با کد تخفیف OFF30 اولین کتاب الکترونیکی یا صوتیات را با ۳۰٪ تخفیف از طاقچه دریافت کن.

کتاب روزی که لاک پشت پنگوئن شد
۴٫۱
(۷)
خواندن نظراتمعرفی کتاب روزی که لاک پشت پنگوئن شد
روزی که لاک پشت پنگوئن شد نوشتۀ والری گورباچف و ترجمۀ شیوا حریری در مجموعۀ قصههای دوستی کتاب چ وابسته به نشر چشمه منتشر شد. این کتاب مناسب گروه سنی کودکان است.
درباره کتاب روزی که لاک پشت پنگوئن شد
روزی که لاک پشت پنگوئن شد داستانی است دربارۀ لاکپشتی که بعد از اینکه پدرش داستانی درباره پنگوئنها برایش خواند، دلش میخواست مثل پنگوئنها باشد.
کتاب روزی که لاک پشت پنگوئن شد را به چه کسانی پیشنهاد میکنیم
این کتاب برای کودکانی که به حیوانات و جزئیات ظاهری و رفتاری آنها توجه میکنند جذاب خواهد بود.
بخشی از کتاب روزی که لاک پشت پنگوئن شد
وقتی لاکپشت کوچولو به خانه برگشت، مامان
لاکپشت پرسید: «امروز مدرسه چهطور بود؟»
لاکپشت کوچولو گفت: «یک روز پنگوئنی داشتیم.
خیلی خوش گذشت.»
نیکی و روز بارانی![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
والری گرباچف
گربه را دیدندبرندن ونتسل
جغد پر چونهکریستین جونز
سیمون جورابهسو هندرا
شب به خیر دیگه!جوری جان
من تنبل نیستم!جوری جان
پرنده نشسته روی سرت!مو ویلمس
تقریبا هر کاریسوفی هن
کبوتر باید حمام کند!مو ویلمز
نگذار کبوتر تا دیر وقت بیدار بماند!مو ویلمز
من این طوری امفریبا کلهر
برگرد خونه دیگه!جوری جان
با برنامه ریزی همه کارها ردیف می شود!جولیا کوک
ترومنجین ریدی
دوستت دارم دیگه!جوری جان
این جا مال من استژروم رویی لیر
با تشکر از همهمو ویلمس
لطفا بگو لطفا!مو ویلمز
گرگی که گم شد!ریچل برایت
شهر آفتابیایمی جون بیتس
گیر افتاده ام!![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
جولیا میلز
روز بارانی پیگیوالری گورباچف
شهر زیر ذره بیندبورا فرانکل
روح گمشدهالگا توکارچوک
دوریس فیلی که نمی خواست دیده شودلو کله
دعواهای تنوری؛ جمعه، بستنی آب شده تنوریرالف لازر
چند سوال درباره درخت هاتونی یولی
توبی، کرگدنی که می خواست با همه بازی کند لو کله
باشگاه میکروب هاالیس گراول
باشگاه حشره هاالیس گراول
حجم
۱۹٫۳ مگابایت
سال انتشار
۱۳۹۹
تعداد صفحهها
۳۶ صفحه
حجم
۱۹٫۳ مگابایت
سال انتشار
۱۳۹۹
تعداد صفحهها
۳۶ صفحه
قیمت:
۸۱,۰۰۰
تومان
نظرات کاربران
یکی از بچههای کلاس از اول سال گفت من دایناسور هستم و شبیه به او رفتار میکرد. بچهها مثل ما بلد نیستند نقش بازی کنند واقعا قبول میکنند یک موجود دیگر هستند. داستان لاکی هم همینطور هست، یک روز تصمیم
داستان خیلی جالبی بود.
چقدر دوسش داشتم. آزادانه بود و دوستداشتنی. عاشق برخورد بچهها و معلم با لاکپشت شدم. قبلِ خوندن فکر میکردم یه داستان کلیشهیی باشه، ولی الان برام از بهیادموندنیترینهاست. عجب برخوردی.