با کد تخفیف Salam اولین کتابتان را با ۵۰٪ تخفیف از طاقچه دریافت کنید.
زندگی و سلوک علامه سید محمد حسین طباطبایی

دانلود و خرید کتاب زندگی و سلوک علامه سید محمد حسین طباطبایی

۴٫۴ از ۱۹ نظر
۴٫۴ از ۱۹ نظر

برای خرید و دانلود  کتاب زندگی و سلوک علامه سید محمد حسین طباطبایی  نوشته  نرگس  علی مردانی  و خواندن و شنیدن هزاران کتاب الکترونیکی و صوتی دیگر،  اپلیکیشن طاقچه  را رایگان نصب کنید.

دانلود و خواندن کتاب در اپلیکیشن طاقچهدرباره طاقچه بی‌نهایت

معرفی کتاب زندگی و سلوک علامه سید محمد حسین طباطبایی

«زندگی و سلوک علامه سید محمد حسین طباطبایی» زندگینامه و شرح اخلاق این عالم دینی شیعه است.

در بریده‌ای از کتاب می‌خوانیم:

«اگر حال کسی را که در محیط قانون زندگی می‌کند با کسی که در محیط دین به سر می‌برد مقایسه نماییم، مزیت و برتری دین برای ما کاملاً واضح و آشکار خواهد شد، زیرا جامعه‌ای که همۀ افراد آن متدین باشند و وظایف دینی خویش را نجام دهند، چون در همه حال خدا را ناظر کارهای خود می‌دانند از هرگونه بداندیشی نسبت به یکدیگر در امان هستند و حتی در منطقه فکر هم امنیت دارند، در صورتی که در قوانین عالم این معنا وجود ندارد.... دین با قانون تفاوت‌های دیگری هم دارد.

دین داران به دل خواه خود از گناه می‌گریزند، ولی پیروان قانون تنها از راه «ترس» جرم نمی‌کنند. دین بر سراسر اعضای دین داران حکومت دارد، ولی قانون جز بر دست و پا حکمرانی ندارد. دین چه در آشکار و چه در نهان فرمان می‌راند ولی قانون جز در آشکار فرمان نمی‌راند. دین نه تنها پاسبانی است که از کارهای نکوهیده باز می‌دارد، بلکه آموزگار و مربی هم هست که فضائل و کمالات به انسان می‌دهد. ولی قانون جز سمت پلیسی را ندارد.

اگر سود قانون یک واحد فرض شود، سود دین بیش از هزار‌هاست. پس کسانی که در نابودی دین می‌کوشند و چشم به قانون می‌دوزند به کسی می‌مانند که پای سالم خود را با ست خود بریده! پای چوبین به جای آن بگذارد.»

نظرات کاربران

مشاهده همه نظرات (۱۱)
kamrang
۱۳۹۷/۰۹/۱۷

با مطالعه کتاب متوجه میشید چیزی که هر روز در جامعه میبینیم چقدر با حقیقت اسلام متفاوت است . قبل از خوندن این کتاب فکر نمی‌کردم یک انسان بتونه اینقدر خوب باشه.. جزو کتابهایی هست که خوندنش واقعا آدم رو منقلب میکنه.. و

- بیشتر
معجزه ی سپاسگزاری
۱۳۹۸/۰۲/۱۲

علامه جان... مهر خوبان، دل و دین از همه بی پروا برد رخ شطرنج نبرد آنچه رخ زیبا برد تو مپندار که مجنون سر خود مجنون گشت ز سمک تا به سماکش کشش لیلا برد من به سرچشمه خورشید نه خود بردم راه ذره ای بودم

- بیشتر
« امید »
۱۳۹۸/۰۹/۲۵

حتما بخونید و با سلوک این بزرگ مردان واقعی آشنا بشید ...

maria
۱۳۹۹/۰۸/۰۹

کتاب فوق العاده ای بود پر از نکات جذاب و کاربردی به نوعی تشویقم کرد که خیلی بهتر از اینا از وقت و عمرم استفاده کنم چرا که به قول علامه "ابدیت در پیش داریم".

khorshid_sh
۱۳۹۹/۱۰/۱۳

۸۰% مطالب کتاب در اینترنت موجود است، از سایت مخصوص علامه طباطبایی و سرچ در اینترنت قابل دستیابی است، صرفنظر از ارزش خرید با توجه به قابل دستیابی بودن مطالب ان، کتاب خوبی است.

Zizigooloo
۱۳۹۹/۱۲/۱۹

به نظرم نگارش این کتاب بی انصافی در حق شخصیت علامه است. جمع اوری خوبی از زندگی و اتفاقات و مقامات ان بزرگوار نبوده. فقط هدف نوشتن یه متنی کلی و عمومی بوده😕

.
۱۳۹۹/۱۱/۰۵

بسیار آموزنده بود

Fatemeh
۱۳۹۹/۰۱/۲۱

بسیار مفیدوآموزنده...

javad
۱۳۹۹/۰۴/۲۹

عالی و خواندنی

িមተєကє .నមժមተ
۱۳۹۸/۰۳/۱۶

تجربه عجیبی بود آشنایی با زندگی علامه . هیچی نمیتونم بگم جز این که: وصل خورشید به شبپره اعمی نرسد که در این آینه صاحب نظران حیرانند

بریده‌هایی از کتاب
مشاهده همه بریده‌ها (۸۸)
در اوایل تحصیل که به صرف و نحو اشتغال داشتم علاقه زیادی به ادامه تحصیل نداشتم و از این روی هر چه می‌خواندم نمی‌فهمیدم و چهار سال به همین نحو گذرانیدم پس از آن یک باره عنایت خدایی دامن گیرم شده عوضم کرد و در خود یک نوع شیفتگی و بی تابی نسبت به تحصیل کمال حس نمودم به طوری که از همان روز تا پایان ایام تحصیل که تقریباً هفده سال کشید هرگز نسبت به تعلیم و تفکر درک خستگی و دلسردی نکردم
رهگذر
«از خصوصیات مرحوم علامه طباطبایی این بود که هیچ گاه از کسی بدگویی نمی‌کردند. در طی ۳۵ سال ارتباطم با ایشان حتی یک بار هم بدگویی کسی را از ایشان نشنیدم. عیب کار کسی را اظهار نمی‌کرد. از جمله درسهایی که من از این مرد بزرگ گرفتم و برایم آموزنده بود این بود که در همه لحظات، مراقب خویش بود و کنترل خود را به دست داشت، خدا شاهد و گواه است که در این مدت یک غیبت از او نشنیدم، یک کلمه در تعریف و تمجید از خودشان نشنیدم.
معجزه ی سپاسگزاری
عمل جراحی بدون بیهوشی مرحوم علامه طباطبایی اراده‌ای بسیار قوی داشتند، وقتی ایشان را برای معالجه به لندن برده بودند اطباء به وی گفته بودند در مقابل چشم شما پرده‌ای است که باید برداشته شود تا چشم بینایی خود را از دست ندهد، ایشان هم اعلان رضایت کرده بودند، بعد که پزشکان گفته بودند: برای عمل باید شما را بیهوش کنیم، مخالفت کرده و فرموده بودند بدون بیهوش کردن عمل کنید و آنها نیز گفته بودند چون چشم شما باید به مدت ۱۵ دقیقه باز باشد و پلک نزند ناچاریم این کار را بکنیم، ایشان فرموده بودند من چشم خود را باز نگه می‌دارم و به مدت هفده دقیقه چشم خود را باز نگه داشته بودند و حتی یک بار هم پلک نزده بودند، این حکایت از ارادۀ قوی و نیرومند ایشان می‌کند.
إلَیْـڪَ
دکترای فلسفه یک بار به ایشان گفته شد که شاه تصمیم گرفته است به ایشان دکترای فلسفه بدهد. ایشان خیلی ناراحت شدند و اعلام کردند که به هیچ وجه تن به قبول چنین چیزی نخواهند داد. رئیس دانشکده الهیات آن زمان نزد علامه آمد و اصرار بسیاری کرد اما ایشان قبول نکردند شاه ناراحت و عصبانی می‌شود...! و ایشان صریحاً گفتند: «من از شاه هیچ ترسی ندارم و حاضر به قبول دکتری نیستم.»
إلَیْـڪَ
تأکید علامه در انجام اعمال بیش از هر چیزی بر روی محاسبه نفس و مراقبه بود. او یاد خدا را کلید حل مشکلات دنیوی و اخروی می‌دانست.
Sajjad Nikmoradi
ایشان در برابر هجوم ناملایمات زندگی به خصوص اهانت‌ها و بی احترامی‌هایی که به ایشان می‌شد بسیار صبور بود و هیچ گاه از آنها ناراحت نمی‌شد. او معتقد بود انسان نباید هرگز کینه دیگران را به دل بگیرد. «وقتی دوستانشان می‌گفتند چرا در جواب کسانی که اسائه ادب می‌کنند و یاوه گو هستند هیچ حرفی نمی‌زنید؟ ایشان می‌گفتند اشکالی ندارد، آدم نباید این چیزها را به دل بگیرد، حتی در ناراحتی‌ها هم تبسم از لبانش جدا نمی‌شد و در واقع از این لحاظ وارث انبیاء بود.»
Sajjad Nikmoradi
مناظره با ماتریالیست آیت الله جوادی آملی فرموده‌اند: «علامه خاطر نشان نموده‌اند که سالی تابستان را در «درکه» اطراف تهران بسر می‌بردم و در آن سالها افکار کمونیستی و ماتریالیستی رایج بود، یکی از صاحب نظران افکار مادی میل پیدا کرده که با ایشان به بحث آزاد بنشیند به حضور ایشان رفت در همان ییلاقی که در تابستان برای تعطیلات تابستان می‌گذرانید، فرمودند: وقتی که این صاحب نظر آمد از صبح شروع کرد تا پایان روز و بحث به درازا کشید و شاید قریب هشت ساعت ادامه پیدا کرد و من از راه برهان صدیقین با این فرد به سخن نشستم، بعداً این صاحب نظر مادی گرا در یکی از خیابانهای تهران یکی از همفکران خود را دید و آن همفکرش از او پرسید: تو در دیدار و در مناظره و گفتگو با آقای طباطبایی به کجا رسیدی؟ گفت آقای طباطبایی مرا موحد کرد.»
إلَیْـڪَ
می‌گفتند: دستگاه امام حسین (ع) باید توسعه یابد و در دستورات اخلاقی خود به این نکته تأکید داشت که هیچ کس به هیچ مرتبه‌ای از معنویت نرسید و گشایش و فتح بابی نکرد، مگر در حرم مطهر حضرت امام حسین (ع) و یا در توسل به آن حضرت.
ــسیّدحجّتـــ
بساط معاشرت غیر اهل علم را به کلی برچیدم و در خورد و خواب و لوازم دیگر زندگی به حداقل ضروری قناعت نموده باقی را به مطالعه می‌پرداختم. بسیار می‌شد به ویژه در بهار و تابستان که شب را تا طلوع آفتاب با مطالعه می‌گذراندم و همیشه درس فردا را شب پیش مطالعه می‌کردم و اگر اشکالی پیش می‌آمد با هر خودکشی بود حل می‌نمودم و وقتی که به درس حضور می‌یافتم از آنچه استاد می‌گفت قبلاً روشن و هرگز اشکال و اشتباه درس پیش استاد نبردم.»
رهگذر
زلال حکمت در اخلاق، آداب زندگی و سیر و سلوک زندگی و سلوک عارف بالله علامه سید محمد حسین طباطبایی
معجزه ی سپاسگزاری

اطلاعات تکمیلی

دسته‌بندی
تعداد صفحات۱۱۴ صفحه
قیمت نسخه چاپی۳۰,۰۰۰ تومان
نوع فایلEPUB
تاریخ انتشار۱۳۹۰/۰۷/۰۲
تعداد صفحات۱۱۴صفحه
قیمت نسخه چاپی۳۰,۰۰۰تومان
نوع فایلEPUB
تاریخ انتشار۱۳۹۰/۰۷/۰۲