
کتاب صوتی سریال صوتی شاخه نبات؛ قسمت دوم
معرفی کتاب صوتی سریال صوتی شاخه نبات؛ قسمت دوم
کتاب صوتی سریال صوتی شاخه نبات؛ قسمت دوم نوشتهی مرضیه سلیمانیان ادامهی ماجراهایی است که در قسمت نخست این مجموعه آغاز شده بود و اکنون در فضایی پرتنشتر و عاطفیتر دنبال میشود. این کتاب صوتی با گویندگی گروه گویندگان و با فضاسازی صوتی پرجزئیات، شنونده را به زمستان ۱۳۶۰ و به قلب یک بیمارستان شلوغ در اهواز میبرد؛ جایی که سرما، جنگ، کمبود امکانات و خستگی، با عشق، جوانی و رؤیاهای ناتمام گره خورده است. نشر رادیو سودا آن را منتشر کرده است. در این قسمت از مجموعه، تمرکز اصلی بر زندگی و کشمکشهای درونی داریوش سازگار است؛ دانشجوی جوان تخصص قلب که میان فشار خانواده برای پیوستن به دنیای صنعت و قدرت، و علاقهی عمیقش به طبابت و نجات جان بیماران گرفتار شده است. در کنار او، پرستاران، دانشجویان، بیماران و خانوادههایشان هرکدام تکهای از واقعیت آن روزها را نمایندگی میکنند؛ روزهایی که در آن، بیمارستان فقط محل درمان جسم نیست و هر راهرو و اتاق، صحنهای از جدال با ترس، خشم، عشق و مسئولیت است. کتاب صوتی سریال صوتی شاخه نبات؛ قسمت دوم با تکیهبر دیالوگهای زنده، صحنههای پرتحرک اورژانس و لحظههای احساسی میان شخصیتها، شنونده را وارد جهانی میکند که در آن، یک شیفت شب میتواند سرنوشت چندین نفر را تغییر دهد. این کتاب صوتی در ادامهی مسیر قسمت اول، شخصیتها را عمیقتر میکند و روابط تازهای را شکل میدهد؛ از جمله آشنایی ناگهانی داریوش با دخترکی که در میانهی شلوغی اورژانس و زیر نگاه تیز سرپرست پرستاران، بهنوعی وارد داستان زندگی او میشود.
درباره کتاب سریال صوتی شاخه نبات؛ قسمت دوم
کتاب صوتی سریال صوتی شاخه نبات؛ قسمت دوم داستان خود را در زمستان ۱۳۶۰ و در فضای ملتهب شهر اهواز پیش میبرد؛ زمستانی که سرما، لغزندگی خیابانها و سایهی جنگ، بر همهچیز سایه انداخته است. مرضیه سلیمانیان در این کتاب صوتی، بیمارستان را بهعنوان صحنهی اصلی انتخاب کرده است؛ بیمارستانی آموزشی که در آن مدیر، دانشجویان سال آخر پزشکی و پرستاری، انترنها و پرستاران، ناگهان با موجی از بیماران در اورژانس روبهرو میشوند. از همان سطرهای آغازین، دستور مدیر بیمارستان برای حضور اجباری همهی دانشجویان، ضرباهنگ تند داستان را شکل میدهد و شنونده را وارد شبی میکند که قرار است طولانی، پرحادثه و سرنوشتساز باشد. در کتاب صوتی سریال صوتی شاخه نبات؛ قسمت دوم چند خط روایی درهمتنیده پیش میرود: خط اول، زندگی حرفهای و درونی داریوش سازگار است؛ دانشجوی تخصص قلب که میان بیمارستان و خانه، میان صدای استادش دکتر یاری که آیندهی او را روشن میبیند و صدای پدرش که او را بهسمت کارخانه و معاونت پالایشگاه میخواند، در رفتوآمد است. خط دوم، فضای بیمارستان و اورژانس است؛ از پیرمرد جانباز شیمیایی که با تنگی نفس به اورژانس آورده میشود تا شلوغی بخش تصادفیها و خستگی پرستارانی مثل محمودی که برخلاف بسیاری از سرپرستها، مخالف اضافهکاری است چون نمیخواهد بیماری تازهای به داستان فرسودگی همکارانش اضافه شود. خط سوم، ورود شخصیتهای تازهای مثل دخترک پرستار جوان است که با سر زخمی و ترسیده، اما با مشتهای گرهکرده و سماجت، وارد صحنه میشود و نگاه داریوش را بهسوی خود میکشد. این کتاب صوتی در چند بخش و صحنهی مجزا پیش میرود که هرکدام حالوهوای خاص خود را دارند؛ از صحنهی تاکسی و رانندهای که در سرمای زمستان به ترانهی بوی عیدی گوش میدهد و ذهن داریوش را به خانه و بحثهای تکراری پدرش میبرد، تا صحنههای پرتنش اورژانس که در آن، صدای دستگاهها، فریادها، دستورها و شوخیهای کوتاه میان همکاران، فضای زندهای میسازد. عنوانهایی مثل اورژانس، بخش تصادفیها، اتاق پرستاری و شیفت شب، در حکم ایستگاههایی هستند که شنونده در آنها با لایههای مختلف شخصیتها روبهرو میشود؛ از خشم و خستگی تا شوخطبعی و جوانهزدن یک علاقهی تازه. در این میان، موسیقی و ترانههایی که در ذهن شخصیتها یا در پسزمینه شنیده میشود، بهنوعی نقش خاطره و رؤیا را بازی میکند و فضای احساسی داستان را پررنگتر میسازد.
خلاصه کتاب سریال صوتی شاخه نبات؛ قسمت دوم
در کتاب صوتی سریال صوتی شاخه نبات؛ قسمت دوم داستان از جایی آغاز میشود که زمستان ۱۳۶۰ با سرمای شدید و خیابانهای یخزده، رفتوآمد را سخت کرده است. مدیر بیمارستان در چنین شبی، با لحنی قاطع اعلام میکند که همهی دانشجویان سال آخر پزشکی و پرستاری، چه عمومی چه متخصص، باید برای پوششدادن کمبود نیرو به بیمارستان بیایند. هنوز ساعت ۲ ظهر است اما اورژانس شلوغ شده و «قلقله»ای از صدا، اضطراب و رفتوآمد شکل گرفته است. در همین فضا، اهواز زیر فشار سرما و جنگ، تنگ نفس میکشد و نخلهای خرما در برابر باد مقاومت میکنند. در خطی موازی، ذهن داریوش سازگار میان بیمارستان و خانه در رفتوآمد است. او در تاکسی، درحالیکه راننده به ترانهی بوی عیدی گوش میدهد، به حرفهای پدرش فکر میکند؛ پدری که از رهاکردن کارخانه و موقعیت «پسر من بودن» دلخور است و مدام او را بهسمت قدرت و ثروت میکشاند. پدر، الهه را «برگ برنده» میداند و از داریوش میخواهد با این ازدواج، راه معاونت پالایشگاه و پیوند با خانوادهی سازگارها را هموار کند. در نگاه پدر، داریوش هنوز «بچه» است چون طبابت و رسیدگی به «مریضی مردم» را بهجای کارخانه انتخاب کرده است. این فشار خانوادگی، در تمام طول داستان مثل صدایی در پسزمینه با داریوش همراه است. داریوش با شتاب از خانه بیرون میزند و خود را به اورژانس میرساند. نخستین مواجههی جدی او در این شیفت، پیرمردی است که روی برانکارد افتاده و با تنگی نفس دستوپنجه نرم میکند. سعید، همکارش، او را بهسمت بیمار میفرستد و میگوید که این مورد «تخصص خودش» است. در گفتوگو با پیرمرد، مشخص میشود که او جانباز شیمیایی است و اسپری همراه ندارد. داریوش دستور میدهد اکسیژن وصل کنند، احتمال آسم را بررسی کنند و او را بستری کنند. این صحنه، هم مهارت حرفهای او را نشان میدهد و هم پیوند جنگ و بیمارستان را پررنگ میکند. در ادامه، داستان به اتاق پرستاری و فضای بین شیفتها منتقل میشود؛ جایی که داریوش و سعید برای «نفسی چاقکردن» نشستهاند اما صدای سرپرست پرستاران، محمودی، آرامش کوتاه آنها را برهم میزند. محمودی با عصبانیت سراغ پرستاری میآید که شیفتش صبح بوده اما حالا هم در بیمارستان است. دخترک جوان، با سری زخمی و ترسیده، سعی میکند توضیح بدهد که فقط برای کمک آمده و خسته نیست. محمودی که مخالف اضافهکاری است، نگران فرسودگی نیروها و خطاهای احتمالی است. در این میان، سعید طبق معمول شوخی میکند و از «ترکشهای سرلشکر محمودی» حرف میزند. در اوج این تنش، حال دخترک بد میشود؛ تاب نگاهها و فشار فضا را نمیآورد، دیوارها دور سرش میچرخند و همهچیز میان زمین و هوا معلق میشود. درست در لحظهای که در آستانهی افتادن است، دستان داریوش او را میگیرند و نگاهشان درهم گره میخورد. از اینجا به بعد، حضور دخترک در ذهن داریوش پررنگ میشود؛ او همزمان که درگیر بیماران، شیفتهای طولانی و فشار خانواده است، با احساسی تازه روبهرو میشود که هنوز نام روشنی ندارد اما در برق چشمها و تپش قلبش خود را نشان میدهد. موسیقی و ترانههایی که در پسزمینه یا در ذهن شخصیتها میگذرند، این حالوهوای عاطفی را تشدید میکنند و نشان میدهند که حتی در دل اورژانس و میان صدای آژیر و دستگاهها، جایی برای عشق و رؤیا باقی مانده است.
چرا باید کتاب سریال صوتی شاخه نبات؛ قسمت دوم را بشنویم؟
کتاب صوتی سریال صوتی شاخه نبات؛ قسمت دوم از چند جهت تجربهای متفاوت برای شنونده میسازد. نخست اینکه داستان در بستر بیمارستانی شلوغ در زمستان ۱۳۶۰ میگذرد؛ فضایی که همزمان تحتتأثیر جنگ، کمبود امکانات و فشار روانی است و همین، موقعیتهای انسانی متعددی خلق کرده است. شنونده در طول این کتاب صوتی، با واقعیت کار در اورژانس، خستگی و مسئولیتپذیری پرستاران و دانشجویان، و تضاد میان وظیفه و توان جسمی آشنا میشود. دوم اینکه شخصیت مرکزی، داریوش سازگار، فقط یک پزشک جوان نیست؛ او میان دو جهان متفاوت قرار گرفته است: جهان خانواده و قدرت اقتصادی، و جهان بیمارستان و نجات جان انسانها. این دوگانگی، سؤالاتی درمورد انتخاب مسیر زندگی، معنای موفقیت و بهای وفاداری به رؤیاها پیش میکشد. شنونده در خلال گفتوگوهای او با پدرش و یادآوری حرفهای استادش، با این کشمکش درونی همراه میشود. سوم، این کتاب صوتی فقط به فضای کاری و حرفهای محدود نمیماند و لایهای عاطفی نیز دارد. ورود دخترک پرستار، نگاههای ردوبدلشده در میانهی شلوغی اورژانس و لحظهی بیهوششدن او در آغوش داریوش، نشان میدهد که حتی در سختترین شرایط، امکان شکلگیری پیوندهای انسانی و عاطفی وجود دارد. این ترکیب میان تنش، خستگی، شوخیهای کوتاه همکاران و جرقههای عشق، حالوهوای خاصی به داستان میدهد. چهارم، استفاده از موسیقی و ترانههایی مثل بوی عیدی در متن، بهنوعی نقش خاطره و پسزمینهی احساسی را بازی کرده است. این حضور موسیقی، فضای شنیداری کتاب صوتی را غنیتر میکند و کمک میکند شنونده بهتر در زمان و مکان داستان غوطهور شود. درنهایت، این کتاب صوتی تصویری از نسلی ارائه میدهد که در میانهی جنگ، فشار خانواده و کمبود امکانات، تلاش کرده است هم انسان بماند و هم حرفهای؛ تصویری که میتواند برای بسیاری آشنا و قابلهمدلی باشد.
شنیدن این کتاب را به چه کسانی پیشنهاد میکنیم؟
شنیدن کتاب صوتی سریال صوتی شاخه نبات؛ قسمت دوم به کسانی پیشنهاد میشود که به داستانهایی با پسزمینهی بیمارستان، پزشکی و پرستاری علاقهمند هستند و میخواهند فضای یک شیفت شلوغ اورژانس را از نزدیک لمس کنند. همچنین به کسانی پیشنهاد میشود که درگیر انتخابهای مهم شغلی و خانوادگی هستند و کشمکش میان خواستههای خود و انتظارات اطرافیان را تجربه میکنند. به علاقهمندان داستانهای عاشقانهی آرام و تدریجی در دل موقعیتهای سخت، و کسانی که به روایتهایی با حالوهوای جنگ، شهرهای خط مقدم و زندگی روزمرهی مردم در آن شرایط علاقه دارند نیز پیشنهاد میشود. شنیدن این کتاب صوتی به دانشجویان و فعالان حوزهی سلامت که کنجکاوند بازتاب تجربههای کاری خود را در قالب داستان بشنوند هم پیشنهاد میشود.
برای تجربهای بهتر در دانلود کتاب صوتی سریال صوتی شاخه نبات؛ قسمت دوم و شنیدن آن، اپلیکیشن طاقچه را بهصورت رایگان نصب کنید. در اپلیکیشن میتوانید مطالعهی خود را شخصیسازی کنید و لذت خواندن و شنیدن کتابها را همیشه و همهجا تجربه کنید. علاوهبر دسترسی آسان، امکان خرید هزاران کتاب صوتی و الکترونیکی با تخفیفهای ویژه و بهترین قیمت هم فراهم است.
مشخصات کتاب صوتی
| نام کتاب: | سریال صوتی شاخه نبات؛ قسمت دوم |
|---|---|
| نویسنده: | مرضیه سلیمانیان |
| گوینده: | گروه گویندگان |
| انتشارات: | نشر رادیو سودا |
| سال انتشار نسخه فیزیکی: | ۱۴۰۰/۰۱/۰۱ |
| فرمت کتاب: | MP۳ |
| حجم فایل کتاب: | ۸.۹۹ مگابایت |
| مدتزمان: | ۱۰ دقیقه |
| قیمت کتاب: | ۶۰۰۰ تومان |

نظر شما دربارهٔ این کتاب
نظرات کاربران
واقعا مزخرف نمیدونم چیه این مزخرف رو میگن عالی ۲ قسمت گوش دادم حالم بهم خورد
میرم برای راند سوم ! قصه عجیبی است هیچ کجایش بویی از یکنواختی به مشامتان نمیرسد ! تعلیق و فراز و فرود ! بی ثانیه ای مکس