معرفی و دانلود کتاب نوفل لوشاتو؛ پایان غربت + خلاصه رایگان
با کد تخفیف OFF30 اولین کتاب الکترونیکی یا صوتی‌ات را با ۳۰٪ تخفیف از طاقچه دریافت کن.
تصویر جلد کتاب نوفل لوشاتو؛ پایان غربتsubscriptionAvailable

کتاب نوفل لوشاتو؛ پایان غربت

مجموعه روزهای انقلاب

نوع کتاب
۳.۴ امتیاز(از ۵ رأی)
پدیدآورندگان: 
سیدمجید گل‌محمد

اشتراک بی‌نهایت چیست؟

٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy

معرفی کتاب نوفل لوشاتو؛ پایان غربت

کتاب الکترونیکی نوفل لوشاتو؛ پایان غربت نوشتهٔ سیدمجید گل‌محمد در انتشارات سوره مهر به چاپ رسیده است. این اثر با زبانی ساده در ۱۲ فصل به شرح ۴ ماه از زندگی امام در نوفل لوشاتو می‌پردازد. مخاطب این کتاب نوجوانان هستند.

درباره کتاب نوفل لوشاتو؛ پایان غربت

معلم مدرسه از دانش آموزان می خواهد که در مسابقه مقاله نویسی با موضوع وقایع انقلاب اسلامی که آموزش و پرورش ترتیب داده، شرکت کنند و درباره یکی از موضوعات مقاله بنویسند. شخصیت های نوجوان این کتاب تصمیم می گیرند مقاله شان را درباره حضور امام خمینی در کشور فرانسه بنویسند.

کتاب نوفل لوشاتو؛ پایان غربت را به چه کسانی پیشنهاد می‌کنیم

این کتاب برای نوجوانانی که تمایل دارند با زندگی امام خمینی بیشتر آشنا شوند، مناسب است.

بخشی از کتاب نوفل لوشاتو؛ پایان غربت

وقتی ترکش‌های بیکار و ولگرد تصمیم گرفتند به جای اصابت به آهن‌پاره‌ها و کیسه‌های شنی سنگر، به تن و بدن من بنشینند، مجبور شدم چند روزی را در بیمارستان و مدتی هم در منزل بستری شوم. اصلاً فکر نمی‌کردم چند تکه آهن بی‌مقدار باعث خانه‌نشینی من شوند. با این‌که دلم حال و هوای جبهه را داشت، با رفت و آمد اقوام و دوستان که به عیادتم می‌آمدند، سرگرم بودم. تا این‌که روزهای دلتنگی از راه رسید. خانه برایم قفس شده بود و من هر روز بی‌قرار و کلافه‌تر می‌شدم. در یکی از همین روزها، دوستی برای خداحافظی به دیدنم آمد. او راهی جبهه بود. وقتی از وضعیت پیش‌آمده گلایه کردم، خنده‌ای کرد و گفت:

ـ تا حالا به زندگی امام خمینی دقت کرده‌ای؟ می‌دانی در چه وضعیت‌هایی قرار گرفت، چه سختی‌هایی را تحمل کرد، مانع سخن‌رانی‌هایش شدند، به کشورهای دیگر تبعید شد، فرزندش را به شهادت رساندند، و خیلی مشکلات دیگر؛ اما هیچ‌گاه از وضع پیش‌آمده گلایه و شکایت نکرد. صبر کرد. مبارزه کرد. به وظیفه عمل کرد. تا این‌که برای ملتی مفید واقع شد.

آن شب خیلی به حرف‌های دوستم فکر کردم و تصمیم گرفتم در زندگی امام خمینی جست‌وجو کنم. نوشته‌های این دفترچه، نتیجه‌ی تحقیقات من با کمک چند نفر از دوستانم در بخشی از زندگی ایشان در کشوری اروپایی است(کبوترحرم).

برای تجربه‌ای بهتر در دانلود کتاب نوفل لوشاتو؛ پایان غربت و خواندن آن، اپلیکیشن طاقچه را به‌صورت رایگان نصب کنید. در اپلیکیشن می‌توانید مطالعه‌ی خود را شخصی‌سازی کنید و لذت خواندن و شنیدن کتاب‌ها را همیشه و همه‌جا تجربه کنید. علاوه‌بر دسترسی آسان، امکان خرید هزاران کتاب صوتی و الکترونیکی با تخفیف‌های ویژه و بهترین قیمت هم فراهم است.

مشخصات کتاب الکترونیکی

نام کتابنوفل لوشاتو؛ پایان غربت
عنوان دیگرمجموعه روزهای انقلاب
موضوعداستان کودک و نوجوانان
نویسندهسیدمجید گل‌محمد
انتشاراتانتشارات سوره مهر
سال انتشار نسخه فیزیکی۱۳۹۳/۰۸/۱۵
فرمت کتابEPUB
حجم فایل کتاب۱۳۳.۷ مگابایت
شابک۹۷۸-۶۰۰-۱۷۵-۸۵۱-۵
تعداد صفحه‌ها۱۶۰ صفحه
قیمت کتاب۲۲۴۰۰۰ تومان

نظر شما دربارهٔ این کتاب

به این کتاب چه امتیازی می‌دهید؟

۱
۲
۳
۴
۵

نظرات کاربران

aabd
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۰/۰۹/۰۳

عالی

۰

بریده‌هایی از کتاب

حُـسـنـیـهـ ( سپیده دم اندیشه )
۴
وقتی به حیاط رفتم، گوشه‌ای ایستاده بود و در حالی که کتابی در دست داشت، لقمه‌اش را گاز می‌زد. از دور سلام کردم و گفتم: ـ چه‌قدر کتاب می‌خوانی، محمد؟ یک کم هم نفس بکش. لقمه‌اش را تعارف کرد و با خنده گفت: ـ با کتاب هم می‌شود نفس کشید. ـ حتماً نفس کشیدن ادبی؛ نه؟!
حُـسـنـیـهـ ( سپیده دم اندیشه )
۲
مادر وقتی از بیدار شدنم باخبر شد، مثل همیشه با ناله و نفرین برای انجام تکالیف مدرسه تشویقم کرد.
حُـسـنـیـهـ ( سپیده دم اندیشه )
۲
وقتی ترکش‌های بیکار و ولگرد تصمیم گرفتند به جای اصابت به آهن‌پاره‌ها و کیسه‌های شنی سنگر، به تن و بدن من بنشینند، مجبور شدم چند روزی را در بیمارستان و مدتی هم در منزل بستری شوم. اصلاً فکر نمی‌کردم چند تکه آهن بی‌مقدار باعث خانه‌نشینی من شوند.
معصومه☫︎
۱
هنگام خداحافظی، بار دیگر همه را به ایستادگی و استقامت دعوت کردند و گفتند: ـ سعی کنید قیام و قعودتان(برخاستن و نشستن) برای خدا باشد. قیام لله، قیامی است که هیچ‌گونه ضرر و زیانی ندارد. قیام برای خدا، زمان و محدوده‌ی مشخص و معینی ندارد و در هر جا و در هر زمان، انسان در مقابل و مخاطب خداوند است‌که فرموده است: قل انما اعظکم بواحد\ ان تقوموا لله مثنی و فرادی.
حُـسـنـیـهـ ( سپیده دم اندیشه )
۰
شهر نجف منتقل گردید؛ شهری که به سبب کینه‌ای که حزب بعث عراق و صدام حسین از شیعیان داشتند، از کمترین امکانات شهری هم بهره‌مند نبود.
معصومه☫︎
۰
صداقتی، اولین کسی بود که از کلاس خارج شد. وقتی به حیاط رفتم، گوشه‌ای ایستاده بود و در حالی که کتابی در دست داشت، لقمه‌اش را گاز می‌زد. از دور سلام کردم و گفتم: ـ چه‌قدر کتاب می‌خوانی، محمد؟ یک کم هم نفس بکش. لقمه‌اش را تعارف کرد و با خنده گفت: ـ با کتاب هم می‌شود نفس کشید. ـ حتماً نفس کشیدن ادبی؛ نه؟!
معصومه☫︎
۰
رسول صدر عاملی(فیلم‌ساز) خاطره‌ای از نماز جماعت در نوفل لوشاتو دارد که از همان دست اتفاقات است. ایشان می‌گوید: در صف هشتم نماز نشسته بودم. ناگهان امام فریاد زدند: ـ یک نفر آن در را باز کند! شگفت‌زده شدیم. ما که نزدیک در بودیم، صدای در را نشنیده بودیم. یکی از برادرها با عجله در را باز کرد. با کمال تعجب دیدیم یک دختربچه‌ی سه‌ساله‌ی فرانسوی، از همسایگان نوفل لوشاتو، برای دیدن امام آمده و چون دستش به زنگ نرسیده بود، در حال یخ زدن بود.
معصومه☫︎
۰
امام در پایان سخنان خود، همه را به رعایت احکام الهی و دستورهای اسلام دعوت و یادآوری کردند: ـ همان‌طور که مبارزه می‌کنید و درس را می‌خوانید، همین‌طور به این اعمالی که از طرف خدا سفارش شده است، عمل کنید و دست کم نگیرید. نماز را کوچک حساب نکنید، و اگر چنانچه رابطه‌ی خود را با خدا محکم کنید، تمام شرها از شما رفع می‌شود و مورد عنایت و توجه خداوند قرار می‌گیرید.
معصومه☫︎
۰
خبرنگار رادیو و تلویزیون لوکزامبورگ از امام خمینی سؤال کرد: ـ آیا شما ولی‌عهد(رضا پهلوی، پسر محمدرضا) را به عنوان رییس حکومت، به جای پدرش خواهید پذیرفت؟ امام فرمودند: ـ خیر. ملت ایران از این سلسله و خاندان خاطره‌های بسیار تلخی دارد و تحمل حکومت هیچ یک از افراد را ندارد.
معصومه☫︎
۰
دفترچه را بستم و به اتاق مادربزرگ رفتم. مثل همیشه، از قبل از اذان، با چادر و مقنعه‌ی سفید بر روی سجاده نشسته بود. با دیدن من گفت: ـ خوب خوابیدی؟ ـ خواب نبودم. کتاب می‌خواندم. مادربزرگ، سری تکان داد و گفت: ـ باریکلا پسرم. کتاب بخوان. کتاب بخوان تا آقا شوی.