کتاب سده دوم قبل از چشم هایش امین فرهادی + دانلود نمونه رایگان
با کد تخفیف OFF30 اولین کتاب الکترونیکی یا صوتی‌ات را با ۳۰٪ تخفیف از طاقچه دریافت کن.
تصویر جلد کتاب سده دوم قبل از چشم هایش

کتاب سده دوم قبل از چشم هایش

نویسنده:امین فرهادی
امتیاز
۴.۵از ۱۰ رأیخواندن نظرات

معرفی کتاب سده دوم قبل از چشم هایش

کتاب سده دوم قبل از چشم هایش نوشتهٔ امین فرهادی در انتشارات متخصصان چاپ شده است.

درباره کتاب سده دوم قبل از چشم هایش

من به دیگران می‌بخشیدم و سعی می‌کردم بدون منفعت، سود برسانم.

این کار شاید برای آدم‌های این عصر، قابل‌قبول نبود و آن‌ها را وادار به قضاوت می‌کرد ولی چه کسی می‌دانست، من هم دوست داشتم مثل خورشید نور ببخشم و دنبال مزد نباشم.

مگر چشم‌های پگاه از خورشید و خورشید از آدم‌ها، مزد می‌گرفت که من هم در قبال کارهایم، سودی را طلب کنم؟ چرا من نتوانم مانند چشم‌های پگاه، منبعی از خوبی بدون انتظار باشم؟

پس روح من، بدون منفعت عاشق شد.

کتاب سده دوم قبل از چشم هایش را به چه کسانی پیشنهاد می‌کنیم

این کتاب به علاقه‌مندان به داستان‌های عاشقانهٔ ایرانی پیشنهاد می‌شود.

بخشی از کتاب سده دوم قبل از چشم هایش

دوستان و مهمان‌های عزیزم در دانشکده علوم پزشکی، مراسم اختتامیه‌ی همایش امسال را برگزار می‌کنیم. بسیار خرسندیم که میزبان شما نوابغ دوست‌داشتنی پزشکی کشور بودیم. قرار بود امروز، موضوع مقاله نهایی، از بین دو عنوان برتر، انتخاب شود که پروفسور زحمت اعلام این مهم را بر عهده گرفته‌اند.

- پگاه آماده‌ای؟ پگاه پاکت عنوان تو را می‌خواند. چرا چشم‌هایت را بسته‌ای؟ چشم‌های زیبایت را بازکن.

ضمن خسته نباشید، خدمت اساتید محترم و با دانش علم پزشکی و دانشجوهای برتر دانشکده‌های علوم پزشکی کشور و تشکر از شرکت فعالانه و گرم شما در این همایش، موضوع برتر این دوره را که توسط داوران و بنده انتخاب‌شده است، خدمت شما معرفی می‌کنم و در ضمن، نگارنده‌ی این مقاله، از طریق وزارت به دانشکده علوم پزشکی تهران منتقل‌شده و به‌عنوان کارورز بنده، در بیمارستان شهید رجایی، مشغول به فعالیت خواهد شد. تا علاوه برافزایش تجربیات، بتواند به اساتید خوب این رشته دسترسی داشته و با تلاش فراوان و بی‌وقفه، مقاله‌ای درخورشان علم پزشکی کشورمان ارائه بدهد. عنوان مقاله برتر این همایش، تعلق دارد به موضوع: «تأثیر تحریکات عاشقانه قلبی بر افزایش سطح هوشیاری بیماران کُمایی» سرکار خانم، پگاه ارجمند. لطفاً ایشان را تشویق کنید.

«اشک چشم‌های پگاه، تمامی نداشت. خبر بکر بود و ناب. بوی خوشبختی می‌داد. تمام شهر بوی موفقیت گرفته بود. سالن، سراپا، پگاه را تشویق می‌کردند و هاله‌ای سپیدرنگ، اطراف پگاه را نورانی کرده بود. حتی روح‌ها هم ایستاده برای پگاه دست می‌زدند.»

(چند ماه بعد)

- پروفسور: خانم ارجمند، مراحل انتقالی شما به دانشکده علوم پزشکی تهران، فراهم‌شده است و شما باید از هفته آینده در بیمارستان شهید رجایی، در قسمت بیماران کُمایی، مشغول به کارورزی شوید؛ و باید خیلی جدی روی مقاله کارکنید. در صورت موفقیت، مقاله شما در کشور فرانسه چاپ خواهد شد و در همایش کشور فرانسه شرکت می‌کنید. پس خیلی باید دقت کنید.

- سپاس از زحمات شما جناب پرفسور. سوگند یاد می‌کنم، تحت نظر شما، با تمام توانم، تلاش کنم.

«فرانسه؟ خدای من آن خواب چه بود؟ گفت من خودتو هستم. فرانسه بزرگ است. چرا همه‌چیز خوب پیش می‌رود؟ یعنی این رؤیاست؟ من خواب هستم یا بیدار؟»

(بیمارستان شهید رجایی - تهران - روز اول کارورزی)

- خانم ارجمند هستم. کارورز جدید پروفسور.

- بله. خوش‌آمدید. لطفاً اینجا را امضا کنید. اتاق سی‌سی‌یو در خدمت شما است. تشریف ببرید انتهای راهرو.

- ممنون از همکاری‌تان.

نظرات کاربران

کاربر ۲۱۲۷۶۹۶
۱۴۰۱/۰۴/۰۹

عشق واقعی نویسنده به پگاه رو دوست داشتم _ یه جورایی غبطه خوردم به پگاه که واقعا شخصی اینقدر دوستش داره _ در کل رویایی فارغ از جنسیت _ مقابله با فقر _ تغییر راوی و زمان_ پیام هایی روشن

- بیشتر
فواد
۱۴۰۱/۰۴/۱۱

یه رمان فوق العاده جذاب و دوسداشتنی😍 توصیه میکنم حتما بخونید

Maki
۱۴۰۱/۰۴/۲۲

به معنای واقعی کلمه "بی نقص"

محمد
۱۴۰۱/۰۴/۱۲

عالی بود

IceSpice3A
۱۴۰۵/۰۱/۲۶

لحظه به لحظه خوندن این کتاب لذت بود ... گاهی فکر میکردم عشقی که تو همین سن کم دارم کسی مثلش رو نمیتونه داشته باشه ⁦༼⁠ ⁠つ⁠ ⁠◕⁠‿⁠◕⁠ ⁠༽⁠つ⁩ اما اشتباه فکر میکردم عشقی که وجود امین رو گرفته خیلی خالصانه هستش خیلی حرفه

- بیشتر
ایوب ادیب
۱۴۰۳/۰۳/۱۵

اقای فرهادی معلم بنده بودند بسیار شخصیت دوست داشتنی دارن بعد چاپ کتاب توی فرانسه به پیشنهاد خودشون کتاب رو خوندم قلم قوی‌ دارن و متن رمان کشش خوبی داره امیدوارم هر جا هستی سلامت باشی استاد جان.

بریده‌هایی از کتاب

«به هر شهری که سفر کردم، خورشید از چشمان تو می‌گفت. خورشید هیچ شهری را ندیدم، که محتاج چشمانت نباشد. حتی خورشید پایتخت. بی‌شک تو در روشنایی این دنیا نقش داری.»
IceSpice3A
یادمان باشد، محبت کنیم. یادمان باشد درون سینه خود عشق بکاریم و اندک جایی برای کینه نگذاریم. اصلاً کاری کنیم عشق پا در کفش دلمان کند و از دستمان کاری برنیاید. جز لبخندی که بر قلبمان حک‌شده‌است؛ و دوست داشته باشیم، دوست داشتن‌هایی از جنس او.
IceSpice3A
گاهی عشق، دامی است از طرف خداوند، برای صید بندگانی که دوستشان دارد. اندک افرادی، متوجه می‌شوند که دام، همیشه گرفتاری نیست. گاهی دام، رهایی ابدی است. گاهی خداوند تو را آن‌قدر دوست دارد که برای رهایی از تباهی در دنیای ناملایمات، برای تو دامی پهن می‌کند که انتهایش خود او است.
IceSpice3A
من در اینجا می‌نویسم. خودم را، عصبانیتم را، دلتنگی‌هایم را، غرغرهایم را، گله‌هایم را. وقتی صدا کم می‌آورم از لمس نکردن صدایت. وقتی دردم می‌گیرد از حس کردن دردهایت. وقتی بغض می‌کنم از خاموشی لب‌هایت. وقتی‌که جان می‌دهم از خیال بی‌جانت! همه را من عبارت‌های متوالی می‌کنم و می‌نویسم!
IceSpice3A
آیا روح تو، عاشق می‌شود؟ بعضی‌ها فقط غریزه‌ی دوست داشتن را دارند. اما تو بنگر که آیا روحت عاشق شده است یا نه؟ آن‌قدر عاشق که هدف آفرینش خودت را، دوست داشتن او بدانی.
IceSpice3A
«تو در خواب همه‌چیز را به من گفتی. تو حتی در رؤیایی که به من خوش بگذرد و خودت نباشی هم قانع هستی. تو... می‌خواهم برایت بنویسم. هرچند ندارمت؛ اما این دفتر و خط‌هایش، آسمانش، بغض‌ها و لبخندهایش همه مال من است و چه‌بسا متعلق به خود توست. من در اینجا می‌نویسم. خودم را، عصبانیتم را، دلتنگی‌هایم را، غرغرهایم را، گله‌هایم را. وقتی صدا کم می‌آورم از لمس نکردن صدایت. وقتی دردم می‌گیرد از حس کردن دردهایت. وقتی بغض می‌کنم از خاموشی لب‌هایت. وقتی‌که جان می‌دهم از خیال بی‌جانت! همه را من عبارت‌های متوالی می‌کنم و می‌نویسم!
IceSpice3A

حجم

۱۲۱٫۸ کیلوبایت

سال انتشار

۱۴۰۰

تعداد صفحه‌ها

۲۱۴ صفحه

حجم

۱۲۱٫۸ کیلوبایت

سال انتشار

۱۴۰۰

تعداد صفحه‌ها

۲۱۴ صفحه

قیمت:
۳۶,۰۰۰
تومان