
دانلود و خرید کتاب صوتی مردی بالای صلیب
معرفی کتاب صوتی مردی بالای صلیب
کتاب صوتی مردی بالای صلیب نوشتهی میکا والتاری با ترجمهی ذبیحالله منصوری و گویندگی بیتا خداداد روایتی بلند از روزگار عیسی مسیح و فضای پرآشوب سرزمین یهودیه است که نشر بیتا خداداد آن را منتشر کرده است. نویسنده که پیشتر با آثاری مانند سرگذشت سینوه و سقوط قسطنطنیه شناخته شده است اینبار سراغ ماجرایی رفته که در سالهای پس از میلاد مسیح میگذرد و آن را از زبان یک رومی تحصیلکرده و جستوجوگر روایت کرده است. این کتاب صوتی شنونده را از اسکندریه و کتابخانهی عظیم آن تا بندر یافه و جادههای منتهی به بیتالمقدس همراه خود میبرد و در مرکز روایت صحنهی مصلوبشدن سه مرد بر تپهی جلجتا و تأثیر عمیق چهرهی مصلوب میانی یعنی عیسی بر روح و ذهن راوی قرار دارد. کتاب صوتی مردی بالای صلیب با گویندگی بیتا خداداد منتشر شده و در ابتدای آن مقدمهای طولانی از سوی گوینده شنیده میشود که در آن از نسبت شخصی خود با مسیح، تجربههای شفابخشی، سفرهای معنوی به هند و قونیه و همچنین کارهای صوتی دیگری که تولید کرده سخن گفته است. پس از این مقدمه، مقدمهی مترجم قرار دارد که جایگاه این اثر را در میان نوشتههای میکا والتاری توضیح داده و به شیوهی روایت اولشخص و نامهنگارانهی کتاب اشاره کرده است. متن اصلی کتاب سپس با لحن نامههای مارکوس مزنتیوس رومی به محبوبش تولیا آغاز میشود و شنونده را قدمبهقدم وارد جهان تاریخی، مذهبی و عاطفی آن دوره میکند.
درباره کتاب مردی بالای صلیب
کتاب مردی بالای صلیب با روایت اولشخص مارکوس مزنتیوس رومی آغاز میشود و در قالب نامههایی که او از مصر و فلسطین برای زنی به نام تولیا در روم مینویسد پیش میرود. میکا والتاری در این کتاب صوتی از دل شرح دلتنگیهای عاشقانه، توصیفهای دقیق از اسکندریه، کتابخانهی عظیم آن، منجمان، فیلسوفان و یهودیان مقیم شهر، شنونده را بهتدریج به سمت موضوع اصلی یعنی ظهور «سلطان جهان» و ماجرای عیسی مسیح میبرد. مارکوس که در آغاز بیش از هر چیز درگیر عشق، جاهطلبی و لذتهای زندگی رومی است با شنیدن فریاد یک یهودی در بازار اسکندریه که اعلام میکند «سلطان جهان در بیتالمقدس به وجود آمده» کنجکاو میشود و تصمیم میگیرد همراه کاروان زوار یهودی راهی یوده شود. در طول مسیر، او از کشتیهای کهنهی مملو از زائر، نوازندگان دورهگرد، سختی سفر، مهمانخانههای یهودی، دعاهای روزانه و مناسک مذهبی آنان میگوید و در عینحال نگاه انتقادی و کنجکاوانهی یک رومی نسبت به این قوم و خدای واحدشان را ثبت میکند. کتاب مردی بالای صلیب در فصلهای متعددی پیش میرود که بخشی از آنها به سفر دریایی، بخشی به راه یافه تا بیتالمقدس، بخشی به توصیف شهر، معبد، قلعهی انتونیه و ساختار قدرت میان رومیها و شورای عالی یهود اختصاص دارد و بخشهای بعدی بهطور فشردهتر روی واقعهی مصلوبشدن عیسی، زلزله، تاریکی آسمان، حضور مادر مسیح و حواریون و سپس ورود مارکوس به قلعه و دیدار با پونتوس پیلات متمرکز است. در ادامهی کتاب مردی بالای صلیب شنونده با چند لایهی همزمان روبهرو است: از یکسو روایت تاریخی و جزئینگر از فضای سیاسی و مذهبی یهودیه، از سوی دیگر سؤالات درونی مارکوس دربارهی سرنوشت، عدالت، بیگناهی و معنای معجزه و از سوی دیگر تصویر عیسی بهعنوان مردی مظلوم، خوشسیما و درعینحال نیرومند از نظر روحی که حتی بر صلیب نیز با دزد مصلوب در کنارش از «باغ» و «فردوس» سخن میگوید. فصلهایی که به صحنهی جلجتا، گفتوگوی دو دزد، تمسخر بزرگان یهود، سکوت جمعیت، زلزله، تاریکی و لحظهی جاندادن عیسی اختصاص دارد از پررنگترین بخشهای کتاب هستند. سپس روایت به درون قلعهی انتونیه میرود؛ جایی که مارکوس همراه افسر رومی آدنآبر وارد میشود، با نظم و انضباط لژیون دوازدهم، بوی آهن و چرم، و چهرهی خسته اما مصمم پونتوس پیلات روبهرو میشود. گفتوگوهای حکمران با بزرگان یهود دربارهی پایینآوردن جسد عیسی، دفن او در باغ یوسف اریماتی و حتی درخواست بعدی برای سوزاندن جسد، لایهی دیگری از کشمکش قدرت، ترس از شورش و تلاش برای حفظ ظاهر عدالت را نشان میدهد. در خلال این فصلها، مترجم در مقدمهی خود توضیح داده که تنها پنج صفحهی آغازین را خلاصه کرده و بقیهی سرگذشت را بهطور کامل برگردانده است و همین باعث شده ساختار کتاب در نسخهی فارسی و در این کتاب صوتی تا حد زیادی با متن اصلی همخوان بماند.
خلاصه کتاب مردی بالای صلیب
در کتاب مردی بالای صلیب محور اصلی روایت، سیر درونی و بیرونی مارکوس مزنتیوس رومی است؛ مردی سیساله، تحصیلکرده، اهل روم و از طبقهی اشراف که در اسکندریه زندگی میکند و در نامههایی به محبوبش تولیا از سفرها و تجربههایش مینویسد. او در آغاز بیش از هر چیز درگیر عشق ناکام، غرور طبقاتی و لذتهای زندگی شهری است و حتی وقتی از خطرات سیاسی در روم حرف میزند نگاهش بیشتر شخصی و احساسی است تا معنوی. اما حضور طولانی در کتابخانهی اسکندریه، مطالعهی پیشگوییهای منجمان دربارهی «دورهی جدید» و «سلطان جهان» و سپس شنیدن فریاد یک یهودی در بازار که اعلام میکند «سلطان جهان در بیتالمقدس به وجود آمد» او را بهسمت سفری میبرد که قرار است همهچیز را تغییر دهد. مارکوس با کشتیای کهنه و شلوغ همراه زوار یهودی راهی یافه میشود. در کشتی با دختری یونانی به نام میرنا و برادرش، که نوازنده و خوانندهی دورهگرد هستند، آشنا میشود و از خلال گفتوگو با آنها به وضعیت اقتصادی و اجتماعی هنرمندان، نفرت یهودیان از تئاتر و نمایش و سلطهی نگاه مذهبی بر زندگی روزمره پی میبرد. پس از رسیدن به یافه، با وسواس لباسهای آلودهی سفر را میسوزاند، الاغ، خورجین و مشک آب میخرد و راه بیتالمقدس را در پیش میگیرد. در مسیر، مناظر بهاری فلسطین، گلهای بادام و شقایق، شبمانی در غار چوپان یهودی و دعاهای سهگانهی زوار، همگی در نامههای او بهدقت ثبت میشود و در عینحال او را به تأمل دربارهی گذر عمر، تنهایی و معنای زندگی وامیدارد. با نزدیکشدن به بیتالمقدس، مارکوس ابتدا از دور کاخ هرود، تماشاخانه، سیرک و معبد بزرگ یهودیان را در هوای غبارآلود میبیند و سپس در ازدحام جمعیت نزدیک دروازهی شهر متوجه میشود که سه صلیب بر تپهای کوتاه برپا شده است. او که پیشتر در روم نیز مصلوبشدن بردگان و تبهکاران را دیده، ابتدا این صحنه را عادی میپندارد اما وقتی به صلیب میانی نزدیک میشود و کتیبهی بالای سر مصلوب را میخواند، با نام «عیسی» روبهرو میشود. چهرهی لاغر، رنجور و درعینحال آرام عیسی، تاج خار، جویهای خون بر صورت و نوع خاص مظلومیت او، مارکوس را بهشدت منقلب میکند. او سکوت سنگین جمعیت، تمسخر و طعنهی بزرگان یهود، گفتوگوی دو دزد مصلوب در دو سوی عیسی و وعدهی «امروز با من در فردوس خواهی بود» را با جزئیات در نامهاش ثبت میکند و در همانجا نخستین سؤالهای جدیاش دربارهی بیگناهی، عدالت و معنای مرگ این مرد شکل میگیرد. در میانهی این صحنه، باد غبارآلود، تاریکی غیرعادی آسمان و سپس زلزلهای شدید رخ میدهد؛ الاغ مارکوس رم میکند، مردم فریاد میکشند و برخی این رویدادها را نشانهای آسمانی در رثای مرگ عیسی میدانند. پس از آرامشدن زمین، مارکوس دوباره به پای صلیب برمیگردد، زنان گریان را میبیند، از مردی میشنود که یکی از آنها مادر عیسی است و از دیدن رنج او در برابر جسد فرزندش عمیقاً متأثر میشود. افسر رومی آدنآبر که فرمانده نگهبانان است، از نگاه یک نظامی به ماجرا مینگرد؛ توضیح میدهد که پونتوس پیلات در اصل نمیخواست عیسی را بکشد، ابتدا او را شلاق زد تا شاید یهودیان به همین مجازات راضی شوند، اما فشار شورای عالی و تهدید به شکایت نزد قیصر او را وادار به صدور حکم صلیب کرد. او همچنین از ورود پیروزمندانهی چند روز پیش عیسی به شهر، شاخههای نخل، فریادهای «فرزند داوود» و ترس حاکمان از محبوبیت او میگوید. پس از مرگ عیسی، شکستن استخوانهای دو مصلوب دیگر، فروبردن نیزه در پهلوی عیسی و خروج خون و آب، و سپس پراکندهشدن جمعیت، روایت به درون قلعهی انتونیه منتقل میشود. مارکوس همراه آدنآبر وارد قلعه میشود، با نظم و نظافت سربازخانهی رومی، بوی آهن و چرم، و چهرهی خستهی پونتوس پیلات روبهرو میشود. حکمران که مارکوس را از روم میشناسد، از فشار دائمی یهودیان، محدودیتهایش در ورود به معبد، و اینکه چگونه خود را «نوکر» آنان میبیند نه «آقا»، سخن میگوید. او از اینکه مجبور شده مردی را که بیگناه میدانسته به صلیب بسپارد دلچرکین است و درعینحال میکوشد نظم سیاسی را حفظ کند. درخواست یوسف اریماتی برای پایینآوردن جسد و دفن آن در باغ، و سپس درخواست دیگر یهودیان برای سوزاندن جسد، نشان میدهد که ماجرا برای آنان هنوز تمام نشده است. از اینجا به بعد، جستوجوی مارکوس برای فهمیدن اینکه «این مرد که بود، چه میگفت و چرا باید چنین بمیرد» به محور اصلی ادامهی سرگذشت او تبدیل میشود.
چرا باید کتاب مردی بالای صلیب را بشنویم؟
کتاب مردی بالای صلیب از زاویهی دید یک رومی غیرمسیحی به واقعهی مصلوبشدن عیسی و فضای سیاسی و مذهبی آن روزگار نگاه کرده است و همین زاویهی دید، شنیدن این کتاب صوتی را برای کسانی که به روایتهای متفاوت از یک واقعهی شناختهشده علاقه دارند جذاب میکند. شنونده در این کتاب نه با گزارش خشک تاریخی روبهرو است و نه با موعظهی مذهبی مستقیم؛ بلکه با نامههای مردی مواجه است که در آغاز بیشتر عاشق و اهل لذت است تا جویندهی حقیقت، اما قدمبهقدم زیر فشار تجربهها، سفر، مواجهه با مرگ و دیدن چهرهی عیسی بر صلیب، سؤالات عمیقتری در او بیدار میشود. این تغییر تدریجی نگاه، امکان همذاتپنداری را برای مخاطبی که شاید خود را در آغاز چندان «دیندار» یا «معنوی» نمیداند فراهم میکند. در این کتاب صوتی، توصیفهای دقیق از اسکندریه، کتابخانهی عظیم آن، منجمان، فیلسوفان، یهودیان، جادههای فلسطین، معبد بیتالمقدس و قلعهی انتونیه، تصویری زنده از جهان مدیترانه در آن دوره میسازد و شنونده را در دل شهرها، بندرها و بیابانها مینشاند. همزمان، گفتوگوهای مارکوس با یهودیان، افسران رومی، هنرمندان دورهگرد و خودِ پونتوس پیلات، لایههای مختلف قدرت، ترس، ایمان و سوءتفاهم را آشکار میکند. مقدمهی طولانی بیتا خداداد در ابتدای کتاب صوتی نیز بعدی شخصی و معاصر به اثر افزوده است؛ او از تجربههای شفابخشی، سفرهای معنوی و نسبت خود با مسیح سخن گفته و توضیح داده که چرا این متن را برای صوتیکردن انتخاب کرده است. به این ترتیب شنیدن کتاب نهتنها آشنایی با یک روایت ادبی از زندگی و مرگ عیسی است، بلکه فرصتی برای تأمل دربارهی ایمان، رنج، عدالت و نقش تجربههای شخصی در شکلگیری باورهای معنوی بهشمار میآید.
شنیدن این کتاب را به چه کسانی پیشنهاد میکنیم؟
شنیدن کتاب صوتی مردی بالای صلیب به کسانی پیشنهاد میشود که به روایتهای ادبی از زندگی عیسی مسیح و فضای تاریخی یهودیه علاقهمند هستند، به مخاطبانی که دوست دارند ماجراهای مذهبی را از زاویهی دید شخصیتهای بیرونی و تردیدآمیز دنبال کنند، به کسانی که به تاریخ روم، اسکندریه، معبد بیتالمقدس و مناسبات رومیها و یهودیان کنجکاو هستند و همچنین به شنوندگانی که دغدغهی معنویت، رنج، شفابخشی و جستوجوی شخصی حقیقت را در قالب یک سرگذشت بلند و پرجزئیات پی میگیرند.
زمان
۱۷ ساعت و ۴۴ دقیقه
حجم
۹۷۴٫۲ مگابایت
سال انتشار
۱۴۰۳
قابلیت انتقال
ندارد
زمان
۱۷ ساعت و ۴۴ دقیقه
حجم
۹۷۴٫۲ مگابایت
سال انتشار
۱۴۰۳
قابلیت انتقال
ندارد