
دانلود و خرید کتاب صوتی سارا سلام
معرفی کتاب صوتی سارا سلام
کتاب صوتی سارا سلام نوشتهی مصطفی مهرآیین روایتی بلند، پیوسته و اعترافگونه از عاشقی، جدایی، سوگ و فروپاشی یک مرد است که همهچیزش را در گفتوگو با زنی به نام سارا تعریف میکند؛ زنی که دیگر در کنار او نیست اما در تمام سطرها و لحظهها حضور پررنگ دارد. در این کتاب صوتی، راوی با زبانی بیپرده و پر از جزئیات، از روزهای آشنایی، اوج دلدادگی، زندگی مشترک، دعواها، حسادتها، وابستگی بیمارگونه، و درنهایت تنهایی و میل به مرگ حرف زده است و شنونده را وارد ذهن آشفته و درعینحال عاشق خود میکند. کتاب صوتی سارا سلام با گویندگی خودِ نویسنده، یعنی مصطفی مهرآیین منتشر شده است و همین همصدایی نویسنده و راوی، به متن حالوهوای اعترافی و شخصیتری میدهد؛ گویی شنونده در حال گوشدادن به نامههای صوتی طولانی و بیسانسور یک عاشق شکستخورده است. نشر مصطفی مهرآیین آن را منتشر کرده است و تمام متن کتاب بهصورت یک مونولوگ طولانی پیش میرود که در آن، سارا همزمان معشوق، مخاطب، آینه و قاضی زندگی راوی است. این کتاب صوتی نه بهدنبال آموزش است نه نسخهپیچی؛ بیشتر شبیه نشستن در تاریکی کنار کسی است که دارد از ته دل، بیوقفه و بیرحمانه درباره خودش، عشقش و ویرانیاش حرف میزند.
درباره کتاب سارا سلام
کتاب صوتی سارا سلام با خطاب مستقیم به سارا آغاز میشود و تا پایان همین لحن را حفظ میکند؛ مجموعهای از «سلام»های پیدرپی که هرکدام بهانهای برای بازکردن بخشی از گذشته است. در این کتاب صوتی، مصطفی مهرآیین راوی مردی است که بعد از جدایی و از دستدادن سارا، در نامههایی بلند و پیوسته با او حرف زده است؛ نامههایی که گاهی شبیه گفتوگوی عاشقانهاند، گاهی شبیه بازجویی از خود، گاهی شبیه اعتراف در آستانهی مرگ. کتاب سارا سلام فصلبندی کلاسیک ندارد اما میتوان در آن چند محور پررنگ را تشخیص داد: روایت آشنایی در یک مهمانی تولد و فال حافظ؛ بازسازی شب عروسی و شروع زندگی مشترک؛ توصیف روزمرگیها، غذاها، سفرها، کافه بامداد، دعواها و آشتیها؛ اعتراف به حسادت، مالکیت، بدبینی و اعتیاد عاطفی؛ و درنهایت، فرو رفتن در تنهایی، افسردگی، فکر خودکشی و نوشتن آخرین وصیتنامهی عاشقانه. در کتاب سارا سلام شنونده با یک خط داستانی خطی و منظم روبهرو نیست، بلکه با موجی از خاطرهها، تصویرها و تکهگفتارها مواجه است که مدام بین گذشته و حال رفتوبرگشت دارند. راوی از جشن بازگشت خیالی سارا و قورمهسبزی و علیماکارونی حرف میزند، از عکس سارا روی تلویزیون، از خندههای قهقهدارش، از لباس عروسکی مشکی، از شب عروسی با ۴۰۰ مهمان، از کافه بامداد و جیرجیرکها، از آهنگ دونازی ویتالی، از دعواهای فرساینده و بازی «معذرت میخوام/خواهش میکنم»، از حسادت بیمارگونه و برچسب «پارانوئید»، از شخصیت نمایشی سارا، از اعتیاد به چهار حرف «سارا»، از تلاش برای فرار از واقعیت با «هواپیماهای سفید کوچیک» دکتر، و از تصمیم نهایی برای بستن پروندهی زندگی. این کتاب صوتی درواقع یک مونولوگ طولانی است که در آن، عشق، خانواده، طبقهی اجتماعی، کودکی، هنر، کتاب، واقعیت و رؤیا درهم تنیده شدهاند و شنونده را با پرسشهای جدی دربارهی معنای عشق، مسئولیت، و ناتوانی آدمها در «بلد بودنِ عاشقی» روبهرو میکند.
خلاصه داستان سارا سلام
راوی در این کتاب صوتی، مردی است که پس از رفتن سارا، زندگیاش را در قالب نامههای طولانی و پیدرپی برای او بازگو میکند. او ابتدا از رؤیای بازگشت سارا میگوید: اگر برگردد جشن میگیرد، محله را چراغان میکند، موزیسینها را خبر میکند، قورمهسبزی و علیماکارونی میدهد، وسایل خانه را عوض میکند، با عمهی کوچک آشتی میکند، داستاننویسی را کنار میگذارد و هر روز برای سارا غزل مینویسد. در ادامه، از عکس سارا روی تلویزیون حرف میزند؛ عکسی که کنار عکس مادرش گذاشته و با آن زندگی میکند، با او حرف میزند، قربانصدقهاش میرود، حتی گاهی حس میکند سارا از قاب بیرون میآید، پتو رویش میاندازد یا ظرفها را یادآوری میکند. بهتدریج، راوی به گذشته برمیگردد: به لحظهی آشنایی در مهمانی تولد دخترخاله، فال حافظ و بیت «عاشق شو ارنه روزی کار جهان سر آید»، دیدن سارا با لباس مشکی عروسکی، موهای پرکلاغی، چشمهای عسلی و عطری که او را از پا درآورد. او اعتراف میکند که همیشه برای فرار از عشق، در ذهنش نقطهضعفی برای دخترها پیدا میکرد اما در سارا چیزی برای خرابکردن نیافت و «مثل اولین عطسههای سرماخوردگی» فهمید مبتلا شده است. بعد از این آشنایی، روایت به شب عروسی میرسد؛ شبی با ۴۰۰ مهمان، لباس سفید و تور بلند، شش دختر بچهی موفرفری که دنبالهی لباس را گرفتهاند، نگاههای حسود پسرهای فامیل، رقص دستوپاگیر داماد، و حس سنگین حلقهای که روی دستش مینشیند و او را مسئول جان دیگری میکند. در میانهی کتاب صوتی سارا سلام، راوی از روزهای زندگی مشترک میگوید: از میز شامهای پر از شمع و گل، از قیمهبادمجان و ماهی شکمپر، از کافه بامداد و میز همیشگی، از شوخیها، از خندههای قهقهدار سارا، از عادتهای ریزش مثل گفتن «سپاس» با حرکت انگشتها، از لباسها و عطرها و رنگ موها. اما همزمان، لایهی تاریک رابطه هم آشکار میشود: دعواهای فرسایندهای که از جد و آباد و بچههای فامیل شروع میشود و به سکوت و قهر و آشتیهای آتشین میرسد؛ حسادت و بدبینی راوی که خودش را «معتاد به سارا» مینامد و اعتراف میکند که ۲۴ ساعته او را مصرف میکرده؛ شخصیت نمایشی سارا که دوست دارد زیباییاش را به رخ دنیا بکشد؛ بازیهای عاطفیای که در آن، هر حرکت راوی یا زیادی است یا کم، و هیچوقت «اندازه» پیدا نمیشود. راوی در بخشهای بعدی، از ناتوانیاش در فهم عشق حرف میزند؛ از اینکه مدرسه، خانواده، جامعه و حتی کتابها چیزی دربارهی «بلد بودنِ عاشقی» یادش ندادهاند. او میپرسد چرا هیچ خیابانی به نام عاشقها نیست، چرا عشق را به اتاق خواب و چراغ خاموش تقلیل دادهاند، چرا کسی دربارهی قاتلی به نام زمان هشدار نداده است. بعد، به کودکی خودش برمیگردد: پدری کارگر و بدبین، مادری پرستار و همیشه غایب، ترس از خیانت و ترس از تنهایی بهعنوان تنها ارثیهها، و نوشتن بهعنوان راهی برای جبران کمبودها و خودنمایی در برابر جهانی که او را جدی نگرفته است. در ادامه، افسردگی و فروپاشی پس از رفتن سارا پررنگ میشود: نرفتن به مهمانیها، تبدیلشدن به «آینه دق»، ناتوانی در حرفزدن با دیگران، مقایسهی دخترهای جدید با «اورست»ی به نام سارا، بیمعناشدن قلههای دیگر، فکرکردن مداوم به مرگ و انتخاب آهنگ دونازی ویتالی بهعنوان موسیقی لحظهی رفتن. او از «هواپیماهای سفید کوچیک» دکتر میگوید که قرار است کمک کنند از واقعیت فرار کند، از حس غریبهبودن در دنیا، از ترسِ دیدن دوبارهی سارا در خیابان، از خواهشهای ریز و درشتش به سارا که اگر با کسی دیگر بود، بعضی کلمات و رفتارها را تکرار نکند چون «اینها مال من بودند». در پایان کتاب صوتی، راوی به نقطهای میرسد که احساس میکند دیگر کاری در این دنیا ندارد. او وصیت میکند پول کتابهایش به سارا برسد، از خانواده و تنهایی میگوید، از اینکه «عادی شدن» همهچیز را کشت، از اینکه کسی که ناشتا سیگار میکشد در اصل از زندگی سیر است. سپس در یک مونولوگ تکهتکه و هذیانی، خاطرهها، جملهها، اسمها، مکانها و تکههای زندگی مشترک را پشتسرهم ردیف میکند؛ انگار دارد آخرینبار همهچیز را مرور میکند تا بعد، با آهنگ ویتالی، چشمهایش را ببندد و آرام بگیرد.
چرا باید کتاب سارا سلام را بشنویم؟
شنیدن این کتاب صوتی فرصتی است برای ورود به ذهن و دل کسی که عشق را نه در قالب شعار و توصیه، بلکه در شکل خام، متناقض و گاهی بیمار آن تجربه کرده است. کتاب صوتی سارا سلام تصویری بیپرده از رابطهای عاشقانه ارائه داده است که در آن، شور و شوق، لذت، خنده، خلاقیت و همدلی، همزمان با حسادت، مالکیت، ترس، کمبود، و ناتوانی در گفتوگو رشد کردهاند و درنهایت هر دو طرف را فرسودهاند. شنونده در طول این مونولوگ بلند، با لایههای مختلف یک رابطه روبهرو میشود: از لحظهی جرقهی عشق تا روزمرگی، از شب عروسی تا ظرفشستن و خریدن نمکدان، از قهقهههای بیهوا تا سکوتهای سنگین، از «دوست دارم»های پرشور تا «ازت متنفرم» لحظهای. این کتاب صوتی بهجای آنکه نسخهای برای «موفقیت در رابطه» ارائه دهد، آینهای در برابر شنونده میگذارد تا الگوهای عاطفی، ترسها، وابستگیها و نقش گذشته و خانواده را در رابطههای خودش ببیند. در خلال اعترافهای راوی، پرسشهای مهمی دربارهی عشق مطرح شده است: عشق تا کجا میتواند پیش برود پیش از آنکه به اعتیاد تبدیل شود؟ مرز مراقبت و کنترل کجاست؟ چطور غرور و زمان، عشق را میخورند؟ چرا هیچکس به ما یاد نداده است چگونه عاشق شویم و چگونه از عشق مراقبت کنیم؟ از سوی دیگر، کتاب صوتی سارا سلام برای کسانی که به زبان تصویری، جزئیات حسی و توصیفهای دقیق از رفتار، صدا، لباس، بو، فضا و موسیقی علاقه دارند جذاب است. راوی از قورمهسبزی و علیماکارونی تا رنگ مو، مدل خنده، حرکت انگشتها، صدای جیرجیرکها، آهنگ ویتالی، کافه بامداد، میز شام، و حتی شکل گفتن «سپاس» را چنان توصیف کرده است که شنونده میتواند صحنهها را در ذهنش ببیند. این کتاب صوتی همچنین برای کسانی که با سوگ، جدایی، افسردگی و فکر مرگ دستوپنجه نرم میکنند، میتواند نوعی همنشینی در تاریکی باشد؛ همنشینی با کسی که بیپرده از سقوطش حرف زده است و نشان داده است چطور عشق میتواند هم زیباترین تجربهی زندگی باشد و هم ویرانکنندهترین آن.
شنیدن این کتاب را به چه کسانی پیشنهاد میکنیم؟
شنیدن این کتاب صوتی به کسانی پیشنهاد میشود که تجربهی عشقهای شدید، جداییهای سخت یا وابستگیهای عاطفی فرساینده داشتهاند و میخواهند روایتی صادقانه و بیپرده از چنین رابطهای بشنوند. همچنین به کسانی پیشنهاد میشود که به نامهنگاریهای عاشقانه، مونولوگهای طولانی، و روایتهای اولشخص پرجزئیات علاقه دارند. به علاقهمندان موضوعاتی مثل سوگ، افسردگی، خودسرزنشگری، نقش کودکی و خانواده در روابط عاطفی، و مرز میان عشق و اعتیاد عاطفی نیز شنیدن این کتاب صوتی پیشنهاد میشود؛ بهویژه کسانی که دوست دارند در آینهی یک رابطهی دیگر، الگوهای رفتاری و احساسی خود را بهتر بشناسند.
زمان
۲ ساعت و ۵۰ دقیقه
حجم
۱۱۷٫۳ مگابایت
سال انتشار
۱۳۹۸
قابلیت انتقال
ندارد
زمان
۲ ساعت و ۵۰ دقیقه
حجم
۱۱۷٫۳ مگابایت
سال انتشار
۱۳۹۸
قابلیت انتقال
ندارد