی پدرم افتادم که می‌گفت:

«انرژی پسرها در مچ پاهای‌شان می‌باشد و دائم در حال دویدن هستند. درحالی‌که انرژی پیرمردها در فک و چانه‌شان جمع شده؛ لذا دائماً درحال حرف زدنند.» البته پدرم هیچ‌وقت از کیفیت تعاریف و خاطراتشان چیزی نمی‌گفت چون بعضاً چاخان و جز بزرگ‌نمایی کردن و مهم نشان دادن نقش خودشان مصداق دیگری نداشت.

ولی درمورد من، انرژی هنوز در مچ پاهایم بود و دست‌کمی از تراکتور نداشتم. خستگی برای من تعریف نشده بود و لحظه‌ای بیکار نمی‌نشستم. همه چیز برای من در کار و تلاش خلاصه می‌شد؛ بنابراین شاید زندگی کردن درکنار من کمی سخت به‌نظر می‌رسید. به‌نظر از آن دست بچه‌های بیش‌فعال بودم که بایستی تحت مراقبت و درمان قرار می‌گرفت. اما قدیم‌ها، یعنی دوران کودکی من، کسی به این حرف‌ها اهمیتی نمی‌داد. تنها راه کنترل چنین بچه‌هایی، تنبیه و کتک زدن بود. کاری که مادرم و بعضاً پدرم با من می‌کردند و بابت کارهای کرده و نکرده، حسابی گوشمالی‌ام می‌دادند.»

برای تجربه‌ای بهتر در دانلود کتاب بهشت زیر پای من و خواندن آن، اپلیکیشن طاقچه را به‌صورت رایگان نصب کنید. در اپلیکیشن می‌توانید مطالعه‌ی خود را شخصی‌سازی کنید و لذت خواندن و شنیدن کتاب‌ها را همیشه و همه‌جا تجربه کنید. علاوه‌بر دسترسی آسان، امکان خرید هزاران کتاب صوتی و الکترونیکی با تخفیف‌های ویژه و بهترین قیمت هم فراهم است.

مشخصات کتاب الکترونیکی

نام کتاببهشت زیر پای من
موضوعرمان، داستان ایرانی
نویسندهمحمدرضا حنیفه
انتشاراتانتشارات آرنا
سال انتشار نسخه فیزیکی۱۴۰۱/۰۶/۰۲
فرمت کتابEPUB
حجم فایل کتاب۳.۰۹ مگابایت
شابک۹۷۸۶۲۲۲۹۱۱۴۶۱‬‬‬
تعداد صفحه‌ها۳۲۷ صفحه
قیمت کتابرایگان

نظر شما دربارهٔ این کتاب

به این کتاب چه امتیازی می‌دهید؟

۱
۲
۳
۴
۵

نظرات کاربران

کاربر ۲۳۶۴۸۰۵
مطمئن نیستم.
۱۴۰۱/۰۷/۳۰

چرا ته اش معلوم نشد؟؟مثل فیلمی که قراره سری بعدش وبسازن

۱
کاربر ۵۲۴۲۲۱۴
مطمئن نیستم.
۱۴۰۱/۰۷/۲۹

کتاب خوبی بود ولی اخرش مشخص نشد خیلی نصفه بود

۲
fatemeh_gh
مطمئن نیستم.
۱۴۰۱/۰۸/۰۳

نمیدونم چرا اخرش مشخص نبود😶

۲
کاربر ۳۹۷۸۶۹۵
مطمئن نیستم.
۱۴۰۱/۰۸/۰۳

من همش دنبال جلد دوم بودم چرا انقد نصفه کاره رها شد

۰
fatemeh arab
مطمئن نیستم.
۱۴۰۱/۰۸/۰۱

داستانش قشنگ ، ولی پایان نداره الان اخرش چی میشه

۱
مپی
توصیه نمی‌کنم.
۱۴۰۱/۰۷/۲۸

ته نداشت اصلا ، زیادی تهش باز بود

۲
آماندا
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۱/۰۹/۱۷

سلام خیلی مشتاق خوندش بودم ولی یهو بدون هیچ پایانی تموم شد😑😑😑😑لطفا جلد ۲ ومش رو هم تو طاقچه قراربدین

۴
کاربر ۵۲۳۳۶۷۱
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۱/۰۷/۲۷

عالی بود

۲
احسان عبدی/نویسنده و ویراستار
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۱/۰۸/۱۲

درود. کتاب خوبی بود. نثر روان و قابل فهمی داشت. دغدغه‌ی تولید در جامعه‌ی دلال‌مآب برایم موضوع تازه‌ای بود که در ادبیات داستانی ایران کمتر به آن برخورده بودم.

۱
Bahare_1380
مطمئن نیستم.
۱۴۰۱/۱۱/۱۱

مرجان چیشد؟

۱
کاربر 5333242
۱۴۰۱/۰۸/۱۴

حالم گرفته شد از وقتی که گذاشتم چرا جلد دوم نداره کتاب خوبی بود ولی آخرش نیاز به جلد دوم داره

۱
فرشته
توصیه نمی‌کنم.
۱۴۰۱/۰۸/۱۳

کتاب کامل نیست اخرش داخل پی دی اف نیست

۱
کاربر ۴۳۱۸۲۴۳
توصیه نمی‌کنم.
۱۴۰۲/۰۴/۰۷

رمان قشنگی بود و اگه پایان داشت حتما به دوستان توصیه اش میکردم و ستاره ها رو کامل میدادم ، ولی پایان بازی که داشت ، تمام جذابیت و قشنگی داستان رو زیرسوال برد ، خیلی بده ۴۰۰ صفحه بخونی...بیشتر

۱
rozi
توصیه نمی‌کنم.
۱۴۰۱/۱۰/۰۳

واقعا چقدر بده چند روز وقتتو بزاری برای یک کتاب به صفحه آخرش که رسیدی آنقدر مسخره نامعلوم تموم بشه .اصلا نخونید

۱
مورفین
توصیه نمی‌کنم.
۱۴۰۱/۰۸/۱۸

مثل اکثر رمانای ایرانی چرت تخیلی افتضاح مسخره

۱

بریده‌هایی از کتاب

همرنگ دریا
۷۲
بچه‌ها برای چیزی که می‌خوان ولی ندارن گریه می‌کنن اما بزرگ‌ترها برای چیزی که داشتن ولی حالا ندارن گریه می‌کنن.
Zahra
۱۰
رازی که در دل ما باقی بماند، اسیر ماست. ولی چنان‌چه از دهان خارج شود، ما اسیر آن خواهیم شد.
reyhaneh
۹
«آدم‌ها ممکن است خانواده‌شان را کنار بگذارند، ولی ذات و تربیت خانوادگی‌شان را همیشه همراه خواهند داشت. آدم‌ها با حقارت‌هایشان درگیرند و گذشته‌شان سایهٔ سنگینی بر آیندهٔ آن‌ها خواهد داشت.»
reyhan
۶
بچه‌ها برای چیزی که می‌خوان ولی ندارن گریه می‌کنن اما بزرگ‌ترها برای چیزی که داشتن ولی حالا ندارن گریه می‌کنن.
Zahra
۴
رازی که در دل ما باقی بماند، اسیر ماست. ولی چنان‌چه از دهان خارج شود، ما اسیر آن خواهیم شد
Marziyeh
۴
یک زن می‌تونه شوهرش را بالا بکشه ولی مطمئن باش یه مرد هرچقدر هم با درایت و مدیر و مدبر باشه نمی‌تونه زنشو تغییر بده.
Marziyeh
۴
«آدم‌ها ممکن است خانواده‌شان را کنار بگذارند، ولی ذات و تربیت خانوادگی‌شان را همیشه همراه خواهند داشت. آدم‌ها با حقارت‌هایشان درگیرند و گذشته‌شان سایهٔ سنگینی بر آیندهٔ آن‌ها خواهد داشت.»
Marziyeh
۳
رازی که در دل ما باقی بماند، اسیر ماست. ولی چنان‌چه از دهان خارج شود، ما اسیر آن خواهیم شد.
🩵
۲
بچه‌ها برای چیزی که می‌خوان ولی ندارن گریه می‌کنن اما بزرگ‌ترها برای چیزی که داشتن ولی حالا ندارن گریه می‌کنن.
کاربر ۴۰۰۲۰۲۸
۱
رازی که در دل ما باقی بماند، اسیر ماست. ولی چنان‌چه از دهان خارج شود، ما اسیر آن خواهیم شد.