
دانلود و خرید کتاب صوتی امپراتوری سه هیچ
معرفی کتاب صوتی امپراتوری سه هیچ
کتاب صوتی امپراتوری سه هیچ نوشتهی احمدعلی رسولی را نشر گروه تئاتر ماتو منتشر کرده است و کتاب با گویندگی گروه گویندگان منتشر شده است. این کتاب صوتی یک نمایشنامهی بلند و چندپردهای است که فضای آن میان بازداشتگاه، بیابانی وهمآلود و قصری خیالی در نوسان است و شنونده را وارد ذهن و رؤیاهای شخصیتی میکند که میان مرگ و زندگی، هوشیاری و هذیان سرگردان است. در مرکز ماجرا مردی به نام ایرج فیاضی قرار دارد که در اتاق بازجویی زیر فشار دو بازجو، مدام بیهوش میشود و هر بار در جهانی دیگر به هوش میآید؛ جهانی که در آن با فرشتهها، شیطان، رهگذری زیبا و امپراتورهای عجیب روبهرو میشود. این کتاب صوتی با ساختار نمایشی، دیالوگمحور و صحنهبهصحنه پیش میرود و شنونده را بیشتر از طریق گفتوگوها، شوخیها، هذیانها و مونولوگهای شخصیتها با خود همراه میکند. در کنار نویسنده، حضور گروه گویندگان باعث شده هر نقش با صدایی جداگانه و لحن مشخص اجرا شود و فضای تئاتری اثر برای شنونده زندهتر شود. امپراتوری سه هیچ در عین طنز تلخ و موقعیتهای کمیک، به موضوعاتی مثل هویت، ترس، مرگ، امید، خانواده و مرز باریک عقل و جنون نزدیک میشود و شنونده را در دل یک کابوس طولانی اما پرجزئیات همراه ایرج نگه میدارد.
درباره کتاب امپراتوری سه هیچ
کتاب صوتی امپراتوری سه هیچ اثری از احمدعلی رسولی است که ساختار آن بر پایهی نمایشنامه شکل گرفته و در چند پرده و صحنهی مشخص پیش میرود. پردهها با عنوانهایی مثل پردهی اول: سردرگمی و پردهی دوم: جستجو نامگذاری شدهاند و هر پرده خود به صحنههای متعددی تقسیم شده است؛ از جمله صحنهی اتاق بازجویی نیمهتاریک، صحنهی بیابان و تپه، صحنهی دیدار با فرشتههای راست و چپ، صحنهی گفتوگو با شیطان، صحنهی قصر امپراتوری سه هیچ و صحنهی پایانی تیمارستان. در کتاب صوتی امپراتوری سه هیچ شنونده با ترکیبی از طنز، هذیان، فلسفهی شخصی شخصیتها و موقعیتهای گروتسک روبهرو است؛ جایی که شکنجه، بازجویی، مرگ، فرشته، شیطان، امپراتور و تیمارستان در یک خط داستانی به هم گره میخورند. در ادامهی کتاب صوتی امپراتوری سه هیچ هرچه پیش میرود مرز میان واقعیت و خیال برای ایرج و برای شنونده مبهمتر میشود. از یک سو بازجوها در اتاق بازداشتگاه مدام او را با آب و سیلی به هوش میآورند و از او سراغ پدر و مادرش را میگیرند و از سوی دیگر در جهان رؤیایی، ایرج در بیابانی خالی با دو فرشته روبهرو میشود که زندگیاش را در دفترچههایی نوشتهاند، با شیطانی خسته سیگار میکشد، بهدنبال مادر و پدر گمشدهاش راهی تپهها میشود، به امپراتوری سه هیچ میرسد و در آزمونهای عجیب سه امپراتور شرکت میکند. در پردهی پایانی، ناگهان فضا عوض میشود و شنونده میفهمد که ایرج سالها در تیمارستان بوده و دو زن به نامهای مرجان و جمیله مسئول دارو و نظافت او بودهاند و اکنون مرگ او را گزارش میکنند. این جابهجایی مداوم میان بازداشتگاه، برزخ ذهنی و تیمارستان، هستهی اصلی تجربهی شنیداری کتاب را میسازد و شنونده را تا پایان در تعلیق نگه میگذارد که کدام لایه از این جهانها واقعیتر است.
خلاصه کتاب امپراتوری سه هیچ
در کتاب صوتی امپراتوری سه هیچ داستان از اتاقی نیمهتاریک و بیتجمل شروع میشود؛ اتاقی با تختی در وسط، چراغ زردی که مدام خاموش و روشن میشود و میزی پر از ابزار شکنجه. روی تخت مردی به نام ایرج فیاضی بسته شده و دو بازجو با لباس سیاه بالای سرش ایستادهاند. آنها با آب و ضربه او را به هوش میآورند و مدام از او دربارهی پدر و مادرش بازجویی میکنند؛ پدر و مادری که ایرج هیچ خاطرهای از آنها ندارد و فقط میتواند نام خودش را تکرار کند. هر بار که فشار بازجوها بالا میرود ایرج بیهوش میشود و وارد جهانی دیگر میشود؛ جهانی که شبیه برزخ یا رؤیایی طولانی است. در این جهان دوم، ایرج خود را در بیابانی خالی میبیند؛ جایی که دو فرشتهی سمت راست و سمت چپ با دفترچه و قلم کنار او نشستهاند. فرشتهی سمت چپ مشغول نوشتن زندگی ایرج است و فرشتهی سمت راست گاهی فقط تماشا میکند و گاهی توضیح میدهد که چطور نوشتن برای فرشتهی دیگر نوعی درمان بوده است. ایرج کمکم به یاد میآورد که در زندگیاش چطور برای دیدن دختری به نام مرجان به مادربزرگش جمیله خانوم کمک میکرده و این خاطرات در دفتر فرشته ثبت شده است. او در این بیابان با شیطانی خسته و بیحوصله هم روبهرو میشود که سیگار میکشد و به ایرج میگوید هرچه را میخواهد باید به آن فکر کند و کمی صبر داشته باشد. ایرج در ادامهی این سفر ذهنی بهدنبال پدر و مادرش راهی تپهها میشود. رهگذری زیبا به او میگوید اینجا امپراتوری سه هیچ است و پشت کوه قصری قرار دارد که سه امپراتور بر آن حکومت میکنند. او همچنین از تپهای به شمارهی ۱۱۳ میگوید که روی تختهسنگ سیاهش هر آرزویی فقط یکبار برآورده میشود. ایرج روی آن سنگ مینشیند و با شنیدن صدای کلاغ آرزو میکند مادرش را ببیند. مادر ظاهر میشود و برایش تعریف میکند که پرستاری به نام تورج، که همان پدر ایرج است، در تیمارستان با او آشنا شده و پیشنهاد خودکشی متفاوتی داده است؛ بارداریای که در آن مادر هر روز به امید مرگ بیدار میشده و در نهایت هنگام تولد ایرج میمیرد. مادر به ایرج میگوید برای دیدن پدر باید از غولی نگهبان و سپس از امپراتورهای سه هیچ عبور کند و راز عبور از غول را هم به او میسپارد: به همهی سؤالها فقط بگوید «نمیدونم». ایرج با کمک فرشتهها و شیطان به غول میرسد و با تکرار «نمیدونم» از همهی پرسشها عبور میکند و وارد قصر امپراتوری سه هیچ میشود. سه امپراتور قرمزپوش هرکدام آزمونی برای او در نظر میگیرند: اولی از او میخواهد پرترهی امپراتور دوم را بکشد، دومی از او میخواهد در میان هزاران تصویر گذرا یک تصویر مشخص را تشخیص دهد و سومی میخواهد شمعی را فقط با یک بشکن روشن کند. ایرج با کمک فرشتهی سمت چپ و شیطان از هر سه مرحله عبور میکند. سپس امپراتورها به او حق انتخاب میدهند: یا پادشاهی بر سرزمینی خشک و بیعلف یا دیدن پدر. ایرج پدر را انتخاب میکند. برای رسیدن به پدر، او باید از وسوسهی همان رهگذر زیبا بگذرد؛ زنی که حالا آشکارا به او ابراز علاقه میکند، درحالیکه شوهرش موش کوری است که حتی اسم ندارد. ایرج در کشمکش میان میل و هدف، در نهایت با یادآوری حرف امپراتورها و همراهی شیطان و فرشتهها، از این وسوسه عبور میکند و رهگذر در عوض جای پدر را نشانش میدهد. در صحنهی بعد ایرج کنار پیرمردی با ریش سفید مینشیند که خود را پدر او معرفی میکند. پدر روایت مادر را وارونه میکند و میگوید هرگز عاشق او نبوده و بهزور و به حکم دادگاه با او ازدواج کرده است؛ مادری که در تیمارستان بیمار بوده و رابطهی آنها از دل سوءاستفاده و اجبار شکل گرفته است. او به ایرج میگوید که خودش حاصل همان اتفاق است و تنها راه نجاتش نه پدر، که همان جملهی مادر است. در پایان، پدر به ایرج یادآوری میکند که دو بازجوی واقعی او «فکر» و «خیال» هستند و تنها راه رهایی این است که جملهی مادر را بهعنوان راهنما به یاد بیاورد: هر موقع از آسمان خسته شدی به زمین نگاه کن و هر موقع از زمین خسته شدی به آسمان نگاه کن. بعد از این نقطه، پردهی سوم با عنوان مرگ آغاز میشود؛ هفت مرد با لباس تیمارستان و سطلهای رنگ در صحنهاند و دو زن به نامهای مرجان و جمیله رو به تماشاچیان توضیح میدهند که ایرج بعد از ۱۷ سال ترس، استرس و تشنج، پس از دیدن تنها عکس مادرش دچار تشنج شده و در همان صبح زمستانی از دنیا رفته است. اینگونه شنونده درمییابد که تمام آن امپراتوری، تپهها، فرشتهها و بازجوها درهمتنیدگی ذهن بیمار ایرج، تیمارستان و شاید بازداشتگاهی است که هرگز بهطور شفاف از هم جدا نمیشوند.
چرا باید کتاب امپراتوری سه هیچ را بشنویم؟
کتاب صوتی امپراتوری سه هیچ برای شنوندهای که به نمایشنامههای دیالوگمحور و فضاهای ذهنی علاقه دارد تجربهای متفاوت فراهم میکند. در این کتاب صوتی یک ماجرای ظاهراً سادهی بازجویی و جستجوی پدر و مادر، به سفری چندلایه در ذهن شخصیتی تبدیل شده که میان تیمارستان، اتاق بازجویی و برزخ خیالی سرگردان است. شنونده در طول اثر با ترکیبی از طنز سیاه، شوخیهای کلامی، هذیان، فلسفهی شخصی شخصیتها و موقعیتهای عجیب روبهرو میشود که هم خنده میآورد و هم حس ناامنی و دلهره را تقویت میکند. کتاب صوتی امپراتوری سه هیچ همچنین فرصتی است برای تأمل روی موضوعاتی مثل هویت، خانواده، نقش والدین، خشونت، بیماری روانی و مرز باریک میان واقعیت و خیال. شخصیت ایرج مدام میان نامخودش، بینامی دیگران، فرشتههایی که زندگیاش را نوشتهاند، شیطانی که خسته است و امپراتورهایی که در خلأ حکومت میکنند در رفتوآمد است و این رفتوآمد شنونده را به فکر میاندازد که «بازجو»های واقعی زندگی چه چیزهایی میتوانند باشند. از طرف دیگر ساختار چندپردهای و حضور گروه گویندگان باعث میشود شنیدن این اثر شبیه نشستن در سالن تئاتر و دنبالکردن یک اجرا از پشت چشمها بسته باشد؛ اجرایی که در آن صدا، مکث، خنده و فریاد جای تصویر را میگیرد.
شنیدن این کتاب را به چه کسانی پیشنهاد میکنیم؟
شنیدن کتاب صوتی امپراتوری سه هیچ به کسانی پیشنهاد میشود که به نمایشنامه، تئاتر و آثار دیالوگمحور علاقه دارند و دوست دارند یک داستان را بیشتر از طریق صدا و گفتوگو دنبال کنند. همچنین به کسانی پیشنهاد میشود که به موضوعاتی مثل تیمارستان، مرگ، رؤیا، هویت، خانواده و طنز تلخ کنجکاوند و از فضاهای سوررئال و ذهنی لذت میبرند. این کتاب صوتی برای مخاطبانی مناسب است که حوصلهی دنبالکردن چند لایهی زمانی و مکانی را دارند و از ابهام و تفسیرپذیری در پایان داستان نمیترسند.
زمان
۱ ساعت و ۱۱ دقیقه
حجم
۱۶۴٫۲ مگابایت
سال انتشار
۱۴۰۴
قابلیت انتقال
ندارد
زمان
۱ ساعت و ۱۱ دقیقه
حجم
۱۶۴٫۲ مگابایت
سال انتشار
۱۴۰۴
قابلیت انتقال
ندارد