
کتاب صوتی اگه دروغ بگی سنگ میشی
معرفی کتاب صوتی اگه دروغ بگی سنگ میشی
کتاب صوتی نمایش رادیویی داستان اگه دروغ بگی سنگ میشی نوشتهی سیما کاموری روایتی نمایشی از یک قصهی شخصی و درعینحال آشنا درباره ترس، راستگویی و بزرگشدن است. این کتاب صوتی با گویندگی گروه گویندگان و کارگردانی مهدی رضایی در استودیوی خانه داستان چوک ضبط شده و نشر خانه داستان چوک آن را منتشر کرده است. متن اثر در قالب یک نمایش رادیویی اجرا شده که در آن چند صدا و چند نقش حضور دارند و شنونده را وارد فضای یک اعتراف طولانی، صمیمی و گاهی طنزآلود میکنند. در این کتاب صوتی، راوی از همان ابتدا با جملهای آشنا از شاهنامه شروع کرده و بعد بهسرعت وارد دنیای ذهنی و ترسهای خودش میشود؛ دنیایی که در آن یک جملهی سادهی مادرانه «اگه دروغ بگی سنگ میشی» تبدیل به هستهی اصلی زندگی، انتخابها و حتی رؤیای نویسندهشدن او شده است. نمایش رادیویی داستان اگه دروغ بگی سنگ میشی بیش از آنکه فقط یک قصهی کودکانه درباره سنگشدن باشد، سفری صوتی در ذهن دختربچهای است که بهتدریج بزرگ میشود، معلم میشود، به مشاور مراجعه میکند و درنهایت با اولین دروغ زندگیاش روبهرو میشود. ساختار نمایشی، حضور چند صدا، و حرکت رفتوبرگشتی بین گذشته و حال باعث شده این کتاب صوتی برای شنیدن در مسیر، خانه یا حتی در سکوت شب مناسب باشد؛ اثری که هم میتواند لبخند بیاورد و هم شنونده را به فکر فرو ببرد که یک جملهی ساده در کودکی چطور میتواند سرنوشت یک انسان را شکل دهد.
درباره کتاب نمایش رادیویی داستان اگه دروغ بگی سنگ میشی
کتاب نمایش رادیویی داستان اگه دروغ بگی سنگ میشی با محوریت متن سیما کاموری ساخته شده و در قالب یک نمایش رادیویی تکخطی اما پر از خردهروایت پیش میرود. در مرکز این کتاب صوتی، راوی زنی است که از کودکی تا بزرگسالی خود را مرور میکند و همهچیز را از زاویهی یک ترس قدیمی میبیند: ترس از دروغ گفتن و سنگشدن. داستان از یک مقدمهی کوتاه و شاعرانه درباره «دانهی انسان» و «شکافتن سنگ» شروع شده و بعد ناگهان به اعترافی صریح درباره ترس میرسد؛ ترسی که از سردرد و دلدرد فراتر میرود و به اضطراب دائمی از «ترسو بودن» تبدیل شده است. در ادامه، شنونده با خاطرهی سنگ عجیبی روبهرو میشود که شبیه پسر بچهای نشسته است و بچههای محل برایش قصههای مختلف ساختهاند؛ اما مادر راوی نسخهی خودش را دارد: پسر بچه دروغ گفته و سنگ شده است. در ادامهی کتاب نمایش رادیویی داستان اگه دروغ بگی سنگ میشی روایت بهصورت خطی اما با پرشهای زمانی پیش میرود. شنونده با چند فصل نانوشته اما مشخص روبهرو است: فصل کودکی و شکلگیری ترس از دروغ، فصل نوجوانی و علاقه به کتابخواندن و نویسندهشدن، فصل تبدیلشدن رؤیا به داستانی بیهیجان بهخاطر اصرار بر «دروغ ننویسی»، فصل معلمشدن و روبهرو شدن با بچههایی که همان جملهی قدیمی را تکرار میکنند، و فصل مراجعه به مشاور و اتاق انتظار پر از «آدمهای مشکلدار». در این میان، صحنههایی مثل گفتوگوی راوی با مادربزرگ درباره دلدرد بهجای سنگشدن، تجربههای ناموفق آشنایی برای ازدواج بهخاطر راستگویی افراطی، و جلسههای مشاوره با روانشناس، هریک مثل بخشهای جداگانهای از یک نمایش رادیویی عمل کردهاند. کتاب صوتی درنهایت به روزی میرسد که راوی برای اولینبار در زندگیاش دروغ میگوید؛ دروغی کوچک پشت تلفن، اما با لرزشی بزرگ در صدا و بدنی که کمکم «سنگ» میشود. پایان اثر نهتنها ماجرای سنگشدن را میبندد بلکه آن را به نوعی گفتوگوی درونی دائمی تبدیل میکند؛ جایی که راوی در ذهنش رو به آدمهایی که از کنارش میگذرند تکرار میکند: «من انسانم، با من حرف بزن.»
خلاصه داستان نمایش رادیویی داستان اگه دروغ بگی سنگ میشی
در مرکز کتاب صوتی نمایش رادیویی داستان اگه دروغ بگی سنگ میشی یک سؤال ساده و درعینحال عمیق قرار گرفته است: یک جملهی ترسناک در کودکی چطور میتواند تمام زندگی یک انسان را شکل دهد. راوی از همان ابتدا اعتراف میکند که تجربهی زیادی از دردهای جسمی ندارد اما ترس را بزرگترین درد زندگیاش میداند؛ ترسی که از مرگ، خاک، پوسیدن بدن، تنها ماندن، دوستداشتنی نبودن و در نهایت از دروغ گفتن شکل گرفته است. نقطهی آغاز این ترس، سنگی است در انتهای چند کوچه، شبیه پسر بچهای که نشسته و دستهایش را روی سرش گذاشته؛ بچههای محل برای این سنگ قصههای مختلف ساختهاند اما مادر راوی نسخهی خودش را دارد: پسر بچه دروغ گفته و سنگ شده و هرکس دروغ بگوید سنگ میشود. از اینجا به بعد، زندگی راوی زیر سایهی همین جمله میگذرد. او تصمیم میگیرد هرگز دروغ نگوید و سالها به این تصمیم وفادار میماند؛ حتی وقتی بچهها روی سر سنگ آدامس و آشغال میریزند و قصههای ترسناکتری دربارهاش میسازند. در کودکی، مادربزرگ تلاش میکند این ترس را نرمتر کند و میگوید میشد بهجای سنگشدن، از دلدرد حرف زد یا از خانهای در بهشت برای راستگوها؛ اما نگاه مادر نشان میدهد که «همهچیز به قوت خود باقی است». این ترس کمکم به نوشتن هم سرایت میکند. راوی که عاشق کتاب و رؤیای نویسندهشدن است، وقتی از مادر میپرسد اگر در قصه چیزهایی بنویسد که راست نباشد چه میشود، جواب میشنود که «دروغ دروغه، فرقی نداره بگی یا بنویسی». نتیجه این میشود که داستانهایش از دختر فقیر و شاهزاده به روایتهای بیحادثهای از یک دختر معمولی تبدیل میشود که هیچ اتفاق خارقالعادهای در زندگیاش نمیافتد. سالها بعد، راوی معلم دبستان میشود و میبیند دروغ نگفتن چطور او را تنها کرده است. در آشناییهای ازدواج، جوابهای بیشازحد صریحش باعث میشود جلسهها به چند دقیقه هم نرسد. در جایی از کتاب صوتی، چند نمونه از این گفتوگوها روایت شده که هم خندهدار است و هم تلخ؛ از جمله وقتی در جواب «نظرتون راجع به من چیه؟» ظاهر و شغل طرف مقابل را «معمولی» توصیف میکند یا وقتی حدس میزند شاید بعد از ازدواج به همسرش خیانت کند. فشار تنهایی و قضاوت دیگران او را به اتاق انتظار یک روانشناس میکشاند؛ جایی که آدمهایی با «مشکل دزدی»، «بیخوابی» یا «لذتبردن از آزار اداری دیگران» نشستهاند و برای هم همدردی میسازند. اما وقتی نوبت راوی میرسد و میگوید «نمیتونم دروغ بگم، میترسم سنگ بشم»، سکوت جمع و نگاههای متعجب نشان میدهد که مشکل او از نظر دیگران عجیبتر از بقیه است. روانشناس به او میگوید لازم نیست دروغگوی قهاری شود، همین که بتواند در موضوعهای کوچک «راستش را نگوید» کافی است. این حرفها در ذهن راوی میماند تا روزی که در پارک روی نیمکت نشسته و همکارش زنگ میزند و میخواهد کلاسش را بهجای او برگزار کند. راوی وقت مشاوره دارد و در واقع مشکل دارد، اما برای اولینبار تصمیم میگیرد دروغ بگوید: «نه، مشکلی نیست.» همین جملهی کوتاه، همان لحظهای است که تمام ترسهای سالهاهاش به نقطهی اوج میرسد. بدنش سرد میشود، صدایی شبیه ترک خوردن یخ در سرش میپیچد و احساس میکند خشک و بیحرکت شده است؛ انگار همان سنگی شده که از کودکی از آن میترسید. در پایان، او بهجای پذیرفتن یک «پایان قطعی»، به بعد از سنگشدن فکر میکند؛ به این امکان که شاید اگر روزی کسی او را دوباره «انسان» ببیند و با او حرف بزند، طلسم بشکند. تا آن روز، در ذهنش رو به همهی رهگذران تکرار میکند: «من انسانم، با من حرف بزن.»
چرا باید کتاب نمایش رادیویی داستان اگه دروغ بگی سنگ میشی را بشنویم؟
کتاب صوتی نمایش رادیویی داستان اگه دروغ بگی سنگ میشی فرصتی است برای شنیدن یک اعتراف طولانی درباره ترس، راستگویی و تأثیر یک جملهی سادهی تربیتی بر تمام زندگی یک انسان. این کتاب صوتی نشان داده است که چطور یک باور کودکانه میتواند به هستهی هویت تبدیل شود و انتخابهای شغلی، عاطفی و حتی رؤیاهای فرد را شکل دهد. شنونده در طول اثر با موقعیتهایی روبهرو میشود که در آن مرز بین «صداقت» و «ناتوانی از دروغ گفتن» مبهم میشود و این سؤال پیش میآید که آیا همیشه راستگویی فضیلت است یا گاهی میتواند به تنهایی و سوءتفاهم منجر شود. از سوی دیگر، نمایش رادیویی داستان اگه دروغ بگی سنگ میشی با ترکیب طنز تلخ و روایت صریح، تجربههایی آشنا را زنده کرده است: ترسهای عجیب کودکی، خرافههای کوچک روزمره، جلسههای آشنایی برای ازدواج، اتاق انتظار روانشناس و گفتوگوهای خانوادگی درباره «سنگشدن» یا «دلدرد گرفتن». این کتاب صوتی برای شنونده فضایی میسازد که در آن میتوان بدون قضاوت، به ترسهای شخصی و باورهای قدیمی فکر کرد و شاید از خود پرسید کدام جملهی ساده در کودکی هنوز در گوش میپیچد و رفتار امروز را هدایت میکند. همچنین ساختار نمایشی و حضور چند صدا باعث شده شنیدن این اثر شبیه تماشای یک تئاتر ذهنی باشد؛ تئاتری که صحنههایش از کوچههای کودکی تا کلاس درس، اتاق مشاوره و نیمکت پارک را دربرمیگیرد. برای کسانی که به تجربههای درونی، روان انسان و جزئیات زندگی روزمره علاقه دارند، این کتاب صوتی میتواند همزمان هم سرگرمکننده و هم تأملبرانگیز باشد.
شنیدن این کتاب را به چه کسانی پیشنهاد میکنیم؟
شنیدن کتاب صوتی نمایش رادیویی داستان اگه دروغ بگی سنگ میشی به کسانی پیشنهاد میشود که به موضوعهایی مثل ترس، راستگویی، تربیت در کودکی و تأثیر جملات والدین بر زندگی فرزندان علاقه دارند. همچنین به معلمان، مشاوران، والدین و دانشجویان رشتههای مرتبط با روانشناسی و علوم تربیتی پیشنهاد میشود که بهدنبال نمونهای روایی از شکلگیری یک باور عمیق در ذهن کودک هستند. این کتاب صوتی برای کسانی مناسب است که از نمایشهای رادیویی، مونولوگهای طولانی، روایتهای اولشخص و فضاهای صمیمی و اعترافگونه لذت میبرند و دوست دارند در خلال یک داستان شخصی، به سؤالات خود درباره صداقت، دروغ و تنهایی فکر کنند.
برای تجربهای بهتر در دانلود کتاب صوتی اگه دروغ بگی سنگ میشی و شنیدن آن، اپلیکیشن طاقچه را بهصورت رایگان نصب کنید. در اپلیکیشن میتوانید مطالعهی خود را شخصیسازی کنید و لذت خواندن و شنیدن کتابها را همیشه و همهجا تجربه کنید. علاوهبر دسترسی آسان، امکان خرید هزاران کتاب صوتی و الکترونیکی با تخفیفهای ویژه و بهترین قیمت هم فراهم است.
مشخصات کتاب صوتی
| نام کتاب: | اگه دروغ بگی سنگ میشی |
|---|---|
| موضوع: | داستان و رمان، کتاب رایگان |
| نویسنده: | سیما کاموری |
| گوینده: | گروه گویندگان |
| انتشارات: | خانه داستان چوک |
| سال انتشار نسخه فیزیکی: | ۱۳۹۸/۰۱/۰۱ |
| فرمت کتاب: | MP۳ |
| حجم فایل کتاب: | ۶۰.۹۹ مگابایت |
| مدتزمان: | ۲۶ دقیقه |
| قیمت کتاب: | رایگان |

نظر شما دربارهٔ این کتاب