دانلود رایگان کتاب صوتی بازی در قاب پنجره (روزنه ۱۰)
با کد تخفیف OFF30 اولین کتاب الکترونیکی یا صوتی‌ات را با ۳۰٪ تخفیف از طاقچه دریافت کن.
تصویر جلد کتاب صوتی بازی در قاب پنجره (روزنه ۱۰)

دانلود و خرید کتاب صوتی بازی در قاب پنجره (روزنه ۱۰)

معرفی کتاب صوتی بازی در قاب پنجره (روزنه ۱۰)

کتاب صوتی روزنه 10؛ بازی در قاب پنجره نوشته ایلزه آیشینگر با ترجمه حمید زرگرباشی و با گویندگی سحر حمیدی منتشر شده است. نشر ترانه پدرام آن را منتشر کرده است. این کتاب صوتی شنونده را به دل موقعیتی ظاهراً ساده می‌برد: زنی که کنار پنجره ایستاده و به خیابان و رودخانه نگاه می‌کند و پیرمردی در آن‌سوی خیابان که ناگهان به بازی عجیبی در قاب پنجره‌ خود دست می‌زند. از دل همین صحنه‌ی روزمره، جهانی از سوءتفاهم، کنجکاوی، ترس، نمایش و تقلید شکل می‌گیرد و فضای داستان به‌تدریج رنگی غریب و ناآشنا پیدا می‌کند. در این کتاب صوتی، آیشینگر با تمرکز بر یک موقعیت محدود، رابطه‌ی میان تماشا و دخالت، میان بازی و خطر و میان شادی و هراس را به‌تصویر کشیده است. زن لب پنجره، پیرمرد آن‌طرف خیابان، پلیس‌ها و جمعیتی که ناگهان ادعا می‌کنند ساکن همان ساختمان‌اند، همگی در یک صحنه‌ی فشرده گرد هم می‌آیند و هرکدام نقشی در شکل‌گرفتن ماجرا دارند. روایت به‌جای حرکت در زمان‌های طولانی، روی چند لحظه‌ی کش‌دار و پرجزئیات تمرکز کرده است و از خلال همین لحظات، حال‌وهوای شهر، فاصله‌ی طبقات، سکوت و هیاهو و نگاه‌های خیره و نگران را نشان می‌دهد. کتاب صوتی روزنه 10؛ بازی در قاب پنجره با تکیه‌بر توصیف‌های دقیق، حرکت‌های کوچک شخصیت‌ها و تغییرات ظریف در فضا، شنونده را وارد بازی‌ای می‌کند که در آن مرز میان تماشاچی و بازیگر مدام جابه‌جا می‌شود. گویندگی سحر حمیدی نیز با برجسته‌کردن لحن متغیر صحنه‌ها، از سکون آغازین تا شتاب و هیجان ورود پلیس، به جان‌گرفتن این فضای فشرده کمک کرده است.

درباره کتاب بازی در قاب پنجره (روزنه ۱۰)

کتاب صوتی روزنه 10؛ بازی در قاب پنجره اثری از ایلزه آیشینگر است که در آن یک موقعیت کوتاه شهری به بستری برای شکل‌گیری نوعی نمایش ناخواسته تبدیل شده است. زن در طبقه‌ی ماقبل آخر ساختمانی مشرف به خیابان ایستاده و از پشت پنجره به بیرون نگاه می‌کند؛ جایی که نسیم از سمت رودخانه می‌وزد و هیاهوی شهر فقط به‌صورت صدایی خفه به بالا می‌رسد. همین فاصله‌ی فیزیکی، نوعی فاصله‌ی عاطفی و ذهنی هم می‌سازد؛ همه‌چیز «بیش از حد پایین» است و زن در جایگاهی قرار گرفته که بیشتر تماشاگر است تا شرکت‌کننده. در این میان پیرمردی در ساختمان روبه‌رو چراغ را در روشنایی روز روشن می‌کند، پنجره را باز می‌کند، با سر اشاره می‌کند، کلاه می‌گذارد و برمی‌دارد، دستمال سفیدش را تکان می‌دهد و کم‌کم از دل این حرکات، نوعی نمایش شکل می‌گیرد که زن را درگیر خود می‌کند. آیشینگر در این کتاب صوتی با تمرکز بر همین جزئیات، فضای شهری را به صحنه‌ای تبدیل کرده است که در آن هر حرکت کوچک می‌تواند معنایی تازه پیدا کند. کتاب صوتی روزنه 10؛ بازی در قاب پنجره در قالب روایتی یک‌تکه و فشرده پیش می‌رود و به‌جای فصل‌بندی کلاسیک، مانند صحنه‌ای ممتد عمل کرده است که در آن چند «لایه» از ماجرا پشت‌سرهم ظاهر می‌شوند: ابتدا گفت‌وگوی بی‌کلام زن و پیرمرد از راه اشاره‌ها و تکان‌دادن سر، بعد اوج‌گرفتن بازی با دستمال، شال و کلاه، سپس وارونه‌شدن تصویر پیرمرد و آویزان‌شدن پاهایش در هوا، و در ادامه ورود پلیس و جمعیتی که ناگهان ادعا می‌کنند همگی ساکن همان ساختمان‌اند. در پایان این زنجیره، تصویر پسر بچه‌ای در آپارتمان بالایی دیده می‌شود که با بالش روی سر و رو‌تختی روی شانه‌ها، حرکات پیرمرد را تقلید کرده است. این توالی صحنه‌ها بدون آنکه به‌طور صریح توضیح داده شود، به شنونده نشان می‌دهد که چگونه یک حرکت ساده می‌تواند به الگویی برای دیگران تبدیل شود و چگونه شادی، ترس، سوءظن و تقلید در یک قاب محدود پنجره کنار هم قرار می‌گیرند. نام نویسنده در متن، همراه با جزئیات رفت‌وآمد پلیس، شکستن در، پاورچین‌رفتن در راهروی باریک و نور کم‌جان انتهای راهرو، فضایی می‌سازد که هم آشناست و هم ناآرام؛ فضایی که در آن هرکس می‌کوشد بفهمد چه اتفاقی افتاده است اما خود این «فهمیدن» هم بخشی از بازی می‌شود.

خلاصه داستان بازی در قاب پنجره (روزنه ۱۰)

در کتاب صوتی روزنه 10؛ بازی در قاب پنجره ماجرا از جایی آغاز می‌شود که زنی در طبقه‌ی ماقبل آخر ساختمانی در شهر، کنار پنجره ایستاده و به بیرون نگاه می‌کند. نسیمی ملایم از سمت رودخانه می‌وزد و خبر تازه‌ای با خود ندارد. زن با نگاه سمج و کنجکاوش، خیابان را می‌پاید؛ جایی که آن‌قدر پایین است که هیاهوی شهر فقط به‌صورت صدایی دور و خفه به او می‌رسد. در همین حال، پیرمردی در ساختمان روبه‌رو چراغ اتاقش را در روشنایی روز روشن می‌کند؛ حرکتی که «تأثیر غریبی» دارد، مثل چراغ‌های خیابان زیر نور آفتاب. این روشن‌کردن چراغ، آغاز نوعی ارتباط خاموش میان زن و پیرمرد است. پیرمرد پنجره را باز می‌کند، سرش را به این‌سو تکان می‌دهد و زن با احتیاط سر تکان می‌دهد. او می‌بیند که پیرمرد کلاه ندارد، به اتاق می‌رود، با کلاه و پالتو برمی‌گردد، کلاه را سرش می‌گذارد و لبخند می‌زند. بعد دستمال سفیدی از جیبش بیرون می‌آورد و آن را اول آرام و بعد تندتر تکان می‌دهد. وقتی روی لبه‌ی پنجره آویزان می‌شود، زن می‌ترسد که نکند بیفتد پایین و یک قدم عقب می‌رود. اما همین عقب‌رفتن، انگار برای پیرمرد نوعی تأیید است؛ بازی را ادامه می‌دهد، شال بزرگ و رنگی‌اش را مثل عمامه دور سرش می‌پیچد، دست‌هایش را صلیب‌وار روی سینه می‌گذارد و هر بار که به بالا نگاه می‌کند با پلک چپش چشمک می‌زند. تا این‌جا، پیرمرد برای زن «اسباب تفریح» بوده است. ناگهان تصویر عوض می‌شود؛ زن فقط پاهای پیرمرد را می‌بیند که در شلوار مخمل وصله‌دار میان هوا تاب می‌خورد. او روی سرش ایستاده است. همین که دوباره چهره‌ی گل‌انداخته و مهربانش ظاهر می‌شود، زن پلیس را خبر کرده است. درحالی‌که پیرمرد خود را در شمدی پیچیده و به نوبت میان دو پنجره‌ی اتاق ظاهر می‌شود، زن صدای آژیر ماشین یورش را از سه کوچه آن‌طرف‌تر، میان زنگ ترامواها و هیاهوی شهر تشخیص می‌دهد. توضیحاتش برای پلیس چندان روشن نبوده و صدایش از هیجان می‌لرزیده است. پیرمرد meanwhile می‌خندد، چهره‌اش پر از چین‌وچروک می‌شود، بعد با دست روی صورتش می‌کشد و برای لحظه‌ای جدی می‌شود؛ انگار خنده را در کف دستش نگه می‌دارد و بعد به آن‌سو پرتاب می‌کند. وقتی ماشین پلیس سر پیچ می‌رسد، زن از تماشای پنجره‌ی روبه‌رو دل می‌کند و نفس‌زنان خود را به پایین ساختمان می‌رساند. جمعیتی دور ماشین پلیس جمع شده‌اند. پاسبان‌ها بیرون می‌پرند و مردم پشت سر آن‌ها و زن به‌سوی ساختمان راه می‌افتند. هرکس ادعا می‌کند که در همان ساختمان زندگی می‌کند و بعضی‌ها تا طبقه‌ی آخر همراه می‌آیند. پلیس‌ها در را که با کوبیدن و زنگ‌زدن باز نمی‌شود، می‌شکنند؛ آن‌قدر سریع و مطمئن که کارشان می‌تواند «سرمشق هر دزدی» شود. دو نفر از آن‌ها چکمه‌هایشان را درمی‌آورند و پاورچین وارد راهروی باریک می‌شوند. از انتهای راهرو نوری می‌تابد. آن‌ها به‌سوی نور می‌روند و زن پشت سرشان حرکت می‌کند. در باز می‌شود. پیرمرد پشت به آن‌ها کنار پنجره ایستاده است. بالش بزرگ سفیدی را روی سرش گذاشته و مدام برمی‌دارد، انگار می‌خواهد به کسی بفهماند که وقت خواب است. فرشی را که از کف اتاق برداشته روی شانه‌هایش انداخته است. گوش‌هایش سنگین است و وقتی مردها پشت سرش می‌رسند، برنمی‌گردد. زن از روی شانه‌های او پنجره‌ی تاریک خودش را می‌بیند؛ کارگاه طبقه‌ی زیرین تعطیل است اما در آپارتمان بالایی، خانواده‌ی جدیدی کنار پنجره‌ی روشن نشسته‌اند. پسر بچه‌ی کوچکی پشت تخته‌نرده‌ای ایستاده، بالش را روی سر گذاشته و رو‌تختی‌اش را روی شانه انداخته، به هوا می‌پرد، دست تکان می‌دهد و از شادی جیغ می‌کشد. او هم مثل پیرمرد می‌خندد، با دست روی صورتش می‌کشد، جدی می‌شود و انگار خنده را لحظه‌ای در دست نگه می‌دارد و بعد با تمام نیرو به‌سوی پاسبان‌ها پرتاب می‌کند. داستان در همین قاب‌های تودرتو از پنجره‌ها، تقلیدها و سوءتفاهم‌ها، تصویری از شهری می‌سازد که در آن بازی و خطر، شادی و ترس و تماشا و دخالت در هم تنیده شده‌اند.

چرا باید کتاب بازی در قاب پنجره (روزنه ۱۰) را بشنویم؟

کتاب صوتی روزنه 10؛ بازی در قاب پنجره از یک صحنه‌ی ظاهراً ساده، موقعیتی چندلایه می‌سازد که در آن می‌توان به تماشای شکل‌گیری ترس، کنجکاوی و تقلید نشست. شنونده در طول روایت می‌بیند که چگونه یک حرکت کوچک در قاب پنجره، به‌تدریج به ماجرایی جمعی تبدیل می‌شود؛ از نگاه زن، تا بازی پیرمرد، تا دخالت پلیس و حضور جمعیت. این فرایند نشان می‌دهد که چگونه نگاه‌ها، قضاوت‌ها و سوءتفاهم‌ها می‌توانند یک موقعیت مبهم را به حادثه‌ای بزرگ تبدیل کنند. این کتاب صوتی همچنین فرصتی است برای تجربه‌ی نوعی «تماشا از دور»؛ زن در طبقه‌ی بالا، شنونده در جایگاه شنیدن، و پیرمرد در قاب پنجره، همگی در یک زنجیره‌ی دیدن و دیده‌شدن قرار می‌گیرند. روایت با جزئیات دقیق حرکات، اشیا و نور، ذهن را درگیر تصویرسازی می‌کند و شنونده را وادار می‌کند که مدام بپرسد: چه چیزی واقعاً خطرناک است و چه چیزی فقط بازی است؟ در پایان، حضور پسر بچه‌ای که حرکات پیرمرد را تقلید کرده است، این سؤال را پررنگ‌تر می‌کند که رفتارها چگونه منتقل می‌شوند و چه‌طور شادی و بازی می‌توانند در چشم دیگران به سوءظن و اضطراب تبدیل شوند. برای کسانی که به فضاهای شهری، موقعیت‌های مرزی میان عادی و عجیب و روایت‌های فشرده علاقه‌مندند، این کتاب صوتی تجربه‌ای متفاوت فراهم کرده است.

شنیدن این کتاب را به چه کسانی پیشنهاد می‌کنیم؟

شنیدن کتاب صوتی روزنه 10؛ بازی در قاب پنجره به کسانی پیشنهاد می‌شود که به داستان‌های کوتاه شهری و موقعیت‌محور علاقه‌مندند و از دنبال‌کردن جزئیات رفتاری شخصیت‌ها لذت می‌برند. همچنین به کسانی پیشنهاد می‌شود که دغدغه‌ی موضوعاتی مانند نگاه جمعی، سوءتفاهم، مرز میان بازی و خطر و تأثیر تقلید در رفتار انسان‌ها را دارند یا در رشته‌هایی مثل ادبیات، مطالعات شهری و علوم اجتماعی به‌دنبال نمونه‌هایی روایی برای این مفاهیم هستند.

نظری برای کتاب ثبت نشده است

زمان

۹ دقیقه

حجم

۸٫۳ مگابایت

سال انتشار

۱۴۰۳

قابلیت انتقال

ندارد

زمان

۹ دقیقه

حجم

۸٫۳ مگابایت

سال انتشار

۱۴۰۳

قابلیت انتقال

ندارد

قیمت:
رایگان