کتاب صوتی دختری تقریبا معمولی + دانلود نمونه رایگان
تصویر جلد کتاب صوتی دختری تقریبا معمولی

دانلود و خرید کتاب صوتی دختری تقریبا معمولی

معرفی کتاب صوتی دختری تقریبا معمولی

کتاب صوتی دختری تقریباً معمولی نوشته‌ی اندرو کلمنتس داستان دختری سال‌ ششمی به نام جوردن جانستون را روایت می‌کند که میان احساس «معمولی بودن» و رؤیای «خاص بودن» گیر افتاده است. امیر حیدری باطنی آن کتاب را ترجمه کرده و نشر رادیو پنجره آن را منتشر کرده است. گویندگی کتاب صوتی دختری تقریباً معمولی را کتایون نژاده برعهده دارد. این کتاب صوتی با فضایی مدرسه‌ای، روابط دوستی، قلدری، اعتمادبه‌نفس و کشف توانایی‌های شخصی را دنبال می‌کند و مخاطب را وارد دنیای درونی دختری می‌کند که همزمان هم مهربان است هم خشمگین، هم معمولی است هم در جست‌وجوی درخشش.

درباره کتاب دختری تقریبا معمولی

کتاب دختری تقریباً معمولی اثر اندرو کلمنتس بر محور یک روز بسیار گرم در پایان سال تحصیلی می‌چرخد؛ روزی که برای جوردن جانستون به نقطه‌ی عطف تبدیل می‌شود. کتاب صوتی دختری تقریباً معمولی در فضای مدرسه‌ی ابتدایی بئرد در شهر سالتون ایالت ایلینوی می‌گذرد و از خلال تمرین ارکستر، کلاس‌های ریاضی و روخوانی، باشگاه شطرنج، تیم فوتبال و کلاس ورزش، تصویر دقیقی از زندگی روزمره‌ی یک دختر کلاس‌ششمی ارائه می‌دهد. در کتاب دختری تقریباً معمولی جوردن مدام خودش را با دیگران مقایسه می‌کند؛ با دوست خوش‌صدایش کایلی، با مارلیِ زیبا و بااستعداد، با جاناتانِ محبوب و حتی با بچه‌های «سرآمد» مدرسه که اسمشان در روزنامه چاپ شده است. او فهرستی مخفی از «چیزهایی که در آن‌ها عالی هستم»، «چیزهایی که در آن‌ها معمولی هستم» و «چیزهایی که در آن‌ها افتضاح هستم» می‌نویسد و همین برگه‌ی شخصی وقتی به دست مارلی می‌افتد، به ابزاری برای تحقیر و قلدری تبدیل می‌شود. کتاب دختری تقریباً معمولی در فصل‌های متعدد، از «اطمینان» و «زیبایی» تا «خشمناک»، «سه دقیقه»، «گرما و اعداد» و «کمی شرور»، لایه‌لایه ذهن جوردن را باز می‌کند؛ از خاطرات کودکی و گفت‌وگوی پنهانی والدینش درباره‌ی نمرات او تا رؤیاهایش از شهرت، حسادت‌های ریز، خشم فروخورده و تلاش برای خوب ماندن. در کنار خط اصلی داستان، بخش‌هایی مثل گزارش رادیویی هواشناس محلی، فضای اقلیمی و کشاورزی ایلینوی را وارد ماجرا می‌کند و نشان می‌دهد چگونه یک روز داغ می‌تواند هم برای کشاورزان و هم برای یک دختر نوجوان سرنوشت‌ساز باشد.

خلاصه کتاب دختری تقریبا معمولی

در مرکز کتاب صوتی دختری تقریباً معمولی جوردن جانستون قرار دارد؛ دختری که خودش را «ساده و معمولی» می‌بیند. او ویولن می‌زند، در گروه همسرایی است، فوتبال بازی می‌کند، در باشگاه شطرنج عضو می‌شود و عاشق کتاب خواندن است، اما در هیچ‌کدام احساس درخشش نمی‌کند. جوردن برای خودش سه فهرست می‌نویسد: کارهایی که در آن‌ها عالی است، معمولی است و افتضاح است؛ فهرستی که بعداً به دست مارلی، هم‌کلاسی بدجنسش، می‌افتد و در دستشویی مدرسه با صدای بلند خوانده می‌شود. در ادامه‌ی کتاب دختری تقریباً معمولی شنونده با خشم، شرم و احساس گیر افتادن جوردن روبه‌رو می‌شود؛ دختری که از قلدری متنفر است اما نمی‌خواهد خودش هم به آدمی خشن تبدیل شود. او میان پیشنهاد نیکی برای «مشت زدن به دماغ مارلی» و صدای مادرش که می‌گوید «اگر نمی‌توانی چیز خوبی بگویی، چیزی نگو» سرگردان است و به‌تدریج به ایده‌ای تازه می‌رسد: امتحان کردن نوعی «خوب بودنِ قوی» در برابر کسی که از او متنفر است، و جست‌وجوی راهی برای کشف توانایی‌های پنهان خودش.

چرا باید کتاب دختری تقریبا معمولی را بشنویم؟

کتاب صوتی دختری تقریباً معمولی تصویری نزدیک و صادق از ذهن یک دختر نوجوان ارائه می‌دهد که میان قلدری، مقایسه‌کردن خود با دیگران، فشار نمره‌ها و رؤیای خاص بودن گیر کرده است. شنیدن این کتاب کمک می‌کند احساسات پیچیده‌ی سال‌های میانی مدرسه، از خشم و حسادت تا مهربانی و شجاعت، بهتر فهمیده شود و مفهوم «خوب بودن» از یک شعار ساده به انتخابی آگاهانه و دشوار تبدیل شود.

شنیدن این کتاب را به چه کسانی پیشنهاد می‌کنیم؟

شنیدن این کتاب به نوجوانان، به‌ویژه دانش‌آموزان سال‌های آخر دبستان و اوایل راهنمایی، پیشنهاد می‌شود؛ همچنین به والدین و مربیانی که می‌خواهند دنیای درونی بچه‌ها، تجربه‌ی قلدری، اضطراب «معمولی بودن» و شکل‌گیری اعتمادبه‌نفس را از زاویه‌ی نگاه خودِ یک دختر نوجوان بشنوند.

بخشی از کتاب دختری تقریبا معمولی

«در آن لحظه، جوردن با خودش گفت که مارلی در واقع دارد کاری می‌کند که برای او بسیار هم خوب است. بله، این کار را به این شکل با بدجنسی و این‌طور کریه انجام دادن در عین حال بسیار خوب بود. مارلی داشت کاری می‌کرد که جوردن با آن خصلت‌های بداخلاقی، بدجنسی و کریه بودن در خودش مواجه شود ــ همان بخشی که می‌خواست تفنگ بخارکننده را از غلاف خود درآورد و شروع به شلیک کند و مارلی را محو کند. اگر دنیا پر از آدم‌هایی مثل کایلی بود، مهربان بودن با آدم‌ها آسان می‌شد. مهربان بودن با آدم‌هایی مثل مارلی به طور کل چیز دیگری بود. با مارلی خوب بودن؟ اصلاً مگر می‌شود؟ این سؤال درست مثل جریان الکتریسیته جوردن را تکان داد. قلبش واقعاً شروع به تندتند زدن کرد. فکر بعدی حتی او را بیش از پیش شاد و بشّاش کرد: من باید این کار را بکنم! پیدا کردن راهی که بشود واقعاً و از تهِ دل با آن دختر خوب بود؟ حتی اگر او بدجنس‌تر و بدجنس‌تر و بدجنس‌تر شود؟ پیدا کردن چنین راهی حتماً خارق‌العاده خواهد بود! حداقلش این‌که، خوب بودن به سطح جدیدی می‌رسید. این کار نیاز به چیزی بیشتر از خوب بودن هرروزه و معمولی شما دارد.»

نظری برای کتاب ثبت نشده است